ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۸۰۱ تا ۷٬۸۲۰ مورد از کل ۸٬۱۵۲ مورد.
۷۸۰۱.

تحلیل اثرات کالبدی-عملکردی برنامه های توسعۀ مرکز شهر بر بافت تاریخی اطراف آن (نمونۀ مورد مطالعه: سبزه میدان شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۲
بیان مسئله: بافت های تاریخی شهرهای ایران، به ویژه در مراکز شهری، با چالش هایی همچون فرسودگی کالبدی و تغییرات عملکردی مواجه هستند. برنامه های توسعه مرکز شهر با هدف ارتقای کیفیت فضاهای عمومی و تقویت کارکردهای شهری اجرا می شوند، اما برخی موجب اختلال در ساختار تاریخی و کاهش انسجام اجتماعی محلات می شوند. این پژوهش با هدف بررسی اثرات برنامه توسعه سبزه میدان زنجان در دو بعد کالبدی و عملکردی بر ساختار مرکز تاریخی و بافت پیرامونی آن انجام شده است. روش تحقیق: روش تحقیق توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مطالعه موردی است. جمع آوری داده ها با استفاده از منابع کتابخانه ای، اسناد و برنامه های توسعه به همراه بازدید میدانی و مشاهده رفتار افراد انجام و اطلاعات به دست آمده با روش تحلیل محتوا و استدلال منطقی موردبررسی قرار گرفته است. یافته ها: یافته های بررسی پروژه سبزه میدان زنجان نشان می دهد که هرچند این طرح با افزایش حضورپذیری، تعاملات اجتماعی و ارتقای کیفیت فضای شهری همراه بوده، اما با ایجاد فضاهای یکپارچه به جای شبکه خرد محله ای، سلسله مراتب تاریخی، مراکز محلات و فضاهای جمعی خرد را تضعیف کرده است. کاهش تنوع کاربری های اجتماعی، تجاری و مذهبی در سطح محلات و انتقال فعالیت ها به مرکز شهر، تمرکز عملکردی و افت حیات محله ای را در پی داشته و موجب اختلال در دسترسی محلی، کاهش امنیت و افزایش کاربران غیرمحلی شده است. بااین حال، مداخلات بخش جنوبی همچون پیاده راه سازی و احیای سبزه میدان، با بهبود دسترسی شهری و تقویت ارتباط بصری، حضورپذیری و فعالیت های اجتماعی در مقیاس فرامحله ای را تقویت کرده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش تأکید دارد که موفقیت برنامه های توسعه در بافت های تاریخی مستلزم توازن میان ملاحظات کالبدی و عملکردی، حفظ پیوندهای اجتماعی محله ای و تقویت کیفیت زیست است. این مطالعه نشان می دهد که مداخلات مکان محور و توجه به مؤلفه های توسعه مکان مند، می تواند ضمن ارتقای عملکرد شهری، به حفظ انسجام بافت تاریخی کمک کند.
۷۸۰۲.

ارزیابی قیاسی مولفه های پایداری اجتماعی در دانشکده های هنرومعماری با تاکید بر رضایتمندی کاربران (موردپژوهی: دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات و واحد تهران مرکزی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۲۷
فضاهای کالبدی دانشگاهی به عنوان بستر شکل گیری تعاملات اجتماعی، تجربه زیسته آموزشی و شکوفایی حرفه ای دانشجویان، نقشی کلیدی در ارتقاء کیفیت آموزش عالی ایفا می کنند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تطبیقی مؤلفه های پایداری اجتماعی مکان و سنجش میزان رضایتمندی کاربران، دو نمونه موردی از دانشگاه آزاد اسلامی (واحد علوم و تحقیقات و واحد تهران مرکزی) را مورد بررسی قرار داده است. روش تحقیق از نوع توسعه ای–کاربردی، مبتنی بر رویکرد ترکیبی کیفی–کمی می باشد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و به کارگیری تکنیک آنتروپی شانون، امکان رتبه بندی و مقایسه شاخص ها را فراهم ساخته است. یافته ها حاکی از آن است که در مؤلفه «ایمنی و امنیت»، واحد علوم و تحقیقات عملکرد بهتری داشته، در حالی که سایر مؤلفه ها از دیدگاه دانشجویان واحد تهران مرکزی، وضعیت مطلوب تری دارند. نتایج پژوهش ضمن تبیین شکاف های ادراکی کاربران نسبت به کیفیت محیطی، می تواند در تدوین سیاست های ارتقاء کیفیت فضایی–کالبدی فضاهای آموزشی مؤثر واقع شود.
۷۸۰۳.

پوشش سقف در کاخ آپادانای تخت جمشید؛ نگاهی نو به فناوری های ساختمانی هخامنشیان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۰
کاخ های هخامنشی جلوه ای بارز از کاربست فناوری های پیشرفته معماری در جهان باستان به شمار می آیند؛ بااین حال، تاکنون توجه علمی به شیوه های اجرایی این سازه ها محدود بوده است. پژوهش میان رشته ای حاضر با تمرکز بر نظام پوشش سقف کاخ آپادانا، به تحلیل انتقادی بازسازی های رایجی می پردازد که ریشه در نظریات معمار آلمانی فردریش کرفتر دارند. به منظور سنجش اعتبار دیدگاه غالب، این تحقیق با رویکرد ترکیبی و در بستر تاریخی، از روش های توصیفی تحلیلی و استدلال منطقی بهره می گیرد. نخست، پیشینه پژوهش، مسیر دو قرن بحث و نظریه پردازی پیرامون پوشش سقف کاخ ها را ترسیم می کند. بررسی سیر تحول تالارهای ستون دار در تمدن های باستان، وجوه اشتراک و افتراق معماری هخامنشی با دیگر فرهنگ ها را نمایش می دهد. درنهایت، شواهد سازه ای، اجرایی و باستان شناختی برای نقد کاستی های الگوی غالب بازسازی ها به کار می رود. بر پایه تحلیل معماری، اصول ساختمان سازی در دوران باستان، و داده های میدانی، این پژوهش به شناسایی فناوری مورد استفاده توسط معمار هخامنشی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که سرستون ها علاوه بر نقش تزیینی، عملکرد سازه ای داشته اند: شاه تیرها درون فضای خالی میان سرستون ها جای می گرفتند و این چیدمان از نخستین تلاش های بشر برای مهار چرخش آزادانه دو سر تیر و ایجاد اتصالات بهینه برای انتقال تنش ها بوده است. همچنین با قرارگیری چوب در میان حفره سنگی، با به کارگیری اتصالات ساده و بدون تضعیف مصالح، معمار یکپارچگی ساختاری تیرها را تأمین می کرد. در این روش، شاه تیرها ستون ها را به صورت نواری به یکدیگر متصل و تیرهای عرضی، سازه سقف را کامل می کرده اند؛ آرایشی که در یکپارچگی رفتار سازه در برابر زلزله نقشی مؤثر داشت. این نتایج دریافتی تازه از فناوری ساخت هخامنشیان ارائه می دهد و نبوغ معمار ایرانی در طراحی و اجرای وسیع ترین تالارهای تخت پوش جهان باستان را آشکار می سازد.
۷۸۰۴.

تبیین روابط توانمندسازی و دلبستگی به مکان، مروری نظام مند بر عوامل کلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۹۶
بیان مسئله: توانمندسازی و دلبستگی مکانی، مفاهیمی بنیادین در توسعه محلی و اجتماع محور هستند. توانمندسازی با ارتقای ظرفیت های مشارکت و دلبستگی با تقویت احساس هویت و تعلق، به پایداری توسعه کمک می کنند. با وجود پژوهش های متعدد، رابطه و مکانیسم های تأثیرگذاری این مفاهیم به طور جامع شناسایی نشده اند. عدم درک صحیح این تعامل در لایه های زیرین، چالش هایی را در اثربخشی طرح های توسعه محلی ایجاد می کند. لذا، شناسایی سازوکارهای تعامل این مفاهیم برای تحقق و توفیق طرح های مشارکتی و توسعه محلی ضروری است. هدف: هدف این پژوهش، بررسی و فهم چگونگی تأثیرگذاری متقابل توانمندسازی و دلبستگی مکانی بر یکدیگر و شناسایی سازوکارهای مؤثر در این تعامل به منظور بهره برداری از آن در راستای اثربخشی فرآیندهای توسعه محلی است. روش: با بهره گیری از مرور نظام مند، مطابق با استانداردهای پریزما، از میان 986 مقاله شناسایی شده در پایگاه های معتبر، پس از غربالگری و ارزیابی کیفیت، 46 مقاله انتخاب شدند. تحلیل محتوای کیفی این منابع منجر به استخراج ۲۸۲ کد مفهومی شد. یافته ها : توانمندسازی و دلبستگی از طریق ایجاد تعامل سازنده در سه ساختار کلیدی شناختی (فردمحور)، عملکردی (میانجی) و حکمرانی(سطح کلان)، شامل مکانیسم های اجتماعی، محیطی و کالبدی، اقتصادی، سیاسی و حقوقی، و ظرفیت سازی آموزش؛ می تواند به شکل گیری هویت مکانی، تقویت حس تعلق، ترویج تعهد و مسئولیت پذیری نسبت به مکان، و ارتقای خودکفایی و استقلال محلی منجر شود. در مجموع، 21 مولفه کلیدی مؤثر در این فرآیند شناسایی شدند. نتیجه گیری: چارچوب ارائه شده، بر اهمیت توزیع عادلانه قدرت، و تقویت ساختارهای حکمرانی برای نهادینه سازی عملکردهای اجتماعی و اقتصادی مشارکتی در راستای اهداف توانمندسازی و دلبستگی در توسعه های اجتماع محور تأکید دارد. این رویکرد می تواند ظرفیت و سرمایه های مختلف جوامع محلی را برای خودکفایی و مدیریت منابع افزایش داده و  بستر تحقق پذیری طرح های توسعه محلی را فراهم آورد.
۷۸۰۵.

بسط الگوی پدیدارشناسی در مکانمندیِ مکان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۵۲
مکان و مکانمندی آن آنچنان که فیلسوفان و معماران به آن اعتقاد دارند، همچنان دارای ویژگی های قابل ارزیابی برای قرارگیری دربستری جامع و همچنان قابل بحث و بررسی در جهت کمال و دیدن موارد نغز آن می باشد. امروزه نیز ابهامی که در تعریف علم مکان و معماری آن برای اساتید و دانشجویان معماری وجود دارد شاید به پیچیدگی شناخت هستی مربوط بوده و همراه با تردیدی است که حتی لوکوربوزیه-مهمترین معمار مدرن فرانسوی- نیز به وجود این ابهام تأکید داشته است. می توان اذعان داشت که این موضوع بیش از پیش با سرنوشت پرسش بنیادی «انسان چیست؟» همراه است و تا زمانی که انسان غافل از ماهیت خویش و پدیدار شناختی خویشتن است، رنگ این ابهام به قوت خود باقی می ماند. در این میان در مکتب خردگرایانه یک فیلسوف-معمار بیش از هر چیز قضایای مشترک موجود در معماری طبیعی و معماری انسانی با نگاه به عناصر اساطیری گره می خورد؛ مکاتبی که منجر به تفکیک آگاهی با عامل محرک یا بدون آن همچون زمان، زبان و غیره سعی در رساندن پدیدارهای ذهنی به عینیتی قابل ارائه می شوند، و از آنجایی که وجود انسان غایت تمام علوم است؛ پدیدارشناختی همچون علمی انسانی به امکان مکان های مختلف و حتی قابل سکونت انسان می پردازد. روش تحلیل و مداقه در این ساختار به صورت تحلیلی-توصیفی و با استناد به اطلاعات کتابخانه ای می باشد. با توجه به اهمیت این موضوع و همچنین تأثیر بنیادی عقل خردگرا در مکانمندی مکان، این مقاله مدعی برآن است که با توجه به واکاوی موضوعات اشاره شده در پی بررسی رخداد پدیده مکان باشد تا در بسطی معین و متعقل، معرفت تفسیری بر چگونگی نگرش اندیشمندان نسبت به محیط را نیز دریافته و بدین سان چگونگی خلق معنا در مکان را درک کند.
۷۸۰۶.

اینستاگرام و هویت ازدست رفته: مطالعه ای بر نمای بناهای مسکونی تهران (مطالعه موردی: محلات هروی، اقدسیه و فرجام غربی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۳۳
بیان مسئله: نماهای ساختمان های مسکونی در تهران به عنوان یکی از شاخص ترین عناصر هویت شهری، در سال های اخیر تحت تأثیر دو نیروی متضاد جهانی شدن و نفوذ گستردهه پلتفرم های دیجیتال مانند اینستاگرام قرار گرفته اند. این دو نیرو، در کنار هم، دگرگونی های عمیقی را در چهره شهر ایجاد کرده اند.هدف پژوهش: بررسی نقش اینستاگرام در ترویج میراث معماری ایرانی و افزایش آگاهی عمومی در خصوص طراحی های نمای بناهای مسکونی در کلانشهر تهران با تأکید بر کاهش پراکندگی بصری و جلوگیری از فرسایش فرهنگی، انجام شده است. روش پژوهش: به منظور دستیابی به این هدف، از رویکردی کیفی استفاده شده است. در مطالعه فرعی نخست شش نمای مسکونی در محلات هروی، اقدسیه و فرجام غربی کلانشهر تهران از طریق مشاهدات تصویربرداری و مصاحبه های تخصصی با پنج کارشناس بررسی نقادانه شدند. سپس با انجام یک مرور سیستماتیک روی 21 مقاله علمی معتبر، ضمن بررسی مطالعات بین المللی در زمینه تأثیر رسانه های اجتماعی بر معماری، به تحلیل چالش های حفظ هویت فرهنگی و استراتژی های ترویج میراث معماری در مقیاس کلان پرداخته شد. در ادامه، به منظور بومی سازی یافته های پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته ای با هشت نفر از خبرگان حوزه های معماری، علوم رسانه و جامعه شناسی انجام شد. نتیجه گیری: یافته های زیرمطالعه نخست نشان داد که نمای بناهای مسکونی در محلات مورد مطالعهُ تنوع بسیار زیادی از نظر سبک و رویکرد طراحی دارند. این پراکندگی شدید، نشان دهنده وجود اولویت های زیبایی شناختی متضادی است که از یک سو، طراحی های بصری خیره کننده و تحت تأثیر الگوریتم های دیجیتال را به نمایش می گذارند و ازسوی دیگر، به زیبایی شناسی جهانی شده ای گرایش دارند که اغلب فاقد ریشه در فرهنگ و تاریخ محلی است. نادیده گرفتن اصول طراحی سازگار با اقلیم، این تضاد را تشدید و شکاف عمیقی میان طراحی معاصر نماها و میراث غنی معماری تهران ایجاد کرده است. همچنین، نتایج زیرمطالعه دوم نشان داد که اینستاگرام، به عنوان یک پلتفرم اجتماعی پرطرفدار در ایران، تأثیر قابل توجهی بر شکل گیری نماهای معماری در تهران دارد. از یک سو، الگوریتم های این پلتفرم اغلب به همگن سازی بصری و رواج سبک های طراحی یکنواخت کمک می کنند. ازسوی دیگر، اینستاگرام پتانسیل بالایی برای ترویج شیوه های معماری پایدار و همسو با فرهنگ و محیط زیست دارد.
۷۸۰۷.

تحلیل مضامین نقاشی های دیواری مهدی قدیانلو با رویکرد (بازتاب و شکل دهی) مطالعۀ موردی: نقاشی های دیواری اجلاس داووس، میدان دیووی بوستون، شوردیج لندن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۲
بیان مسئله: این پژوهش به بررسی نقاشی های دیواری مهدی قدیانلو در فضاهای عمومی نظیر اجلاس داووس، میدان دیووی بوستون و منطقه شوردیج لندن می پردازد. آثار وی با پرداختن به مسائل جامعه معاصر و دغدغه های جهانی، از عناصر نمادینی همچون: کودکان، بادکنک ها و روزنه های نور بهره می برد که با بیانی فراواقع گرایانه، مخاطب را به تأمل وادار می کند. سؤالات اصلی پژوهش عبارت اند از: مضامین نقاشی های دیواری قدیانلو از کدام معضلات اجتماعی تأثیر می پذیرند؟ انگیزه هنرمند از به کارگیری عناصر نمادین و استفاده از سبک فراواقع گرایی چیست؟هدف پژوهش: اهمیت ارتباط هنرمند با جامعه و تأثیرپذیری او از زندگی اجتماعی و تلاش برای تأثیرگذاری با هدف بهبود زیست شهری در آثار این هنرمند از اهداف این پژوهش است.روش پژوهش: پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، پیمایشی و میدانی انجام شده است. ابزار گردآوری اطلاعات نیز شامل فیش برداری و مصاحبه است.نتیجه گیری: آثار مهدی قدیانلو براساس دو رویکرد «بازتاب» و «شکل دهی»، هم بازتاب دهنده بحرآنها و آسیب های اجتماعی و هم الهام بخش امید و تغییر هستند. او با استفاده از نمادهای بصری مانند کودک، کلاغ، بادکنک و آسمان، تصویری چندلایه از واقعیت و آرمان ارائه می دهد و به عنوان هنرمندی آگاه برای ایجاد نگرش تازه نسبت به اکنون و آینده جامعه از هنر با زبان نقاشی دیواری بهره می گیرد.
۷۸۰۸.

تدوین اصول طراحی کوچه زیست پذیر از دیدگاه کودکان در دوران وقوع پاندمی (نمونه موردی: کوچه های منتخب از محله زعفرانیه تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۹۸
در این دوران که تحولات چالش برانگیز محیطی و بهداشتی اجتناب ناپذیرند، همه گیری کووید-19 به آشکارسازی میزان آمادگی فضاهای شهری ما برای رویارویی با بحران ها پرداخته است. کوچه ها که عناصر مهمی از پیکره شهری محسوب می شوند، اهمیت خود را بیش از پیش برای اقشار آسیب پذیر، مانند کودکان در دوران همه گیری، جایی که با محدودیت های جدی در دسترسی به امکانات تفریحی و اجتماعی مواجه شده اند، بروز دادند. با تمرکز بر محله زعفرانیه تبریز، در این پژوهش سعی شده است تا با توجه به ویژگی های کودکان و نقش مهم آن ها در ارتباط با محیط زندگی، اصولی برای طراحی کوچه های زیست پذیر از دیدگاه کودکان مورد بررسی قرار گیرد. در رویکرد تحقیق که به جنبه های کاربردی و توسعه ای می پردازد، علاوه بر تحلیل توصیفی، به استخراج مستندات نظری از منابع کتابخانه ای و بررسی ادبیات پژوهش پرداخته و اطلاعات میدانی نیز از طریق مشاهده و مصاحبه به دست آمده است. یافته های این تحقیق بیانگر آن است که تدوین اصول طراحی کوچه زیست پذیر از دیدگاه کودکان در محله زعفرانیه تبریز بر پایه چهار بعد است: کالبدی-فضایی، عملکردی، منظر شهری و اجتماعی- فرهنگی؛ که برای تحقق و ارتقای آن ها نیازمند ایمن سازی، توسعه دسترسی به فضاهای سبز و فراهم آوردن موقعیت هایی برای بازی و تعاملات کودکانه هستیم. در نهایت این مطالعه، با پیشنهاداتی مشخص برای بهبود فضاهای شهری با توجه به نیازهای کودکان و درک عمیق تر از تأثیرات پاندمی بر استفاده از فضاهای عمومی، به مجموعه دانش موجود در این حوزه می افزاید و راهبرد های مواجهه با چالش های بهداشتی آینده را معرفی می کند.
۷۸۰۹.

ارزیابی آسیب پذیری مناطق شهری در برابر سیلاب با استفاده از GIS و مدل AHP؛ مطالعه موردی: شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۶۰
هدف: با توسعه روزافزون جوامع انسانی و پیچیدگی روابط درونی و خارجی آن ها، مدیریت و برنامه ریزی به منظور کاهش سوانح و اثرهای آن بر سکونتگاه های انسانی، به مسئله ای ضروری تبدیل شده است. با توجه به افزایش خطرپذیری سکونتگاه های شهری در برابر سوانح و نقش حیاتی سیلاب ها در اکوسیستم های طبیعی، این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر آسیب پذیری ناشی از سیلاب و ارزیابی میزان آسیب پذیری مناطق مختلف شهر قزوین انجام شده است. تمرکز اصلی پژوهش بر شناسایی و تحلیل متغیرهای تأثیرگذار بر آسیب پذیری و تهیه نقشه پهنه بندی مناطق آسیب پذیر است. روش پژوهش: این پژوهش ماهیت تکنیکی و کاربردی-توسعه ای دارد و بر روش های آماری و کتابخانه ای متکی است. ابتدا، شاخص های آسیب پذیری از مقالات و منابع معتبر علمی استخراج شدند. برای دستیابی به هدف پژوهش، دو معیار اصلی آسیب پذیری و در معرض خطر بودن، همراه با 21 زیرمعیار شناسایی و تحلیل شدند. این معیارها با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) در نرم افزار Expert Choice وزن دهی شدند و داده های حاصل در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) پردازش گردیدند. خروجی نهایی این فرایند، نقشه پهنه بندی خطر سیلاب برای شهر قزوین است. یافته ها: دستاورد این مقاله شناسایی مجموعه ای از متغیرها برای ارزیابی آسیب پذیری ناشی از سیلاب و نحوه تأثیر آن ها است. بررسی این متغیرها نشان داد که مناطق جنوبی و غربی شهر قزوین در صورت وقوع سیلاب بیشترین آسیب پذیری را دارند و درصد قابل توجهی از مساحت شهر در دسته بندی آسیب پذیری بالا قرار می گیرد. این یافته ها بیانگر نیاز مبرم به برنامه ریزی جامع و استفاده از فناوری های نوین برای مدیریت خطرات سیلاب است. نتیجه گیری: با توجه به قرارگیری شهر قزوین در اراضی دشتی و تأثیر رواناب های ناشی از بارش در محدوده شهری، اهمیت بررسی آسیب پذیری شهر و مدیریت مخاطرات سیلاب ضروری است. این پژوهش بر ضرورت بهره گیری از فناوری های نوین و مدیریت یکپارچه شهری تأکید دارد. استفاده از ابزارهای مدرن مانند GIS و مدل AHP در تحلیل فضایی و تصمیم گیری، امکان شناسایی دقیق مناطق پرخطر و برنامه ریزی بهینه را فراهم می کند. پیشنهادهایی ازجمله کاهش تراکم در مناطق پرخطر مانند حریم رودخانه ها، نوسازی بافت های فرسوده، افزایش نفوذپذیری شبکه معابر، مکان یابی مناسب کاربری های حساس و تدوین قوانین ساخت وساز می تواند به کاهش خسارات مالی و جانی ناشی از سیلاب کمک کند.
۷۸۱۰.

تأثیر ناسازگاری های توسعۀ کالبدی بر هویت و حس تعلق به مکان (نمونه موردی: روستای طار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۰
این پژوهش با هدف بررسی «ناسازگاری های توسعه با مکانیت بستر» در روستای طار انجام شده است. در بسیاری از روستاهای ایران، طرح های توسعه به ویژه طرح های هادی، با هدف بهبود وضعیت فیزیکی و زیرساخت ها، اجرا می شوند، اما این تغییرات اغلب با ویژگی های بومی، فرهنگی و اجتماعی جوامع روستایی ناهماهنگ هستند. این پژوهش به منظور تحلیل تأثیرات این تغییرات کالبدی بر هویت مکانی و حس تعلق به مکان ساکنان روستای طار انجام شده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و از ترکیب دو روش مطالعات میدانی و کتابخانه ای بهره گرفته شده است. در سفر پژوهشی به روستای طار، ویژگی های کالبدی، معابر، فضاهای عمومی و نحوه تعامل ساکنان با این فضاها بررسی و مستندسازی شد. همچنین، گفت وگوهای غیررسمی با ساکنان انجام شد تا تجربیات آن ها از تأثیرات توسعه های اخیر بر روابط اجتماعی و احساس تعلق به مکان جمع آوری شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که توسعه های کالبدی صورت گرفته با ویژگی های فرهنگی و اجتماعی بومی روستا هماهنگ نبوده و این موضوع منجر به کاهش حس تعلق به مکان و ایجاد فاصله میان ساکنان و محیط کالبدی شان شده است. در نهایت، این تحقیق پیشنهاد می کند که توسعه های کالبدی در روستاها باید به طور ویژه با توجه به نیازهای اجتماعی، فرهنگی و هویتی ساکنان طراحی و اجرا شوند تا از پیامدهای منفی ناشی از ناسازگاری ها جلوگیری شود.
۷۸۱۱.

بتن پلیمری تهیه شده از رزین پلی استر حاوی نانو کامپوزیت CNF/SiO2 و بررسی عملکرد مکانیکی و دوام آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۹۶
امروزه استفاده از بتن پلیمری به دلیل قیمت بالا، محدود به موارد خاص است. محبوب ترین رزین پلیمری که در بتن استفاده می شود، رزین پلی استر غیر اشباع می باشد. این نوع رزین به دلیل در دسترس بودن، قیمت مناسب، کیفیت مکانیکی خوب و مقاومت فشاری بالا به طور گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرد. هدف این مقاله بررسی ویژگی های مکانیکی بتن پلیمری تهیه شده با رزین پلی استر با نانو کامپوزیت CNF/SiO2، مقاومت فشاری، خمشی و سایش، عمق نفوذ آب تحت فشار و دوام آن در محیط های اسیدی است. طرح اختلاط شامل نمونه هایی با 5، 10 و 15 درصد رزین پلی استر و 1، 2، 3 درصد CNF/SiO2 تهیه شد و مقاومت و دوام آنها مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های این مطالعه نشان داد که بتن پلیمری در هنگام فرآوری اولیه مقاومت مکانیکی بالایی را نشان داد و با افزایش CNF/SiO2 مقاومت آن بیشتر افزایش یافت. بهترین نمونه CP10-CS2 دارای 10 درصد رزین پلی استر و 2 درصد CNF/ SiO2 است. همچنین، پس از قرار گرفتن در معرض اسید خورنده به مدت 3 و 10 ماه، نمونه ها به ترتیب کمتر از 10 درصد و 20 درصد افت مقاومت فشاری را نشان دادند.
۷۸۱۲.

آماده سازی محیط های شهری از نظر ایجاد تعادل بوم ساختی میان انسان و حیوان: پیشنهاد کدگذاری پهنه های جانور- مکانی برای شهر تهران، مطالعه موردی: شهرک اکباتان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۹۰
شهرهای امروزی به سبب ماهیت مدرن سبک زندگی انسان، حضور گونه های جانوری را در ساختار مدیریت و برنامه ریزی نادیده گرفته و منحصراً مناسب انسان ها برنامه ریزی و طراحی شده اند که به موجب این دیدگاه، بحران زیست پذیری شهرها و عدم تعادل اکولوژیک شهرها را به همراه داشته است. حفظ تنوع زیستی، بستر حفظ زیرساخت اکولوژیک که انسان ها از آن استفاده می کنند را تسهیل می نماید که این امر در راستای ظهور دیدگاه ها و فرهنگ های جدید مانند حقوق حیوانات و نگهداری از حیوانات خانگی در بین ساکنین شهرها بوده و به طور فزاینده ای در حال گسترش است. این پژوهش بر آن است تا با نگاهی جامع بر انواع گونه های جانوری و دیدگاه های متفاوت نسبت به حضور حیوانات در شهرها، هم زیستی میان انسان و گونه های جانوری را در ساختار برنامه ریزی گنجانده تا حفظ و احیای تنوع زیستی و تعادل اکولوژیک در شهرها را امکا ن پذیر سازد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از منظر ماهیت، کمی- کیفی است. در بخش مطالعه کیفی و تحلیل اطلاعات مصاحبه های متخصصان این حوزه از روش گرندد تئوری بهره گرفته شده است و جامعه هدف در بخش مطالعه کیفی شامل متخصصان حوزه برنامه ریزی شهری، اکولوژی شهری و دامپزشکی اند که در راستای ورود جانوران در روند برنامه ریزی شهری و حفظ تعادل بوم ساختی در ایران متخصص هستند. جامعه آماری در بخش کمی، شامل 20 نفر از ساکنین و کسبه شهرک اکباتان می باشد که تعداد آن ها با استفاده از منطق اشباع نظری انتخاب شده است. اطلاعات به دست آمده نیز با استفاده از نرم افزار MAXQDA و Esri ArcGIS Pro تحلیل شده اند. طبق نتایج به دست آمده، 5 راهبرد در بعد برنامه ریزی و مدیریت، 3 راهبرد در بعد آموزش و فرهنگ سازی ، 3 راهبرد در بعد ساماندهی و آماده سازی کالبدی و نیز 3 راهبرد در بعد بهبود و ارتقای محیطی معرفی و برای بازطراحی محله اکباتان به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شده اند.
۷۸۱۳.

ارائه تعریف عملیاتی سبک شناسی معماری ایران با رویکرد حفاظت معماری (استخراج شاخص های سبک شناسی براساس معماری مسجد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۹۸
یکی از معضلات عمده مرمت ایران در نزد برخی مرمت گران حال حاضر را می توان عدم توجه به اهمیت شناخت معماری دانست. یکی از دلایل اصلی این عامل می تواند فقدان رویکرد مشخص، منطقی و کاربردی در شناخت معماری در یک پروژه مرمتی باشد. در فرآیند شناخت معماری با سطوح مختلفی مواجه هستیم این شناخت لایه لایه تنها زمانی به هرج و مرج منجر نخواهد گشت که از الگویی روشمند پیروی کند. مقاله حاضر در میان الگوی های گوناگون، سبک شناسی را مدنظر قرار داده است. بر اساس تعریف ارائه شده از سبک شناسی، در راستای عملیاتی شدن آن سعی شده گام هایی قابل اجرا پیشنهاد شود. با بررسی بنا در حوزه های گوناگون شناخت، ویژگی های آن تحت عنوان مولفه، شناساسی می شوند. از تحلیل مولفه ها، شاخص ها استخراج شده که معیاری برای تعیین سبک خواهد بود. به دلیل گسترده بودن حوزه مطالعه، این مقاله شاخص ها را بر اساس معماری مسجد استخراج نموده است. سامانه جستجوی پژوهش کیفی و راهبرد این مسیر تفسیرگرا است. این تحقیق به روش کتابخانه ای و میدانی، به صورت تطبیقی صورت گرفته، به این ترتیب که با رصد تعاریف و دیدگاه ها در مورد سبک از سویی و نظر به بناهای تاریخی، سعی در بازبینی و تبیین تعریف آن داشته است. از نظر هدف، این پژوهش را می توان از نوع نظری-کاربردی دانست. یکی از دستاوردهای مقاله استخراج معیارهای سبک شناسی مطالعات هنر و معماری از گذشته تا امروز در شش گروه می باشد. از سوی دیگر تبارشناسی سبک نشان داد که این مفهوم یک مفهوم اعتباری است که در راستای هدف می تواند تعریف نظری و عملیاتی مشخص داشته باشد. بنابراین سبک می تواند براساس وضعیت حال حاضر بنا مشخص شود تا کمکی باشد در تصمیم گیری های حفاظت. با این رویکرد برای مسجد، هشت شاخص پیشنهاد شد: فضاها، نقش شهری، مداخلات، ساختمایه، تکنولوژی ساخت، آرایه ها، فرم ها و سامانبندی عناصر و فضاها. این شاخص ها به عنوان ابزاری برای شناسایی سبک ها به کار گرفته می شوند.
۷۸۱۴.

مطالعه تطبیقی رابطه فرهنگ و طبیعت با معماری بومی در شهر شیراز (با تکیه بر مطالعه متون ادبی)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۶
توجه به خاطرات جمعی، ارزش های قومی مشترک و فرهنگ مردم یک سرزمین برای معماران و طراحان شهری امری ضروری می باشد، زیرا معماری به مثابه هنر خلق مکان، ریشه در این اعتقادات و ارزش های فرهنگی دارد. هدف از این مطالعه، توجه به ریشه هایی است که هویت معماری امروزین ما را ساخته اند. در همین راستا تنها، مشاهده ساختمانهای بر جای مانده از گذشته و مطالعه پیرامون آنها کافی نمی باشد، زیرا بسیاری از بناها و ساختمانهایی که در گذشته بر مبنای تفکرات، اعتقادات و ارزش های فرهنگی یک قوم شکل گرفته اند، امروزه از میان رفته و جز خاطره ای از آنها باقی نمانده است. خاطراتی که می توان رد پای آنها را در میان متون کهن ادبی یافت. مطالعه این استاد و مدارک می تواند در راستای شناخت بهتر و رفع بسیاری از ابهامات موجود در این زمینه مفید باشد، چراکه به صورت مستقیم یا غیر مستقیم می توان از خلل این منابع مطالبی را استخراج کرد و با استنباط از آنها به شناخت بهتر از معماری یک سرزمین دست یافت. از آنجا که معماری امروز شیراز دچار بی هویتی و سرگشتگی نظیر سایر شهرهای ایران است و این بی هویتی ناشی از عدم شناخت طراح از شرایط و مختصات محلی طرح می باشد، نیاز به شناخت دوباره از ارزشهای فرهنگی و بومی آن ضروری است. یکی از منابعی که می تواند به معماران و طراحان شهری در جهت باز شناسی هویت فراموش شده یاری دهد، مطالعه متون کهن می باشد. از این رو در این مقاله سعی شده است تا با استفاده از منابع مکتوب ادبی شامل سفرنامه ها، اشعار شاعران و متون کهن شواهدی درباره ویژگیهای طبیعی ، فرهنگی و معماری، شهرسازی شهرشیراز مطالعاتی در قالب روش تحلیل محتوا انجام گرفته و سپس با استنتاج از مطالب به دست آمده ارتباط میان مفاهیم فوق بررسی گردد. در نهایت مطالعه و بررسی این شواهد نشان از ارتباط تنگاتنگ میان ویژگیهای فرهنگی طبیعی با معماری گذشته شهر شیراز دارد.
۷۸۱۵.

عوامل کلیدی مؤثر بر توسعه شهری شهرهای کوچک باتوجه به شاخص های شهر بیوفیلیک (مورد مطالعه: شهر تازیان پائین)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۱۰
مقدمه: طراحی بیوفیلیک به عنوان رویکردی طبیعت محور در توسعه شهری، تلاشی برای بازگرداندن پیوند میان انسان و طبیعت در بسترهای شهری است. این رویکرد می تواند از طریق حفظ تعادل اکولوژیکی، کاهش آلودگی، بهبود کیفیت فضاهای عمومی و ارتقای سرمایه اجتماعی، به تحقق پایداری زیست محیطی و اجتماعی در شهرهای کوچک کمک کند. با توجه به رشد بی رویه جمعیت شهری و فشارهای فزاینده بر منابع طبیعی، استفاده از اصول طراحی بیوفیلیک در شهرهای کوچک اهمیت دوچندانی می یابد.هدف پژوهش: این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه طراحی بیوفیلیک در شهرهای کوچک و بررسی نقش این رویکرد در بهبود شاخص های پایداری شهری انجام شده است. مطالعه موردی این پژوهش شهر تازیان پائین در بندرعباس است که با چالش هایی همچون کمبود فضای سبز، بهره برداری بی رویه از منابع طبیعی و ضعف در مشارکت اجتماعی مواجه است.روش شناسی: روش تحقیق حاضر ترکیبی از تکنیک دلفی برای گردآوری نظرات خبرگان و تحلیل اثرات متقاطع برای شناسایی متغیرهای کلیدی است. متغیرهای کلیدی شامل توسعه پیاده راه ها و مسیرهای سبز، طراحی المان های بومی با الهام از طبیعت، افزایش مشارکت شهروندان در پروژه های زیست محیطی و جذب سرمایه در گردشگری طبیعت محور شناسایی و تحلیل شدند.یافته ها و بحث: نتایج نشان می دهد که برای توسعه طراحی بیوفیلیک در شهرهای کوچک، تقویت ظرفیت های نهادی، بودجه گذاری هدفمند و برنامه ریزی مشارکتی ضروری است. توسعه فضاهای عمومی سبز و ارتقای تنوع زیستی می تواند نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی ایفا کند. همچنین بهره گیری از مصالح بومی و فناوری های سازگار با محیط زیست در فرایند طراحی، موجب کاهش اثرات منفی توسعه شهری می شود.نتیجه گیری: این پژوهش بیان می کند که رویکرد بیوفیلیک نه تنها ابزاری برای ارتقای کیفیت محیط شهری است، بلکه می تواند مسیر تحقق پایداری زیست محیطی و اجتماعی در شهرهای کوچک را هموار سازد. در نهایت، پیشنهاد می شود که سیاست گذاران شهری با تدوین راهبردهایی جامع، زمینه را برای تقویت ارتباط انسان و طبیعت در شهرهای کوچک فراهم کنند.
۷۸۱۶.

واکاوی جایگاه مکانی دروازه باغشاه در ساختار تاریخی و معاصر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۸
دروازه باغشاه، به عنوان یکی از عناصر نشانه ای برجسته در ساختار تاریخی شهر شیراز، اگرچه در منابع مکتوب و تصویری متعددی مورد اشاره قرار گرفته، به واسطه تخریب کالبدی، نبود شواهد میدانی و ابهامات موجود در اسناد تاریخی، مکان دقیق آن تاکنون در هاله ای از ابهام باقی مانده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و بازخوانی موقعیت مکانی این دروازه در بستر تاریخی و ساختار معاصر شهر شیراز انجام شده و تلاشی است برای بازیابی یک عنصر گمشده در حافظه فضایی شهر. این پژوهش با رویکردی کیفی و با بهره گیری از روش های میان رشته ای، ازجمله تحلیل اسنادی، نشانه کاوی تاریخی، خوانش بینامتنی و تطبیق جغرافیایی، به دنبال صورت بندی چارچوبی «تفسیری تاریخی» برای مکان یابی دقیق دروازه است. داده های تحقیق از مجموعه ای متنوع از منابع همچون سفرنامه ها، نقشه های تاریخی، تصاویر آرشیوی و متون توصیفی گردآوری شد و در فرایندی تطبیقی، ازطریق برهم نهاد لایه های زمانی و سنجش الگوهای مکانی بررسی گردید. این رویکرد زمینه شناسایی الگوهای تکرارشونده، آشکارسازی نقاط ابهام و بازشناسی گسست های معنایی در روایت های تاریخی را فراهم کرد؛ فرایندی که سرانجام به بازنمایی مستند، منسجم و مبتنی بر شواهد از موقعیت مکانی دروازه انجامید. یافته های پژوهش حاکی از آن است که خیابان دهنادی در بیرون از حصار شهر تاریخی قرار داشته و محل تقریبی دروازه باغشاه در حدفاصل میان خیابان دهنادی و فلکه شهرداری واقع بوده است. همچنین، تحلیل دقیق نقشه سال 1342ق (۱۳۰۲ش)، پس از زمین مبنا شدن (ژئورفرنس سازی)، نشان داد که موقعیت ترسیم شده برای دروازه در این نقشه با داده های تصویری هم خوانی ندارد؛ نکته ای که بر اعتبار بیشتر تصاویر آرشیوی نسبت به نقشه های ترسیمی آن دوره، به ویژه نقشه های کروکی و کم دقت تأکید می کند. بر پایه این تحلیل ها، نسخه ای بازترسیم شده از بخشی از نقشه سال 1342ق (۱۳۰۲ش) تهیه شد که ناحیه پیرامونی دروازه باغشاه را با دقت و استناد بیشتر بازمی نمایاند. این پژوهش، با بازشناسی جایگاه یکی از عناصر حذف شده از سیمای تاریخی شهر، ضمن تقویت حافظه تاریخی شیراز، بستری مستند برای مطالعات آتی درزمینه بازآفرینی در محدوده های شهر تاریخی و ارتقای درک از سازمان فضایی شهر فراهم می سازد و می تواند مبنایی برای سیاست گذاری های آگاهانه در مواجهه با میراث ازدست رفته شهری باشد.
۷۸۱۷.

رابطه مؤلفه های مهم محیط فیزیکی اتاق درمان با نگرش مراجعان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۱
مقدمه: محیط و فرد از هم جدا نیستند و تأثیرات متقابل بر هم ایجاد می کنند. ویژگی های محیطی یک فضای ارائه دهنده ی خدمات سلامت روان می تواند بر احساسات، رفتارها و افکار مراجعان و متخصصین این خدمات تاثیر داشته باشند. ویژگی های محیط می توانند بر برداشت فرد و درنتیجه بر واکنش و رفتار او تأثیرگذارند. هدف: بررسی رابطه جنبه های محیط فیزیکی اتاق درمان و نگرش های مراجع نسبت به درمانگر شامل برداشت مراجع از محبوبیت درمانگر، درک مراجع از مهارت درمانگر و برداشت مراجع از قابل اعتماد بودن درمانگر می باشد. روش: پژوهش از نوع علی-مقایسه ای و همبستگی بوده است. جامعه آماری، مراجعین به خدمات روان شناسی در تهران بودند که شامل ۶۶ نفر بوده و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها مقیاس ویژگی های فیزیکی و فرم کوتاه رتبه بندی مشاور بود. داده ها با روش همبستگی پیرسون و آزمون t تک نمونه ای و مستقل تحلیل شدند. یافته ها: جنبه های محیط فیزیکی اتاق درمان برای مراجع با برداشت از محبوبیت درمانگر، درک مراجع از مهارت درمانگر و برداشت مراجع از قابل اعتماد بودن درمانگر رابطه مثبت معنادار داشته است. نتیجه گیری: عوامل فیزیکی اتاق درمان می توانند بر نگرش مراجع به درمانگر یا مشاور تاثیرگذار باشد، می توان برداشت نمود که برداشت مراجع از محیط فیزیکی، بر برداشت او از محبوبیت درمانگر اثرگذار بوده و مراجع با توجه به چیدمان محیط به درک بهتری از مهارت درمانگر و قابلیت اعتماد او می رسد. همچنین میزان دمای محیط به احساس امنیت و قابلیت اعتماد به درمانگر اثرگذار است. توجه به چینش و پاکیزگی محیط، نور و دما، تناسب دمای محیط می تواند مورد توجه کارفرمایان و درمانگران قرار گیرد.
۷۸۱۸.

ملاحظات طراحی فرم بیمارستان از منظر پدافند غیر عامل

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۵۲
وجود بحران های ناشی از بلایای طبیعی و پیچیده تر شدن جنگ ها و بکارگیری علوم و فناوری در جنگ های نوین، چهره ی متفاوتی از پدافند غیر عامل را ایجاد کرده است. ﺑﺮرﺳی آﺧﺮیﻦ ﺟﻨﮓ ها ﻧﺸﺎن می دهد که ساختمان های عمومی ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺴﺘﻘیﻢ و ﻏیﺮﻣﺴﺘﻘیﻢ مورد آسیب ناشی از حملات قرار می گیرند که اکثراً به عنوان خطای نظامی و یا بهانه های دیگر توجیه می گردد که اصابت و امواج انفجار ناشی از این بمباران ها باعث آسیب به ساختمان ها در نتیجه افزایش تلفات انسانی می گردد، بنابراین ضروری است در صورت بروز بحران، حادثه غیر مترقبه و یا هرنوع حمله، بیمارستان ها که فضاهایی با اهمیت بالا هستند، کارایی خود را تا بیشترین حد و طی بیشترین زمان ممکن حفظ نموده و دچار کمترین میزان آسیب های فیزیکی و تلفات انسانی شوند. بی شک علوم مرتبط با معماری و شهرسازی نقش مهمی در کاهش تلفات در زمان بحران را ایفا می کنند. در همین راستا فرم معماری ساختمان ها، به ویژه ساختمان های درمانی، نقش بسزایی در پایداری بناهای درمانی در زمان جنگ و کمرنگ شدن آسیب های حاصل از انفجار و زلزله را در زمان بحران دارند؛ لذا، به منظور پیشگیری از وقوع این مشکلات و به حداقل رساندن خسارات و تلفات در زمان و قوع بحران، باید بحث ایمنی و امنیت در کلیه ی سطوح برنامه ریزی و طراحی از موضوعات کلان تا جزئیات فنی معماری مورد توجه قرار گیرد. مسئله اصلی در این پژوهش، عدم وجود شاخص های مدون و دقیق، جهت ارزیابی پایداری انواع ترکیب فرم ها و مزایا و معایب هر یک از منظر دفاع غیرعامل است.پژوهش پیش رو کﻪ از ﻧﻮع پژوهشکﺎرﺑﺮدی است از روش ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت کﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ای ﺑﺮایﮔﺮدآوری داده ﻫﺎ و اﻃﻼﻋﺎت اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه است و ضمن مروری بر تحقیقات انجام شده در زمینه پدافند غیرعامل به تشریح پدافند غیرعامل از دیدگاه صاحب نظران و ارزیابی فرم ها و ترکیبات حجمی مطلوب از نظر پایداری در برابر موج انفجار می پردازد، این تحقیق به دنبال فرم های مناسب به عنوان یکی از راهکارهای معمارانه برای مقابله با این نوع تهدید است، که نهایتاً منجر به الزامات و ملاحظاتی جهت طراحی معماری فرم بیمارستان ها از منظر پدافند غیرعامل می گردد.
۷۸۱۹.

بهره گیری از دودکش خورشیدی و سقف گالی پوش جهت افزایش راندمان تهویۀ طبیعی (مطالعۀ موردی: ساختمان مسکونی در شهر بابل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۹۳
بیان مسئله: با پیشرفت فناوری، به استفاده از انرژی های تجدیدپذیر در طراحی ساختمان ها، به ویژه در اقلیم های معتدل و مرطوب، کمتر توجه شده است. انرژی باد می تواند با بهینه سازی مصرف انرژی، کاهش رطوبت و بهبود آسایش حرارتی، نیاز به تأسیسات مکانیکی و سوخت های فسیلی را کاهش دهد. راهکارهایی مانند دودکش خورشیدی و سقف گالی پوش نیز می توانند تهویه طبیعی را بهبود بخشد و کارایی انرژی در ساختمان ها را افزایش دهند.هدف پژوهش: هدف این پژوهش بررسی تأثیر دودکش خورشیدی به عنوان راهکاری نوین و سقف گالی پوش به عنوان راهکاری بومی بر میزان تعادل حرارتی ازطریق افزایش راندمان تهویه طبیعی در ساختمان های اقلیم معتدل و مرطوب بابل است. روش پژوهش: روش پژوهش شامل مطالعات اسنادی- نظری، مطالعات میدانی و شبیه سازی کاربردی است. در بخش کاربردی بهره وری دودکش خورشیدی و سقف گالی پوش با استفاده از نرم افزار دیزاین بیلدر در دو بخش شبیه سازی انرژی و دینامیک سیالات محاسباتی تحلیل می شود.نتیجه گیری: استفاده هم زمان از تهویه دودکش خورشیدی با برنامه زمان بندی از ساعت هشت شب تا هشت صبح و سقف گالی پوش با عملکرد 24 ساعته در ساختمان، طی شش ماه بهار و تابستان، به طور قابل توجهی بر شرایط حرارتی ساختمان تأثیر می گذارد. این ترکیب در مقایسه با ساختمان مجهزبه سقف سفال پوش و بدون دودکش خورشیدی در همین بازه زمانی، به طور میانگین موجب کاهش 4/438 کیلووات ساعت از کل حرارت فضای داخلی ساختمان ازطریق تهویه طبیعی می شود، نرخ تعویض هوا را به میزان 9/9بار در ساعت افزایش می دهد و جذب حرارت را تا 3613 کیلووات ساعت کاهش می دهد.
۷۸۲۰.

کنشگری ارتباطی در مدیریت پروژه های شهری، نمونه مورد مطالعه: مدیریت شهری زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۵
کنش مبتنی بر تعامل و تفاهم چندجانبه، الگویی است ریشه در نظریه کنشی یورگن هابرماس که اصول آن در مشارکت، مباحثه، تفاهم، تمرکز و انحصار خارج از قدرت تبیین می شود. مدیریت شهری نوین با این رویکرد می تواند توسعه شهری را با نگاه جمعی و کارشناسی کثرت گرا به پایداری سوق دهد. این پژوهش باهدف تبیین رویکرد کنش ارتباطی هابرماس در مدیریت میانی در پیشبرد پروژه های توسعه شهری انجام گرفته است. روش تحقیق از نوع کیفی مبتنی بر رویکرد داده بنیاد است که به شیوه پدیدارشناسی (تفسیری استقرایی) شکل گرفته است. واحد جغرافیایی و جامعه موردمطالعه، شهر زنجان و مدیریت های اثرگذار بر توسعه شهری هستند. گردآوری داده ها حاصل مصاحبه های نیمه ساختارمند و مشاهده های موردی است که در آن مدیران میانی سازمان های با اثرگذاری بیشتر در مدیریت شهری با حجم نمونه ای بالغ بر 45 نفر بوده اند. تحلیل داده بر اساس مدل داده بنیاد در فرایند کدگذاری باز انجام و با کدگذاری محوری و انتخابی، مفاهیم و مقوله های کلیدی استخراج گردید. تبیین تفسیری مقوله ها و مفاهیم استخراج شده در مدل پارادایمی مبتنی بر شرایط علّی، زمینه ای، میانجی، راهبردی انجام گرفته و شرایط پیامدی تبیین گردید. نتایج نشان می دهد مقوله های قدرت، ترس، مقاومت، اجبار، فردگرایی و انحصارگرایی، اطاعت و دستورپذیری، وابستگی و منافع سازمانی به عنوان عوامل غیر کنشی و تعامل، پذیرش و مقبولیت، نقدپذیری، تفاهم، مشارکت نهادی و ارتباط داده ای به عنوان عوامل کنشی فعال شناخته می شوند. پیامد های حاصل از شرایط علّی، زمینه ای میانجی و راهبردی نشان می دهد یک جانبه نگری، فردگرایی، تفکر سیاسی و جناحی، تغییرات مداوم، رویه های اداری، کاهش سرمایه اجتماعی ناشی از انحصارطلبی، ناتوانی مدیریت شهری در پیشبرد کیفی و به هنگام پروژه های شهری و نارضایتی شهروندان پیامد مانع برای ایجاد کنش ارتباطی است. شرایط پیامدی تقویت حس تعلق، کنش مفاهمه ای، همیاری و همکاری نهادی، تخصص مبتنی بر مشورت، کثرت گرایی و هم افزایی نهادی را مؤثرترین شرایط پیامدی در پیشبرد کیفی مدیریت پروژه های شهری تبیین کرده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان