ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۸۴۱ تا ۵٬۸۶۰ مورد از کل ۸٬۱۵۲ مورد.
۵۸۴۱.

الحاق شهری سکونتگاه های روستایی پیرامون شهر زنجان؛ مورد: روستاهای سایان و گاوازنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۴ تعداد دانلود : ۱۹۵
گرچه در سالهای اخیر آنچه که به ادغام یا الحاق شهری شهرت یافته، کم و بیش توسط کارشناسان شهری مورد اشاره قرارگرفته است، اما کوشش چندانی در سنجش دامنه یا هدایت دگرگونیهای برآمده از این فرایند در گذر زمان به انجام نرسیده است. بر مبنای اطلاعات و داده های پراکنده موجود، این پدیده طی یکی- دو دهه اخیر، در غیاب برنامه های متناسب شهری و به صورتی عمدتاً خودجوش، زمینه ساز الحاق و ادغام بسیاری از سکونتگاههای روستایی در کانونهای شهری به ویژه کلانشهرهای کشور شده است. این مقاله کوشش دارد تا ابعاد مختلف پدیده ادغام یا الحاق شهری و پدیده های وابسته به آن- پدیده های خزش و خورندگی شهری- را با نگاهی به رشد بی رویه شهر زنجان و ادغام دو نمونه سکونتگاه های پیرامونی آن، مورد بررسی قرار دهد. روش تحقیق، توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی، کتابخانه ای و بررسی های میدانی است. یافته های پژوهش حاضر بیانگر آن است که تحولات سکونتگاه های روستایی ناشی از الحاق، عمدتاً موجب بروز مسائل متعددی در روستاهای مورد مطالعه شده است. گرچه روستاهای پیرامونی در فرایند الحاق به صورت کانونهای جمعیت پذیر در آمده اند، اما این افزایش جمعیت نه به سبب رشد طبیعی، بلکه به علت تصمیم سازیهای اداری- دولتی و گسترش بی رویه محدوده شهر و بروز پدیده های خزش و خورندگی بوده است. واقعیت این است که روند الحاق سکونتگاه های روستایی پیرامون زنجان، نه تنها موجب حل مسایل و مشکلات پیشین این روستاها نشده است، بلکه پیامدهای متعددی نظیر افزایش جمعیت به واسطه ورود مهاجران روستایی و شهری و به دنبال آن پیدایش حاشیه نشینی، تغییرکاربری اراضی کشاورزی به مسکونی و خدماتی، آلودگی و مسائل زیست محیطی سکونتگاههای ملحق شده به شهر و... را فراروی روستاهای سایان و گاوازنگ و همچنین شهر زنجان قرار داده است.
۵۸۴۲.

آمارزدگی؛ نقدی بر افسون زدگی کمیت باورانه در پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۹ تعداد دانلود : ۲۴۴
بدون تردید روش های آماری می توانند در مطالعات طراحی شهری و معماری کاربرد موجهی داشته باشند، اما کاربرد سطحی، ناموجه و بعضاً گمراه کننده این روشها در برخی از تحقیقات، به ویژه در پایان نامه های دانشجویی، در سال های اخیر موجب دغدغه خاطر جدی گردیده است. به نظر می رسد که بخشی از اصرار به استفاده از آزمونهای آماری در مطالعات، به " کالایی شدن" امر پژوهش و لزوم تسریع در فرآیند چنین تولیدی ربط دارد. کیفیت نازل این گونه تحقیقات که معمولا با ظاهری "شبه آماری" ارائه می گردند، بازاندیشی و تأمل در این زمینه را ضرورت می بخشد. این مقاله به پدیده افراط و اصرار در کاربرد روشهای کمی وآماری در مطالعات، یا آنچه را که سندرم " آمارزدگی" خواهیم نامید، می پردازد. هدف این مطالعه تعریف عارضه یا سندرم "آمارزدگی" به مثابه یک مفهوم مؤثر در آسیب شناسی امر پژوهش، بازشناسی ابعاد آن و نهایتاً تبیین علل ِ ایجاد آن در قالب تعدادی فرضیه می باشد. برای انجام این کار از روش توصیفی جهت بیان تجربیات مؤلف و از روش تحلیلی برای استدلال در حوزه مباحث نظری استفاده شده است. یافته های مطالعه نشان می دهد " آمارزدگی" نوعی مسمومیت آماری در پژوهش است که دو بعد متمایز لیکن مرتبط، تحت عناوین "افسون زدگی آماری" و " قشری زدگی آماری" دارد. افسون زدگی آماری بر مسحور شدن/بودن پژوهشگر توسط مفاهیم و فنون آماری دلالت دارد که می توان از این عارضه تحت عنوان " فتشیزم عددی" یا " بت- وارگی آماری" نیز نام برد. قشری زدگی آماری، به مفهوم درک سطحی و ناقص از ضرورتهای مطالعات کمّی و استفاده سهل انگارانه از آزمونهای آماری است. قشری زدگی آماری در "علم باوری افراطی" (ساینتیسم) و تلاش در تبدیل " علوم نرم" به " علوم سخت" از طریق پوشاندن لباس کمی و ریاضی بر پیکر مفاهیم کیفی و نرم، پوزیتیویزم خام و جذابیت دانش های برخوردار از طول " دوره نیمه عمر" بیشتر ریشه دارد. در نهایت این مطالعه ضرورت افسون زدایی از افسون زدگی آماری و کمیت باوری افراطی در پژوهش ، به ویژه در حوزه های مرتبط با علوم انسانی نظیر معماری و طراحی شهری را نتیجه می گیرد.
۵۸۴۳.

نقش توسعه ظرفیتی در مدیریت کاهش خطر زلزله در مناطق روستایی (مطالعه موردی: شهرستان ابهر، دهستان سنبل آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۳ تعداد دانلود : ۱۹۹
کشور ایران به لحاظ موقعیت جغرافیایی از مستعدترین مناطق جهان از نظر بروز مخاطرات طبیعی و به ویژه زمین لرزه است، به طوری که در آسیا جایگاه هفتم و در جهان جایگاه سیزدهم را به خود اختصاص داده است. با نگاه اجمالی به نقشه های پهنه بندی زمین لرزه، می توان دریافت که بیشتر سکونتگاه های پرجمعیت روستایی و شهری کشور در دامنه های البرز و زاگرس واقع اند که از لحاظ تهدید مخاطرات طبیعی و به ویژه زلزله آسیب پذیری نسبتاً بالایی دارند. به همین خاطر تأکید این پژوهش، بررسی ظرفیت های مقابله با آسیب پذیری سکونتگاه های روستایی در برابر خطر زمین لرزه در مناطق روستایی دهستان سنبل آباد از توابع شهرستان ابهر می باشد. پژوهش حاضر درصدد اندازه گیری میزان ظرفیت های (اجتماعی، اقتصادی، نهادی، کالبدی و طبیعی) به منظور مقابله با تأثیرات مخاطره زلزله و تبیین عملی نقش توسعه ظرفیتی و یا تقویت ظرفیت های موجود با هدف کاهش تأثیرات زمین لرزه در مناطق روستایی مورد مطالعه است. برای بررسی این موضوع از دو روش اسنادی و میدانی و روش تحقیق توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. در فرایند عملیات میدانی دو نوع پرسشنامه تهیه گردید که پرسشنامه اول توسط224 خانوار انتخاب شده از طریق نمونه گیری مطبق از 11 روستای دهستان و پرسشنامه دوم توسط 45 نفر از مسئولین روستایی این دهستان تکمیل گردیدند. به منظور تحلیل داده ها از نرم افزارSpss و آماره های توصیفی(میانگین و میانه) و استنباطی (آزمون فریدمن، تی تست تک نمونه ای و همبستگی) استفاده شده است. با توجه به موضوع و دستیابی به اهداف تحقیق، فرضیه «ظرفیت های مدیریتی موجود در منطقه مورد مطالعه در ابعاد گوناگون (اجتماعی، اقتصادی، کالبدی، طبیعی و نهادی) برای مدیریت سانحه زلزله کافی است» مورد تجزیه و تحلیل و آزمون قرار گرفت و نتایج تحقیق، از کافی بودن ظرفیت های موجود در منطقه روستایی مورد مطالعه برای کاستن از تأثیرات و آسیب پذیری خطر زمین لرزه حکایت دارد. واژگان کلیدی: توسعه ظرفیتی، مدیریت سانحه، سکونتگاه های روستایی، دهستان سنبل آباد
۵۸۴۴.

ارزیابی اثرات تبدیل روستا به شهر در توسعه مناطق کوهستانی با استفاده از روش نظریه بنیانی (مورد: بخش دیلمان- شهرستان سیاهکل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۲۶۰
در اغلب کشورهای در حال توسعه گرایش برنامه ریزان به تمرکززدایی فضایی، کاهش نابرابری های منطقه ای و دوگانگی های شهری- روستایی در دهه های اخیر، منجر به اتخاذ راهبردهای متفاوتی گردیده است. یکی از مهم ترین این راهبردها، تبدیل روستاها به شهر و تقویت آن ها می باشد. این پژوهش با تکیه بر مطالعه در بخش دیلمان، در پی ارزیابی سیاست تبدیل روستا به شهر در توسعه مناطق کوهستانی است. پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی است و از لحاظ پارادایم در گروه پژوهش های کیفی قرار دارد و از بعد روش از نظریه بنیانی استفاده نموده است. روش گردآوری اطلاعات به دو صورت کتابخانه ای و میدانی است. تمرکز اصلی پژوهش در بخش مطالعه میدانی بر روش نظریه بنیانی است. حجم نمونه به تعداد 14 نفر به وسیله نمونه گیری هدفمند و به روش گلوله برفی از بین مطلعان محلی تعیین گردید. برای دستیابی به اطلاعات، از مصاحبه نیمه ساختاریافته بهره گرفته شد. مصاحبه با افراد نمونه تا زمانی ادامه پیدا کرد که پژوهشگر به این باور رسید که اظهار نظرها در خصوص موضوع و هدف پژوهش به حالتی یکنواخت و تکراری رسیده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تبدیل دیلمان به شهر در زمینه اشتغال، زمین و مسکن، تعاملات اقتصادی، مسایل اداری و مدیریتی، گردشگری و گذران اوقات فراغت، امکانات زیربنایی و رفاهی و مسایل زیست محیطی توفیق چندانی نداشته است. بنابراین، نتایج این پژوهش بر عدم موفقیت سیاست تبدیل روستا به شهر در توسعه منطقه ای، دلالت دارد.
۵۸۴۶.

معماران معاصر یزد: رجوع به ارزش های سنتی جهت ایجاد الگوهای آموزش معماری؛ در گفتگویی با دکتر مسعودنبی میبدی

۵۸۴۸.

ارزیابی تطبیقی کیفیت محیط سکونت شهری با تاکید بر تصویر ذهنی شهروندان (مطالعه موردی: شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۰ تعداد دانلود : ۲۴۴
زیستگاه انسانی هنگامی می تواند بیشترین مطلوبیت را برای انسان دربرداشته باشد، که انتظارات وی را در ابعاد مختلف، زیست محیطی، اجتماعی، کالبدی، اقتصادی و... برآورده سازد. چنانچه هریک از این عوامل، در محیط زندگی یک فرد، فاقد کیفیات مطلوب باشند، بر احساس و ادراک وی از فضا و در نتیجه بر سطح رضایت مندی او از محیط زندگی تاثیرگذار خواهد بود. برهمین اساس، پژوهش حاضر در پی پاسخ دادن به این سوال است که با توجه به معیارها و شاخص های کیفیت محیط سکونت شهری از منظر ذهنی ساکنان، سطح کیفیت محیط سکونت در محدوده مطالعاتی در چه حدی می باشد؟ برای رسیدن به این مهم، از روش توصیفی- تحلیلی و نرم افزار Spss در تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده و همچنین با به کارگیری آزمون های آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون توکی در گروه بندی مولفه ها، به ارزیابی هرکدام پرداخته شده است. همچنین با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 376 پرسش نامه در محله های مورد مطالعه توزیع گردیده است. این پرسش نامه ها کیفیت محیط سکونت را در قالب دو معیار کلی "کیفیت محیط سکونتی" و "کیفیت محیط شهری" جست و جو می کنند. نتایج حاصل بیانگر آن می باشد که شهروندان منطقه 2 شهر قزوین، نسبت به سایر مناطق شهر، از مولفه های کیفیت محیط سکونت خود رضایت بیشتری دارند.
۵۸۴۹.

تبین مفهوم شناختی معیارهای زیباشناسی در منظر شهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۲ تعداد دانلود : ۲۸۰
  دستیابی به رویه پایدار زندگی روزمره شهری، به طور مستقیم به «منظر شهر» 1 ، زیبایی و توان خلاقانه فضاهای مطلوب آن مرتبط است. منظر شهر بر زندگی مردم، نظم روحی و عقلانی فضاهای عمومی شهر جهت مواجهه با نیازهای مردم، از نیازهای روانی و زیباشناسانه شهر تا خلق محیط مورد نیاز تأثیر می گذارد. منظر شهر سیستمی زنده است که تجمع جریانات پیچیده، ساختارها، ارتباطات و مالکین آن را شکل می دهند. به منظور دستیابی به محیطی سالم، امن، مناسب و زیبا، باید به منظر شهر از لحاظ زیباشناسی توجه اساسی نمود. هدف این پژوهش بررسی خصوصیات و کیفیات منظر شهر، تبیین معیارهای زیباشناسی در منظر شهر، دسته بندی نظریات زیباشناسی منظر شهر و در نهایت ارائه عناصر و کیفیت های منظر شهری زیبا بوده است. در راستای دست یابی به این هدف، از روش تحقیق تحلیلی توصیفی استفاده شده است. همچنین یافته های این پژوهش نشان داده است که منظر شهر جنبه عینی یا قابل ادراک محیط است که به نوبه خود واجد فرم، عملکرد، معنا و بالاخص زیبایی است.
۵۸۵۲.

حیات شیعه و تأثیر آن بر معماری حیاط در خانه های سنتی یزد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳۵ تعداد دانلود : ۱۴۳۵
با بررسی سیر تطور خانه در طول تاریخ اسلام شاهد گسترش کمی و کیفی حیاط در خانه های شهرهای اسلامی و به ویژه ایرانی هستیم. پس از دوره صفویه، حیاط به اصلی ترین عنصر در خانه ها تبدیل می شود. در دورة قاجاریه نیز همین حیاط مرکزی با اتاق ها و تالارهای اطراف آن به بهترین نحو ممکن، در عین پاسخگویی به سایر نیازهای مورد توقع، جوابگوی اجرای مراسم عزاداری و روضه خوانی در ماه های محرم و صفر می باشد؛ مراسمی که خانه های امروزی نه تنها جوابگوی آن نیست، بلکه قابلیت برگزاری جلسات هفتگی و خانوادگی -که یکی از آداب محترم خانواده ها تا گذشته ای نه چندان دور بوده است- به دلیل مساحت کم یا طرح و هندسة خاص خانه ها که عموماً متأثر از فرهنگ و معماری برگرفته از غرب و بدون پشتوانة تفکر بومی است را نیز ندارد. به نظر می رسد عزاداری بر مصائب اهل بیت(ع) که جزئی از سبک زندگی شیعیان پس از استقرار تشیع در فلات ایران بوده، توانسته است بر نحوة شکل گیری معماری خانه های سنتی در محدودة اقلیم مرکزی ایران تأثیرگذار باشد. در این مقاله سعی گردیده است تعامل نزدیک و چگونگی تأثیرگذاری این بخش از سبک زندگی شیعیان در نحوة شکل گیری حیاط خانه های سنتی در محدودة مرکزی ایران و به خصوص شهر یزد، از طریق تحقیقات میدانی و بررسی اسناد و منابع تاریخی، مورد بررسی قرار گیرد.
۵۸۵۵.

سیر تحول نگاه جامعه حرفه ای به تکنولوژی ساختمان در ایران پس از انقلاب اسلامی (1389-1357) در خلال مطبوعات تخصصی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری هنرهای کاربردی معماری کاربردی ایران و اسلام
  2. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری هنرهای کاربردی معماری کاربردی مطالعات شهرسازی
تعداد بازدید : ۲۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۸۳۳
بررسی تحول نوع نگاه معماران به تکنولوژی در صنعت و هنر ساختمان در ایران، در دوران پس از انقلاب اسلامی سال 1357، موضوعی است که این نوشتار با رویکردی فرهنگی اجتماعی و در قالب روایت تاریخی آن را بررسی کرده است. مسئله این است که اگر بوم گرایی و فرهنگ بومی در چنین پژوهشی، محور بررسی نباشد، این سیر تحول در عصر ارتباطات، با سیر تحولات جهانی، تمایز چندانی نخواهد داشت و اختصاص آن به ایران معنا ندارد؛ لذا در این نوشتار، پس از بررسی کوتاهی از وضعیت صنعت ساختمان در اواخر دوران پهلوی، تحولات تکنولوژی ساختمان ایران در پنج دوره پس از انقلاب پیگیری شده است. معیار تفکیک هر دوره با دوره پیشین، تغییر نگرش فرهنگی به تکنولوژی است و در اینجا نشان داده شده که این تغییر نگرش، با سودمحوری اقتصادی، رابطه تنگاتنگ دارد. در هر دوران، به تبیین نظرگاه متخصصان یا سازندگان و مدیران آن دوران، در باب تکنولوژی ساخت پرداخته شده و سپس بدون آنکه بر بناهای خاص تأکید شود، روند کلی تکنولوژی ساختمان آن دوره بر مبنای پایه های تحلیلی فرهنگی اقتصادی اجتماعی، ارائه گردیده است. این بررسی، نقش اصلی تغییر نگرش ها را به موضوع خودکفایی و هویت ملی در تحولات وسیع تکنولوژی در این دوره (در مقایسه بین سال های اول پیروزی انقلاب و سال های اخیر) نشان می دهد؛ تحولاتی که از حلبی آبادها و گودنشینی ها در اوایل انقلاب آغاز می شود و پس از گذر از ساخت وسازهای نیمه اضطراری دوران جنگ به زمانی می رسد که جریان اصلی ساختمان سازی را تکنولوژی برای سلطه و نمایش موجودیت برتر (اقتصادی، دولتی، تکنولوژیکی و...)، هدایت می کند و برج های «های تک» یا «شبه های تک» به نماد پیشرفت ملی تبدیل می شود. درنهایت، ارزیابی کلی و دستاورد این جست وجو، در بخش آخر، جمع بندی شده است.
۵۸۵۶.

تعیین الگوی بهینه حیاط مرکزی در مسکن سنتی دزفول با تکیه بر تحلیل سایه دریافتی سطوح مختلف حیاط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۲۱۸
استفاده از حیاط مرکزی الگوی بسیار کهنی در ساخت و ساز مسکن بوده و به طور قابل ملاحظه ای در شهرهای مختلف ایران مورد استفاده قرار گرفته، همچنین فضاهای سکونتی با بهره گیری از تدابیر مختلفی در اطراف این حیاط ها شکل گرفته اند. تناسبات حیاط مرکزی نقش عمده ای در تعیین میزان انرژی تابشی جذب شده در سطوح مختلف حیاط و ایجاد شرایط آسایش بصری و حرارتی برای ساکنین ایفا می کند. شناخت الگوی بهینه حیاط مرکزی در مناطق مختلف کشور نیازمند انجام مطالعات دقیق در میزان سایه اندازی الگوهای مختلف حیاط با تناسبات گوناگون است. برای رسیدن به این مقصود کوشش شده تناسبات مختلف حیاط در مسکن سنتی دزفول شناسایی شده و میزان سایه دریافتی سطوح مختلف حیاط در الگوهای مختلف مورد ارزیابی قرار گیرد. جهت انجام این تحقیق، نمونه های مختلف حیاط با استفاده از برداشت های میدانی تعیین شده و با استفاده از شبیه سازی سه بعدی الگوها، سایه حاصل از ابعاد مختلف بر روی سطوح مختلف در ماه های گوناگون سال اندازه گیری شده است. با مقایسه میزان سایه حاصل از هر نمونه با جدول نیاز اقلیمی شهرستان دزفول، بهترین نمونه از نظر مواقع نیاز به سایه و آفتاب معرفی شده است. در بناهایی که حیاط آنها، دارای نسبت 1تا 4/1 میان طول و عرض (حیاط با فرم مربعی شکل) و همچنین نسبت طول به ارتفاع 1/1 تا 2/1 (عمق متوسط) باشند، مناسب ترین میزان سایه در فصول گرم بر روی کف و جداره ها ایجاد خواهد شد. استفاده از این الگوی بهینه، سبب افزایش سایه بر سطوح حیاط، کاهش دمای جداره ها، کاهش بار سرمایشی ساختمان و افزایش آسایش ساکنین خواهد شد.
۵۸۵۷.

Marital Status and Crowding Intensity (The Case of Multifamily Apartments in Lagos, Nigeria)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۲۱۰
In Nigeria, crowded housing is one of the housing stresses that bother policy-makers and housing authorities.This study exامینes the crowding levels in seven marital status categories among the occupants of Lagos State Development and Property Corporation’s apartments. The focus is on the capacity of an apartment’s internal spaces to meet the sleeping needs of households in different marital arrangements. A case study of four housing estates was purposively selected among Lagos State Development and Property Corporation’s multifamily categories, with a population of 7,764 apartments. A sample of 7.5% (582) was chosen using stratification and systematic random techniques. A pretested questionnaire instrument was used to collect the relevant demographic data of occupants. The occupants in different marital arrangements were grouped into three: households that harboured one to two occupants; households that harboured three to five occupants; and households that harboured six or more occupants. The result shows that households containing three to five persons were the most dominant in all apartment types while households that contain six or more persons were very few. Generally, the result showed no substantial disparity in the incidence of crowding among households of various marital classifications in different apartment types. The link between “Separated” and “Divorced” was revealed, as both types were not found among respondents living in two-bedroom apartments. The number of occupants in the “just single” and “married” categories were high compared to others. These results are significant for policies regarding occupancy, crowding and design of Lagos State Development and Property Corporation’s apartments.
۵۸۵۸.

Investigating Cross-Cultural Differences in the Privacy Regulation and Perception of Crowding (Northern and Kurdish Women in Iran)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۲ تعداد دانلود : ۲۷۱
This study investigated cross-cultural differences in the privacy regulation and perception of crowding among two Iranian sub-cultures (Kurdish and Northern women).The primary purpose of this study was to exامینe whether Northern and Kurdish women differed in their desired and achieved levels of privacy in parks. The second purpose of this study was to investigate the relationships between the desired and the achieved levels of privacy and the experience of crowding. The final purpose was to describe the cultural differences in the experience of crowding between Northern and Kurdish women. The research methodology was designed on interview and questionnaire. A random size of 600 Kurdish and Northern women was selected in Sanandaj and Rasht cities. Moreover, to exامینe the survey Chi-Square Test, Independent Sample Test and Analysis of variance were conducted. The results show that Kurdish women desired more privacy in public spaces than Northern women. Regardless of culture, women’s desired and achieved privacy levels have associations with the level of perceived crowding in public spaces. These findings assist environmental designers to present strategies for achieving privacy in relation to Iranian sub-cultures.
۵۸۵۹.

Urban Identity in the Entrance of City(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۲ تعداد دانلود : ۲۹۷
Identity, a series of traits and characteristics that makes a person or a member of the community come to a kind of “ recognition” about individuals and other communities; The city also, following the example of this criterion gains character and gets independent. Identity in the city, through the creation and association with “public memories” of citizens causes the sense of interest and dependence which leads the inhabitants of the city toward becoming a citizen, which is a more active level of being just inhabitants. Although the identity is the effect of the culture of its citizens, it affects the process of becoming a citizen and can cause the formulation of criteria related to the participation and judging of observers and residents. Urban identity is a reflection of all the local people’s traditions, culture and aspirations grouped together. It reflects their needs, successes, failures and future. Constricted, the city is understood and interpreted through the technical rather than the sensory, yet it is the sensory from which people build their feeling and emotion. Sensuous requirements may coincide or conflict with other demands but cannot be separated from them in designing or judging urban spaces. The static physical setting, activities and meaning constituted three basic elements of urban identity places. Since place identity is a sub-structure of the self-identity of person consisting of broadly conceived cognitions about the world in which the individual lives. These cognitions represent memories, ideas, values, meanings and conceptions of behavior and experience. This study investigates and compares basic elements of urban identity in Zanjan city entrances with using Analytical Hierarchy Process Method and the proposed recommendations for the increase identity.
۵۸۶۰.

The Theory of “Living Time ” in Periodization of Iranian Architectural History(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۶ تعداد دانلود : ۲۹۲
The writing of Iranian architectural history has, from its start, followed the principles of western historiography. Portions of this history are well expected to be neglected or unattended when writing of it takes place outside its intellectual framework that essentially reflects the Iranian throught world. To have a truly Iranian architectural historiography, one has to find the theoretical principles which are deeply rooted in the Iranian Islamic culture. Although pre-modern Iranian historians never wrote a history of architecture, they were exponents of historiography during a millennium of cultural flourishing and vigor. Since any sort of historiography, as well as literature, usually is based on principles and ideological views about history and time, Persian historic texts can be considered as worthy sources regarding theoretical bases on which we can build the Iranian philosophy of architectural history. Persian prose of the early centuries of Islam is among these sources. One of the common, prominent themes in these texts is the nature of time or history. It is presented as a sensible, living being whose states relate to human events and phenomena across time. A new theory of periodization of Iranian architectural history can be drawn based upon this theory.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان