ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۰۸۱ تا ۸٬۱۰۰ مورد از کل ۸٬۱۶۴ مورد.
۸۰۸۱.

مؤلفه های معماری مؤثر بر شکل گیری رفتار جمعی در فضاهای آیینی شمال ایران (مطالعه موردی: سقانفارهای شهر بابل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۶
بیان مسئله: فضاهای آیینی به عنوان بسترهای کالبدی و معنایی، نقش مهمی در سازمان دهی رفتار جمعی جوامع سنتی ایفا می کنند. در شمال ایران، سقانفارها به عنوان معماری آیینی منحصربه فرد در میان مردم مازندران، نه تنها محلی برای برگزاری مراسم مذهبی هستند، بلکه با ویژگی های فضایی خاص خود، رفتارهای جمعی و الگوهای کنش اجتماعی را سامان دهی می کنند. بااین حال، تاکنون کمتر به تأثیر مؤلفه های کالبدی سقانفارها بر شکل گیری رفتار جمعی پرداخته شده است. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل مؤلفه های معماری مؤثر بر شکل گیری رفتار جمعی در سقانفارهای شهر بابل با رویکردی کیفی، به منظور درک نقش فضاهای آیینی بومی در تقویت تعاملات اجتماعی و هویت جمعی است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش مطالعه موردی انجام شد. گردآوری داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 12 نفر از معماران بومی، متولیان و اهالی، مشاهده مشارکتی و ثبت میدانی انجام شد. داده های کیفی با روش تحلیل مضمون براون و کلارک کدگذاری و تحلیل شدند. نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که مؤلفه هایی مانند ایوان های روباز، ستون های چوبی، پله های بیرونی، سلسله مراتب فضایی و تزئینات نمادین سقانفارها نقش تعیین کننده ای در شکل گیری رفتار جمعی آیینی دارند. این عناصر با ایجاد قابلیت دید و دسترسی مشترک، سازمان دهی مسیرهای حرکتی و تداعی مفاهیم نمادین مذهبی به بازتولید معنا و تقویت حس هویت و تعلق جمعی در میان مشارکت کنندگان کمک می کنند. نتایج پژوهش می تواند در طراحی فضاهای آیینی معاصر با رویکرد بومی گرایانه و ارتقای کیفیت تجربه جمعی استفاده شود.
۸۰۸۲.

شیوه انتظام ساختارِ فضایی ورودی مساجد شیراز در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۵
فضاهای مذهبی به خصوص مساجد در دوره اسلامی از اهمیت بسزایی برخوردارند. فضاهای ورودی به عنوان اولین جزء می­توانند نشانگر مفاهیم و ارزشهای معماری آن فضا باشند، لذا ورودی ها به لحاظ داشتن نقش کالبدی، کارکردی و انتقال دهنده مفاهیم و معانی حایز اهمیت هستند. این دیدگاه که اعتقادات و ارزش­های حاکم بر جامعه، به بروز نوآوری­هایی در معماری منجرمی­شود، بیش از همه در نظام کالبدی و فضایی مساجد مجال بروز یافته است که یکی از مهمترین اجزا آنها ورودی می باشد. پرسش پژوهش حاضر چگونگی قرارگیری محل، شکل و مسیر ورودی­ها و چگونگی ارتباط ورودی­ها با مکان و موقعیت آن­ها است. این پژوهش درپی یافتن نحوه انتظام ورودی مساجد، براساس تفاوت­های کالبدی، مسیر و جهت ورودی در دوره قاجاریه در شهرشیراز می باشد. ورودی­ این مساجد در طول تاریخ دچار دگرگونی­های فراوانی شده است که با توجه به در دسترس نبودن اطلاعات، ملاک بررسی، وضعیت کنونی آن­هاست. روش تحقیق این پژوهش توصیفی_ تحلیلی است که به تحلیل فضاهای طراحی شده برای ورودی­ها مساجد قاجار شیراز پرداخته شده است. این مقاله ابتدا به مطالعه و بررسی شکل­گیری ورودی در این مساجد پرداخته و سپس با برداشت میدانی و استفاده از نقشه­های موجود، ورودی مساجد قاجار شیراز را از دیدگاه­های اجزای تشکیل دهنده، محور ورودی، نحوه ورود، تزیینات ورودی، تناسبات نما، تناسبات پلان، الگوی ورودی و محل قرارگیری ورودی مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است و در نهایت به دسته بندی ساختاری – فضایی آنها پرداخته است.
۸۰۸۳.

ارزیابی عملکرد حرارتی پارچه پنبه ای بازیافتی به عنوان عایق پایدار در ساختمان های اقلیم سرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۷
هدف این پژوهش بررسی عملکرد حرارتی و کارایی انرژی پارچه پنبه ای بازیافتی به عنوان عایق حرارتی پایدار در ساختمان های واقع در اقلیم سرد است. آزمایش های انجام شده در حالت پایدار نشان دادند که میانگین ضریب رسانایی حرارتی این عایق حدود 046/0 وات بر مترکلوین (W/m·K ) است که با محدوده عملکرد عایق های طبیعی با کیفیت بالا مطابقت دارد. پایداری گرادیان حرارتی و تکرارپذیری نتایج، اعتبار روش آزمایش و یکنواختی انتقال حرارت در نمونه ها را تأیید کرد. در گام بعد، شبیه سازی عددی با استفاده از نرم افزار انرژی پلاس انجام شد تا تأثیر این ماده در کاهش مصرف انرژی ساختمان ارزیابی شود. نتایج مدل سازی نشان داد که استفاده از لایه ای با ضخامت ۱۲ سانتی متر از عایق پنبه ای در دیوار، منجر به کاهش میانگین ۳۴ تا ۳۵ درصدی کل مصرف انرژی سالانه نسبت به حالت بدون عایق می شود. بیشترین سهم صرفه جویی مربوط به انرژی گرمایش است که نشان دهنده ی عملکرد مطلوب این ماده در کاهش تلفات حرارتی در شرایط اقلیمی سرد، مانند شهر تبریز، است. بر اساس یافته ها، پارچه پنبه ای بازیافتی به دلیل ویژگی های فیزیکی مناسب، پایداری زیست محیطی، قیمت پایین و در دسترس بودن، می تواند به عنوان جایگزینی پایدار و اقتصادی برای عایق های مرسوم مطرح شود و در جهت بهینه سازی مصرف انرژی در بخش ساختمان نقشی مؤثر ایفا کند.
۸۰۸۴.

تبیین مؤلفه های رفتاری،کالبدی و مدیریتی بر ایمنی جمعیت در شرایط اضطراری مبتنی بر رویکرد عامل محور در فضاهای پر جمعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۸
در طراحی ساختمان هایی با کاربرد های پیچیده و فضاهای پرشمار، طراحان به منظور تحقق ایمنی جمعیت در شرایط اضطراری، اغلب به استانداردهای موجود اکتفا می کنند. در همه این ضوابط، موضوع تخلیه کامل جمعیت در اولویت نخست قرار دارد. بااین حال، استانداردهای موجود الزاماً همسو با رفتار جمعیت های گوناگون، تعاملاتشان با محیط کالبدی، راهبرد مدیریت تخلیه کارآمد و برهم کنش چنین موضوعاتی نیست. در این راستا پرسش هایی از این دست مطرح می شود که آیا رفتارهای ناشی از وابستگی های خانوادگی و یا مانند آن، بر مدت زمان تخلیه تأثیرگذار است؟ هراس و وحشت زدگی زائران به چه میزان بر مدت زمان تخلیه کامل در شرایط اضطراری مؤثر خواهد بود؟ تخلیه مرحله ای جمعیت، چه میزان بر مدت زمان تخلیه اضطراری تأثیرگذار است؟ هدف از انجام این تحقیق، ارزیابی و تبیین مؤلفه های مؤثر بر مدت زمان تخلیه اضطراری و فراهم ساختن شبیه سازی های آینده نگر از فرایند تخلیه اضطراری جمعیت، به منظور تصمیم سازی مدیران می باشد. روش تحقیق حاضر، به لحاظ ماهیت، کاربردی و از نوع توصیفی-تحلیلی و نتایج آن، تبیینی است. در این مقاله، با بهره گیری از رویکرد عامل محور جهت شبیه سازی خروج اضطراری جمعیت، بر اساس سناریوهای محتمل؛ اقدام به ارزیابی و تبیین مؤلفه های مؤثر بر مدت زمان تخلیه اضطراری جمعیت در شرایط اضطراری شده است. این تحقیق در سه حوزه ی انسانی، کالبدی، مدیریتی و با متغیرهای خویشاوندی (وابستگی)، هراس (وحشت)، تخلیه ی مرحله ای جمعیت، تاثیر افزایش چگالی جمعیت، تعریض درگاه ها و همسوسازی پله های برقی مخالف، بیانگر آن بوده است که تمام مؤلفه ها، بر مدت زمان تخلیه کامل جمعیت مؤثرند. مشاهده شد که با شناسایی مؤلفه های مؤثر و محتمل و مدیریت آگاهانه آن ها، امکان کاهش مدت زمان تخلیه و درنتیجه کاهش آسیب ها و تلفات انسانی در شرایط اضطراری وجود دارد.
۸۰۸۵.

راهکارهای ارتقاء کیفیت نمای بناهای مسکونی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۴
تحولات اخیر و سرعت ساخت وساز در شهرها و متعاقب آن نابسامانی در سیمای فضاهای شهری مبین ضعف ها و چالش هایی در سطوح مختلف است که نگاه موشکافانه تری به مسئله نمای شهری را می طلبد و کلیه ساختمان ها را در برمی گیرد ولی ساختمان های مسکونی بیشترین عناصر و تأثیرگذارترین عوامل منظر یک شهر می باشند. پژوهش حاضر با هدف دستیابی به راهکارهای ارتقاء کیفیت نمای بناهای مسکونی شهر تهران و با توجه به تجربه شکل گیری کمیته های نما در یک دهه ی اخیر، به دنبال پاسخگویی به این سؤالات است که کنشگران و مؤلفه های مؤثر بر شکل گیری نماهای ساختمانی چگونه است؟ چالش های مرتبط با نمای بناهای مسکونی و انتظارات مترتب آن چیست؟ فرایند مطلوب در خصوص ارتقاء نمای بناهای مسکونی چگونه است؟ برای پاسخگویی به پرسش های مذکور، از روش شناسی کیفی و راهبرد تحلیل محتوا از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با افراد تأثیرگذار استفاده شده است. راهکارهای ارتقاء کیفیت نما شامل یک ساختار سلسله مراتبی و مجموعه ای از عناصر تعریف شده ضمن درک ابعاد مختلف همه مداخله کنندگان و سازمانهای ذی نفع در شهر می باشد و بر روی دیدگاه گسترده ای از معیارها تمرکز می شود. بنابر نتایج پژوهش،کنشگران مؤثر با توجه به سطح تاثیرگذاری و عملکردی در دو دسته ی مدیریت شهری(تصمیم گیری، تصمیم سازی و اجرایی) و ذی نفعان فراگیر(زمین، طراحی، ساخت و ساز، عمومی) دسته بندی شدند. عوامل مؤثر بر نمای ساختمانهای مسکونی به ترتیب اهمیت شامل « اسنادی»، « مدیریتی و حقوقی»، « اجتماعی»، « طراحی(طراحان) »، « فناوری »، « نظری »، « اقتصادی» و «اجرایی» می باشد و می تواند در برنامه ریزی، طراحی، مدیریت و تصمیم گیری و ارزیابی کیفیت نمای بناهای مسکونی موردتوجه قرار گیرد.
۸۰۸۶.

بازنمایی هویت ملی در طراحی مبلمان شهری با الهام از نقش مایه های منسوجات ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۶
بیان مساله: هویت ملی در فضای شهری از طریق نمادها و عناصر هنری بازنمایی می شود و یکی از عرصه های مهم برای تحقق این هدف، طراحی مبلمان شهری است. مبلمان شهری به عنوان یکی از عناصر ملموس و در تماس با شهروندان ظرفیت بالایی برای القای ارزش های فرهنگی و تاریخی جامعه دارد. بازنمایی شاخصه های فرهنگی و تاریخی یک جامعه در قالب فرم، رنگ، نقش مایه نه تنها به افزایش زیبایی فضاهای عمومی کمک می کند بلکه حس تعلق به تاریخ فرهنگی را در میان شهروندان تقویت می سازد. با توجه به هجوم تصاویر و نمادهای غربی بیگانه، شناخت مولفه های هویتی در جامعه امری ضروری به حساب می آید. پژوهش حاضر به بررسی چگونگی بازنمایی هویت ملی در طراحی مبلمان شهری با ایده از نقش مایه های منسوجات ساسانی می پردازد. هدف: هدف پژوهش، شناسایی نقش مایه های منسوجات ساسانی از منظر بصری و بررسی ظرفیت آن ها برای انطباق با فرم و عملکرد در مبلمان شهری و بهره برداری از نقش مایه ها در راستای اثربخشی فرآیندهای تقویت حس تعلق فرهنگی و بازنمایی هویت ملی در فضاهای شهری است. هدف پژوهش کاربردی و تبیین ویژگی های بصری نقش مایه های منسوجات ساسانی و بازنمایی هویت ملی در طراحی مبلمان شهری است. روش: روش پژوهش به صورت کیفی و تحلیلی توصیفی است و با رویکرد تحلیل محتوای بصری نقوش منسوجات ساسانی صورت گرفته است همچنین پژوهش از نظر هدف کاربردی است و داده های مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد تصویری گرداوری شده است. یافته ها: با تحلیل محتوای بصری نقش مایه ها ظرفیت بازنمایی هویت ملی و قابلیت ترجمه به زبان طراحی معاصر در قالب فرم های ساده شده و هندسی ارائه شد. مولفه های فرم و عملکرد می توانند منجر به نشانه ای از شکل گیری هویت ملی در فضای شهری باشند و هنگامی که نقش مایه ها با الزامات عملکردی مبلمان شهری هماهنگ شوند طراحی آن ها در در دوره معاصر کارامد می شود. نتیجه گیری: استفاده آگاهانه از نقش مایه های ساسانی و ایجاد هماهنگی با فرم و عملکرد حس تعلق فرهنگی، ارتقای زیبایی محیط و بازسازی حافظه تاریخی شهروندان را موجب می شود .نقش مایه های ساسانی به دلیل ادغام زیبایی شناسی بصری، غنای معنایی، قابلیت بالایی در طراحی معاصر دارند.
۸۰۸۷.

فضای عمومی در سنت های برنامه ریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۰
فضاهای عمومی نقش بسزایی در حیات شهرها داشته و در دستیابی شهرها به کیفیت زیست مناسب و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مؤثرند. برنامه ریزی فضاهای عمومی در زمینه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فرهنگی و باتوجه به سنت برنامه ریزی متفاوت است. چگونگی تاثیر سنت های برنامه ریزی بر فضاهای عمومی، سوال پژوهش است که درک آن از حلقه اتصال دو مفهوم فوق میسر است. "منافع عمومی" که مورد توجه همه سنت های برنامه ریزی بوده و با موضوع فضای عمومی همپوشانی دارد، نقطه اتصال دو مفهوم فوق است. پژوهش با تحلیلی نظری به معیارهای فضای عمومی و مطالعه سنت های برنامه ریزی پرداخته و با استفاده از ماتریسی تقاطعی، سنت های برنامه ریزی را در ارتباط با فضای عمومی مقایسه می کند. این معیارها عبارتند از نقش دولت، عرصه عمومی، پویایی، تکثر، اهداف اجتماعی و مشارکت. تفاوت ها، ظرفیت ها و محدودیت های سنت های برنامه ریزی، بکارگیری رویکردهای متفاوتی را (عدم کفایت هیچ کدام از رویکردها به تنهایی) برای رسیدن به اهداف اجتماعی می طلبد که با توجه به شرایط و زمینه ساختاری تعیین می شود. فضای عمومی با داشتن ویژگی های چندوجهی، بستر تعاملات اجتماعی و تنوع و تکثر منافع، ارتباط بیشتری با سنت های برنامه ریزی مشارکتی دارد که به اهداف غیرکالبدی و اجتماعی می پردازند. سنت های برنامه ریزی با رویکردهای مشارکتی به گروه های متنوع و اهداف متکثر توجه داشته و شیوه های ارتباطی و مشارکتی را در فرایندهای برنامه ریزی به کار می گیرند. برنامه ریزی شهری در ایران نیازمند تغییر رویکرد به روش های مشارکتی است که در آنها تنوع و پویایی زندگی شهری در فضای عمومی مورد تاکید است.
۸۰۸۸.

ارزیابی تطبیقی ضرباهنگ های زندگی همگانی در میدان لستر و میدان تایمز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۴
بیان مسئله: در مطالعات مربوط به محتوای اجتماعی عرصه های عمومی، دو بینش متفاوت مطرح است: نخست، رویکردی که بر شباهت الگوهای رفتاری تکرارشونده میدان ها تأکید دارد و دوم، رویکردی که با تمرکز بر پیچیدگی و بی نظمی زندگی همگانی، الگوهای رفتاری را غیرتکراری و وابسته به زمینه تلقی می کند. هدف پژوهش: این پژوهش با تلفیق دو دیدگاه فوق الذکر از یک سو در پی آن است مؤلفه ها و عوامل مؤثر در ضرباهنگ های عام زندگی همگانی (الگوهای رفتاری عام) را شناسایی و آن ها را در دو فضای عمومی نمادین -میدان لستر و میدان تایمز- بررسی کند و ازسوی دیگر، تفاوت ها در کیفیت تحقق برخی از الگوهای کلیدی فعالیت در این فضاها را تحلیل کند. روش پژوهش: روش تحقیق توصیفی با رویکرد تطبیقی است. بدین معنا که ابتدا به صورت توصیفی، مؤلفه ها و عوامل مؤثر در ضرباهنگ های زندگی همگانی استخراج شدند و سپس با رویکرد تطبیقی، دو میدان لستر و تایمز ارزیابی و مقایسه شدند. دراین راستا، داده ها ازطریق مطالعات کتابخانه ای-اسنادی و آرشیو تصاویر آژانس های فیلم و عکس گردآوری شدند؛ در مرحله تحلیل، در چارچوب روش های کیفی، از تکنیک های ردگیری در عکس و فیلم، کدگذاری براساس نوع و مکان وقوع فعالیت ها و تبدیل به نقشه کردن ازطریق شناسایی الگوهای رفتاری تکرارشونده توسط شمارش بسامد فعالیت ها، استفاده شد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که هر دو میدان، تاحدی با ویژگی های عرصه های عمومی حضورپذیر، سرزنده و سورانگیز هم خوانی دارند؛ بااین حال، کیفیت بروز این ویژگی ها متفاوت است. میدان لِستر در بُعد سورانگیزی، به واسطه اجراهای هنری خیابانی خودانگیخته، ضرباهنگ هایی پویا و متنوع دارد؛ درحالی که اجراهای هنری خیابانی در میدان تایمز عمدتاً ماهیتی برنامه ریزی شده دارند که نشان دهنده ضرباهنگ هایی محدودتر و تحت کنترل تر در تجربه سورانگیزی آن است.
۸۰۸۹.

بررسی تأثیر مجتمع های تجاری بزرگ مقیاس بر حوزه پیرامونی (نمونه موردی: مجتمع تجاری برج تجارت قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۶
اثرات شهرسازی مدرن بر نیازهای شهروندان، ساختار شهرنشینی و درنهایت فضای شهری به وضوح قابل مشاهده است. بشر برای رفع کالاهای موردنیاز خود منجر به ایجاد مراکز تجاری گردید. کاربری تجاری، یک عامل اثرگذار در عرصه شکل دهی به شهرها است. بشر برای رفع کالاهای موردنیاز خود به خصوص در شهرها منجر به ایجاد مراکز خرده فروشی و مغازه ها گردید. . در ایران در دهه 70 شمسی مراکز خرید شکل گرفتند و به دنبال آن در درهه 90 شمسی نسل جدیدی از مراکز خرید به نام مگامال ها ظهور کردند که تأثیراتی بر روی کاربری ها و تغییراتی بر وضعیت ترافیکی محلات پیرامونی خود داشتند. بنابراین سوال اصلی مقاله حاضر آن است که تأثیرات احداث و فعالیت مراکز تجاری بزرگ مقیاس در ابعاد مختلف بر محیط پیرامون و ساکنین آن چیست؟ هدف از این پژوهش بررسی تأثیر مجتمع های تجاری بزرگ مقیاس بر روی نظام کاربری و دسترسی حوزه پیرامونی است که با مطالعه موردی مجتمع تجاری برج تجارت قزوین انجام شده است. پژوهش از نوع کمی-کیفی و از طریق جمع آوری اطلاعات به صورت اسنادی و میدانی و آزمون فرضیات از طریق پرسشنامه است. براساس فرمول کوکران حجم نمونه 384 نفر براورد گردید و در سه محله اطراف (عدل- میرعماد و نادری) توزیع گردید. پایایی کلی پرسشنامه 9/0 به دست آمد. معیارها و شاخص های پژوهش به صورت کتابخانه ای در چهار بعد اجتماعی_فرهنگی، اقتصادی، محیطی و کالبدی طبقه بندی و در نرم افزار SPSS تحلیل شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد شاخصی که بیش ترین تأثیر را بر روی محلات اطراف داشته است، شاخص محیطی_آسایش (تأثیر بر وضعیت ترافیک محلات اطراف) بوده است و شاخصی که کم ترین تأثیر را بر محلات اطراف داشته است، شاخص اقتصادی_کارایی (تأثیر بر اشتغال ساکنین محلات اطراف بوده است. همچنین بیش ترین تأثیر منفی که این مجتمع بر روی محلات اطراف خود داشته است در شاخص محیطی_سلامتی (تأثیر بر آلودگی صوتی محلات اطراف) و بیش ترین تأثیر مثبتی که بر روی محلات اطراف خود داشته است در شاخص کالبدی_سازگاری (تأثیر بر مهم شدن بلوارهای میرعماد- نادری و عدل) است. این پژوهش درواقع بستری برای شناسایی این آثار و پیامدها فراهم نمود که درنهایت برای کاهش تأثیرات منفی و افزایش و تقویت تأثیرات مثبت پیشنهاد هایی در چهار بخش اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی، محیطی و کالبدی ارائه شده است.
۸۰۹۰.

ارزیابی روند تغییرات شبکه اکولوژیک در محدوده موردمطالعه در استان مازندران به منظور حفاظت از اراضی روستا- شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۶
در دهه های اخیر، گسترش فعالیت های انسانی و شتاب زدگی توسعه شهری موجب تغییرات گسترده در بسترهای طبیعی و کاهش یکپارچگی اکولوژیکی شده است. ازاین رو، رویکرد اکولوژی چشم انداز که بر شناخت الگوهای فضایی، تحلیل روابط میان عناصر و ارزیابی وضعیت موجود تأکید دارد، به ابزاری مهم برای سنجش تحولات محیطی تبدیل شده است. بااین حال، در مطالعات داخلی، به ویژه در مقیاس های منطقه ای و در مطالعه موردی، ارزیابی جامع و دقیقی از تغییرات شبکه اکولوژیکی در گذر زمان انجام نشده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهرستان های مازندران، به تحلیل تحول عناصر چشم انداز و ارزیابی پیوستگی آن ها در سال های 1999، 2006 و 2016 پرداخته است. در این مطالعه، داده های سنجش از راه دور و شاخص های ساختاری چشم انداز1 شامل اندازه بزرگ ترین لکه اکولوژیکی2 (LPI)، تعداد لکه ها3(NP) و سطح پراکندگی لکه ها4 (FR) با بهره گیری از نرم افزار Fragstats پردازش شده اند تا تصویری دقیق از تغییرات فضایی شبکه اکولوژیکی ارائه شود. نتایج نشان می دهد که توسعه شهری موجب افزایش ریزدانگی لکه ها، کاهش معنی دار یکپارچگی فضایی و تخریب عملکردی شبکه اکولوژیکی شده است، روندی که کاهش تاب آوری و اختلال در تعادل اکولوژیکی منطقه را نمایان می کند. تداوم این وضعیت و فقدان سیاست های کنترلی مبتنی بر اصول اکولوژیکی، می تواند در آینده تهدیدی جدی برای پایداری منطقه باشد.
۸۰۹۱.

دسته بندی مبانی نظری معماری و شهرسازی مبتنی بر لایه ها، راهبرها و ویژگی های شاخص ماهیت شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۳۲
مقدمه: پژوهش حاضر به مسئله ای بنیادین در معماری و شهرسازی می پردازد که ناشی از دشواری شناخت و دسته بندی مبانی نظری به دلیل گستردگی مفاهیم، پیچیدگی تعاریف و ابهام در روابط متقابل آن ها با مداخلات محیطی است. این وضعیت موجب محدودیت در انتخاب و انطباق نظریات با نیازهای طراحی و تصمیم گیری های محیطی شده و ضرورت ارائه شاخصی شفاف و کارآمد را دوچندان کرده است. هدف پژوهش: تدوین چارچوبی تحلیلی بر پایه شاخص ماهیت شناسانه برای تفکیک مبانی نظری براساس توان بالقوه (نقش شناختی) و بالفعل (نقش میانجی گری) و سازمان دهی آن ها میان شش لایه و هشت ویژگی مشترک است. ضرورت پژوهش از شکاف های موجود در ادبیات و فقدان چارچوبی برای اتصال نظام مند میان نظریات و مداخلات محیطی ناشی می شود. این امر، به ویژه در پروژه هایی که نیازمند انطباق انعطاف پذیر نظریات با شرایط متغیر محیطی هستند، اهمیت دارد. روش شناسی: روش شناسی تحقیق بر تحلیل گفتمان کیفی استوار بوده و با استفاده از نرم افزار MAXQDA، کدگذاری، مدل سازی مفهومی، هم بستگی یابی و اعتبارسنجی شاخص ها انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش، شامل ۱۱۱ منبع منتخب تخصصی در پنج دهه اخیر بوده که براساس نمونه گیری هدفمند، گردآوری و تحلیل شدند. یافته ها و بحث: نتایج نشان می دهد که مفهوم «راهبر» برآمده از اشتراک محتوا بین لایه و ویژگی های مشترک مبانی نظری، موجب تفکیک دقیق مبانی نظری به دو دسته درون رشته ای (انواع عینی و توصیه ای) و بین/فرارشته ای (انواع ذهنی و تجویزی) شده است. این دسته بندی توانسته دقت در تطبیق مبانی با نیازهای طراحی و مداخلات محیطی را به طور چشم گیری افزایش دهد. همچنین، خصلت های بنیادین هر دسته و مصادیق انتسابی آنها، همراه با روابط میان لایه ها و ویژگی ها، استخراج و ارائه شده است. نتیجه گیری: شاخص ماهیت شناسانه پیشنهادی، ضمن تقویت قابلیت تفکیک و انطباق مبانی نظری، ابزار تحلیلی ارزشمندی برای طراحان، برنامه ریزان و پژوهشگران فراهم می کند که می تواند به بهبود کیفیت تصمیم گیری های محیطی و ارتقای همگرایی میان نظریه و عمل در معماری و شهرسازی بینجامد.
۸۰۹۲.

تبارشناسی نمایشگاه های جهانی (اِکسپو) بر مبنای ارزیابی ساختار و محتوای آنها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۳
بیان مسئله: نمایشگاه های جهانی با شروع انقلاب صنعتی شکل گرفتند که به عنوان مهم ترین پدیده عصر مدرن، بستر ظهور و بازتاب نگرش ها، عرصه یافته ها و تحوّلات فناورانه و فرهنگی را فراهم آورده اند. با وجود پیشینه گسترده ، تاکنون ساختار، محتوا و سیر تاریخی آ نها به صورت نظام مند ارزیابی نشده است تا راهگشای برنامه ریزی برای آینده باشد. سؤال پژوهش این است که چگونه می توان منطق ساختاری و محتوایی نمایشگاه های جهانی را از منظر تبارشناسی آنها ارزیابی کرد و نتیجه این بررسی چه چشم اندازی را برای برنامه ریزی آینده آنها رقم خواهد زد؟ هدف پژوهش: دستیابی به منطق ساختاری و محتوایی نمایشگاه های جهانی از طریق شناخت بنیادین موضوعات حاکم بر آنها در هر دوره ، بررسی تکامل و سِیر تاریخی از آغاز تاکنون، ارائه مسیر تکامل و تبیین نسل ها به گونه ای که بتوان برای امتداد در آینده آن را برنامه ریزی کرده و چشم اندازی برای آنها در نظر گرفت. روش پژوهش: پژوهش به منظور فهم تاریخی و منطق پیدایش نمایشگاه های جهانی، از رویکرد تبارشناسی با روش توصیفی-تحلیلی بهره می گیرد. اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای، اسناد تاریخی، مقالات علمی و پایگاه های اطلاعاتی گردآوری و با رویکردی تطبیقی تحلیل شده اند. سِیر منطقی استدلال، استقرایی است که از طریق توصیف، تحلیل محتوا و دسته بندی مطالب گردآوری شده و ارزیابی آن تبار و گونه شناسی انجام شده است. نتیجه گیری: نمایشگاه ها علیرغم تفاوت در اعصار و مکان برگزاری، از یک جوهره ذاتی و میل به سوی رشد برخوردار بوده که زمینه ساز جریانات متعددی چون توسعه در ادوار بعدی و تکوین موضوعات پس از خود هستند. جریانات مختلفی بر ماهیت آنها تأثیر دارد، اما پایان و تغییر هر نسل به معنای تحول بنیادین نبوده است و گاهی موضوعات به صورت هم پوشان تکرار می شوند. بنابراین می توان چنان برنامه ریزی کرد که نمایشگاه های آتی فارغ از سازمان دهی منطقه ای در چند نقطه به صورت همزمان، راه نسل نوین را پیموده و فرایند آن را تکمیل نماید.
۸۰۹۳.

کاربست سیاست انتقال حقوق توسعه در چارچوب حفاظت از باغات و اراضی کشاورزی قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۲
مقدمه: گسترش شهرنشینی و تخریب اراضی کشاورزی و باغات در قزوین، لزوم به کارگیری راهکارهای نوین برای حفاظت از این اراضی حیاتی را نمایان ساخته است. انتقال حق توسعه به عنوان رویکردی نوین در مدیریت منابع و توسعه پایدار شهری مطرح می شود. هدف پژوهش: امکان سنجی و طراحی الگوی اجرایی انتقال حق توسعه در قزوین است تا به حفاظت از اراضی کشاورزی و باغات و هدایت توسعه شهری به سمت اراضی کم بازده کمک کند. روش شناسی: روش تحقیق از نوع ترکیبی و شامل دو فاز است. در فاز نخست، داده ها با استفاده از ابزارهای مصاحبه با کارشناسان از نهادها جمع آوری شد و با استفاده از مدل های اقتصادی عرضه و تقاضا، حقوق توسعه قابل عرضه و تقاضا در چهار نسبت انتقال متفاوت محاسبه گردید. سپس داده های مالی نرمال سازی گردیدند. در فاز دوم، برای تعیین بهینه ترین گزینه اجرایی انتقال حق توسعه، از روش تحلیل سلسله مراتبی استفاده شد. معیارهای کلیدی شامل سودآوری اقتصادی، تعادل بازار و پیامدهای اجتماعی وزن دهی و گزینه ها رتبه بندی شدند. یافته ها و بحث: یافته ها نشان داد نسبت انتقال ۲۵ به ۷۵، بهترین تعادل پویا بین عرضه و تقاضای حق توسعه ایجاد می کند. این گزینه، علاوه بر تعادل بازار، بالاترین سودآوری اقتصادی را برای پروژه های ساخت وساز به ارمغان می آورد و از افزایش غیرضروری هزینه های توسعه انتقالی جلوگیری می کند. نتایج مدل AHP نیز این برتری را تأیید کرد و گزینه ۲۵ به ۷۵ را به دلیل عملکرد مطلوب در معیارهای اقتصادی، بازار و اجتماعی، مناسب ترین و پایدارترین گزینه برای اجرای برنامه انتقال حق توسعه در قزوین معرفی نمود. نتیجه گیری: به کارگیری الگوی انتقال حق توسعه با نسبت انتقال ۲۵ به ۷۵ می تواند به عنوان راهکاری مؤثر در حفاظت از اراضی کشاورزی و ارتقاء بهره وری اقتصادی در شهر قزوین به کار گرفته شود. این یافته ها، مبنایی محکم برای سیاست گذاری های آگاهانه و برنامه ریزی دقیق تر مدیریت توسعه شهری و حفظ منابع طبیعی در شهر قزوین و شهرهای مشابه فراهم می آورد.
۸۰۹۴.

تدوین سازوکار تجربه ی سکونت بر اساس قابلیت های فضاهای مرزی پیرامون خانه (تحلیل تطبیقی دیدگاه خبرگان و تجربه ی زیسته ی ساکنین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۲
فضاهای مرزی به عنوان عرصه های تعاملات انسانی، می توانند بستری برای تحلیل تجربه ی سکونت باشند. درک ارتباط بین این دو مفهوم، مسلتزم شناخت قابلیت های فضاهای مرزی و تعریف سکونت است. پرسش اصلی پژوهش این است که، فضاهای مرزی پیرامون خانه چگونه بر تجربه ی سکونت تأثیر می گذارند؟ پژوهش در پارادایم تفسیرگرایی و با اتکا به روش کیفی، سکونت را فرآیندی پویا و زمینه گرا تعریف می کند که بر مبنای تمایز (تمییز فضایی) و تقسیم (برای شخصی سازی فضا) توسط فضاهای مرزی، شکل می گیرد. بر این اساس فضاهای مرزی با نگاهی انسان محور، در سه لایه یا سه بعد کالبدی، اجتماعی، معنایی در محیط پیرامون خانه مدل سازی شدند. برای سنجش میزان تأثیر عوامل شکل دهنده ی هر بعد، ابتدا با بهره گیری از نظرات ۸ خبره دانشگاهی و تکنیک فرآیند تحلیل شبکه (ANP)، وزن عوامل مشخص و مدل فرآیند سکونت به دست آمد. سپس جهت تدقیق مدل در بستر واقعیت، پرسشنامه ای مبتنی بر طیف لیکرت توسط ساکنان تکمیل و داده ها با روش های آماری نرمال سازی شد. با سنجش همبستگی وزن عوامل در نظر خبرگان و تجربه ی ساکنان و تأثیر عوامل زمینه ای، مدل نهایی تحلیل تجربه ی سکونت به دست آمد، که فضاهای مرزی را نه صرفاً عناصری صلب، بلکه عواملی «مولد و فعال» معرفی می کند که از طریق پیوندهای تعاملی، کیفیت تجربه ی سکونت را ارتقا می بخشند.
۸۰۹۵.

تحلیل هم افزایی عملکرد ساباط و بادگیر در ارتقای تهویه طبیعی در معماری سنتی حاشیه خلیج فارس (مطالعه موردی: شهر بندرکنگ، استان هرمزگان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۵۰
بیان مسئله: خانه های سنتی بندر کنگ در جنوب ایران، نمونه ای برجسته از معماری هم ساز با اقلیم هستند که برای مقابله با گرمای شدید و بهبود تهویه طبیعی، از عناصر بومی مانند بادگیر و ساباط بهره می برند. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر ساباط و بادگیر بر کیفیت تهویه طبیعی، به بررسی عددی سه سناریوی طراحی ازطریق شبیه سازی دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) پرداخته است. روش پژوهش: از ساباط با عمق های متفاوت، با به کارگیری انواع بادگیر و ترکیب بهینه این دو عنصر استفاده می شود. برای ارزیابی عملکرد هر سناریو، یک مدل پایه به عنوان حالت مرجع (Case-Ref) در نظر گرفته شد که شامل خانه ای با حیاط مرکزی فاقد بادگیر و ساباط بود و شرایط پایه جریان هوا و تهویه طبیعی را نشان می داد. عملکرد هر سناریو براساس سه شاخص سرعت جریان هوا، سن هوا و بازدهی تهویه با استفاده از نرم افزار Autodesk CFD 2018 شبیه سازی و با مدل مرجع مقایسه شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد هر دو عنصر به طور مستقل در بهبود تهویه داخلی مؤثر بودند؛ به طوری که بادگیر چهارطرفه بازدهی تهویه را تا ۱۶ برابر افزایش داد و ساباط های عمیق نیز با تقویت جریان افقی هوا، نقش مؤثری در ارتقای تهویه اطراف حیاط مرکزی ایفا کردند. بااین حال، ترکیب همزمان این دو عنصر در نمونه بهینه (Case-Fin) منجر به بهبود چشم گیری در تمامی شاخص ها شد: افزایش سرعت جریان هوا تا ۸/۸برابر، کاهش سن هوا تا ۸۵ درصد و ارتقای بازدهی تهویه تا 7/34برابر نسبت به حالت مرجع. این یافته ها حاکی از آن است که هم افزایی بین عناصر سنتی در طراحی اقلیمی می تواند الگویی مؤثر برای ارتقای کیفیت سکونت در مناطق گرم و مرطوب ارائه دهد و تلفیق هوشمندانه الگوهای بومی با ابزارهای شبیه سازی نوین، گامی مؤثر درراستای تحقق معماری پایدار است.
۸۰۹۶.

تبیین ضوابط طراحی منظر مولد یکپارچه شهری با کاربست اصول کشاورزی شهری؛ مطالعه موردی: گذر تاریخی سید ذوالفقار شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۶
کشاورزی شهری فعالیتی است که شامل تولید، رشد، فراوری و توزیع غذا و سایر محصولات می شود. این فعالیت از طریق کاشت گیاهان و پرورش احشام درون یا حومه شهرها به منظور رفع نیاز روزانه ساکنان انجام می گیرد. وجه تمایز کشاورزی شهری با کشاورزی روستایی، تنها در کلمه «شهر» نیست؛ بلکه در ادغام آن با سیستم شهری است. این مقاله، کاربست اصول کشاورزی شهری را در طراحی منظر مولد یکپارچه شهری، به عنوان رهیافتی در برنامه ریزی فضای شهری تعریف می کند. کشاورزی شهری به عنوان یکی از زیرساخت های پایدار در نظر گرفته شده است. هدف پژوهش، ارائه ضوابط طراحی منظر مولد یکپارچه شهری برای گذر تاریخی سیدذوالفقار شیراز، با کاربست اصول کشاورزی شهری در فضاهای باز دارای پتانسیل آن و ایجاد فضاهای باز مولد شهری است. در این پژوهش کاربردی، ابتدا با استفاده از روش توصیفی تحلیلی در قالب مطالعات کتابخانه ای، به ارائه شاخص ها و مصادیق کشاورزی شهری و منظر مولد یکپارچه به عنوان بستری برای تحقق کشاورزی شهری پرداخته شده است. شاخص ها دربردارنده پنج بعد سلامتی، اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی هستند. در مرحله بعد با استفاده از روش پیمایشی، فضاهای دارای پتانسیل شناسایی شده و نقشه ها با استفاده از نرم افزار GIS تحلیل شده اند. در انتها نیز الگوها و نمودهای طراحانه در قالب ضوابط عملیاتی تدوین شده است. نتایج تحقیق نشان داد که با کاربست اصول کشاورزی شهری در فضاهای ناشی از تخریب در بافت های تاریخی، فضاهای بازمولد ایجاد می شود و با تشکیل شبکه ای ازین فضاها، منظر مولد یکپارچه ارائه می گردد. توسعه و گسترش این مفهوم، فرصتی مناسب برای حفظ میراث تاریخی در کنار مزایای تولیدی و زیست محیطی فراهم می آورد.
۸۰۹۷.

عدالت فضایی در فضاهای ورزشی عمومی روباز محله های محروم و حاشیه نشین شهری؛ تجربه زیسته بانوان سالمند درباره کیفیت و زیست پذیری فضاهای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۴۸
نابرابری در دسترسی و کیفیت و محیط فضاهای ورزشی روباز در محله های محروم، حضور و فعالیت بدنی زنان سالمند را کاهش می دهد. این نابرابری درنهایت احساس امنیت، تعلق و سلامت آن ها را هم دچار افت می کند. بسیاری از سیاست ها فقط به افزایش تعداد فضاها می پردازند و نیازهای ادراکی، فرهنگی و جنسیتی را نادیده می گیرند. لذا پژوهش حاضر با هدف عدالت فضایی در فضاهای ورزشی عمومی روباز محله های محروم و حاشیه نشین شهری، از طریق تجربه زیسته بانوان سالمند درباره کیفیت و زیست پذیری فضاهای شهری پرداخت. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی توصیفی بود. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۴ زن سالمند ساکن در محلات کم برخوردار استان مازندران گردآوری شد. طبق یافته های پژوهش، ۹۶ مضمون فرعی در قالب ۱۱ مضمون اصلی دسترس پذیری و عدالت فضایی، کیفیت زیست محیطی و منظر فضاها، کالبد فضایی، هویت و فرهنگ بومی در فضا، مدیریت شهری، امنیت و ایمنی، بازتاب های روانی و هیجانی، اقتصاد و عدالت اجتماعی، سلامت و توانبخشی، تعاملات اجتماعی و درنهایت پایداری و تاب آوری شهری شناسایی شد. ازهمین رو، عدالت فضایی در ورزش شهری صرفاً با افزایش تعداد فضاها محقق نمی شود و نیازمند توجه هم زمان به کیفیت طراحی، امنیت ادراک شده، تناسب فرهنگی، مشارکت اجتماعی و سیاست گذاری عدالت محور است. این پژوهش بر ضرورت بازطراحی فضاهای ورزشی عمومی و تقویت فرایندهای مشارکتی و پیوند عدالت فضایی با عدالت اجتماعی تأکید دارد. چنین رویکردی می تواند زمینه ساز ارتقای سلامت جسمی و روانی، افزایش حس تعلق و بهبود زیست پذیری در محلات محروم شهری شود.
۸۰۹۸.

سنجش کارایی مدیریت محیط زیست شهری در ارتقای کیفیت زندگی و زیست پذیری با رویکرد طراحی شهری؛ فاز یک شهر جدید سهند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۹
در دهه های اخیر، تشدید مسائل زیست محیطی در شهرهای جدید کشور، ضرورت ارزیابی کارایی مدیریت محیط زیست شهری را در پیوند با ارتقای کیفیت زندگی و زیست پذیری دوچندان کرده است. شهر جدید سهند نیز با وجود برخورداری از زیرساخت های پایه، در تجربه زیسته ساکنان با چالش هایی درزمینه کیفیت فضاهای شهری، آسایش محیطی و قابلیت زیست پذیری روبه روست. براین اساس، پژوهش حاضر با رویکرد کمی و روش توصیفی تحلیلی انجام گرفت و داده ها از طریق پیمایش میدانی گردآوری شد. تحلیل داده ها با بهره گیری از روش های آماری پیشرفته و مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که مدیریت محیط زیست شهری نقش مهمی در ارتقای زیست پذیری دارد و زیست پذیری نیز به عنوان یکی از عوامل بنیادین، بر بهبود کیفیت زندگی شهری اثرگذار است. بااین حال، مشخص شد که مدیریت محیط زیست، تأثیر مستقیم قابل توجهی بر کیفیت زندگی ندارد و تنها از مسیرهای غیرمستقیم، به ویژه از طریق تقویت زیست پذیری، می تواند موجب بهبود ادراک ساکنان از شرایط زندگی شهری شود. تفسیر این الگو بیانگر آن است که حکمرانی محیطی کارآمد، حمل ونقل شهری سازگار با محیط، سامانه های کارآمد آب و فاضلاب و بهبود کیفیت فضاهای سبز از مهم ترین زمینه هایی هستند که می توانند تجربه زیستی ساکنان را دگرگون سازند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که اثربخشی مداخلات مدیریتی هنگامی افزایش می یابد که طراحی شهری بتواند امکان تجربه ای ایمن، آسوده و انسانی از فضا را برای شهروندان فراهم آورد و بدین ترتیب مسیرهای ارتقای کیفیت زندگی از طریق تقویت زیست پذیری هموار شود.
۸۰۹۹.

شناسایی و اولویت بندی وجوه مؤثر بر ارتقاء آسایش ذهنی بیماران در طرح معماری بیمارستان (کاربرد روش تحقیق کیو در بیمارستان رازی رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۹
امروزه تحقیقات علمی به آسایش روانی بیماران در فرایند درمان توجه ویژه دارند. در کنار مجموعه عوامل مؤثر در احساس آسایش بیماران، طرح معماری مجموعه­های درمانی نقش مهمی در آسایش روانی و تسریع روند بهبود بیماران دارد. سؤال اینکه، ذهنیت کارکنان بیمارستان در مورد عوامل معماری موثر بر آسایش ذهنی بیماران در طرح بیمارستان کدم‌اند؟ مطالعه حاضر با استفاده از روش تحقیق کیو[1]، وجوه مؤثر بر ارتقاء آسایش بیماران در طرح بیمارستان را در نمونه موردی شناسایی و اولویت­بندی نمود. روش از نوع اکتشافی و ترکیبی از روش‌های کیفی و کمی است. کارکنان باسابقه‌ی بیش از ده سال در بیمارستان رازی رشت ذهن­کاوی شد. نتایج حاصل بیانگر وجود دو فاکتور عاملی مهم است. گروهی از کارکنان، مباحث مرتبط با کیفیت بصری فضای معماری بیمارستان را مهم­ترین عوامل مؤثر در ارتقاء آسایش ذهنی بیماران دانستند. در مقابل، گروه دیگر دارای ذهنیت­ عملکردی بوده و اغلب ارتباط فیزیکی و چیدمان پلان فضاهای بیمارستان را مهم‌تر دانستند. برآیند ذهنیت دو گروه مذکور در قالب میزان موافقت، مخالفت و بی‌طرفی افراد هر گروه نسبت به جزییات طراحی و گزاره‌های استخراج‌شده از فضای گفتمان به‌صورت جداول باز مرتب‌سازی ارائه شد.
۸۱۰۰.

تبیین شاخصه های انعطاف پذیری مادی ها بر نظام پیکره بندی مسکن در شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۰
شاکله شکل گیری و توسعه هسته تاریخی شهر اصفهان مبتنی بر نظام مادی ها است. مادی ها در مقیاس کلان بر پیکره بندی و انتظام فضاهای شهری و در مقیاس خرد، بر استقرار واحدهای مسکونی اثر مستقیم داشته اند. این عنصر طی تغییراتی که عمدتاً پس از دهه ۴۰ ه.ش به وقوع پیوسته، به تدریج تبدیل به مانع توسعه فضاهای شهری_محلی گردیده است. هدف پژوهش حاضر تبیین شاخصه انعطاف پذیری مادی و اثرگذاری آن بر پیکره بندی مسکن است تا از این طریق، هم پیوندی مسکن با این عنصر حیاتی محقق گردد. پژوهش تلفیقی از روش کمی و کیفی است و در حوزه روش شناسی مبتنی بر مشاهده و تحلیل است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و برداشت های میدانی به دست آمده و نتایج مبتنی بر دو روش استنباطی و تحلیل محتوا استخراج شده است. اطلاعات پایه از طریق عکس های هوایی دهه 40 ه.ش استخراج و به کمک نرم افزار Autocad، GIS و Depthmap تحلیل شده است. یافته ها بیانگر شکل گیری نظام پیکره بندی مسکن بر پایه چهار شاخص الگوی ساخت، مساحت، نسبت فضای پر به فضای خالی و یکپارچگی و انسجام فضایی است. سازگارترین الگوی ساخت مسکن، الگوی یک جبهه ساخت و تمام ساخت و پس ازآن الگوهای U شکل و L شکل است. در رابطه با شاخص مساحت، عرصه های مسکونی با مساحت ۲00-500 مترمربع و پس ازآن ۵۰۰-۱۰۰۰ مترمربع و در شاخص نسبت پر به فضای خالی، عرصه هایی با مقادیر (7/0-96/0) دارای بیشترین میزان انعطاف پذیری هستند. در رابطه با شاخص یکپارچگی و انسجام فضایی نیز حداکثر میزان شاخص به محور مادی ها، گذرهای متصل به مادی و خیابان های اصلی حاشیه محله را شامل می شود. نتیجه نشان می دهد که معماری مادی مهم ترین الگوی طبیعی است که در شکل گیری واحدهای مسکونی و ایجاد هم پیوندی در همه نقاط محله اثرگذار است. به منظور تقویت این الگو، طراحی مسکن مبتنی بر چهار شاخصه برشمرده شده نقش آفرین است. در مقابل عدم توجه به این شاخصه ها، تأثیرات منفی فراوانی را بر پیکره بندی مسکن و نظام محله ها به همراه خواهد داشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان