در منطقه شمال ایران با توجه به فرهنگ و شرایط خاص آب و هوایی این ناحیه که تا حدی با سایر نواحی ایران تفاوت دارد، در طول زمان، معماری خاصی شکل گرفته که برخاسته از فرهنگ برونگرا با ریشه های ایرانی و اسلامی بوده است. سقانفار، نوعی نفار است که به نام حضرت ابوالفضل، ساقی لب تشنگان کربلا بنا شده است.
مبحث اصلی این مقاله با توجه به پژوهش های میدانی مطالعه و شناخت نفارها و سیر تکاملی آن به سقانفار، و شناخت معماری بومی مازندران و انعکاس اعتقادات و باورهای آئینی و مذهبی مردمان بومی مازندران در معماری سقانفارها و تکایا به دنبال آن در آداب و رسوم ماه محرم است.
این گونه معماری توسط روستاییان ابداع و کامل شد و توسط آنها نیز مراقبت و حفاظت شده و می شود. معماری سقانفارها، جزیی از معماری بومی و روستایی این منطقه محسوب می شود و تنها گونه معماری است که برای یک شخص ""حضرت ابوالفضل"" ساخته شده و در جهت حفاظت و پاسداری از فرهنگ ارزشمند"" عاشورا"" رواج یافته است.
فرضیه مقاله این است که سقانفارها، حلقه ای از تاریخ معماری ایران است که به دلیل عدم مطالعات و پژوهش های مناسب و کامل مغفول مانده اند. این مقاله سعی دارد با شناخت این نوع بناها و کشف ریشه های معماری آنها، بتواند کمکی باشد در راستای شناخت اصالت های بومی و استفاده از آنها در بازپیرایی معماری معاصر از آفت هایی که از جوانب مختلف بدان وارد می شود.
تاکنون منطقه زاگرس مرکزی و به طور اخص استان های ایلام و لرستان از منظرگاه مطالعات باستان شناسی در دوران تاریخی مورد مطالعه جدی قرار نگرفته است. در جریان بررسی باستان شناسانه شهرستان آبدانان از مناطق جنوب استان ایلام و در حاشیه جنوبی کبیر کوه، تعداد51 محوطه و اثر باستانی از دوره های مختلف تاریخی توسط نگارندگان این مقاله شناسایی شد. یکی از مهم ترین این کشفیات، محوطه ای وسیع به نام «جولیان» است. که در طی بررسی های باستان شناسی، بقایای یک شهر با آثار دوره ساسانی و صدر اسلام که در این محل شناسایی و مستند سازی شد. در مرکز این محوطه عظیم تاریخی و مخروبه، بقایای یک چهارطاقی دیده می شود که به صورت ویژه ای قابل بحث است. بنای این آتشکده از گونه آتشکده هایی با دالان طواف در اطراف است که پیرامون آن، راهروهایی وجود دارد. پیشتر نمونه هایی از این آتشکده در غرب ایران از جمله در شیان و میل میلگه در اسلام آباد غرب و همچنین در دیگر مناطق ایران از جمله آتشکده نگار کرمان و فراشبند فارس دیده می شود. علاوه بر این ها، تخت سلیمان آتشکده دیگری با این سبک معماری است که از جمله مهم ترین آتشکده های شناخته شده در جهان به شمار می آید. در این مقاله آتشکده نویافته جولیان برای نخستین بار، معرفی و با دیگر نمونه های مشابه سنجیده و تحلیل شده است. اهمیت موضوع در این است که پلان این آتشکده، موضوع پر چالش نحوه عملکرد این آتشکده ها را مجدداً در معرض نقد صاحب نظران خواهد گذاشت.
بازخوانی تجارب غرب در مرمت شهری این نکته را بر متخصصین امر روشن می کند که اینان همواره در یک روند رو به رشد، با اصلاح و بازنگری شیوه های گذشته خود، موجبات بهبود هرچه بیشتر فضاهای تاریخی را فراهم نموده اند. این در حالی است که در کشور ما، به دلیل عدم اتخاذ سیاست های مناسب توسط مسئولین ذیربط، بافت های تاریخی هر چند که در گذشته دارای حیات پویایی بودند، اما در حال حاضر یا با زوال و فرسودگی مفرط رو به رو هستند و یا در انتظار طرح های نوسازی-بهسازی کلان مقیاسیند که در تجربه های متأخر در این زمینه، نشان داده، حتی در صورت وجود منابع مالی مورد نیاز، طرح و برنامه ریزی های نادرست در این بافت ها از جمله تخریب و تملک های نابه جا، نوعی ناهمگونی را به وجود می آورد. در میان این طرح ها بعضا ناهماهنگ که تنها جزئی کوچک از علل نا به سامانی بافت تاریخی شهر به شمار می آید، ارائه مدلی به منظور بازسازی این فضاهای شهری ارزشمند -با وجود آن سابقه درخشان- با استفاده از تجارب جهانی و خودی می تواند گامی مؤثر در جهت بهبود وضع نا به سامان موجود و به عبارت دیگر بهره مندی بیشتر شهروندان از میراث ارزشمند خود باشد. البته نباید از نظر دور داشت که تقلید از دستاوردهای غربی یا تداوم شیوه معماران زبردست ایرانی، مسیر حرکت را در دو سوی متفاوت پیش خواهد برد. در این راستا در ذیل این نوشتار، ابتدا یکی از عناصر مهم شهر تاریخی، به عنوان نمونه مورد بررسی، برگزیده خواهد شد؛ نگارنده با توجه به اهمیت و کارکرد عناصر تاریخی، بازار را که در گذشته ستون فقرات و قلب تپنده شهر محسوب می شده انتخاب نموده است. در گام بعدی به منظور یافتن اصولی جهت چگونگی بازآفرینی این عنصر تاریخی -با مطالعه نظری و عملی صورت گرفته- به مقایسه ویژگی های معماری بازار تاریخی با اصولی که اخیرا کشورهای توسعه یافته غربی در بازسازی استفاده می کنند و از آن تحت عنوان نوزایی شهری یاد می شود پرداخته خواهد شد؛ -لازم به ذکر است که نوزایی شهری (رنسانس) از آخرین دستاوردهای سودمند اروپاییان در جهت مداخله در مراکز ارزشمند تاریخی می باشد- بدین ترتیب مشخص خواهد شد که آیا این اصول (رنسانس شهری غرب)، به واقع، تحول جدیدی در فضای شهری ایجاد می کنند، یا اینکه «نوزایی» مفهوم جدیدی نیست و در حقیقت تئوریزه شده همان اصولی است که معمار و بنای ایرانی از گذشته های دور در معماری از آن بهره می برده است.
بررسی مبانی نظری شفافیت در هنر و معماری معاصر غرب موضوع این پژوهش می باشد. اهمیت این موضوع، بیشتر از آن روست که با بررسی مقایسه ای نگرش ها و دیدگاه ها پیرامون مفهوم شفافیت در دوره معاصر مبانی شکل گیری این مفهوم و انواع آن با هدف نیل به تعریفی دقیق و ساختاری عینی از مفاهیمی ذهنی و تئوریک، تبیین گردد. این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و اطلاعات آن از طریق کتابخانه ای و اسنادی جمع آوری شده است. بر اساس نتایج حاصله از تحلیل یافته ها؛ به نظر می رسد مبادی شفافیت را می توان در ابتدای مدرنیته و در هنر نقاشی از کوبیسم تا به فوتوریسم و کانستراکتیویسم و آثار دی استیل، کاندینسکی، موهولی ناگی و ماله ویچ جستجو کرد که با چنین رویکردی به خاستگاه و مبانی نظری شفافیت و البته بر اساس تحلیل بناهای آغازین عصر مدرن مفهوم شفافیت در کالبد بنا و معماری را می توان به 8 گروه تقسیم بندی نمود؛ شفافیت واقعی، شفافیت یک طرفه، شفافیت دوطرفه، صفحات شفاف، شفافیت پدیداری دوبعدی، شفافیت پدیداری سه بعدی، شفافیت در معنی، شفافیت ترکیبی؛ که در مصالح و نوع گشایش تجلی یافته و در حیطه گذر و کنترل نور و البته روشنایی معنی دار می باشد و در شفاف بودن ساختمان های معاصر غرب تأثیر بیشتری دارند.
در این مقاله سعی بر آن است تا نشان داده شود که اگرچه در دوران اولیه اسلامی در ایران شاهد حرکت های متقارن با نام های متفاوتی هستیم اما این مهم است که آن ها همگی با نام ایران برخاسته اند و شیوه زندگی یکسانی داشته اند. به هر حال به گفته استاد پیرنیا برای هر ملتی لازم است تا گذشته های خود را به خاطر آورد زیرا گذشته ها روح ملیت آن را تقویت و وطن پرستی را در اعماق قلوب مردم تحریک می کند. شیوه زندگی امروزین ما حاصل سال ها زندگی نیاکان ماست. آن ها فرهنگی را حاصل آورده اند که در زندگی فعلی نیز گریزی از آن نیست. پس آشنایی با سیر تحول تاریخی اجتماعی به وجود آمدن این فرهنگ خالی از فایده نخواهد بود.
همچنین تمدن به همه تغییرات کمی و کیفی ای اطلاق می شود که در زندگی بشری حاصل شده و در عرصه حیات مشترک انسان هایی که با هم در ارتباطند مجال ظهور و بروز و ماندگاری و تحول یافته است. تمدن، به نسبت فرهنگ که جزء خالص موجودیت گروه اجتماعی معینی را تشکیل می دهد، بر همه آثار و نشانه ها و دستاوردهای مادی و معنوی راه یافته در زندگی تاریخی مردمی خاص و زمان و مکانی بالاخص اشتمال می یابد. در این رابطه اشیاء و لوازمی که مردم در زندگی روزمره استفاده می نمایند اهمیت خاصی در تحقیق در زندگی و فرهنگ ایشان دارا می باشد و از بررسی آن ها می توان به شیوه زندگی مردم دست یافت. در این تحقیق شاهد آن هستیم که شیوه زندگی و آداب و رسوم ایرانیان از سال ها پیش تاکنون تغییر چندانی نکرده است و این خود حاکی از استحکام فرهنگی و تداوم تمدن باشکوه ایرانی است.
امروزه توسعه و احیای کالبدی در قالب پروژه های مختلف ساختمانی اعم از ساختمان های جدید و یا پروژه های بازسازی، بهسازی و نوسازی در بافت های تاریخی در مناطق مختلف دنیا اجرا می شود. نحوه و میزان مشارکت مردم، فعالیت فنی کارشناسان و عملکرد مدیریتی مسئولین به عنوان حاملین هر نوع توسعه و احیاء، روابط و نوع همکاری آن ها از پارامترهای مهمی است که توجه به آن می تواند در موفقیت یا شکست هر پروژه ساختمانی نقش اساسی داشته باشد.
با توجه به این امر و اعتقاد به نقش کلیدی تقسیم وظایف مناسب در هر پروژه اجرایی به منظور تضمین آینده پروژه، تحقیق حاضر چند نمونه کار انجام شده در این زمینه را بررسی و با مقایسه آن ها به دنبال دستیابی به نتیجه ای قابل استناد می باشد.
در نهایت تحقیق به دنبال این رویکرد است که توسعه پایدار بدون ایجاد ساختار مطلوب برای فعالیت حاملین احیاء و مشارکت آن ها امکان پذیر نیست. در احیاء بافت های تاریخی و احیای کالبدی فضاها و یا ایجاد آن، پایداری وفتی اتفاق می افتد که حضور مردم چشمگیر باشد و این حضور وقتی نمایان است که در فرآیند طراحی، ساخت، مدیریت و برنامه ریزی اقتصادی-کالبدی-فرهنگی نقش آفرین باشد. اگر مردم در فرآیند ساخت و ساز نقش داشته باشند و کارفرمایی پروژه از دولت به مردم سپرده شود اولا کارشناسان برای انجام عمل کارشناسی از قید و بند های دولتی آزاد و دارای اختیارات تام می شوند، ثانیا مردم جزئی از فرآیند ساخت و اجرا می شوند و ثالثا دولت نقش مهم خود یعنی سیاست گذاری و حمایت را ایفا می کند.
مفهوم امروزی منظر فرهنگی نتیجه روند توسعه جامعه معاصر و ارزش های حاکم بر آن است. پس از جنگ جهانی و ویرانی های حاصل از آن و توسعه عظیم صنعتی، از دهه 1950 مردم دریافتند که زندگی شان ارتباط نزدیکی با محیطی دارد که در آن زندگی و کار م یکنند و این امر، تشخیص هویت فرهنگی و مرجعی روحی و روانی برای روشی متعادل در زندگی شد. از آن جای یکه بازآفرینی مناظر فرهنگی تأثیری قابل توجه بر مطلوبیت مؤلفه های کیفیت، در محیط زندگی شهروندی دارد بدین منظور در طی این پژوهش مفاهیم کیفیت، زندگی شهروندی و تأثیر شاخص های کیفیت عینی بر زندگی شهروندی بررسی خواهند شد. همچنین با توجه به اینکه مجموعه های شهری، یکی از جلوه های اصلی شکل گیری شهرهای بزرگ در طول تاریخ بوده و امروزه کم توجهی مدیران شهری به این گونه فضاها، این مراکز را با مشکلات متعددی روبرو کرده و باعث کاهش کیفیت محیط زندگی شهروندی در آن ها شده است؛ مجموعه زندیه شیراز که در واقع نوع خاصی از مناظرفرهنگی در محیطی درون شهری است مطالعه می شود و رهنمودهایی مبتنی بر بازآفرینی، به منظور ارتقای کیفیت زندگی شهروندی در این مجموعه شهری ارائه خواهد شد. روش تحقیق این نوشتار بر مبنای روش تحقیق توصیفی-تحلیلی با رویکرد مورد پژوهی تاریخی بنا نهاده شده است. منابع تحقیق، منابع کتابخانه ای و مشاهدات میدانی است.
شناخت و دسته بندی صحیح گونه های مختلف معماری می تواند در درک بهتر فضا، حفاظت از آن و نیز در دستیابی به شیوه های جدید طراحی مفید واقع گردد. معماری «دستکند» یکی از گونه هایی است که تا کنون در محافل تخصصی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله، که از طریق روش های علمی مطالعات اسنادی و میدانی گرد آمده است، تلاش می شود تا بتوان از طریق بررسی های توصیفی تحلیلی به گونه بندی اصولی در این خصوص دست یافت و تحلیلی از ویژگی های هر یک ارائه کرد. در مجموع، نتایج این تحقیق نشان می دهد که در این نوع از معماری، بستر طبیعی زمین، نخستین نوع دسترسی ایجادشده به فضاها (عمودی و یا افقی) و کاربرد آن از عوامل اساسی شکل دهنده این آثار و تعیین کننده تنوع گونه بندی هاست. با بررسی داده ها و طبقه بندی انجام شده، تنوع و گوناگونی این نوع از معماری به شکل محسوسی آشکار گردید افزون بر آن، مشخص شد که سرزمین ایران اکثر این گونه ها را در خود جای داده و از این لحاظ دارای پتانسیل بالایی است.
با بروز بحران های متعدد اجتماعی فرهنگی، اقتصادی، کالبدی و زیست محیطی در شهرهای بزرگ دنیا در نیمه دوم قرن بیستم که ناشی از رشد شتابان شهرنشینی و عدم ارائه طرح و برنامه مناسب بود، کیفیت محیط در محله های شهری تنزل یافت. به همین دلیل، در دهه های اخیر نظریات متعددی در خصوص بهبود کیفیت محله ها ارائه شده است که از میان آنها می توان به نظریه توسعه پایدار اشاره کرد. هدف اصلی این نظریه در سطح محلی، ایجاد محیط مطلوب و پایدار برای زندگی ساکنان حال و آینده است. شاخص های محله پایدار بسیار متنوع است. تحقیق حاضر با روشی کمّی و کیفی و رویکرد تحلیلی بر اساس برداشت های میدانی و مطالعات کتابخانه ای، نشان می دهد که محله پایدار به تفکیک ابعاد زیست محیطی، اجتماعی و فرهنگی، اقتصادی و کالبدی، چه ویژگی هایی دارد؛ و برای درک بهتر موضوع، میزان پایداری محله چیذر تهران به عنوان نمونه موردی، بر اساس دیدگاه های ساکنان و نیز نگارندگان و با استفاده از روش تحلیل میزان رضایت اهمیت، مورد ارزیابی قرار می گیرد. نتایج نشان می دهد که به رغم کیفیت پایین در برخی از معیارها، محله چیذر نسبتاً پایدار است.
محیط های شهری به منظور اینکه تصویری واضح در ذهن ساکنان شان ایجاد کنند، ضروری است این مکان را برای شان فراهم سازند که نیازمند این هستند که ایشان را قادر سازند تا اجزای آن محیط ها را به آسانی شناسایی کنند و آنها را در ذهن خود در قالبی به هم پیوسته به یکدیگر ارتباط دهند. اما امروزه در طراحی شهرها، کمتر به ابعاد کیفیتی مانند انسجام نقشه های ادراکی ساکنان و خوانایی و نظایر آن توجه می شود.
هدف از این پژوهش، مشخص ساختن ویژگی های نشانه های شهری در شهرهای تاریخی است که در نقشه های ادراکی شهروندان و نیز در اذهان مردم به منظور خوانایی بافت شهری، اهمیت فراوانی دارند، از این طریق می توان اهمیت این نشانه ها را با وضوح بیشتری برای طراحان بیان کرد. در پژوهش حاضر کوشش شده است که با روش توصیفی تحلیلی و بر اساس شاخص های کالبدی و عملکردی مختلف به شناسایی و ارزیابی انواع نشانه های شهری، که ساکنان شهر یزد از آنها در شکل دهی به نقشه های ادراکی شان استفاده می کنند، پرداخته شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که آن دسته از نشانه ها و نمادهای شهری که یک یا چند ویژگی از آنهایی را که در پی می آیند در خود داشته باشند، در نقشه های ادراکی مردم شهر یزد اهمیت بیشتری دارند. این ویژگی ها چنین اند:
- تمایز فرمی از فضای پیرامون؛
- استقرار در مجاورت و یا تقاطع شریان های اصلی شهر؛
- قرارگیری در بافت تاریخی و یا دارا بودن ارزش میراثی (میراث فرهنگی تاریخی)؛ و
- دارا بودن کاربری های مذهبی، فرهنگی، تجاری و جز آن، و عملکردهایی چون المان شهری.
امروزه برنامه و روشی که در عین حفظ منابع طبیعی، نیاز نسل های کنونی و آینده اجتماع را به صورتی مستمر تأمین کند، پایدار محسوب می شود. نظام وقف در تاریخ جوامع اسلامی نمونه ای از برنامه ریزی پایدار را در سنتی هزار ساله نشان می دهد. با مطالعه تاریخ این جوامع، مجموعه بناهایی را می توان یافت که به دلیل اجرای سنت وقف 1، پایداری طولانی تری از بناهای دیگر داشته اند و همچنان با کاربری اولیه خود ادامه حیات می دهند؛ بدین صورت که بخشی از درآمد موقوفات صرف حفظ بنا و بخشی نیز صرف مستمری طلاب و مدرسین و عوامل مدرسه می شود. بررسی و تحلیل فضاهای این مدارس نشان می دهد که کالبد بناها نیز پاسخگوی این نیازهای چندگونه بوده اند. بنابراین می توان تأثیرات وقف را در مدارس، به دو دسته تقسیم کرد: دسته نخست، آنهایی هستند که جنبه کالبدی ندارند؛ و دسته دوم، آنهایی که مستقیماً با سیمای فیزیکی و کالبدی مدارس مرتبط اند. در این مقاله با مطالعه و بررسی وقف نامه ها و سفرنامه ها و تحلیل فضای معماری مدارس، تأثیرات وقف بر برنامه آموزشی و کالبدی مدارس دوره صفوی، و در نهایت تأثیرات آن به عنوان یک عامل در پایداری مدارس این دوره بیان می شود.
تصویر مطلوب شهر در ذهن ساکنان و سایر افراد می تواند باعث جذب هر چه بیشتر سرمایه گذاران، گردشگران و مهاجران شود. همچنین مدیران شهری برای برنامه ریزی و اتخاذ تصمیمات مناسب برای شهرها نیازمند شناختی مناسب از تصویر فعلی شهر و عوامل تأثیر گذار در شکل گیری آن داشته باشند. از این رو هدف از این تحقیق بررسی عوامل کلیدی موثر در شکل گیری تصویر شهر در راستای برندسازی موثر شهری در بین شهروندان شهر تهران می باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه ی گردآوری اطلاعات، تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی است. روش نمونه گیری در این تحقیق خوشه ای بوده و ابزار اصلی گردآوری اطلاعات، مصاحبه و پرسشنامه می باشد. به منظور تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از تکنیک های تحلیل عاملی و مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که اولویت اجزای تشکیل دهنده ی مدل«شکل گیری تصویر درونی شهر تهران»، به ترتیب؛ بعد اقتصاد و تجارت، دامنه ی خدمات، جایگاه بین المللی شهر، زیرساخت حمل ونقل و ارتباطات و ترافیک، مسائل اجتماعی، صیانت از آثار تاریخی، محیط زیست، جاذبه معماری وشهری، خویشتن شناسی شهروندان، فرهنگ و بعد دانشگاه و آموزش می باشد.
این مقاله درصدد بررسی کیفیت عوامل کالبدی فضاهای باز مجتمع های مسکونی شهر جدید سهند تبریز است. مقاله حاضر به روش پیمایشی و از نوع توصیفی - مقطعی انجام گرفت. 330 خانوار ساکن به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردیدند. در تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. کلیه تحلیل ها با استفاده از نرم افزار SPSS 13.0 انجام پذیرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان داد که 50% واحدهای مورد پژوهش، کیفیت فضاهای باز مجتمع های مسکونی شهر جدید سهند را نیمه مطلوب، 8/48% مطلوب و 6/0% نامطلوب ارزیابی نموده اند. میانگین و انحراف معیار نمرات افراد نمونه در رابطه با میزان رضایت از کیفیت فضاهای باز شهر جدید سهند به ترتیب 49/2 و 51/0 بود. تفاوت میانگین نمرات افراد نمونه براساس نتایج آزمون فریدمن معنی دار بود (05/0 > P). نتایج آزمون کای دو (X2)نشان داد بین متغیر گروههای سنی، وضعیت تاهل، جنس، بعد خانوار، تعداد فرزندان زیر 18 سال، میزان تحصیلات، نوع اشتغال و کیفیت فضاهای باز مجتمع های مسکونی شهر جدید سهند در افراد نمونه اختلاف معنی داری وجود دارد (01/0 > P). بنابراین، به موازات افزایش جمعیت، بایستی توسعه کمی و ارتقاء کیفی فضاهای باز مجتمع های مسکونی بیش از پیش مورد توجه قرار گیرند.
هرگاه طراحی های پیشینِ سایرِ معماران به عنوان منبعی از دانش طراحی برای بهره گیری در طراحی های آتی مورد استفاده قرارگیرد، اصطلاحاً به آن پیشینهِ طراحی اطلاق می شود. درتحقیق حاضر، با محوریت قراردادن نوع پیشینه های طراحی از یک سو و الگوی استخراج دانش کاربردی از آنها از سوی دیگر، گونه های مختلفِ بهره گیری از پیشینه های طراحی، موردآزمون قرار گرفت تا تاثیرات آنها بر خلاقیت ایده های طراحی و راه حل های جدیدِ تولید شده، مورد سنجش قرارگیرد. گونه های مختلف بهره گیری از پیشینه های طراحی، روی 65نفر از دانشجویان ترم چهارم طراحی معماری دانشکده هنر و معماری دانشگاه شیراز، مورد آزمون قرارگرفت. به این شکل که دانشجویان به 5گروه مساوی تقسیم شدند و با استفاده از الگوی پیشنهادی تحقیق، پیشینه هایی به روش-های مختلف در اختیار آنها قرار گرفت و ازآنها خواسته شد که به تولید راه حل های طراحی جدیدی بپردازند. نتایج حاصله ثابت کرد بهره گیری از پیشینه هایی با تنوع موضوعی همراه با استفاده از الگویی که امکان استخراج دانش کاربردی از پیشینه ها را میسر سازد، می تواند تاثیری عمده در بالا بردن خلاقیت راه حل های جدید طراحی داشته باشد. در نهایت این تحقیق، پیشنهادهایی برای بهره برداری صحیح از پیشینه ها که منجر به افزایش خلاقیت گردد، ارایه می نماید.
Like other developing countries, Iranian cities are growing and expanding physically at a high speed. For about five decades, the only policy of the urban development plans in the field of urban growth management has been definition of the Urban Growth Boundary (U.G.B.) which is still used without any major modifications. Despite the slight evidences indicating the ineffectiveness of the current policy, there has not been any assured and agreed alternative yet. Today, the waves of new urbanism and other modern paradigms have urged temptations of making fundamental changes in the definition of urban growth boundary. Through an analytic framework, this research investigates the effectiveness of some of the most basic carriers of urban growth in 11 sample cities (each of them introducing one type of Iranian cities). The results of this analysis will illustrate a new vision- a native one - for alternative policies of urban growth management in Iranian cities.
Experiences from urban development plans and assessments of their concrete and tangible results in the past decades indicate lack of adequate success of our urbanization system to responding needs of our citizens. This has resulted in need to find a fundamental solution to transforming the centralized system into decentralized. Recent changes in regard to a change of approach from master plan to strategic planning has resulted in an increased sensitivity with regard to enhancement of urban management in addition to the opinion that strategic planning is not in itself a credible replacement for technocratic master planning (top-down) and is not on its own sufficient for sustainable development. In this article, we employ methods of actualization and content analysis to compare the common features of two issues in Iran and subsequently, with an emphasis on correction of structure of urban management system, the concepts of participation of citizens, government, private sector and civic society and enhancement of “good urban governance” with “strategic planning approach” are discussed as keys to the question of solid development.“Public participation in decision-making, accountability, equity and efficiency”, defines both fundamental principles of good urban governance and characteristics of strategic planning and is essentials of a constant environmental, social and economic development.