ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۷۸۱ تا ۷٬۸۰۰ مورد از کل ۸٬۱۶۴ مورد.
۷۷۸۱.

تبیین فرآیند مدیریت بصری مناظر شهری تاریخی با تأکید بر قابلیت های محیطی؛ نمونه مورد مطالعه: محدوده زندیه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۱۱
کم توجهی به جنبه های بصری مناظر شهری تاریخی منجر شده تا تصاویری مخدوش و ناخوانا از مناظر در ذهن شهروندان ثبت شود؛ بنابراین به فرآیندی برای مدیریت بصری مطلوب مناظر شهری تاریخی نیاز است تا مراحل آن با در نظر داشتن قابلیت های مناظر شهری به طور کامل طی شود. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی مدیریت بصری مناظر شهری تاریخی مبتنی بر قابلیت های محیطی در نمونه موردمطالعه و تدقیق مراحل انجام مدیریت مطلوب انجام شده است. دلیل انتخاب محدوده زندیه شیراز تغییرات این بخش در فرآیندهای توسعه و ساماندهی های اخیر است. در پاسخ به پرسش های پژوهش که فرآیند مدیریت بصری چه مراحلی دارد و در چه وضعیتی قرار دارد؟ و میزان قابلیت های محیطی در محدوده چقدر است؟ پس از انجام مطالعات کتابخانه ای و شناسایی قابلیت های محیط، با استفاده از تکنیک «شبکه تصویری»  محدوده موردمطالعه شبکه بندی گردید. در گام بعد در قالب پرسشنامه تصویری از متخصصان خواسته شد تا به هر یک از قابلیت های موجود در این محدوده، متناسب با تصاویر و شناخت قبلی امتیاز دهند. علاوه بر این، وضعیت مراحل مختلف فرآیند مدیریت بصری در شیراز نیز ارزیابی شد. نتایج نشان داد که «چالش های طراحی و برنامه ریزی»، «چالش های مدیریتی» و «چالش های مرتبط با شناخت بستر» سه دسته مشکلات وضعیت فعلی بافت تاریخی شهر شیراز هستند. در فرآیند مدیریت بصری، مراحل «تدوین اهداف حفاظت بصری» و «ساماندهی منظر» از کمترین میزان برخوردار است و دارای اولویت برای اقدام است. در انتها فرآیند مدیریت بصری مناظر شهری تاریخی قابل کاربست در بافت تاریخی شیراز تبیین گردید و با تأکید بر مرحله چارچوب گذاری و قابلیت های محیطی مشخص شد که پهنه شماره 5 محدوده زندیه (محدوده مجاور مسجد و حمام وکیل) تمامی قابلیت ها را در حد مطلوب دارد و پهنه شماره 2 (محدوده دیوان خانه) از سایر بخش ها امتیاز کمتری را به خود اختصاص داده که نیازمند رسیدگی بیشتر است. نتایج پژوهش حاضر در اتخاذ تصمیمات بهینه و اولویت بندی اقدامات پیشنهادی برای مداخله در محدوده بافت تاریخی کاربرد خواهند داشت.
۷۷۸۲.

نقش سامانه های عامل محور در بهبود کارایی ابزارهای هوش مصنوعی در معماری داخلی با تاکید بر مفهوم ساختمان سالم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۳
اهداف: توسعه ابزارهای هوش مصنوعی در معماری داخلی، فرصت ها و تهدیدهای ویژه ای را به همراه داشته است. هدف اول این پژوهش نشان دادن ضعف ها و کاستی های کاربرد حرفه ای ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در معماری داخلی است. هدف دوم، معرفی و تبیین نقش سامانه های عامل محور در بهبود کارایی ابزارهای هوش مصنوعی در معماری داخلی است. روش ها: روش تحقیق توصیفی-تحلیلی، به عنوان مبنای اصلی استدلال در پژوهش است. در بخش توصیفی، داده ها از طریق منابع موجود با هدف بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر فرآیند طراحی داخلی، جمع آوری شده اند. سپس پرسشنامه ای برای گردآوری نظر طراحان برای درک و ارزیابی تأثیر هوش مصنوعی بر معماری داخلی و نقش طراحان تولید شده، و در نهایت با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل آماری شده است. یافته ها: بیش از 80 درصد معماران داخلی مورد پرسش با ابزارهای هوش مصنوعی آشنا بودند و اغلب Midjourney را ابزار مهمی می دانستند که زمان را کاهش و کارایی را افزایش داده است. مهمترین چالش شناسایی شده به حوزه ساختمان سالم و زیرمتغیرهای کیفیت هوای داخلی، مصالح و مواد سازگار با محیط زیست و راحتی و ارگونومی فضاها مربوط می شود. نتیجه گیری: دستاوردهای کیفی پژوهش نشان می دهد که سامانه های عامل محور، نقشی کلیدی در بهبود کارایی ابزارهای هوش مصنوعی در فرآیند معماری داخلی بر عهده دارند. این مهم، در حوزه ساختمان سالم از اهمیت بالاتری برخوردار است زیرا با مدلی کلنگر در تعامل میان شیمی ساختمان، مصالح دوستدار محیط زیست، و سلامت ساکنان ارایه می دهد.
۷۷۸۳.

شناخت معیارهای مؤثر رضایتمندی ساکنین در فضای داخلی مسکن آپارتمانی بر اساس کیفیت فضامندی؛ مطالعه موردی: مسکن آپارتمانی متداول شهر بروجرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۱
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، شناخت مؤلفه های تأثیرگذار بر رضایتمندی ساکنین بر اساس کیفیت فضامندی در فضای داخلی مسکن آپارتمانی است. کاهش ابعاد فضا در آپارتمان ها، فضاهای داخلی مسکونی برخوردار از فراخی را مطلوب ساکنین می نماید. از شاخص های فضایی که سبب بزرگی فضای داخلی شده و موجب ایجاد رضایتمندی ساکنین از فضای داخلی مسکن آپارتمانی می شود، بهره گیری از کیفیت فضامندی است. روش پژوهش: پژوهش بر اساس رویکرد ترکیبی و بهره گیری از دو فاز کمّی و کیفی انجام گرفته است. فاز کمّی پژوهش با نظرخواهی از متخصصین به منظور تدقیق مؤلفه های کیفیت فضامندی بر اساس روش دلفی در دو دور انجام شده است. جامعه آماری فاز کمّی پژوهش 20 نفر از اعضای هیئت علمی و متخصصین معماری است که بر اساس نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند. تجزیه وتحلیل داده های مربوط به فاز کمّی در نرم افزار Spss 26 و بر اساس تحلیل عامل اکتشافی انجام شد. فاز کیفی پژوهش بر اساس رویکرد پدیدار نگاری است که با مصاحبه نیمه ساختاریافته بر اساس نمونه گیری هدفمند از 15 نفر از ساکنین بر اساس تجربه زیسته آنان در مسکن آپارتمانی متداول شهر بروجرد صورت گرفت. تحلیل داده های فاز کیفی بر اساس تحلیل تماتیک انجام شد. بستر پژوهش آپارتمان های متداول مسکونی شهر بروجرد انتخاب شده است. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که از میان 25 مؤلفه کالبدی فضایی کیفیت فضامندی مشخص شده از ادبیات پژوهش، هفت مؤلفه کالبدی فضایی بر اساس دیدگاه متخصصین که عبارت اند از: روشنایی فضا، چشم انداز به فضای باز، گشایش فضایی، انعطاف پذیری، سازمان دهی بازشوها، پیوستگی فضایی و تناسبات کف و سقف بر رضایتمندی ساکنین از فضای داخلی مسکن آپارتمانی تأثیرگذار هستند؛ همچنین علاوه بر هفت مؤلفه بیان شده بر اساس دیدگاه متخصصین، سه مؤلفه کالبدی فضایی ابعاد فضایی، سازمان فضایی و جزئیات فضایی بر اساس دیدگاه ساکنین مسکن آپارتمانی متداول شهر بروجرد موجب رضایتمندی از فضای داخلی مسکن آپارتمانی می شود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که بهره گیری از مؤلفه های روشنایی فضا، چشم انداز به فضای باز، گشایش فضایی، انعطاف پذیری، سازمان دهی بازشوها، پیوستگی فضایی، تناسبات کف و سقف، ابعاد فضایی، سازمان فضایی و جزئیات فضایی و شاخص ها و معیارهای وابسته به هریک از این مؤلفه ها سبب ایجاد رضایتمندی ساکنین از فضای داخلی مسکن آپارتمانی می شود.
۷۷۸۴.

تبیین راهبردهای طراحی مسکن پایدار و همساز با اقلیم ساری بر پایه شاخصه های معماری بومی منطقه؛ مطالعه موردی: خانه های بومی ساری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۷
هدف: مسکن یکی از نیازهای اساسی جامعه به شمار می آید که به دلیل رشد جمعیت و ساخت و سازهای بی رویه در آن شاهد بروز مسائلی مانند طراحی های غیراستاندارد و ناسازگار با اقلیم و کاهش سطح کیفی فضاهای سکونتی می باشیم که منجر به افزایش مصرف سوخت های تجدیدناپذیر و آلودگی های زیست محیطی شده است. لذا، مناسب ترین راهکار جهت حل این گونه مسائل روی آوردن به معماری بومی و پایدار است که به عنوان یک ضرورت در عرصه معماری، مهم ترین هدف آن طراحی همساز با اقلیم و خلق فضایی مناسب جهت زندگی می باشد. بنابراین، هدف پژوهش «دستیابی به راهکارهای مؤثر طراحی مسکن پایدار و همساز با اقلیم شهر ساری جهت بهبود آسایش محیطی و کاهش وابستگی به سوخت های فسیلی» است. روش پژوهش: روش تحقیق توصیفی _ تحلیلی از نوع کیفی بوده که به لحاظ هدف کاربردی می باشد. گردآوری اطلاعات نیز با شیوه مطالعات کتابخانه ای _ اسنادی و میدانی صورت پذیرفته است. به این شکل که ابتدا از طریق برداشت میدانی چهار خانه بومی شهر ساری نمونه برداری شده و سپس شاخصه ها و مؤلفه های معماری بومی و پایدار آن ها تحت بررسی و تحلیل قرار گرفته است. یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد خانه های بومی ساری دارای یک سری مؤلفه های زیست پذیری است که منجر به پایداری عملکردی بنا و برقراری آسایش محیطی می شود. این عوامل عبارتند از: برون گرایی، ارتباط و تعامل میان طبیعت و معماری، فرم، هندسه و ساختار کالبدی بنا، مصالح بومی و برگشت پذیر، انعطاف پذیری فضاها، تناسب و تعادل، سازگاری بنا با اقلیم منطقه، که ابعاد اصلی معماری بومی مازندران را شکل می دهند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داده است که شاخصه های معماری بومی خانه های سنتی ساری شامل سه ابعاد: ۱. کالبدی: کاربست شاخصه ها و مؤلفه های بومی و پایدار در طراحی فضاهای کالبدی _ عملکردی بنا؛ ۲. عناصر سازه ای: به کارگیری مواد و مصالح بومی و پایدار؛ ۳. طراحی زیست اقلیمی: رعایت اصول طراحی بر مبنای اقلیم محلی جهت سازگاری فضاهای زیستی با محیط پیرامون می باشد که با کاربست آن ها می توان به مسکن پایدار و همساز با اقلیم ساری دست یافت.
۷۷۸۵.

تفسیری بر الگوی بازتولید فضاهای شهری بر پایه ی روش تحلیل گفتمان؛ (نمونه ی موردی: خیابان لاله زار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۵
بیان مسئله: بازتولید فضایی در شهرها، فرآیندی پیچیده و چند لایه است که در نتیجه ی کنش متقابل سه عامل کلیدی شکل می گیرد: عاملیت مکان-رویداد، کنشگری و منش. این سه عامل در بسترهای تاریخی و گفتمانی، بر چگونگی تولید، سازماندهی و معناپردازی فضا اثر گذارند. خیابان لاله زار تهران، به عنوان یکی از نخستین خیابان های مدرن ایران، طی چهار دوره ی تاریخی صفویه، قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی، بستر ظهور گفتمان ها، کنشگران و عملکردهای متنوعی بوده و از این حیث نمونه ای ممتاز برای مطالعه ی بازتولید فضا بشمار می رود. اگرچه پژوهش های پیشین عمدتا بر ابعاد کالبدی، سیاستگذاری یا زیبایی شناسانه ی این خیابان تمرکز داشته اند، اما تحلیل پیوند میان گفتمان های تاریخی، کنش فضایی و لایه های معنایی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با تلفیق چارچوب مفهومی «مکان-رویداد» و روش تحلیل گفتمان، کوشیده است رویکردی میان رشته ای برای تبیین فرآیندهای بازتولید فضایی ارائه دهد. روش: پژوهش با رویکرد کیفی و به کمک تحلیل گفتمان و تحلیل محتوای کیفی استقرایی انجام شده است. خیابان لاله زار در چهار دوره ی تاریخی با استفاده از منابع نوشتاری، دیداری و نقشه ها، در سه سطح انتزاعی (کدهای باز، محوری، منتخب) کدگذاری و تحلیل شده است. یافته ها : سه مولفه ی قدرت، سیاست و سرمایه، در پیوند با طیف کنشگری (خودجوش تا تهاجمی)، منش (پیرامونی تا مرکزی)،  و عاملیت مکان-رویداد، الگوهای متنوعی از بازتولید فضایی را در خیابان لاله زار شکل داده اند. نتیجه گیری: مولفه های اصلی فضا سیاست، قدرت و سرمایه تشخیص داده شده اند. مولفه ی اصلی قدرت است که منشی مرکزی تر دارد. مولفه ی سیاست با مولفه ی سرمایه پیرامونی تر از مولفه ی اول بوده و هر سه می توانند با تغییر منش از پیرامونی به مرکزی اولویت دهنده ی عاملیت ها شده و منجر به بازتولیدی نوین شوند. در این کشاکش فضای عمومی-خصوصی شهر تغییر می کند.
۷۷۸۶.

بررسی عوامل تقویت تخیل و مواجهۀ فعال مخاطب در گرافیک متحرک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۵
بیان مسئله: امروزه رسانه ها به یکی از مهم ترین ابزارهای انتقال افکار و اطلاعات تبدیل شده اند. رسانه های هنری جدید، با بهره گیری از تکنولوژی های پیشرفته و هنرهای تعاملی، زبان تصویری نوینی را ارائه می دهند. در این میان، گرافیک متحرک به عنوان هنری چندرسانه ای، با ترکیب تصویر، نوشتار، صدا و حرکت، نقش بسزایی در ایجاد تجربیات زیبایی شناسانه متفاوت برای مخاطبین دارد. با این حال، چگونگی طراحی آثار گرافیک متحرک به نحوی که فراتر از صرف انتقال پیام، به تقویت فعالانه تخیل مخاطب منجر شود و او را از مواجهه منفعلانه خارج سازد، همچنان نیازمند بررسی عمیق تری است. این خلأ پژوهشی، اهمیت شناسایی مؤلفه هایی را برجسته می کند که می توانند تجربههنری مخاطب را غنی تر کرده و به مواجهه فعال او با اثر بینجامند. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است، عوامل مؤثر تقویت تخیل و مواجهه فعال مخاطب در گرافیک متحرک کدامند؟ هدف پژوهش: شناسایی ویژگی های گرافیک متحرک مبتنی بر تقویت تخیل و ارائه الگویی مناسب برای سازندگان این آثار به منظور مواجهه فعال مخاطب. روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، ترکیبی بنیادی-کاربردی است و از منظر ماهیت، به صورت کیفی و با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی انجام شده است. اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده و تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری انجام شده است. جامعه پژوهش شامل متخصصان حوزه هنرهای تجسمی و افرادی است که تجربه مواجهه با آثار گرافیک متحرک داشته اند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهند که مؤلفه های اصلی برانگیختن تخیل مخاطب در آثار گرافیک متحرک شامل ارتباط با واقعیت، ایجاد شوک و غافلگیری، نسبت دادن ویژگی های انسانی به عناصر، ایجاد سؤال و حس کنجکاوی، استفاده از تکنیک های بصری، انسجام در ارکان اثر، رویکرد مینیمالیستی و تأثیرگذاری موسیقی و افکت های صوتی است. این مؤلفه ها می توانند به تولیدکنندگان آثار گرافیک متحرک کمک کنند تا با اثر خود موجب ارتقاء تخیل و تجربه زیبایی شناختی و در نتیجه مواجهه فعال مخاطب با اثر شوند.
۷۷۸۷.

بررسی تعیین امکان پیاده سازی مدل غیرمتمرکز سازماندهی عملیاتی و پشتیبانی منابع انسانی داوطلب در واکنش های اضطراری در مناطق شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۰۳
با توجه به افزایش حوادث طبیعی و انسانی، نیاز به یک سیستم کارآمد برای مدیریت بحران ها بیش از پیش احساس می شود. در این پژوهش به بررسی امکان پیاده سازی یک مدل غیرمتمرکز برای سازماندهی عملیاتی و پشتیبانی از منابع انسانی داوطلب در واکنش به بحران ها و حوادث اضطراری در شهر مشهد پرداخته شده است. روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ جمع آوری داده ها توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش تمامی نیروهای عملیاتی سازمان آتش نشانی، هلال احمر، اورژانس در شهر مشهد به تعداد 1750 نفر می باشند که مطابق جدول مورگان 322 پرسشنامه به روش طبقه ای-تصادفی در بین اعضای نمونه توزیع گردید. ابزار پژوهش پرسشنامه 26 سوالی است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها با فرض نرمال بودن داده ها از آزمون t استیودنت با نرم افزار SPSS استفاده گردید. نتایج حاصل بیانگر این است که تمامی ابعاد مدل پیشنهادی که شامل (کوچک کردن ساختار سازمان های پاسخگو به سوانح، آسانتر شدن سازماندهی نیروهای انسانی، تسریع دوره در برگشت پذیری سوانح، حفظ توان عملیاتی منابع انسانی، ابلاغ دستورالعمل ضمان اجرایی، ایجاد تعادل بین سازمان های پاسخگو، تامین امکانات مورد نیاز در هر منطقه با توجه به ضریب حساسیت و تعین مناطق پشتیبان برای هر منطقه) می باشند، از دید پاسخگویان مورد تائید قرار گرفتند. همچنین نتایج بیانگر این بود که وضعیت مدل سنتی حاکم بر سازماندهی نیروهای عملیاتی و پشتیبانی منابع انسانی داوطلب در واکنش های اضطراری در مناطق شهر مشهد از دید پاسخگویان نامطلوب بود. پیاده سازی این مدل می تواند به بهبود کارایی عملیات امدادرسانی و افزایش سطح مشارکت جامعه در مدیریت بحران ها منجر شود.
۷۷۸۸.

مقام سکوت: مطلع عالم شدن معمار بر عالم طبیعت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۶
شناخت و ادراک عالم طبیعت از مسائل مهم و پیچیده دنیای معاصر است، و علیرغم پژوهش های متعدد در دهه های اخیر، هنوز برخی از ابعاد آن ناشناخته مانده است. حال با توجه به اینکه از تعامل معمار و عالم طبیعت، معماری به منصه ظهور می رسد، شناخت و چگونگی تحقق علم معمار نسبت به عالم طبیعت می تواند زمینه ارتقای کیفیت کالبدی و فضایی بناهای معماری را فراهم آورد. حال پرسش اصلی تحقیق چگونگی فرایند عالم شدن معمار بر عالم طبیعت است که بر اساس نظریات ملاصدرا در حکمت متعالیه انجام شده و بر اساس روش تحقیق قیاسی، با تحلیل عناصر اصلی موضوع بر اساس نظریه های مبنا در حکمت متعالیه و از راهبرد استدلال و استنتاج منطقی بهره برده است. در این پژوهش ابتدا با تعریف مسئله شناخت و پیرو آن نفس و قوای ادراکی نفسانی، علم و چگونگی ادراک و سپس با بیان خصوصیات و ویژگی های عالم طبیعت از منظر حکمت متعالیه؛ چگونگی عالم شدن معمار بر عالم طبیعت تبیین شده است که تحقیق حاضر کوشش خود را نه بر تکرار تحقیقات پیشین، بلکه سعی نموده که با واکاوی خشت اول امر ادراک؛ بنای ادراک عالم طبیعت، توسط معمار را از نو بازسازی نماید و به این مهم دست یافته که تواضع، خشوع و خضوع عقل در برابر حقیقت عالم طبیعت، منجر به عملکرد سلیم قوای ادراکی نفس معمار و مطلع رسیدن معمار به مقام سکوت است و با احراز معمار به این جایگاه و عمل کردن به مراحل پنجگانه علم، که باعث استکمال نفسانی معمار می شود، می تواند به قوانین و سنت ها، هندسه و مقدرات عالم طبیعت عالم شود. در نتیجه معمار با شعور هندسی بناهایش را هماهنگ با مقدرات عالم طبیعت می سازد و میتوان معیاری برای مراتب علم معماران گذشته و معاصر بر عالم طبیعت ارائه نمود.
۷۷۸۹.

بررسی باغ دولت آباد یزد بر پایه پارامترهای پایداری محیطی در طراحی منظر در اقلیم گرم و خشک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۳
باغ ایرانی که همگام با پیشرفت تمدن در این سرزمین شکل گرفته و در طی قرنها همراه با تحولات فرهنگی و مدنی ایرانیان به یک ثبات ویژه در ساختار کالبدی و نظام معمارانه مشخص رسیده و به عنوان الگو وپارادایمی شناخته شده در طراحی منظر ایرانی مطرح می شود. در شکل گیری این پدیده تاریخی عوامل بسیاری موثر بوده اند که از میان آنها می توان به پایداری محیطی اشاره کرد. هدف از این مقاله بررسی پارامترهای پایداری محیطی در طراحی منظر باغ ایرانی مناطق گرم و خشک می باشد و باغ دولت آباد به عنوان نمونه ای ارزشمند از باغ های ایرانی در شهر کویری یزد انتخاب شده و مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد تا امکان مطالعه میدانی و پژوهشی دقیق بر روی آن میسر شود. لذا، دراین پژوهش ضمن تبیین و توصیف پارامترهای پایداری منظر در اقلیم گرم و خشک ، این اصول بر روی عناصر اصلی باغ دولت آباد که شامل عناصر طبیعی(گیاه و آب) و عناصر مصنوع (کوشک) می باشند مورد مطالعه تطبیقی قرار گرفته و توصیف و تحلیل می گردند. روش تحقیق اتخاذ شده در این پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی از طریق نظریه داده بنیاد با استخراج داده ها از باغ دولت آباد به عنوان نمونه موردی بوده و تحلیل و گردآوری داده ها به دو شیوه کتابخانه ای و میدانی انجام شده است.یافته های حاصل از مطالعه و بررسی پارامتر های پایداری محیطی بر روی باغ دولت آباد نشانگر آن است که شاخصه های پایداری محیطی از عوامل موثر در طراحی الگوها و نظامهای کالبدی، سازماندهی فضایی و عناصر تشکیل دهنده باغ دولت آباد یزد باشند.
۷۷۹۰.

تأملی بر دگرگونی های کالبدی خانه در روستای کفشگیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۲
تحقیق حاضر تلاشی است در راستای توصیف دگرگونی های کالبد خانه های روستای کفشگیری. در بادی امرْ تعمّق در شکل سنتی خانه مد نظر بوده که خودْ حاکی از معادلات تعامل انسان با محیط است. در مرحله بعد، توصیف شکل جدید خانه و از این رهگذر، تأمل در این تغییراتْ و چگونگی پدیدآمدن شان پی گرفته شده است. هدف این مقاله اولاً تشریح تفاوت های معنادار ایجادشده در خانه های روستا و ثانیاً جست وجویی به دنبال کشف علت های احتمالی این تغییرات است. این تحقیق بر مبنای هدفْ بنیادی و بر اساس ماهیتْ توصیفی است. این توصیف از وجهی میدانی است و بر مبنای مشاهده آثار باقی مانده و از وجهی دیگر، تاریخی است که بر مبنای پرسش از محفوظات استادکاران (مصاحبه نیمه ساخت یافته) اسناد و مدارک کتاب خانه ای (سفرنامه ها، نقشه ها و سایر اطلاعات جغرافیایی) اطلاعاتی به دست آمده است. مشاهده خانه های سنتی شباهت های بسیاری را نشان می دهد؛ به لحاظ صوری و نیز فنون سازه ای. خانه سنتی بنایی کشیده بوده که مجموعه اتاق ها بر روی یک محور و در دو طبقه قرار می گرفته است. بنا از زمین فاصله دارد و بام شیب دار است. اجزای اصلی خانه چنین بوده: پی، کرسی چینی، دیوار باربر خشتی یا آجری، نال، پَلوَر، هِلا، کالپا، ستون های چوبی روی ایوان و بام سفالی. تعامل دو نظام باربر (دیوار باربر و قاب تیر و ستون روی ایوان) سازه بنا را تشکیل می داده است. خانه های جدید در یک طبقه و بر روی کرسی چینی ساخته می شود. نقشه بنا سه اتاق را در خود جای داده است. ایوان سراسری نمونه های سنتی تبدیل به فضای کوچکی شده که به منزله محل مکث و تقسیم ورودی به کار می رود. دیوارْ باربر است و بر روی آن از چوب به منزله کلاف افقی استفاده می شود. در نمونه های معدودی از طاق ضربی استفاده شده است. خرپای سقف چوبی است و پوشش بام از ورق حلبی ساخته می شود. درها و پنجره ها از نمونه های سنتی بزرگتر است و در مواردی چهارچوبی فلزی دارد. برخی از علت های پدیدآمدن این دگرگونی ها را می توان در تغییر نحوه تفکر و زیست روستائیان جست وجو کرد. عواملی چون تغییر شکل خانواده و بروز نیازهای جدید، تبعات تغییرات نظم کشاورزی پس از اصلاحات ارضی و تقابل دوگانه شهر/روستا را می توان از جمله این عوامل دانست.
۷۷۹۱.

تأملی بر شهر دوستدار زنان در فضاهای تفریحی با تأکید بر رویکرد نظریه حق به شهر (مطالعه موردی: پارک بانوان بوستان ولایت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۰۱
بیان مسئله: یکی از پیش شرط های تکوین فضاهای عمومی به ویژه حق انسانی هر فرد در جهت برخورداری از فرصت های ارائه شده است که با عنوان نظریه حق به شهر شناخته می شود. حضور زنان در فضاهای عمومی شهر نیز از این مقوله مستثنا نیست، بلکه بازتعریف خلق زندگی بهتر و پاسخ به نیازهای انسانی می باشد. هدف: هدف پژوهش حاضر تحلیل شهر دوستدار زنان در بوستان ولایت با رویکرد نظریه حق به شهر است. روش: روش پژوهش حاضر توسعه ای با روشی آمیخته (کمی-کیفی) است که با استفاده از پرسش نامه ای محقق ساخته و مصاحبه ساختاریافته با خبرگان و متخصصان حیطه امور شهری انجام شده است. در راستای سنجش روایی پرسشنامه ها از روش روایی سازه استفاده شده است. در این روش با استفاده از نرم افزار لیزرل، تحلیل عاملی تأییدی متغیرها مورداندازه گیری قرارگرفته است. یافته ها : نتایج حاصل از پژوهش که ابتدا استخراج شاخص های پژوهش از طریق مطالعه پژوهش های کار شده با استفاده از تحلیل محتوا و تائید از طرف کارشناسان و خبرگان سازمانی بود و سپس نتایج در قالب پرسش نامه به صورت کمی مطرح شد و با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم متغیر شهر دوستدار زنان ضرایب معناداری عدد (96/1) را به دست داد که نتایج فوق نشان دهنده تائید روایی سازه پرسشنامه شهر دوستدار زنان است. نتیجه گیری: با توجه به آماره های مورداستفاده برای نیکویی برازش از قبیل CFI، NFI، IFI، RFI و ... بزرگ تر از 9/0 بود که می توان این گونه استنباط کرد که مدل تحقیق از برازش مناسبی برخوردار است. ازآنجایی که RMSEA برابر با 069/0 می باشد و این مقدار، کوچک تر از 1/0 است نشان می دهد که گویه های پرسشنامه به خوبی، قابلیت سنجش شهر دوستدار زنان را با رویکرد حق به شهر را دارند. نگاهی کل گرایانه و بازنگری در الگوی طراحی شهرهای سنتی، بسترسازی برای مشارکت زنان در فضاهای عمومی شهر،  به عنوان راهکاری مهم قلمداد می شود.
۷۷۹۲.

نقد آرای سنت گرایان در باب خوشنویسی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۸
بیان مسئله: آراء و استنتاج های سنت گرایان درباره هنر و معماری اسلامی اغلب بدون توجه به نمونه ها و مستندات تاریخی، مورد استناد واقع شده است. درباره خوشنویسی نیز که از دیدگاه سنت گرایان شریف ترین و ممتازترین هنر اسلامی به شمار می آید، چنین بوده و بدون اعتبارسنجی تاریخی، آرای آنان توسط پژوهشگران به کار گرفته شده است. هدف پژوهش: این نقد به دنبال پاسخ به این پرسش است که نسبت آرای سنت گرایان در باب خوشنویسی اسلامی با سیرتاریخ تحول و تطور مکتوب و نمونه های موجود این صناعت چگونه است؟ نتیجه گیری: با تطبیق آرای سنت گرایان به ویژه سیدحسین نصر در باب خوشنویسی سنتی اسلامی و منابع مکتوب تاریخی و نمونه های موجود، آشکار شد، نظرات سنت گرایان در باب خوشنویسی و تذهیب در مواردی با آنچه در تاریخ این فن ذکر شده است، قابل تطبیق نیست. به نظر می رسد برخی از این مطالب با بیان کلی و رمزگونه (مفاهیم تجریدی)، بیشتر به منظور اعتباربخشی جایگاه و اهمیت خوشنویسی به عنوان نقطه تحول سنت گفتاری به
۷۷۹۳.

عوامل مؤثر بر سرزندگی در فضاهای جمعی مجموعه های مسکونی میان مرتبه، منطقه 22 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۱
در سال های اخیر، کاهش سرزندگی در فضاهای جمعی مجتمع های مسکونی، به ویژه در شهرهای بزرگ ایران نظیر تهران، به یکی از دغدغه های اصلی طراحان و سیاست گذاران شهری تبدیل شده است. ضعف در طراحی کالبدی، نبود بستر مناسب برای تعاملات اجتماعی، و نادیده گرفتن مؤلفه های رفتاری و معنایی، از عوامل کلیدی در افت کیفیت فضاهای زیست پذیر شهری به شمار می روند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل و مدل سازی ساختاری روابط میان مؤلفه های کالبدی، حرکتی رفتاری و ادراکی معنایی با میزان سرزندگی در فضاهای جمعی مجتمع های مسکونی میان مرتبه در منطقه ۲۲ تهران انجام شده است. این پژوهش با استفاده از رویکرد ترکیبی با طرح اکتشافی متوالی انجام شده، به طوری که ابتدا در بخش کیفی از تحلیل محتوای متون و مصاحبه بهره گرفته شد و سپس در بخش کمی از پرسش نامه ساختاریافته استفاده گردید. در این پژوهش، متغیرهای کالبدی (فرم، عملکرد، ایده، فناوری، یکپارچگی) به عنوان متغیرهای مستقل، متغیرهای حرکتی رفتاری (مطلوبیت، آسایش، حضورپذیری و قلمروگرایی) به عنوان متغیرهای میانجی، و متغیرهای ادراکی معنایی (پویایی، دل بستگی، رضایت، پاسخ دهی و آرامش) به عنوان متغیرهای وابسته در نظر گرفته شده اند. روش پژوهش حاضر از نوعمطالعه کمی کیفی است. شیوه جمع آوری داده های مورد نیاز، استفاده از پرسش نامه ساختاریافته بوده است. جامعه آماری شامل ۲۵۵ نفر از ساکنان مجتمع های میان مرتبه منتخب در منطقه ۲۲ تهران بوده و نمونه گیری به صورت تصادفی انجام شده است. کفایت نمونه گیری با آزمون KMO تأیید می شود. پایایی و روایی پاسخ به سؤالات مندرج در پرسش نامه نیز به ترتیب با تعیین آلفای کرونباخ و شاخص برازش مدل تأیید شده است. داده ها با مدل سازی و تحلیل مسیر در نرم افزارهای SPSS و AMOS تجزیه وتحلیل شده اند. تحلیل مسیر اطلاعات کسب شده سه رابطه اساسی را با اندازه اثری بزرگ در مدل ساختاری مزبور نشان می دهد: 1. ارزش های کالبدی تحت تأثیر متغیرهای حرکتی در محیط مسکونی، سرزندگی ساکنان را احیا می کنند؛ 2. ارزش های رفتاری تحت تأثیر متغیرهای حرکتی، سرزندگی ساکنان را احیا می کنند؛ 3. ارزش های معنایی، به عنوان متغیرهای وابسته سرزندگی، تحت تأثیر عامل های کالبدی عمل می کنند. در تحقق سرزندگی ساکنان در میان ارزش های کالبدی، بیشترین تأثیر را عامل فرم به عنوان متغیر مستقل و در میان متغیرهای حرکتی، حوزه ارزش های کالبدی به عنوان متغیرهای میانجی تأثیر داشته اند و در میان متغیرهای سرزندگی بیشترین تأثیر را متغیر پویایی به عنوان متغیرهای وابسته خواهند داشت.
۷۷۹۴.

مطالعه گِراوُرهای کُرنِلیس دو بروین از شیراز عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۹
وضعیت شیراز در روزگار صفوی و چندوچون حومه های آن از پوشیده ترین دوره ها در مطالعات معماری و شهرسازی این شهر است. این درحالی است که کُرنِلیس دو بروین (جهانگرد و نقاش هلندی)، هشت گراوُر بی مانند از شیراز در اوایل سده 18م/12ق فراهم آورده که واجد «واقع نمایی» و «مکان گرایی» است. هدف این پژوهش، شناخت زمینه های تاریخی و هنری تأثیرگذار در خلق گراوُرها و بازخوانی و تحلیل آن هاست؛ می کوشد تا مؤلفه های منظر تاریخی-طبیعی شیراز و نسبت متن به تصویر را در آن ها شناسایی کند و داده های تازه موجود در آن ها را آشکار سازد. روش پژوهش تاریخی است. یافته ها نشان دهنده الف) تأثیر سیاق هنری و ذهنی بروین بر خلق آن هاست. آن ها همچنین معرف سنتز «شهر» و «حومه» یا «ویرانه» و «باغ» هستند که منظر تاریخی و طبیعی شیراز را در «دید های جزئی و گسترده» زیر عنوان کهنگی و دیرینگی بازنمایی می کند. ب) متن سفرنامه (جزئیات و اندازه ها و نسبت ها) مکمل گراوُرها هستند. ج) گراوُرها به دو دسته «معرف آثار معماری و منظر تاریخی» و «معرف منظر شهر و حومه ها» قابل تقسیم اند و داده هایی از آثار معماری (پیش و پس از اسلام) و ساختار حومه ها (منظر تاریخی) را دربردارند. جانمایی دقیق بناهای شهر، تمایز در شکل گنبدها، حضور منارها، تأکید بر مقبره ها (شیخ زین الدین و شیخ نوربخش)، باغ ها (فردوس) و آثار معماری و ویرانه های پیرامون شهر در کمتر گراوُر عصر صفویِ شیراز دیده می شوند.
۷۷۹۵.

عناصر داخلی فضای معماری مؤثر بر هیجان کاربر مبتنی بر داده های فیزیولوژیکی و فیزیولوژیکی عصبی: مرور سیستماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۰۵
فضای معماری دارای تأثیرات شناختی بر مغز می باشد؛ طوری که نمی توان تأثیرات فیزیولوژیکی و شناختی معماری بر انسان را نادیده گرفت. از طرفی، انسان محیط اطراف را از دریچه هیجان درک می کند. در نتیجه شناخت هیجان و عناصر معماری تأثیرگذار بر آن نقش مهمی در تجربه مخاطب فضا دارد. هدف این مطالعه، شناسایی عناصر داخلی معماری مؤثر بر هیجان کاربر فضاست. پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش مرور سیستماتیک، به معرفی و تجزیه و تحلیل منابع موجود از سال 2013 تا 2023 پرداخته است.  طیف وسیعی از پایگاه های داده الکترونیکی معتبر با استفاده از روش پریسما جست و جو شد. تعداد 1008 مقاله، کتاب و پایان نامه حاصل جست و جوی ترکیبی یافت شد. از این تعداد، 30 مطالعه در گزارش نهایی گنجانده شد. تمرکز پژوهش بر مطالعات تجربی است که نشان می دهد عناصر فضای معماری بر مغز تأثیرگذار بوده و باعث تجربه هیجان های مختلف می شوند. این مطالعات، از نظر متغیر ها، روش پژوهش و به صورت کلی، چگونگی جمع آوری و تحلیل داده و نتایج مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. بر اساس بررسی انجام گرفته، 14 عنصر داخلی معماری شامل ارتفاع سقف، رنگ، فرم، مبلمان، هندسه، فضای سبز، نور، مصالح، شکل پنجره، پیکربندی پلان، تناسبات، مقیاس، صدا، بافت بر هیجان کاربر فضا تأثیرگذارند.
۷۷۹۶.

تبیین زبان الگویِ ویژگی فضایی مدارس مقطع متوسطه شهر تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۶
با توجه به اینکه زمینه یا بستر مناسب برای رشد دانش آموزان از مدارس شروع می شود، فضای کالبدی مدرسه باید پاسخگوی توقعات، خواست ها و فعالیت های متعدد باشد. متناسب سازی فضای مدارس، می بایست اساساً در همه وجوه، فرآیندی «کاربردی» و نه صرفاً «نظری» را طی کند. این مطالعه به دنبال تبیینِ زبانِ الگویِ ویژگی های فضایی مدارس متوسطه شهر تبریز و شناسایی معیارهای طبقه بندی این الگوها است و از این رو از الگوی ویژگی های فضایی مدارس مقطع متوسطه شهر تبریز می پرسد. جهت پاسخگویی به این پرسش، این نوشتار با رویکرد ترکیبی کمّی–کیفی در گام اول به استخراج ویژگی های فضایی مطرح فضاهای آموزشی در مقیاس های مختلف از مقیاس کلان (ارتباط با شهر) تا خرد (کیفیت فضاهای داخلی) می پردازد. سپس با رویکرد کمی از طریق بررسی میدانی و اسناد و مدارک به نمونه گیری طبقه بندی شده از نظر جمعیتی و جنسیت از مدارس مقطع متوسطه سطح شهر اقدام می نماید. نهایتاً با روش استدلال منطقی نتایج کیفی حاصل از مراحل پیشین که منجر به تبیین زبان الگوی ویژگی های فضایی مدارس مقطع متوسطه شهر تبریز است را ارائه می نماید.نتایج تحقیق حاکی از این است که ویژگی های فضایی مدارس مقطع متوسطه شهر تبریز مشتمل بر دو الگوی کالبدی-فیزیکی، عملکردی-رفتاری است که در مقیاس ها و سطوح مختلف کلان تا خرد قابل بحث می باشد. سه ویژگی زبان الگو شامل «اجتماع»، «مقیاس/ سلسله مراتب» و «سازگاری/پیوستگی» در الگوی ویژگی های فضایی مدارس مقطع متوسطه شهر تبریز قابل خوانش است.
۷۷۹۷.

نگرشی انسان شناختی بر شیوه مدیریت فضا در خانه های سنتی و معاصر شهر زنجان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۰
با بروز تغییرات اساسی در شیوه ساخت وساز خانه ، شیوه مدیریت وبهره برداری آنها نیز تغییر کرد؛ اما در زمینه تاثیر شیوه طراحی و ساخت خانه بر مدیریت خانه و رفتار و عادات ساکنان، دانش کافی در دست نیست. هدف پژوهش حاضر، بازشناسی تاثیرات معماری خانه برشیوه زندگی و مدیریت فضا در خانه های سنتی و معاصر، با تاکید بر حقوق ساکنان است. به این منظور سه پرسش اساسی الف) چیستی مدیریت خانه و نحوه تحقق آن، ب)تفاوت مدیریت خانه سنتی و معاصر و ج) چگونگی ارتباط طراحی با مدیریت خانه و شیوه زندگی ساکنان را به روش تحلیل محتوای متون و تطبیق تجارب زیستی در خانه های سنتی و معاصر شهر زنجان مورد بررسی قرار داده است. بر اساس یافته پژوهش، مدیریت سلسله مراتبی فضا در خانه سنتی، منطبق بر شیوه زندگی و فرهنگ سکونتی گذشته در تجربه سالیان طولانی حاصل شده و ساختار کالبدی-فضایی منطبق بر مدیریت خانواده گسترده در سه راستای حریم محوری -خلوت جویی ، مهمان نوازی -رویداد مداری و طبیعت گرایی- خودکفایی شکل گرفته است. در فضای انعطاف پذیر خانه سنتی، انواع مهمانان دوستانه و رسمی مدیریت می شدند و ساکنان، به حضور تدریجی و رفتار جمعی متناسب با منزلت مهمان هدایت می شدند. با ورود فرهنگ معماری مدرن، نوسازی خانه با عملکرد و فضای محدود، غیر منعطف و فاقد سلسله مراتب منسجم، بر پایه فرهنگ زندگی فردی و خانواده هسته ای رواج یافت و به کوچک شدن نشیمن و پذیرایی، کنار رفتن حیاط وطبیعت از مرکز خانه، ایجادآشپزخانه باز و فضای داخلی یکپارچه، جدایی فضای سکونت و معیشت ، محدودیت پذیرش مهمان و مدیریت گسسته فضاهای خانه منجر شد و به جای فضاهای متنوع برخاسته از روح مکان، فضاهای یکنواخت عملکردی شکل گرفتند. با تطبیق مولفه های انسانی فضا در خانه های سنتی و معاصر ، استنتاج تحقیق آن است که احیای سنت های سکونت محلی با اصلاح الگوی طراحی و ساخت خانه معاصر امکان پذیر است؛ مشروط بر آنکه ترجیحات، نیازها، شیوه زندگی و فرهنگ محلی مورد توجه قرار گیرد و برای مدیریت گسسته فضاهای خانگی و شیوه زندگی فردگرا در خانواده هسته ای، تدابیر جبرانی مناسب اندیشیده شود.
۷۷۹۸.

بررسی رعنایی جرز ایوان از دوره آل مظفر تا صفوی در بناهای تاریخی یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۹
نسبت رعنایی ایوان از دوره ایلخانی تا صفوی در بناهای یزد دچار تحولات گسترده ای شده است. تحولات ساختاری ایوان حامل دگرگیسی های نظری و عملی معماری این ناحیه بوده که نتیجه آن در گوناوندی فضای ایوان مشاهده می گردد. به دلیل تنوع به کارگیری ایوان در این مقطع تاریخی و عدم انجام تحقیقی جداگانه درباره کرونولوژی و تحولات ضریب رعنایی ایوان در شهر یزد، این پژوهش به آن مبادرت ورزیده است. روش انجام این تحقیق، تحلیلی تاریخی بوده و داده های موردنیاز پژوهش از طریق اسناد و مدارک کتابخانه ای، تحلیل نقشه ها و بررسی میدانی جمع آوری گردیده است. در این پژوهش تحولات ساختاری، تناسبات، ابعاد و اندازه های ایوان مدارس، خانه ها و مساجد دوره آل مظفر، تیموری و صفوی تحلیل و بررسی شده اند. ضمن اینکه به عنوان نمونه با استفاده از مدل سازی عددی و تحلیل سازه، رفتار سازه ای ایوان خانه های دوره های آل مظفر و صفوی نیز با یکدیگر مقایسه شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که ضریب رعنایی در دوره آل مظفر در خانه ها و مدارس به نهایت خود می رسد. در این دوره ضریب رعنایی از تناسبات کشیده و هندسه جهت نمایش عمودیت و اقتدار کمک می گیرد. در دوره آل مظفر، رعنایی از اینرسی جرز بصورت توپر، مهار جانبی و قیود تعریف شده در ارتفاع استفاده شایانی می نماید همچنین کوشش می شود ضخامت جرز با میزان بارگذاری روی جرز متناسب شود. ضریب رعنایی در دوره تیموری کاهش یافته و با استعانت جرز ستون، چکاد زیاد، کوشکواره و متخلخل شدن جرز، تعریف تکیه گاه با ساخت کمرپوش، تقطیع طاق آهنگ و سبک سازی سعی در جبران رعنایی نموده است. در دوره صفوی کاهش تناسبات داخلی فضا تداوم داشته و اقداماتی همچون ایجاد جرز منقطع و دیوار ستون، سبک سازی سربار جرز با تعریف پرکننده سبک، خنثی سازی نیروها، افزایش اینرسی با ایجاد ساختار نردبانی، ایجاد تکیه گاه در راستاهای متفاوت جرز و خطای بصری، رعنایی ایوان را تحت تأثیر قرار داده است.
۷۷۹۹.

گونه شناسی معماری خانه های دوره صفوی شهر تاریخی ندوشن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۱
شهر ندوشن واقع در 105 کیلومتری شهر یزد به عنوان مفصل ارتباطی بین دو حوزه یزد و اصفهان مطرح بوده است. در دوره صفویه، شارستان ندوشن و برج و باروی شهر گسترش یافته و ساخت وساز خانه ها نیز افزایش پیدا کرده است. در دوران معاصر، بسیاری از بافت و خانه های صفوی ندوشن تخریب و دچار تغییر شده است؛ لذا بازشناسی خانه های صفوی ندوشن امری مسجل و ضروری است. هدف این پژوهش بررسی و مطالعه گونه های معماری خانه های دوره صفوی شهر ندوشن است که تاکنون کسی به آن مبادرت نورزیده است. رویکرد این پژوهش کیفی بوده و برای جمع آوری داده ها از دو روش میدانی و اسنادی و در بخش تحلیل داده ها نیز از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. این تحقیق با مطالعات بستر و زمینه خانه ها شروع شده و در ادامه، فضاهای مشترک خانه های صفوی بررسی شده و خانه ها از جنبه فضاهای معماری و ویژگی های سازه ای مورد مقایسه تطبیقی قرار گرفته و درنهایت، تجزیه وتحلیل نهایی براساس ویژگی های کیفی و کمی بین این خانه ها صورت پذیرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در دوره صفوی دو گونه خانه به صورت های چهارصفه و حیاط دار در ندوشن به کار می رفته است. خانه های چهارصفه صفوی ندوشن وامدار و تداوم الگوی کهن خانه سازی چهارصفه در منطقه یزد و میبد بوده که با تغییراتی کالبدی به حیات خود ادامه داده است. خانه های حیاط دار دارای دو زیرگونه به صورت خانه هایی با تقسیمات سه قسمتی و پنج قسمتی است. خانه های یک جبهه ساخت با تقسیمات سه قسمتی بیشترین تعداد خانه های صفوی ندوشن را تشکیل می دهند و پس از آن، خانه های اعیانی با تقسیمات پنج قسمتی را شامل می گردد. درنهایت می توان اذعان نمود خانه های صفوی ندوشن دارای رگه هایی از معماری صفوی اصفهان و معماری محلی و بومی هستند.
۷۸۰۰.

تبیین مؤلفه های مؤثر مشارکت مردمی در شهرهای سنتی برای دستیابی به پایداری اجتماعی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۸
یکی از دغدغه های زندگی شهرنشینی در شهرهای امروزی ما رسیدن به پایداری اجتماعی بوده و مشارکت شهروندی راه حلی برای رسیدن به این پایداری است. در جریان این مشارکت، توجه به ارزش های انسانی و کیفیت بخشیدن به فضاهای انسان ساخت از اهمیت بالایی برخوردار است.اگرچه به نظر می رسد که بهره گیری از مشارکت مردمی در جریان معماری و شهرسازی نیز مانند بسیاری از جریان ها و رویکردها، از کشورهای غربی و پیشرفته سرچشمه گرفته و سپس در کشورهای در حال توسعه مورد استقبال و یا تقلید قرار گرفته است، اما با نگاهی دقیق تر به کیفیت معماری و شهرسازی شهرهای سنتی می توان گونه هایی از مشارکت فعال مردمی در سطوح مختلف را بازشناسی کرد. مشارکتی که به ویژه در فضاهای عمومی شهری نمود پیدا کرده و موجب افزایش سطح تعاملات اجتماعی، امنیت و در نتیجه پایداری اجتماعی شده است. آنچه این پژوهش به دنبال آن است تبیین جایگاه مشارکت مردمی در شهرهای سنتی ایران است؛ بنابراین ابتدا به بررسی و شناخت انواع مشارکت و سطوح مطرح شده ی آن در دهه های اخیر پرداخته و پس از بررسی رفتارها و فعالیت های اجتماعی در نمونه ای از بافت های تاریخی، مولفه های موثر بر مشارکت در شهرهای سنتی را معرفی و به مقایسه آن با رویکردهای مطرح شده ی معاصر می پردازد. بررسی و شناخت این رفتارها، تحلیل، ریشه یابی و بررسی ارتباط متقابل آن با کالبد و کیفیت های محیط مصنوع، می تواند به عنوان بررسی یک نمونه موردی موفق در شناخت مولفه های موثر بر مشارکت اجتماعی در معماری راهگشا بوده و منجر به ارایه راهکارهایی مفید شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان