ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۸٬۱۶۴ مورد.
۳۴۱.

ارزیابی روش های کنترل سازه های مقاوم در برابر زلزله با رویکرد دو منظوره سازی و استفاده از روش AHP(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۰
یکی از مسائل چالش برانگیز در حوزه ی مهندسی زلزله، تعیین میزان آسیب سازه ها و نحوه کنترل آن ها در هنگام وقوع زلزله است. در این راستا در ده های اخیر توجه محققین بسیاری در کشورهای زلزله خیز به سمت فناوری سازه های هوشمند معطوف شده است. این سازه ها توانایی ذاتی یا اکتسابی برای پاسخگویی به محرک های خارجی و قابلیت تطبیق رفتار، ترکیب و شکل سازه را با شرایط محیط زیست دارند. روش های مختلفی جهت کنترل ارتعاش سازه ها وجود دارد که یکی از مشکلات این روش ها این است که روش های کنترل سازه ها امروزه فقط جهت مقابله با نیروی زلزله بکار می روند و در واقع جابجایی در اثر نیروی زلزله را کنترل می نمایند. از جمله این روش ها می توان به استفاده از انواع میراگرها در سازه، استفاده از اجسام سنگین مانند آونگ و تعبیه استخر در بام ساختمان، استفاده از جداگر لرزه ای در سازه و ... اشاره نمود. استفاده از میراگرها و جداگرهای لرزه ای نیز هزینه اجرای سازه را بسیار بالا برده که خود سبب غیر اقتصادی بودن طرح ها نیز میگردد. موضوع مهم دیگر استفاده از روش هایی است که بتوان در زمان بحران نیز از آنها استفاده نمود و لذا روش های که کاربردی برای چند منظوره بودن دارند می تواند اهمیت بیشتری داشته باشد.
۳۴۲.

نگاهی بر شاخص های پایداری اجتماعی-فرهنگی مدارس تاریخی شهر اصفهان (موردپژوهی: مدرسه امامیه و چهارباغ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۲۳
مدارس تاریخی اصفهان که از مهم ترین عناصر شکل دهنده هویت شهری هستند، نقش بسزایی در پایداری فرهنگی و اجتماعی مکان های شهری ایفا کرده اند. این مدارس صرفاً مکان هایی برای آموزش نبودند، بلکه به عنوان مراکز تجمع، تبادل دانش و پرورش نخبگان، در شکل گیری بافت شهری و هویت فرهنگی‑اجتماعی آن نقش محوری ایفا می کردند. مفهوم پایداری فرهنگی‑اجتماعی که بر تعاملات اجتماعی، عدالت، امنیت روانی، ارتباط با محیط، اقتصاد و تناسبات تأکید دارد، از جمله معیارهای مهم در ارزیابی معماری این مدارس به شمار می رود. این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی شاخص های پایداری اجتماعی‑فرهنگی در دو مدرسه تاریخی اصفهان، یعنی مدرسه امامیه و مدرسه چهارباغ، به تحلیل ویژگی های معماری و تأثیر آن ها بر پایداری فرهنگی پرداخته است. روش پژوهش، کاربردی و از نوع توصیفی‑تحلیلی است. داده ها مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و بازدید میدانی و ابزار پرسش نامه است. تحلیل داده ها بر اساس شاخص هایی، نظیر عدالت اجتماعی، امنیت روانی، تناسبات هندسی و ارتباط با طبیعت، با استفاده نرم افزار اکسل صورت پذیرفته است. نتایج نشان می دهد که مدرسه امامیه به عنوان یکی از قدیمی ترین نمونه های مدارس چهارایوانی، مفاهیم پایه ای معماری اسلامی دارد، اما تکامل نیافته است؛ بنابراین مدرسه چهارباغ در شاخص هایی، همچون عدالت اجتماعی، تعاملات اجتماعی، امنیت روانی، تناسبات فضایی و ارتباط با طبیعت نسبت به مدرسه امامیه عملکرد مطلوب تری دارد. به ویژه، توجه به طراحی ورودی ها، فضاهای چهارگوشه قابل استفاده، باغچه ها، رعایت سلسله مراتب و ارتباط بصری با محیط بیرونی در مدرسه چهارباغ حس تعلق و تعاملات اجتماعی را تقویت کرده است. این پژوهش، بر اهمیت بازخوانی اصول معماری مدارس تاریخی برای طراحی فضاهای آموزشی معاصر تأکید دارد. یافته ها نشان می دهند که توجه به شاخص های پایداری فرهنگی‑اجتماعی به خلق محیط هایی منجر می شود که علاوه بر تسهیل آموزش، به تقویت هویت فرهنگی و تعاملات اجتماعی کمک می کنند.  
۳۴۳.

شناسایی ادراکات محیط زندگی در کار از خانه؛ مطالعه موردی: اهواز در شرایط پاندمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۳
هدف: ادراکات ذهنی افراد از محیط زندگی تأثیر مستقیمی بر استراتژی ها و نحوه مداخله آن ها در محیط دارد. این ادراکات بسته به شرایط و عوامل مختلف، دستخوش تغییر شده و استراتژی های متنوعی برای سازگاری ایجاد می کنند. دوران کار از خانه در جریان همه گیری کووید-19، چالشی نوین در تعامل با محیط زندگی ایجاد کرد که نیازمند راهکارهای گوناگون بود. در این میان، شهر اهواز با توجه به چالش های اقلیمی نظیر ریزگردها، امواج گرمایی، و سیلاب ها، به محیطی خاص برای بررسی این تعاملات بدل شده است. با توجه به احتمال تداوم کار از خانه به عنوان راهکاری برای مدیریت بحران ها، پژوهش های مرتبط تاکنون کمتر به نقش ادراکات ساکنان در مناسب سازی محیط زندگی پرداخته اند. روش پژوهش: این مقاله با استفاده از روش Q و تکنیک دلفی، به بررسی ادراکات ذهنی ساکنان اهواز و استراتژی های آن ها در مواجهه با محیط زندگی در شرایط کار از خانه می پردازد. هدف پژوهش، شناسایی الگوهای ذهنی ساکنان و ارائه راهکارهایی متناسب با این الگوها است. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش شناسی، آمیخته است. جامعه آماری شامل ساکنان اهواز است که در دوران قرنطینه ناشی از کووید-19 به کار از خانه مشغول بودند. داده ها در بخش کیفی با تحلیل مصاحبه های باز از 14 نفر و مرور ادبیات گردآوری و بر اساس آن جداول Q تهیه و توسط 51 نفر تکمیل شد. تحلیل داده ها به شناسایی 10 دسته الگوی ذهنی شامل رفتارگرا، امکان گرا، فردگرا، نیازگرا، مداخله گرا، کیفیت گرا، انسان گرا، توسعه گرا، تجربه گرا و مطلوب گرا انجامید. اعتبار داخلی از طریق نظر متخصصان و اعتبار خارجی با آلفای کرونباخ (865/0) تأیید شد. یافته ها: یافته ها نشان می دهند که محیط زندگی در اهواز فاقد قابلیت های کافی برای حمایت از کار از خانه مؤثر است. نتیجه گیری: این پژوهش پیشنهاد می دهد که طراحی و بهبود محیط ساخته شده باید با توجه به ادراکات و نیازهای گروه های مختلف ذهنی انجام شود. ازجمله پیشنهادها می توان به طراحی فضاهای انعطاف پذیر، تقویت زیرساخت های دیجیتال، توسعه فضاهای سبز و مسیرهای پیاده روی ایمن، و برگزاری رویدادهای اجتماعی محله ای اشاره کرد. این اقدامات می توانند کیفیت زندگی را در شرایط کار از خانه ارتقا داده و سازگاری شهر را افزایش دهند.
۳۴۴.

نقش ابعاد اجتماعی در طراحی شهری پایدار با تأکید بر متاورس و مدل سازی معادلات ساختاری؛ نمونه موردی: کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۰
رشد پرشتاب فناوری های نوین و ظهور متاورس به عنوان بستری نو برای تعاملات انسانی، افق های تازه ای در عرصه طراحی و برنامه ریزی شهری گشوده است. این محیط های مجازی تعاملی می توانند ضمن گسترش فضاهای اجتماعی دیجیتال، در ارتقای ابعاد اجتماعی پایداری شهری نیز مؤثر واقع شوند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش ابعاد اجتماعی در طراحی شهری پایدار کلان شهر تبریز با تأکید بر شهر متاورس انجام گرفته است. از منظر هدف، پژوهش کاربردی و از لحاظ روش، کمی و پیمایشی است. داده های تحقیق با استفاده از پرسش نامه و از میان جامعه ای متشکل از خبرگان حوزه شهرسازی و فناوری جمع آوری شد و با بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که تعامل متاورسی تأثیری مثبت و معنادار بر ابعاد مختلف پایداری اجتماعی دارد و بیشترین نقش آن در تقویت احساس امنیت ادراک شده و اعتمادنهادی مشاهده شد. همچنین ابعاد مشارکت شهروندی، انسجام اجتماعی، شمول اجتماعی و تعلق مکانی به عنوان مؤلفه های کلیدی پایداری اجتماعی شناسایی شدند که در چهارچوب طراحی شهری مبتنی بر متاورس، از اهمیت ویژه ای برخوردارند. بر این اساس، بهره گیری هدفمند از ظرفیت های متاورس می تواند رویکردی نو در جهت تقویت تعاملات اجتماعی، افزایش عدالت فضایی و ارتقای پایداری اجتماعی در کلان شهرهای آینده، به ویژه تبریز فراهم آورد.
۳۴۵.

شهرهای ایرانی در آینه سفرنامه ها: تحولات و دیدگاه های شرقی و غربی (قرون سوم تا دوازدهم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۷
بیان مسئله: شهرهای ایرانی به عنوان نماد تمدنی کهن، همواره کانون توجه سیاحان شرقی و غربی بوده اند. با وجود ارزش تاریخی سفرنامه های قرون ۳-۱۲ هجری به عنوان منابع دست اول، مطالعات پیشین از سه محدودیت اصلی رنج می برده اند: نگاه مقطعی به تحولات شهری، غفلت از تفاوت های دیدگاهی شرق و غرب، و ضعف روش شناختی در تحلیل محتوا. هدف: این پژوهش با هدف پر کردن این خلأهای پژوهشی، به تحلیل نظام مند سیر تحول شهرهای ایرانی و مقایسه تطبیقی دیدگاه های سفرنامه نویسان شرقی و غربی می پردازد. روش: با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، ۱۴ سفرنامه منتخب (۷ شرقی و ۷ غربی) در نرم افزار MAXQDA بر اساس ماتریس پنج بعدی (کالبدی، اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، سیاسی و زیست محیطی) کدگذاری و تحلیل شدند. یافته ها: تحولات شهرهای ایرانی در سه دوره متمایز قابل شناسایی است: در دوره نخست (قرون 3-6 هجری)، شهرها با ساختاری ساده حول محور مسجد و بازار شکل گرفتند. دوره میانی (قرون 7-9 هجری) شاهد احیای تدریجی شهرها پس از آسیب های ناشی از حمله مغول بود. در نهایت، دوره سوم (قرون 10-12 هجری) با توسعه چندبعدی و شکوفایی همه جانبه شهرها همراه بود. در بررسی دیدگاه های سفرنامه نویسان، نویسندگان شرقی عمدتاً بر جنبه های انسانی و فرهنگی شهرها تأکید داشتند، در حالی که سفرنامه نویسان غربی توجه بیشتری به ابعاد کالبدی و اقتصادی شهرهای ایرانی نشان دادند. نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد که شهرهای ایرانی با حفظ هویت اصلی خود، توانایی بالایی در انطباق با تحولات تاریخی داشته اند. تفاوت دیدگاه های شرقی و غربی نه به معنای تضاد، بلکه به عنوان مکمل هایی برای درک جامع تر شهرهای تاریخی ایران قابل تفسیر است. نتایج این پژوهش می تواند چارچوبی برای مطالعات تطبیقی در تاریخ شهری ارائه دهد.
۳۴۶.

بررسی محرک های توسعه بازآفرینی در بافت های فرسوده منطقه 4 شهر تبریز بر مبنای مدل سازی مکانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۶
بیان مسئله: بافت قدیمی و تاریخی شهرها به مثابه قلب تپنده شهرها محسوب می شوند. این مناطق علی رغم خصوصیات ماندگارشان، به دلیل فرسودگی بافت از کیفیت زندگی پایینی برخوردار هستند. یکی از راهکارها برای ارتقا کیفیت زندگی در این مناطق، بازآفرینی شهری است. بازآفرینی شهری سعی در ارتقا کیفیت زندگی در بافت های فرسوده شهری دارد. هدف: هدف از این پژوهش اولویت بندی محلات مختلف منطقه 4 شهر تبریز برای اجرای پروژه های بازآفرینی بر اساس معیارهای تأثیرگذار در این زمینه است. روش: بدین منظور از معیارهای کالبدی، اقتصادی، محیط زیستی و اقتصادی استفاده شد که هر یک دارای زیرمعیارهای مختلفی بوده و در مجموع شامل 18 زیرمعیار بودند. برای وزن دهی به معیارها و زیرمعیارها از دو روش FAHP و FBWM استفاده شد. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد معیارهای کالبدی، اقتصادی، محیط زیستی و اجتماعی به ترتیب از بیشترین اهمیت در بازآفرینی شهری برخوردار هستند. وزن این معیارها بر اساس روش FAHP به ترتیب برابر با 375/0، 315/0، 183/0 و 127/0 و بر اساس روش FBWM برابر با 352/0، 328/0، 172/0 و 148/0 بود. همچنین زیرمعیارهای قدمت ابنیه، کیفیت ابنیه و اسکلت ابنیه بر اساس روش FAHP و زیرمعیارهای کیفیت ابنیه، قدمت ابنیه و قیمت مسکن بر اساس روش FBWM مهم ترین زیرمعیارها در بازآفرینی شهری هستند. مقایسه نتایج نشان داد روش FBWM با سطح زیر منحنی 874/0 عملکرد بهتری را نسبت به روش FAHP با سطح زیر منحنی 845/0 ارائه داده است. بر اساس تحلیل نقشه های به دست آمده، محلات قره آغاج، قونقا و گجیل از بیشترین اولویت و محلات میدان جهاد، وزیر آباد و کوی فیروز از کمترین اولویت برای بازآفرینی شهری برخوردار هستند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد برای اجرای موفق پروژه های بازآفرینی شهری، ابعاد مختلف کالبدی، اقتصادی، محیط زیستی و اجتماعی باید به صورت یکپارچه در نظر گرفته شوند و بازآفرینی شهری به عنوان یک فرایند پویا و چندبعدی در نظر گرفته شود.
۳۴۷.

شناسایی مولفه های موثر استاندارد اشری در مدل سازی اطلاعات ساختمان جهت بهینه سازی مصرف انرژی؛ نمونه موردی: ویلای همیشه سبز در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۹
اهداف:  افزایش مصرف انرژی و تاثیر آن بر محیط زیست، اهمیت رعایت استانداردهای جهانی در طراحی ساختمان های سبز را دوچندان کرده است. این پژوهش با هدف تبیین شاخص های مؤثر استاندارد ASHRAE در مدل سازی اطلاعات ساختمان (BIM) و بررسی نقش آن در کاهش مصرف انرژی، نمونه موردی ویلای همیشه سبز در شهر تهران را مورد مطالعه قرار داد. روش ها: مطالعه به روش کاربردی و با تحلیل کمی انجام شد. در ابتدا با مطالعات کتابخانه ای، اصول معماری سبز استخراج شد. سپس مدل سازی اطلاعات ساختمان با نرم افزار Revit و استفاده از پلاگین Insight و سایت Green Building Studio برای سنجش و شبیه سازی مصرف انرژی سالانه ساختمان به کار رفت. داده ها بر اساس استاندارد ASHRAE تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج مدل سازی نشان داد که حدود 73.3% از مصرف انرژی الکتریکی ساختمان مربوط به تجهیزات گرمایش، سرمایش و تهویه مطبوع است و مصرف انرژی سالانه معادل 266 کیلووات ساعت بر مترمربع است که بالاتر از حد قابل قبول استاندارد ASHRAE (208 کیلووات ساعت بر مترمربع) می باشد. مهم ترین دلایل، استفاده زیاد از تجهیزات مکانیکی و عدم توجه کافی به جهت گیری بهینه ساختمان و نوع سازه معرفی شد. نتیجه گیری: ساختمان مورد مطالعه با وجود رعایت اصول معماری سبز، موفق به دریافت استاندارد ASHRAE نشد. با این حال، اعمال راهکارهایی مانند تغییر زاویه استقرار ساختمان و استفاده از سازه چوبی می تواند مصرف انرژی را کاهش داده و شانس دستیابی به استاندارد را بهبود بخشد. تأکید بر استفاده از BIM و مدل سازی پیش ساخت، نقش چشمگیری در بهینه سازی انرژی ساختمان ها دارد.  
۳۴۸.

سنجش میزان تاثیر نماهای دو پوسته بر نیازهای انرژی ساختمان های مسکونی (در اقلیم شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۳۰
امروزه انرژی، منبع حیات و زندگی مدرن انسان به شمار می آید. اما با توجه به رشد جمعیت و پیشرفت فناوری، مصرف انرژی در زندگی به شدت افزایش یافته است و منجر به انتشار گازهای گلخانه ای و تغییرات آب و هوا شده است که مشکلات متع دد برای سلامتی محیط زیست و جوامع بشری به وجود آورده است. به همین دلیل، کاهش مصرف انرژی در ساختمان های مسکونی امری ضروری به نظر می رسد. نمای ساختمان به عنوان عامل ارتباط دهنده فضای داخلی و فضای خارجی نقش مهمی در کاهش مصرف انرژی در ساختمان های مسکونی دارد. لذا یکی از روش های موثر برای کنترل و بهبود کیفیت مصرف انرژی ساختمان و عملکرد حرارتی و در نهایت کاهش مصرف انرژی در ساختمان های مسکونی استفاده از نماهای دوپوسته است. هدف از این پژوهش سنجش میزان کاهش مصرف انرژی در ساختمان های مسکونی با استفاده از نماهای دو پوسته دالانی و یکپارچه در سه حالت تهویه طبیعی، مکانیکی و بدون تهویه در اقلیم شهر کرمانشاه می باشد. برای نیل به هدف پژوهش حاضر ابتدا موقعیت جغرافیایی نمونه مشخص گردید.در مرحله بعد داده های آب و هوایی شهر کرمانشاه جمع آوری شد. با استفاده از نرم افزار (Design Builder) نمونه پایه، شبیه سازی و سناریوهای موجود مورد تحلیل و سنجش قرار گرفت. صحت نتایج حاصل از شبیه سازی با مقادیر مندرج در قبوض برق و گاز سالیانه ساختمان مورد مطالعه، اعتبارسنجی گردید.که میزان اختلاف خروجی نرم افزار نسبت به مقادیر واقعی کمتر از 10 درصد بود. تأثیر نمای دوپوسته و تهویه هوای بین دوپوسته در ساختمان های مسکونی در اقلیم شهر کرمانشاه را می توان از لحاظ مصرف انرژی ساختمان حائز اهمیت دانست زیرا که تأثیر مستقیمی در کاهش مصرف انرژی در این ساختمان ها داشته است. بررسی و مقایسه مصارف انرژی و رفتار حرارتی پوسته دوم ساختمان، تهویه هوای بین دوپوسته در فصل گرم، بهینه ترین حالت مصرف انرژی را برای کل ساختمان رقم زده است. استفاده از نمای دوپوسته(دالانی)، بیشترین میزان کاهش انرژی گرمایشی را با 55/54 درصد در ماه آپریل داشته است. استفاده از نمای دوپوسته(یکپارچه)، در ماه ژانویه با 84/40درصد پایین ترین کاهش مصرف انرژی گرمایشی را دارد. در صورت فعال بودن تهویه طبیعی هوای بین دوپوسته در فصل گرم در اقلیم شهر کرمانشاه، مصرف انرژی کل ساختمان نسبت به سایر حالت ها دارای بهینه ترین وضعیت می باشد. مصارف انرژی کل ساختمان، در نمای دوپوسته دالانی به همراه تهویه طبیعی با kWh/m2 63/66 یعنی پایین ترین مصرف انرژی را به خود اختصاص می دهد. به طور کلی استفاده از پوسته دوم به صورت دالانی و دارای تهویه طبیعی درفصل گرم برای این ساختمان کاهش 73/10 درصدی معادل kWh/m2 01/8 را در مصرف انرژی کل نسبت به ساختمان پایه را نشان می دهد.
۳۴۹.

میدان هم حضوری در معماری آیینی اردبیل: تحلیلی پدیدارشناختی-فرهنگی از حضور، خاطره و نشانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۵
بیان مسئله: در سپهر پساسکولار، معماری سکونت دیگر صرفاً ظرف زیستن مادی نیست، بلکه به میدانی برای حضور، تعلیق ادراکی و تجربه ژرف قدسی بدل می شود. با وجود اهمیت این تحول، هنوز مدل های دقیقی برای تبیین لایه های درهم تنیده بدن، حافظه، نشانه و طنین ارائه نشده اند. هدف پژوهش: این مقاله می کوشد سازوکار پیدایش معنا در فضاهای سکونت آیینی را در بستر فرهنگی-زیسته و از خلال مدلی چندلایه و پدیدارشناختی تحلیل کند؛ مدلی مبتنی بر ادراک حسی، حافظه زیسته، رمزگان فرهنگی، آرکیتایپ های ناخودآگاه و کیفیت های طنین مند که نشان می دهد چگونه این عناصر می توانند به آیینی شدن تجربه سکونت  بیانجامند. روش پژوهش: تحلیل مقاله بر پایه رویکردی کیفی-تفسیری است که با تلفیق پدیدارشناسی ادراک، نشانه شناسی فرهنگی، روان کاوی رمزگان های ناخودآگاه و معناشناسی زیسته، مدل «میدان هم حضوری» را در سه نمونه تاریخی-آیینی اردبیل می آزماید. روش تحلیل نیز مبتنی بر ترکیب توصیف حسی، تبارشناسی حافظه جمعی، خوانش رمزگان فضایی و واکاوی اتمسفر ادراکی است. نتیجه گیری: فضا، در نقطه تلاقی ادراک و خاطره، نه ظرفی منفعل، بلکه میدانی زنده برای رویداد معنا است؛ جایی که سوژه از خلال مکث، تکرار و مواجهه، دگرگون می شود. حرکت تأملی بدن، بازتاب حافظه های نسلی، رمزهای جهت مند فضایی و طنین نور، صدا و ماده، همگی در تجربه ای درونی به هم می پیوندند و مکانی را می سازند که همچون رحم هستی شناختی، شرایط تولد دوباره درون را فراهم می کند. در این بستر، خاطره ای ژرف و ناگفته از عهد نخستین -که به گونه ای ناخودآگاه و آرکیتایپی در کالبد فضا رسوب کرده است- احضار می شود و سکونت را به امری قدسی بدل می سازد. مدل میدان هم حضوری نشان می دهد که سکونت، درصورتی که میدان هم حضوری را در خود فعال سازد، می تواند به کیفیتی آیینی، مکاشفه ای و تحول بخش دست یابد. چنین فضایی، نه فقط محمل بازنمایی فرم، بلکه بستری برای تجربه آرکیتایپی از حضور، وقفه و بازگشت است؛ جایی برای سکونت قدسی، مواجهه درونی و تبدیل انسان به سوژه ای بیدار در دل هستی.
۳۵۰.

شرایط و زمینه های اصلی اثرگذار در ساماندهی محلات حاشیه نشین (نمونه مورد مطالعه، شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۶۵
یافته های تجربی نشان داده است که ساماندهی مناطق حاشیه نشین بدون توجه به شرایط اجتماعی، سیاسی و شکل گیری محیط فعال ممکن نیست. برای رفع این مشکل این بررسی به روش کیفی انجام شد. محدوده مورد مطالعه در این بررسی شهر مشهد انتخاب گردید که یکی از بالاترین نسبت های حاشیه نشینی را دارد. داده ها با روش مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. این داده ها به طریق تحلیل تم تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که الگوی مناسب ساماندهی مناطق حاشیه نشین، دارای سه عنصر اساسی می باشد که عبارتند از زیرساخت-های اجتماعی، مدیریت و شرایط انسانی مناسب. هر یک از این عناصر باید به عنوان یک نماد ریاضی در معادله ساماندهی وارد شود. ارزش و مقدار هر یک از عناصر اگر صفر در نظرگرفته شود، پاسخ نهایی را معادل صفر خواهد کرد. بنابراین، تا زمانی که این عناصر با هم و با ارزش متناسب در روند ساماندهی حاشیه ها مدنظر نباشد، بهبودی در این عرصه ها حادث نخواهد شد.
۳۵۱.

بازآفرینی شهری ادراک مبنا؛ تبیین مدل بازآفرینی شهری مبتنی بر ادراک محیطی در بافت های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۵
بازآفرینی شهری به مثابه رویکردی کلیدی برای احیای بافت تاریخی شناخته می شود که با تأکید بر بعد ادراکی روان شناختی می تواند به حفظ هویت تاریخی فرهنگی هسته های تاریخی شهرها کمک کند. ادراک محیطی نیز فرایندی مؤثر بر نحوه رخداد تعامل انسان و محیط در روند بازآفرینی بافت های تاریخی است. به نظر می رسد ادبیات طراحی شهری درزمینه بازآفرینی شهری مرتبط با مفهوم ادراک محیطی، نوعی شکاف تحقیقاتی دارد. پژوهش پیش رو با هدف تبیین مدل بازآفرینی شهری مبتنی بر ادراک محیطی در بافت های تاریخی انجام شده است. به منظور دستیابی به مدل اولیه، ابتدا طی فرایندی مشخص با جست وجو در پایگاه های معتبر علمی داده، ۳۸ مطالعه انتخاب و محتوای آن ها درزمینه تم های مرتبط موضوعی بررسی شده است. پس از آن، با هدف تدقیق مدل اولیه مبتنی بر تکنیک دلفی در زمینه های طراحی شهری، مرمت شهری و روان شناسی محیطی، ابعاد، شاخص ها و چالش ها ارزیابی و چک لیستی برای تبیین مدل نهایی تدوین شده است. سپس با استفاده از روش آنتروپی شانون، شاخص های منتخب حلقه های دلفی وزن دهی شده اند. نتایج نشان می دهند مدل بازآفرینی شهری ادراک مبنا در بافت تاریخی در سه زمینه محیط، انسان و زمان با ده بعد محیطی، یک بعد انسانی و یک بعد زمانی پایه ریزی می شود. محیط به شکل عینی با ابعاد فرمی کالبدی، عملکردی، اجتماعی فرهنگی، زیست محیطی، اقتصادی و زیرساختی و به شکل ذهنی در سه بعد ادراک شناختی، احساسی و رفتاری تعریف می شود. انسان صرفاً با ویژگی های فردی تحت تأثیر دانش، انگیزه، حضور و تجربه و عامل زمان با لایه های گذر از تغییرات نقش اثربخشی دارد. تعیین اهمیت نسبی شاخص های منتخب نیز بیانگر این است که حس مکان، حس تعلق و دل بستگی مکانی در محیط ذهنی در درجه اول؛ مشارکت اجتماعی در محیط عینی، خوانایی و تصویرپذیری در محیط ذهنی و درنهایت محصوریت و مقیاس انسانی، تنوع فعالیتی و آسایش اقلیمی در محیط عینی در سطوح بعد به نسبت سایر شاخص ها درجه اهمیت بیشتری دارند.
۳۵۲.

امکان سنجی شهر هوشمند پیاده مدار در شهر ارومیه مبتنی بر رویکر پیوند مردم-فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۰
بیان مسئله: رشد فزاینده جمعیت شهری و سلطه خودروهای موتوری، کیفیت فضاهای پیاده و تعاملات اجتماعی را به شدت کاهش داده است. بازگشت به رویکرد پیاده مدار، راهکاری برای مقابله با مشکلاتی چون ازدحام، آلودگی و گسست اجتماعی تلقی می شود. پیاده مداری به عنوان شکلی پایدار، کم هزینه و انسانی از جابه جایی، نقشی کلیدی در ارتقای سرزندگی شهری دارد. این رویکرد با تأکید بر طراحی انسان محور و عدالت فضایی، محور بسیاری از سیاست های توسعه پایدار شهری در دهه های اخیر شده است. هدف: این تحقیق در راستای ارتقاء کیفیت زندگی به بررسی امکان سنجی پیاده مداری در ارومیه می پردازد و هدف آن شناسایی شاخص های کلیدی برای ارتقاء تعاملات اجتماعی و ارتباطات میان شهروندان و فضاهای عمومی است. روش: این پژوهش با رویکردی ترکیبی و توصیفی–تحلیلی، انجام شده است. داده ها از سه منبع مکانی، میدانی و ادراکی گردآوری و با استفاده از GIS و مدل چیدمان فضا تحلیل شدند. نمونه گیری خوشه ای در دو منطقه بافت سنتی و مدرن انجام و شاخص های چهارگانه شهر هوشمند پیاده مدار ارزیابی شد. درنهایت، تلفیق تحلیل های فضایی و ادراکی، امکان ارزیابی هم زمان ابعاد کالبدی و انسانی فضاهای شهری را فراهم ساخت. یافته ها: نتایج نشان می دهد که حکمروایی هوشمند و توزیع عادلانه خدمات شهری مهم ترین پیش شرط های شکل گیری فضاهای پیاده مدار پایدار هستند؛ چراکه هوشمندسازی صرف، بدون پشتوانه زیرساختی و عدالت فضایی، قادر به ایجاد فضاهای سرزنده نیست. بافت سنتی با امتیاز 6/55، به دلیل انسجام فضایی و پیوندهای ارگانیک، پتانسیل بیشتری از بافت مدرن (5/82) برای بازآفرینی پیاده مدار دارد، هرچند فاصله ۱۵٪ با وضعیت مطلوب و نابرابری های چشمگیر در دسترسی به فضای سبز بیانگر چالش های جدی است. نتیجه گیری: نتیجه نهایی حاکی از آن است که تحقق الگوی شهر هوشمند پیاده مدار در نهایت بیش از فناوری های پیچیده و پرخرج، نیازمند عزمی راسخ برای بازتوزیع عادلانه فضا و خدمات شهری و همچنین تلفیق هوشمندانه «داده های کلان» با «تجربه های خرد و روزمره شهروندان» است.
۳۵۳.

تحلیل فرایند طراحی نسل دوم معماران پیشرو پس از انقلاب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۵
بیان مسئله: معماری معاصر ایران و آثار شکل گرفته در بستر آن، عرصه بازنمایی اندیشه ها و گفتمان های جاری جامعه ایرانی در این دوران است. با خوانش آثار معماری و شناخت حاصل از آن، می توان به درک مناسبی از جهان فکری حاکم بر بستر دست یافت. مسئله پژوهش تلاش برای پاسخ به خلاء دانشی درباره ثبت نشدن دانش های ضمنی است که در حد واسط حرفه و آموزش های دانشگاهی ایجاد می شوند تا فرصت واکاوی جریان معماری پیشرو ایران را مبتنی بر فرایند طراحی ایجاد کند و نحوه تأثیر متقابل بستر حرفه ای و جریان پیشرو را بررسی کند.هدف پژوهش: این تحقیق تلاش دارد تا به واسطه مطالعه و واکاوی سرمایه های فرایندی موجود در دفاتر نسل دوم معماران پیشرو پس از انقلاب در ایران و مستند کردن و تطابق آنها با فرایندها و روش های شناخته شده توسط فرایندپژوهان، در جهت ثبت دانش های ضمنی موجود در این دفاتر، تأثیر کیفیت به کارگیری این فرایندها گام بردارد. هدف از این کار دستیابی به آگاهی از فرایند ارتقاء و بهینه سازی فرایند های طراحی در دفاتر معماری معماران نسل دوم پس از انقلاب و مناسب سازی آنها برای بستر معماری ایران است.روش پژوهش: این پژوهش از دسته پژوهش های کیفی است که از روش نظریه زمینه ای بهره می برد و در گام های نخست از روش کتابخانه ای و اسنادی و پس از آن از روش میدانی (مصاحبه عمیق نیمه باز) در گردآوری داده استفاده می کند. در آخر به تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا نسخه 2020 پرداخته است. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد جامعه حرفه ای ایران در حال گذار از نوعی تفکر شهودی به سمت تفکر تحلیلی است. حرفه مندان پیشرو تلاش می کنند تا با نوعی از تجربه گرایی و همینطور تجزیه مسئله و وزن دهی بیشتر به گام های تحلیلی فرایند ها به سمت نوعی تفکر تحلیلی و خردگرایی قدم بردارند.
۳۵۴.

ارزیابی نقش پارک های محلی بر بهبود آسایش حرارتی فضای باز در اقلیم گرم وخشک؛ بررسی موردی پارک امیرآباد شهرضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۲۱
پارک های محله ای به عنوان یکی از عناصر کلیدی فضای شهری، نقش مهمّی در ارتقای کیفیت زندگی و بهبود آسایش حرارتی دارند. بااین حال، تأثیر گونه های گیاهی بومی و مصالح محلی در تنظیم شرایط خرداقلیم شهری، به ویژه در مناطق گرم وخشک، به طور جامع بررسی نشده است. این پژوهش با هدف ارزیابی شرایط آسایش حرارتی در پارک های محلی و فضاهای باز کوچک مقیاس، با تأکید بر نقش گونه های گیاهی و مصالح بومی، در بهبود خرداقلیم محله امیرآباد شهرضا طی دو فصل تابستان و زمستان انجام شده است. روش تحقیق شامل مطالعات کتابخانه ای، پایش های میدانی و شبیه سازی رایانه ای با نرم افزار ENVI-met  است. در بخش میدانی، داده های اقلیمی (دما، رطوبت نسبی و سرعت باد) جمع آوری و پرسشنامه های ترجیحات حرارتی کاربران تحلیل شد. همچنین، از مدل «ارزش ها و عوامل سازنده منظر» (FVFL) برای ارزیابی ویژگی های منظر استفاده شد. نتایج نشان داد که انتخاب مصالح و گونه های گیاهی مناسب تأثیر بسزایی در تعدیل شرایط حرارتی دارد. مصالحی مانند گرانیت خردشده با آلبدوی بالا موجب کاهش دمای سطح شده و گونه های درختی بومی مانند زبان گنجشک و نارون با ایجاد سایه مؤثر، آسایش حرارتی کاربران را بهبود می بخشند. همچنین، گنجاندن بدنه های آبی سبب کاهش دما و افزایش رطوبت در تابستان می شوند. این یافته ها می توانند به تدوین راهنماهای طراحی اقلیمی و برنامه ریزی منظر در مناطق گرم وخشک کمک کنند.
۳۵۵.

بررسی تأثیرگذاری متقابل معماری و هویت بدنی انسان، با تکیه بر سایبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۶۰
بیان مسئله: بدن و معماری همواره بر یکدیگر تأثیرگذار بوده اند. انسان امروز به واسطه رشد فناوری وجهانی شدن در معرض تغییرات اجتماعی وسیعی قرار دارد و با دنیای هوشمندی مواجه است که هر روز هوشمندتر می شود و او را با پیچیدگی هایش شگفت زده می کند. در این دنیای نوین شکل گرفته بر پایه فناوری، که هوش مصنوعی یکی از نمونه های آن است، انسان آینده به چه شکل خواهد بود؟ و معماری تحت اثر ویژگی های بدنی جدید، چه تغییراتی را می پذیرد؟ هدف پژوهش: به نظر می رسد بدن آینده در فصل مشترک علم زیست شناسی و فناوری های دیجیتال شکل خواهد گرفت؛ بدنی ترکیبی؛ از انسان، ابزار و تکنولوژی؛ چیزی به نام سایبرگ. این پژوهش در پی پاسخ به چگونگی معماری برای قرن حاضر به بررسی ویژگی های بدنی انسان معاصر و آینده می پردازد و سرانجام با ارائه پیشنهاداتی برای معماری آینده خاتمه می یابد.روش پژوهش: در این پژوهش، نخست به تأثیرپذیری معماری از عوامل فیزیولوژیک بدن، مقوله ارتباط و محیط های ارتباطی بین بدن انسان و بخش های درونی و بیرونی خود اشاره می شود و ضمن دسته بندی این موارد به مصادیق معماری الگوگرفته شده از بدن پرداخته می شود. سرانجام همین روند در مورد بدن جدید پی گرفته و پیشنهادهایی برای آینده ارائه می شود. مطالعات عمدتاً به صورت کتابخانه ای انجام شده است.نتیجه گیری: توسعه دامنه تأثیرگذاری ساختمان توسط ابزار دیجیتال، بهره گیری از شبکه عصبی عمیق در هوشمندسازی و استفاده از سیالات جهت پیام رسانی در سطح و عمق بنا از جمله پیشنهادات ارائه شده است که تحت عنوان معماری حیات گونه ارائه می شود.
۳۵۶.

تبیین مؤلفه های طراحی چندحسی در فضاهای آموزشی مدارس با رویکرد ارتقاء یادگیری و تقویت تعاملات بین نسلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۲
پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش فضاهای آموزشی چندحسی در ارتقای کیفیت تجربه های یادگیری و تقویت پیوندهای بین نسلی در بستر مدارس صورت گرفته است. با توجه به اهمیت فزاینده طراحی محیط های یادگیری در شکل دهی به تجربه های آموزشی معنادار، عمیق و پایدار، این مطالعه با رویکردی میان رشته ای تلاش دارد تا ظرفیت های فضاهای چندحسی را به مثابه بسترهایی اجتماعی برای تسهیل، گسترش و تعمیق تعامل میان نسل ها بررسی نماید. روش تحقیق از نوع کمی و کیفی توامان بوده است که در ابتدا از روش توصیفی–تحلیلی و پس رویدادی بوده که بر مبنای مرور نظام مند ادبیات نظری، تحلیل محتوای پژوهش های پیشین و بررسی مطالعات موردی معتبر در خصوص متغیرهای پژوهش انجام شده است. در ادامه، مولفه ها با بهره گیری از مدلسازی معادلات ساختاری، ارتباط میان مؤلفه های پنهان از طریق تحلیل عاملی تأییدی مورد آزمون قرار گرفت و مدل مفهومی نهایی در دو سطح اندازه گیری و ساختاری تدوین گردید. نتایج نشان داد که طراحی فضاهایی که هم زمان حس های دیداری، شنیداری، بساوایی و حرکتی را فعال می کنند، نه تنها موجب افزایش انگیزش، تعامل و مشارکت در فرآیند یادگیری می شوند، بلکه بستر مناسبی برای شکل گیری روابط میان نسلی و انتقال دانش، تجربه و ارزش های فرهنگی میان گروه های سنی مختلف فراهم می سازند. در بافت های فرهنگی-اجتماعی دارای ساختارهای سنتی، این مسئله اهمیتی دوچندان می یابد. بر این اساس، توجه سیاست گذاران، طراحان و برنامه ریزان آموزشی به این موضوع، ضروری است.
۳۵۷.

ارزیابی رضایت مندی ساکنین مسکن حداقل براساس نیازهای انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۴
بیان مسئله: یکی از راه حل های شایع در تأمین مسکن توسط دولت ها، برنامه ریزی و ساخت مسکن اجتماعی می باشد. حداقل سازی به عنوان یک رویکرد کاربردی در مسکن اجتماعی بسیار استفاده می شود به گونه ای که می توان این نوع مسکن را مسکن حداقل نیز نامید. کمینه کردن فضاها در مسکن حداقل به عنوان یک راه حل متداول، موجب نادیده گرفته شدن کیفیت محیط های مسکونی که عاملی تأثیرگذار بر کیفیت زندگی انسان و در نتیجه رضایت مندی در محیط مسکونی ساخته شده است، می گردد. در نتیجه توجه به عوامل و مؤلفه های تأثیرگذار در افزایش کیفیت زندگی و در نتیجه ایجاد رضایت مندی سکونتی در مسکن حداقل اهمیت دارد. هدف: هدف از این پژوهش بررسی مؤلفه های مؤثر در تأمین نیازهای انسانی در مسکن حداقل که در نتیجه منجر به افزایش سطح رضایت مندی سکونتی در ساکنین این گونه از مسکن می گردد، می باشد. روش: در این پژوهش در مرحله اول به روش تحلیلی-توصیفی متغیرها و ریز معیارهای مؤثر در ایجاد رضایت مندی براساس نیازهای انسانی ارائه گردید. سپس میزان تأثیرگذاری هرکدام از متغیرها در تأمین نیازهای انسانی با توجه به مؤلفه های محیطی و انسانی ارزیابی شد. برای این منظور به وسیله پرسش نامه بسته پاسخ با مقیاس لیکرت 5 گزینه ای، از 331 نفر از ساکنین مسکن مهر شهر رشت، 8 سوال فردی و 37 سوال ارزیابی برای 5 عامل انسانی و 7 عامل محیطی پرسیده شد. نتایج به روش آمار توصیفی و استنباطی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. یافته ها :نتایج پژوهش نشان داد علاوه بر توجه به مؤلفه های نور و ابعاد و سرانه ها (تسهیلات مسکن) و ایمنی در طراحی مسکن حداقل، پارامترهایی مانند انعطاف پذیری و دسترسی مناسب و همچنین سیمای شهری در ارتقا کیفیت مسکن حداقل و رفع نیازهای انسانی تأثیر به سزایی دارند و لحاظ کردن این مؤلفه ها در طراحی مسکن حداقل، به منظور افزایش رضایت مندی ساکنان حائز اهمیت می باشد. با افزایش نیازهای قلمروگزینی، حس تعلق خاطر و زیبایی شناسی از طریق تدوین اصول طراحی فضاها از نظر کالبدی و عملکردی نیز می توان به این هدف دست پیدا کرد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد علاوه بر توجه به مؤلفه های نور و ابعاد و سرانه ها (تسهیلات مسکن) و ایمنی در طراحی مسکن حداقل، پارامترهایی مانند انعطاف پذیری و دسترسی مناسب و همچنین سیمای شهری در ارتقا کیفیت مسکن حداقل و رفع نیازهای انسانی تأثیر به سزایی دارند و لحاظ کردن این مؤلفه ها در طراحی مسکن حداقل، به منظور افزایش رضایت مندی ساکنان حائز اهمیت می باشد.
۳۵۸.

دسته بندی مبانی نظری معماری و شهرسازی مبتنی بر لایه ها، راهبرها و ویژگی های شاخص ماهیت شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۳۳
مقدمه: پژوهش حاضر به مسئله ای بنیادین در معماری و شهرسازی می پردازد که ناشی از دشواری شناخت و دسته بندی مبانی نظری به دلیل گستردگی مفاهیم، پیچیدگی تعاریف و ابهام در روابط متقابل آن ها با مداخلات محیطی است. این وضعیت موجب محدودیت در انتخاب و انطباق نظریات با نیازهای طراحی و تصمیم گیری های محیطی شده و ضرورت ارائه شاخصی شفاف و کارآمد را دوچندان کرده است. هدف پژوهش: تدوین چارچوبی تحلیلی بر پایه شاخص ماهیت شناسانه برای تفکیک مبانی نظری براساس توان بالقوه (نقش شناختی) و بالفعل (نقش میانجی گری) و سازمان دهی آن ها میان شش لایه و هشت ویژگی مشترک است. ضرورت پژوهش از شکاف های موجود در ادبیات و فقدان چارچوبی برای اتصال نظام مند میان نظریات و مداخلات محیطی ناشی می شود. این امر، به ویژه در پروژه هایی که نیازمند انطباق انعطاف پذیر نظریات با شرایط متغیر محیطی هستند، اهمیت دارد. روش شناسی: روش شناسی تحقیق بر تحلیل گفتمان کیفی استوار بوده و با استفاده از نرم افزار MAXQDA، کدگذاری، مدل سازی مفهومی، هم بستگی یابی و اعتبارسنجی شاخص ها انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش، شامل ۱۱۱ منبع منتخب تخصصی در پنج دهه اخیر بوده که براساس نمونه گیری هدفمند، گردآوری و تحلیل شدند. یافته ها و بحث: نتایج نشان می دهد که مفهوم «راهبر» برآمده از اشتراک محتوا بین لایه و ویژگی های مشترک مبانی نظری، موجب تفکیک دقیق مبانی نظری به دو دسته درون رشته ای (انواع عینی و توصیه ای) و بین/فرارشته ای (انواع ذهنی و تجویزی) شده است. این دسته بندی توانسته دقت در تطبیق مبانی با نیازهای طراحی و مداخلات محیطی را به طور چشم گیری افزایش دهد. همچنین، خصلت های بنیادین هر دسته و مصادیق انتسابی آنها، همراه با روابط میان لایه ها و ویژگی ها، استخراج و ارائه شده است. نتیجه گیری: شاخص ماهیت شناسانه پیشنهادی، ضمن تقویت قابلیت تفکیک و انطباق مبانی نظری، ابزار تحلیلی ارزشمندی برای طراحان، برنامه ریزان و پژوهشگران فراهم می کند که می تواند به بهبود کیفیت تصمیم گیری های محیطی و ارتقای همگرایی میان نظریه و عمل در معماری و شهرسازی بینجامد.
۳۵۹.

مطالعه نقش سرمایه فرهنگی در ادراک محیطی آثار هنری شهری؛ نمونه پژوهش: باغ هنر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۳
درک و تفسیر آثار هنر شهری وابسته به میزان آشنایی مخاطبان با مفاهیم فرهنگی و توانایی آن ها در خوانش نشانه های بصری است. در بسیاری از فضاهای شهری، شکافی میان پیام مدنظر هنرمند و برداشت مخاطب شکل می گیرد که این موضوع می تواند کارکرد فرهنگی و هویتی آثار را کاهش دهد. براساس نظریه سرمایه فرهنگی پیر بوردیو، تفاوت در سطح دانش فرهنگی، تجربه های هنری و سلیقه زیبایی شناختی افراد نقش تعیین کننده ای در نحوه ادراک و تفسیر پدیده های هنری دارد؛ بنابراین بررسی میزان اثرگذاری سرمایه فرهنگی بر ادراک آثار هنر شهری ضرورتی پژوهشی به شمار می آید. هدف این مطالعه، سنجش نقش سرمایه فرهنگی در ادراک فرهنگی مخاطبان از آثار هنری شهری با تأکید بر نمونه باغ هنر شیراز است. پژوهش با رویکرد کاربردی و روش توصیفی تحلیلی انجام شد. داده ها از طریق پرسش نامه محقق ساخته گردآوری شد و پس از پالایش، ۱۲۰ پرسش نامه معتبر وارد تحلیل شد. در تحلیل داده ها از آزمون هم بستگی پیرسون، تحلیل عاملی اکتشافی (PCA با چرخش Varimax)، آلفای کرونباخ، شاخص کفایت نمونه KMO، آزمون بارتلت و رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. مقدار 0.635KMO و نتایج بارتلت با 0.001p < معنادار بود. سه عامل اصلی استخراج شد که حدود ۵۲.۵درصد واریانس را تبیین کردند. رابطه بین سرمایه فرهنگی و ادراک فرهنگی مثبت و معنادار بود ( 0.38 r =) و نتایج رگرسیون نشان داد سرمایه فرهنگی، پیش بینی کننده مؤثر ادراک فرهنگی است (0.256β = ، 0.0001p =). یافته ها نشان می دهد افزایش سطح سرمایه فرهنگی می تواند زمینه درک عمیق تر و دقیق تر پیام های هنر شهری را فراهم سازد.
۳۶۰.

ارزیابی و مدیریت هوشمند انرژی در ساختمان های شهر مریوان با استفاده از نقشه های انرژی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۷
کشور ایران با چالش های اساسی در زمینه تولید وتأمین انرژی در مقیاس کلان مواجه است. ناترازی انرژی به چالش اصلی کشور تبدیل شده و بر کشاورزی، بازار، صنعت و حتی امنیت ملی هم تأثیر منفی گذاشته است. برآورد نیاز انرژی در مقیاس شهری بر اساس داد ه های واقعی یا شبیه سازی برمبنای بِنچ مارک (نشان)های انرژی، یک ابزار دقیق برنامه ریزی و مدیریت مصرف انرژی است. در این پژوهش مصرف انرژی شهر مریوان در سطح ساختمان برآورد شده و سپس بر اساس آنها نقشه های دقیق نیاز انرژی شهر تولید شده اند. محاسبات پس از انجام غربالگری و پایش داده های واقعی با استفاده از دو متغیر مستقلِ مساحت فضاهای کنترل شده و کاربری ساختمان و همچنین متغیر وابسته یعنی مصرف سالانه برق و گاز و مصرف سالانه کل انرژی (مجموع برق و گاز) با مدل سازی GIS نهایی شدند. نتایج نشان می دهد که هر ساختمان با کاربری مشخص، چه میزان انرژی برق وگاز نیاز دارد. نتایج نشان می دهد بیشترین میزان مصرف مربوط به بخش میانی شهر بوده و بخش شمالی کمترین انرژی را مصرف کرده است. در مجموع ساختمان های مسکونی ده برابر بیشتر از ساختمان های غیرمسکونی انرژی مصرف کرده اند. تحلیل نقشه ها نشان می دهد شهر مریوان سالیانه به 2032 مگاوات ساعت انرژی گاز و 117مگاوات ساعت انرژی برق نیاز دارد. بر اساس تحلیل های به دست آمده، بیشترین نیاز انرژی برق برابر 41 مگاوات ساعت مربوط به فصل تابستان و کمترین آن برابر 33 مگاوات ساعت مربوط به فصل بهار است. درحالی که بیشترین مصرف گاز 855 مگاوات ساعت در فصل زمستان بوده و کمترین مصرف 239 مگاوات ساعت در فصل تابستان بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان