ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۴۶۱ تا ۱۰٬۴۸۰ مورد از کل ۱۰٬۴۸۰ مورد.
۱۰۴۶۱.

میراث زنده مسکونی: چارچوبی مفهومی برای فهم و حفاظت از تداوم سکونت در خانه های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۸
مفهوم «میراث زنده» اصطلاحی است فراتر از نگاه مادی یا برساختی به میراث، و بر پیوند مداوم میان جوامع ساکن و میراثشان تأکید دارد. پژوهش حاضر با معرفی مفهوم «میراث زنده مسکونی»، در پی ساخت چارچوبی مفهومی بر  پایه ادبیات نظری ازپیش موجود درباره میراث زنده، و تدقیق آن با بهره گیری از مفاهیم «تداوم و تغییر»، «پراتیک فضایی»، و «ابیتوس» از آنری لوفور و پیر بوردیو است، تا از این طریق امکان فهم چگونگی تجربه زندگی نسل های متوالی در خانه های تاریخی را فراهم آورد. نتایج این پژوهش نقش جامعه ساکن و تداوم فعالیت های روزمره را در فرایند تولید و بازتولید فضا و تداوم حیات در میراث مسکونی نشان می دهد و مصداق هایی از خانه هایی در ایران را برای روشن تر شدن نحوه استفاده و کارایی این مجموعه مفاهیم در فهم میراث زنده مسکونی معرفی می کند. براساس این بررسی، تداوم حیات در میراث زنده مسکونی زمانی محقق می شود که ساکنان، طی زندگی روزمره، ازطریق امکان تکرار عادات فرهنگی خانوادگی در فضا و تداوم پراتیک های فضامند، میراث ملموس و ناملموس را بازتولید کرده و فضاها را با نیازهای امروز سازگار سازند. این روندِ پیوسته تغییر و تداوم، در هر بستر مکانی و زمانی به شکلی ویژه رخ داده و منجر به حفظ و تقویت میراث شده است. به این ترتیب، میراث زنده مسکونی بستری است برای تداوم تجربیات و تجلی هویت فردی و جمعی و حفاظت از این نوع میراث نیازمند مشارکتی پایین به بالا، از درون به بیرون و نقش فعال ساکنان در این فرایند است.
۱۰۴۶۲.

تحلیل خطاهای انسانی در فرایند طراحی معماری: شناسایی منشأ، طبقه بندی و راهکارهای کاهش آن، با رویکرد بومی انگارانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۴۰
فرایند طراحی معماری، به عنوان فعالیتی انسان محور، مستعد خطاهای شناختی، ادراکی و ارتباطی است که منجر به انحراف از اهداف اولیه می شوند؛ پژوهش های معماری عمدتاً بر محصول نهایی متمرکز بوده و خطاپذیری انسانی فرایند طراحی کمتر به صورت نظام مند تحلیل شده است. این پژوهش با هدف شناسایی منشأ و طبقه بندی خطاهایی که بازیگران انسانی در چرخه طراحی معماری مرتکب میشوند، شکل گرفته تا در ادامه، راهکارهایی برای کاهش تأثیر آن ها بر شکاف میان اهداف طراحی و نتایج نهایی، مبتنی بر منشاء آن ها ارائه دهد. همچنین، با توجه به بستر فرهنگی پژوهش، نقش گسست از الگوهای بومی نظیر نظام استاد-شاگردی و اخلاق حرفه ای سنتی در بروز این خطاهای نوین نیز مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با راهبرد کیفی و رویکرد تحلیل مضمون انجام گرفته است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 105 نفر از متخصصان (25 استاد دانشگاه، 30 معمار حرفه ای، 15 مدیر پروژه، 10 کمک طراح دیجیتال، 15 دانشجوی کارشناسی ارشد و 10 پژوهشگر معماری) گردآوری شده است. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت پذیرفته است. یافته ها نشان داد که خطاهای انسانی در پنج بُعد اصلی هستند: خطاهای شناختی (سوءتفسیر مسئله)، خطاهای ادراکی (درک نادرست مقیاس و فضا)، خطاهای ارتباطی (عدم هماهنگی تیم و کارفرما)، خطاهای مدیریتی (کنترل زمان و منابع) و خطاهای فنی (در ترجمه ایده به نقشه). افزون بر این، نتایج نشان داد که جایگزینی مفهوم «ادبِ معماری» با ضوابط خشک اداری، چگونه باعث شده است که خطاهای ناشی از بی توجهی به کرامت انسانی و سلسله مراتب فضایی در فرایندهای طراحی نهادینه شود.
۱۰۴۶۳.

بررسی ترجیحات استفاده از عنصر رنگ در منظر شهری با تأکید بر روانشناسی محیط و سلامت روان (نمونه موردی محله های حکیم و شهرک نگین اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۹
بیان مسئله: امروزه در مفهوم روانشناسی محیط رفتارهای انسانی در رابطه با سکونتگاه یا محیط کالبدی پیرامونش مورد بررسی قرار می گیرد، به طوری که ضرورت توجه به این مقوله در طراحی، دستیابی به یک فضای مطلوب شهری را ممکن خواهد ساخت. یکی از زیرشاخه های مهم در روانشناسی محیط، نقش رنگ در آن می باشد که از جمله عوامل تأثیرگذار در جهت حفظ سلامت جسم و تعادل روان و ارتقاء کیفیت زندگی انسان به شمار می رود. تأثیر رنگ بر عنصر سلامت در حیات اجتماعی هر جامعه بسیار مهم است. این تأثیرات ممکن است سلامت را تقویت کند و یا سبب افسردگی، بیهودگی و کسالت روحی گردد. طراحان شهری می توانند با آگاهی از این امر دسترسی به آرامش درونی را تسهیل کنند.  هدف پژوهش: دستیابی به ارتباط میان روانشناسی رنگ ها و ادراکات محیطی آن در بسترهای شهری است.  روش تحقیق: روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی و مطالعات در بخش نظری بر اساس اسناد کتابخانه ای و در بستر طرح بر مبنای مطالعات میدانی و از طریق پرسشنامه می باشد. اطلاعات با استفاده از نرم افزارهای Excel و Spss در سطح معناداری 0.05 مورد ارزیابی قرارگرفتند. محدوده های مورد مطالعه در این پژوهش محله حکیم و شهرک نگین اصفهان است. همچنین جامعه آماری سه گروه ازساکنین، کاسبان و رهگذران در دو محله به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شده است. یافته های پژوهش: شناخت بستر طرح ، داده های آماری و همچنین مقایسه و تحلیل کد رنگی سیما و منظر دو محله (محله حکیم) به عنوان بافت قدیمی و (محله شهرک نگین) به عنوان بافت جدید در شهر اصفهان و اصول به کار گیری رنگ در آنها به دست آمده ، نشان می دهد طیف رنگی در سیما ومنظر دو محله سلامت روحی، جسمی و الگوی رفتاری مطلوب برای افراد و همچنین ایجاد محلات باهویت ومتمایز با ایجاد حس وحدت در عین کثرت تأثیر بسزایی دارد. به جهت دست یابی به نتایج دقیق تر و رسیدن به تفسیر با دقت تر، لازم است برخی از متغیرها مورد بررسی و ارزیابی توصیفی قرار بگیرند. در اینجا به بررسی توزیع نمونه گیری انجام شده از نقطه نظر جنسیت و سن در دو محله می پردازیم. نتیجه گیری: نتایج پژوهش که در دو بخش ارائه شده است، در بخش اول اصول به کارگیری عنصر رنگ در منظر و ترجیحات رنگی استفاده کنندگان از محیط را نشان داده و در بخش دوم نشان می دهد ترجیحات رنگی متناسب با سن و نزدیکی به عقاید مذهبی بهره برداران متغیر بوده و بر اساس آن استفاده از رنگ های ملایم، رنگ های شاد و سرزنده و رنگ های تداعی کننده معماری ایرانی و اسلامی پیشنهاد می گردد. 
۱۰۴۶۴.

شهر دانشگاهی جندی شاپور اهواز؛ تجربه ای از بازتولید معماری ایرانی (از اواخر دهه ۱۳۴۰ تا انقلاب اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۵۱
دانشگاه جندی شاپور اهواز، همسو با سیاست های ملی گرایی حکومت پهلوی، میراث دار جندی شاپور ساسانی معرفی شد. توسعه این دانشگاه از بدو تأسیس در سال ۱۳۳۴ تا آغاز دهه ۱۳۵۰ چندان مطلوب نبود. بااین حال در کمتر از یک دهه منتهی به انقلاب اسلامی، این دانشگاه به سرعت توسعه یافت و شهر دانشگاهی جندی شاپور اهواز پدید آمد. در شکل گیری این شهر دانشگاهی پیش شرط معماری به «سبک اصیل ایرانی» و «بر طبق اصول سنتی معماری ایرانی» مطرح شد و محمدرضا مقتدر، کامران دیبا و موژان خادم برای طراحی ساختمان های آن فرا خوانده شدند. درنتیجه، این شهر دانشگاهی به نمونه ای کم نظیر و ارزشمند در معماری معاصر ایران بدل شد که بستر فعالیت هم زمان تعدادی از مجرب ترین معماران ایرانی در تجربه بازتولید و معاصرسازی معماری به «سبک اصیل ایرانی» و «بر طبق اصول سنتی معماری ایرانی» است. پژوهش حاضر با روش تاریخی تفسیری و با تکیه بر اسناد نویافته، نقش هریک از معماران در طراحی ساختمان های این شهر دانشگاهی را تدقیق می کند و با به کارگیری «دستگاه واکاوی فرم» مشتمل بر شاخص های «ارتباط با بناهای مجاور»، «هم نشینی فضاها»، «هندسه»، «ساختار فرم» و «آرایه و نماد» آثار آنان را تشریح می نماید. رویکردهای معمارانه به کارگرفته شده در دسته های «کالبدی» به معنای به کارگیری ارجاعات مستقیم فرمی به معماری تاریخی، «کالبدی مفهومی» به معنای بازتعریف مفاهیم معماری تاریخی همراه با اشارات قابل خوانشی از تعهد به آن، و «مفهومی» به معنای تولید کالبدی جدید، صرفاً با بهره گیری از مفاهیم معماری تاریخی قابل مشاهده است که می توان به ترتیب مقتدر، دیبا و خادم را شاخص ترین چهره هر دسته نامید.
۱۰۴۶۵.

محراب های گچی قاجاری منطقه کاشان (1194 1276ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۸۸
گرچه کاشان در سده های میانی از مراکز برجسته تولید محراب های سفالین به شمار می رفت، هم زمان نمونه هایی از محراب های گچی نیز در این شهر ساخته می شد که معدود نمونه هایی از دوران سلجوقی و ایلخانی در این منطقه برجای مانده اند. پس از یک وقفه طولانی، با محراب های گچی متعددی از دوره قاجار در این شهر مواجهیم که هم از جهت فراوانی و هم از جهت تزیینات و کتیبه ها حائز اهمیت اند. در این میان، سیزده محراب تاریخ دار قابل شناسایی است که در خلال سال های ۱۱۹۴ تا ۱۲۶۷ق ساخته شده اند. ده نمونه در شهر کاشان هستند و سه نمونه در مناطق اطراف؛ اما نکته مهم این است که تمام مساجد بررسی شده در کاشان زاویه قبله مایل دارند. این مقاله با مطالعه میدانی، به مسائلی چون تحلیل محتوای کتیبه ها و ساختار شکلی محراب ها می پردازد. محتوای کتیبه ها شامل اسماءالحسنی، آیات قرآنی، احادیث، شعر، صلوات کبیره و شهادت ثالثه است. از ویژگی های شکلی آن ها می توان به کاربرد مقرنس شیرازی، گچ بری لایه ای ساده (فقط در چهار نمونه)، ازاره های کاشی هفت رنگ و نقاشی روی بستر گچی با رنگ های معدنی اشاره کرد. معماران کاشان برای حل مشکل زاویه قبله، دیواره های محراب را به صورت پنج وجهی طراحی کردند و بر دیواره دوم از سمت راست یا چپ، عبارت شهادت ثالثه نوشته می شد که نشانگر جهت قبله بود.
۱۰۴۶۶.

طراحی منظر رنگی شهر با رویکرد تقویت خوانایی و تعامل اجتماعی. نمونه موردی: خیابان ولیعصر، حدفاصل میدان ونک تا پارک وی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۳۷
اهداف: بررسی و تبیین ارتباط «رنگ» و «منظر رنگی» با «هویت مکان» و «هویت فردی» هدف این پژوهش است. مقاله به دنبال درک چگونگی ارتباط هویت فردی و مکانی در یک زمان است؛ و مفاهیمی چون "هویت مکان" و "هویت منظرشهری" را بررسی کند. مبانی نظری نشان می دهد که رنگ ها از مهم ترین عناصر ایجاد هویت شهری هستند. روش ها: روش تحقیق، توصیفی تحلیلی از نوع مطالعه موردی است و روش جمع آوری اطلاعات، میدانی (مشاهده و پرسشنامه) و کتابخانه ای است. علاوه بر این، رنگ های کنونی فضای مورد مطالعه در سیستم رنگ طبیعی یا همان NCS که یکی از سیستم های رنگی است بررسی می شوند. سیستم رنگ طبیعی یک مدل رنگ ادراکی اختصاصی است که بر اساس فرضیه تضاد رنگی بینایی ارائه شده توسط فیزیولوژیست آلمانی ایوالد هرینگ توسعه یافته است. یافته ها: مطالعات بر تأثیر رنگ (ذهنی و عینی) در خوانایی و اجتماع پذیری فضای شهری تاکید دارد. به منظور تحلیل عکس ها و مشاهدات میدانی، از سیستم رنگ طبیعی NCS برای کدگذاری رنگ ها استفاده شد و با بررسی نقش رنگ در پالت رنگی کنونی شهر، نتایج قابل توجهی حاصل شد. نتیجه گیری: طبق نتایج به دست آمده، رنگ ها مهم ترین عناصری هستند که می توانند فضا و اتمسفرهای همگن به وجود آورند و یا بالعکس، موجب ایجاد تمایز در آن ها شوند. استفاده از رنگ های مناسب در منظر شهری، احساس نشاط و آرامش برای کاربران به همراه دارد. رنگ ها را می توان به عنوان یکی از عناصر مهم مؤثر بر هویت و خوانایی منظر شهری در نظر گرفت و از نقش مهم آن ها در ارتقای کیفی محیط و منظر شهر نمی توان چشم پوشی کرد.
۱۰۴۶۷.

نقش مدت زمان حضور، غلظت دی اکسید کربن و رطوبت نسبی هوا بر احساس آسایش حرارتی نمازگزاران در مساجد معاصر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۴۹
احساس آسایش حرارتی در فضاهای مذهبی، یکی از عوامل کلیدی مؤثر بر کیفیت عبادت و تمرکز معنوی نمازگزاران است. وجود دما و رطوبت خارج از محدوده مطلوب، نه تنها نارضایتی حرارتی را به دنبال دارد، بلکه زمینه ساز کاهش آسایش، ایجاد بی قراری و اخلال در کیفیت عبادت می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تجربی سطوح متغیرهای رطوبت (50 و 70 درصد)، مدت زمان حضور افراد (20، 40، 60 و 80 دقیقه) و میزان دی اکسید کربن (با تهویه مکانیکی 600 PPM و بدون تهویه مکانیکی 1600 PPM) بر احساس آسایش حرارتی نمازگزاران در فضای مساجد در اتاقک اقلیمی آزمایشگاهی است. این پژوهش با استفاده از آنالیز واریانس سه طرفه (ANOVA) بین گروهی طی بازه زمانی چهارماهه (آذر تا اسفند ۱۴۰۳) با مشارکت 160 مرد در شهر ایلام انجام شد و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل گردید. نتایج تحلیل آماری این پژوهش نشان دهنده تأثیر معنادار عوامل محیطی بر احساس آسایش حرارتی نمازگزاران در فضای مساجد است. یافته ها بیانگر آن است که رطوبت نسبی هوا به عنوان یکی از مؤلفه های کیفی محیط، به تنهایی نقشی معنادار در تعیین آسایش حرارتی فضای معماری ایفا می کند (p<0.05). همچنین، غلظت دی اکسید کربن و مدت زمان حضور نمازگزاران به عنوان عوامل مستقل، بر شاخص آسایش حرارتی نمازگزاران اثرگذار است (p<0.05). نکته قابل توجه، وجود اثر متقابل معنادار میان رطوبت نسبی و میزان دی اکسید کربن است (p<0.05) که نشان می دهد ترکیب این دو عامل می تواند ساختار تعادل آسایش حرارتی را در محیط معماری دستخوش تغییر کند. بااین حال، سایر تعاملات شامل ارتباط مدت زمان حضور با رطوبت نسبی و دی اکسید کربن، واجد معناداری آماری نبوده و تأثیر محسوسی بر وضعیت آسایش حرارتی مشاهده نگردید. نتایج نشان داد حفظ رطوبت در سطح بهینه ۵۰  درصد و کنترل غلظت دی اکسید کربن در حد ۶۰۰ ppm، به عنوان دو عامل کلیدی، شرط لازم برای ایجاد محیطی مطلوب به ویژه در حضور طولانی مدت نمازگزاران در مساجد است. این یافته بر ضرورت طراحی هماهنگ سیستم های تهویه و تأسیسات رطوبتی در مساجد تأکید می کند؛ به گونه ای که تأمین هم زمان کیفیت هوا و رطوبت مطلوب، به ویژه در ساعات اقامت طولانی تر (مانند نمازهای جماعت یا مراسم مذهبی)، باید در اولویت قرار گیرد. ازاین رو، تلفیق راهکارهای غیرفعال (همچون مصالح مناسب و تهویه طبیعی) با سیستم های فعال کنترل کننده رطوبت و کیفیت هوا، می تواند به طراحی فضاهای مذهبی پایدار و ارتقای تجربه معنوی نمازگزاران منجر شود.
۱۰۴۶۸.

معماری دوستدار طبیعت با هدف توسعه و رشد اجتماعی–عاطفی کودکان در محیط های یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۱
اهداف: با رشد فزاینده شهرنشینی و کاهش دسترسی کودکان به محیطهای طبیعی، ضرورت طراحی فضاهایی با رویکرد طبیعتگرا برای تقویت ارتباط حسی و هیجانی آنان با طبیعت برجستهتر شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفههای مؤثر طراحی طبیعتمحور بر ارتقاء هوش هیجانی کودکان، از دیدگاه کارشناسان محیطهای یادگیری انجام شده است. روشها: مطالعه با رویکردی اکتشافی و بهرهگیری از تکنیک دلفی، طی مصاحبههای ساختاریافته با متخصصان طراحی فضای کودک و روانشناسی هیجانی آغاز شد. دادهها در قالب پرسشنامه تحلیل گردید و حجم نمونه بر اساس تعداد گویهها، ۲۲۵ نفر تعیین شد. پردازش آماری با نرمافزار R انجام شد و اعتبار ابزار سنجش از طریق تحلیل عاملی و ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردید. یافته ها: دستاوردهای پژوهش نشان دادند که شش مؤلفه طراحی شامل: تنوع حسی، امکان بازی آزاد، الهام از الگوهای طبیعی، تغییرپذیری و سازگاری محیط با نیازهای کودک، ایجاد حس پناه و تعلق و ارتقاء خودآگاهی و تنظیم هیجانی، به طور معناداری با بهبود تعاملات عاطفی و اجتماعی کودکان مرتبطاند. این مؤلفهها نه تنها ظرفیتهای هیجانی را تقویت میکنند، بلکه بستری فعال برای رشد خودتنظیمی و مسئولیتپذیری کودکان فراهم میآورند؛ رویکردی که میتواند پایهای مؤثر برای طراحی محیطهای یادگیری پاسخگو به نیازهای احساسی نسلهای آینده باشد. نتیجه گیری: بر اساس یافتههای پژوهش، میتوان نتیجه گرفت که طراحی طبیعتمحور با تأکید بر تحریک حواس، تنوع تجارب و تقویت تعاملات اجتماعی، نقشی کلیدی در رشد هیجانی و شناختی کودکان دارد. بهکارگیری این رویکرد در فضاهای آموزشی میتواند پیوندی پایدار میان یادگیری، طبیعت و سلامت روانی نسل آینده ایجاد کند. 
۱۰۴۶۹.

تحلیل چالش های انطباق ساختمان ها با ضوابط شهرسازی (قسمت اول)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۵۰
رشد بی برنامه و نامتوازن شهرهای ایران در دهه های گذشته، تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله فقدان طرح های توسعه شهری جامع، مهاجرت گسترده روستاییان پس از اصلاحات ارضی و ساخت وسازهای فاقد مجوز یا مغایر با ضوابط رخ داده است. این روند منجر به شکل گیری بافت های ناپایدار حاشیه ای با حداقل استانداردهای بهداشتی، فنی و شهرسازی شد. باوجود تصویب تبصره های ماده ۱۰۰ قانون شهرداری در سال ۱۳۵6 برای مقابله با این تخلفات، اجرای مؤثر آن پس از انقلاب با موانعی مواجه گردید و تا نیمه دوم سال ۱۳۶۷ نظارت کارآمدی بر ساخت وسازها وجود نداشت. اگرچه امروزه کمیسیون های ماده ۱۰۰ به عنوان مرجع رسیدگی به تخلفات ساختمانی فعال هستند، اما رویکرد غالب آنها معطوف به بررسی ابعاد فنی و ایمنی بنا و اخذ جریمه است و اصول کلان شهرسازی مانند: تناسب تراکم با سرانه های خدماتی، عرض معابر، پارکینگ و هماهنگی کالبدی با طرح های توسعه شهری، اغلب نادیده گرفته می شود. این در حالی است که بسیاری از نیروهای فنی شهرداری ها فاقد تخصص شهرسازی هستند و شهرسازان نیز در فرایند تهیه، نظارت و صدور مجوزهای ساختمانی نقش مؤثری ندارند. این مقاله با روشی کتابخانه ای و مصاحبه، بر این باور است که برای ساماندهی شهری و پیشگیری از تخلفات، لازم است نظرات کارشناسی متخصصان شهرساز در کمیسیون های ماده ۱۰۰ و مراجع قضایی به عنوان دلیل معتبر مورد استناد قرار گیرد. تدوین و ابلاغ ضوابط مشترک حداقلی شهرسازی برای این کمیسیون ها و الزام مالکان و سازندگان به ارائه نظریه کارشناسی شهرسازی جهت دفاع از پروژه، گامی ضروری برای کاهش تخلفات، کاهش شکایات و هدایت شهرها به سوی توسعه ای منطقی و اصولی است.
۱۰۴۷۰.

بازخوانی مفهوم معماری به مثابه رسانه و هنر در تحلیل انتقادی نظریه بازتولید پذیری مکانیکی والتر بنیامین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۴۷
اهداف: این پژوهش بر آنست تا نظر به تاثیر انکار ناپذیر رسانه های نوین بر همه ابعاد زندگی بشر از جمله معماری و متعاقبا نیاز مبرم به مطالعه تاریخچه تحول رسانه ها و مبانی حاکم بر مطالعات رسانه ای، به نحوه اثر رسانه بر معماری بپردازد. روش ها: پژوهش حاضر از نظریه بازتولید پذیری مکانیکی بنیامین به مثابه نظریه پذیرفته شده در پژوهش بهره جسته و کوشیده با رویکردی پساکیفی ازخوانش مفاهیم جدید از جانمایی معماری به مثابه رسانه و هنر در آن، رابطه عمیق معماری و رسانه را در این عصر تشریح نماید. یافته ها: همانطورکه جملگی رسانه ها از قالب یک سویه و سنتی به عرصه رسانه های نوین با ارتباطات تعاملی و دوسویه گام نهاده اند،معماری نیز از مفاهیم تعاملی بی بهره نمانده است. مضافا ادراکات نوینی در معماری به مدد سایر رسانه ها حاصل شده است که دسترسی آن را همگانی تر و با قابلیت تکثیر بیشتری قرار می دهد. نتیجه گیری: اگرچه بازتولیدپذیری مکانیکی معماری به مثابه هنر به مدد رشد تصاعدی رسانه ها در ساحت های گوناگون تحقق یافته است و معماری به مثابه رسانه و به مدد سایر رسانه های نوین گام به مرحله نوینی از تکامل خود نهاده که با نگاهی بر مبانی رسانه ها، مترصد آنست که نقشی پویا در فرآیند خلق فضا و سودمندی بر آن به مخاطب غیرمنفعل خود بدهد اما همگانی شدن هنر، به جای آزادسازی مخاطب، می تواند به کاهش عمق تجربه زیبایی شناختی و تسلط بیشتر نظام سرمایه داری بر تولید هنر معماری نیز منجر شود.
۱۰۴۷۱.

راهبردهای دیپلماسی شهری در راستای تقویت اقتصاد گردشگری شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۴
در جهان معاصر، شهرها با ارتقای موقعیت های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، نقش محوری در دیپلماسی شهری ایفا می کنند. این پژوهش به بررسی روش های شکل گیری تعاملات بین شهری و همکاری های مؤثر در حوزه گردشگری شهر شیراز پرداخته است. ضرورت پژوهش ناشی از نقش کلیدی دیپلماسی شهری در افزایش رقابت پذیری و توسعه اقتصاد گردشگری است. مسأله مطرح شده این بود که چگونه شهر شیراز می تواند در رقابت با شهرهای منطقه ای و بین المللی، جایگاه خود را ارتقا دهد؟ هدف اصلی ارائه سازوکارهای نوین در حوزه دیپلماسی شهری برای تقویت اقتصاد گردشگری بود. روش تحقیق کیفی بوده و با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی و تحلیل داده ها به روش کلایزی انجام شد. جامعه آماری شامل گردشگران و متخصصان با تجربه بازدید از جاذبه های شیراز بود. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و نمونه گیری هدفمند جمع آوری شدند. یافته های پژوهش نشان دادند که رقابت سالم و تعامل بین شهری عوامل مهمی برای بهبود زیرساخت های گردشگری و جذب گردشگران هستند. احداث هتل های جدید، توسعه حمل ونقل عمومی و ارتقای خدمات گردشگری نتایج مستقیم این تعاملات بوده اند. با این حال، کمبود برنامه ریزی جامع، نبود زیرساخت های کافی و استفاده نادرست از ظرفیت های تاریخی و فرهنگی، چالش های اصلی شناسایی شدند. نتیجه گیری این است که همکاری بین دولت، مردم و شهرها در قالب دیپلماسی شهری، ابزاری مؤثر برای توسعه گردشگری و اقتصاد شهری است. تنوع در جاذبه ها، بهره گیری از فناوری های نوین و تقویت ارتباطات بین المللی می توانند جایگاه شیراز را به عنوان یک قطب گردشگری منطقه ای و بین المللی تثبیت کنند.
۱۰۴۷۲.

آسیب پذیری محوطه تخت جمشید در برابر تغییر آب وهوایی و نقش مشارکت محلی در کاهش آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۰
محوطه میراث جهانی تخت جمشید با تهدیدات فزاینده ناشی از تغییرات اقلیمی مواجه است که ضرورت تدوین راهبردهای سازگاری مؤثر را برجسته می سازد. این پژوهش با هدف تبیین ابعاد و پیامدهای تغییرات اقلیمی بر محوطه تخت جمشید و بررسی نقش مشارکت جامعه محلی در تدوین و اجرای راهبردهای سازگاری انجام شده است. مسئله اصلی پژوهش، افزایش آسیب پذیری این محوطه در برابر مخاطراتی چون خشکسالی و بارندگی های شدید و هم زمان، تأثیر این مخاطرات بر معیشت و زیست جوامع محلی پیرامون، به ویژه کشاورزان دشت مرودشت، و شکل گیری چالش های مدیریتی میان متولیان محوطه و ساکنان منطقه است. در این پژوهش، تمرکز روش شناسی بر شناسایی پیوندهای علّی میان تغییرات اقلیمی، افت منابع آب زیرزمینی، تداوم شیوه های سنتی کشاورزی و بروز مخاطراتی همچون فرونشست زمین قرار دارد. بدین منظور، از رویکردی کیفی مشارکتی بهره گرفته شده و بازیِ بینش به عنوان ابزار اصلی گردآوری داده های اجتماعی، ادراکی و تجربی به کار رفته است. چارچوب نظری پژوهش بر نظریه های مشارکت جامعه محور، جامعه شناسی محیطی و مدیریت ریسک تغییرات اقلیمی استوار است که جوامع محلی را کنشگران فعال در تولید دانش و تصمیم گیری می داند. یافته ها نشان می دهد که مخاطرات اقلیمی، به ویژه خشکسالی های طولانی مدت و بارندگی های شدید، علاوه بر تهدید مستقیم پایداری سازه های باستانی تخت جمشید، با تشدید فشار بر منابع آب و معیشت محلی، زمینه ساز تعارضات مدیریتی و کاهش کارآمدی اقدامات حفاظتی می شود. نتایج همچنین بر ماهیت درهم تنیده و متقابل آسیب پذیری محوطه و جوامع محلی تأکید دارد. درنهایت، پژوهش نتیجه می گیرد که تدوین راهبردهای سازگاری پایدار بدون ارزیابی جامع آسیب پذیری و مشارکت فعال جوامع محلی امکان پذیر نیست. بر این اساس، بهبود زیرساخت های منطقه ای، ارتقای شیوه های کشاورزی پایدار، استقرار نظام های پایش مستمر و توانمندسازی جامعه محلی به عنوان راهکارهای کلیدی پیشنهاد می شود و همکاری هماهنگ میان جوامع محلی، نهادهای دولتی و سازمان های بین المللی شرطی اساسی برای حفاظت هم زمان از میراث فرهنگی، محیط زیست و معیشت در برابر پیامدهای فزاینده تغییرات اقلیمی قلمداد می شود.
۱۰۴۷۳.

واکاوی نقش معماری در دلبستگی مکانی زنان در مجتمع های مسکونی با بهره گیری از نظریه زمینه ای (نمونه موردی :مجتمع های مسکونی امید و اکباتان در تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۵
مقدمه و هدف: دلبستگی مکانی، پیوند عاطفی و شناختی افراد با محیط زندگی شان است که نقشی کلیدی در رضایت و کیفیت زندگی ایفا می کند. این مفهوم به ویژه برای زنان که بخش عمده ای از زمان خود را در محیط مسکونی سپری می کنند، از اهمیت بیشتری برخوردار است. هدف اصلی از این پژوهش، تبیین نقش عوامل معماری در ایجاد حس دلبستگی مکانی در مجتمع های مسکونی مورد مطالعه است. روش تحقیق: این مطالعه به روش کیفی و با استفاده از نظریه زمینه ای انجام شده است. داده ها از طریق ۴۳ مصاحبه عمیق با زنان ساکن در مجتمع های مسکونی جمع آوری شده و نمونه گیری به صورت اشباع نظری صورت گرفته است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که مؤلفه های کالبدی، عملکردی، معنایی و اجتماعی در ایجاد دلبستگی مکانی نقش مهمی دارند. اما در مجتمع های مسکونی اکباتان یافته ها نشان دهنده تأثیر قابل توجه جنبه های عملکردی و کالبدی بوده است ، عواملی همچون طراحی ارگونومیک واحد های مسکونی ، نورپردازی مناسب و ارتباط نزدیک با طبیعت.در مجتمع های مسکونی امید علاوه بر رعایت نکات فیزیکی، تأکید ویژه ای بر مولفه های روان شناختی صورت گرفته است.یافته ها نشان می دهد حضور امکانات رفاهی و اجتماعی،طراحی مطلوب محیط و ارتباط نزدیک با طبیعت در میان زنان، موجب افزایش دلبستگی و احساس تعلق شده است. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی نظری برای تدوین اصول طراحی معماری با هدف تقویت حس دلبستگی مکانی در زنان به کار رود. این مطالعه راهکارهایی را برای معماران و طراحان ارائه می دهد تا با توجه به نیازهای روانی و اجتماعی زنان، محیط های مسکونی مطلوب تری ایجاد کنند.
۱۰۴۷۴.

نقش مداخلات منظرین در ارتقاء کیفیت محیط زندگی سکونتگاه های غیر رسمی (مطالعه تطبیقی نمونه های جهانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۳۱
اهداف: سکونتگاه های غیررسمی در دهه های اخیر، با طیف گسترده ای از محرومیت های محیطی، زمینه ساز آسیب های اجتماعی در فضای شهری هستند و نیازمند نگرشی همه جانبه جهت ساماندهی می باشند. در سال های اخیر رویک رد منظ ر، ب ه س بب دی دگاه جام ع و تبیی ن پارادایم ه ای ن و در ب از تعری ف رابط ه انس ان و محی ط، با دو ویژگی کل نگری و زمینه گرایی م ورد توج ه ق رار گرفت ه اس ت. لذا این امر که چگونه می توان با این رویکرد به ارتقاء کیفیت محیط این سکونتگاه ها پرداخت، نیازمند شناخت راهکارهای موثر از باب پاسخگویی به محرومیت های محیطی این محلات است. روش ها: روش شناسی مقاله حاضر کیفی، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است. داده های آن نمونه هایی از محلات غیررسمی ساماندهی شده است که اقدامات منظری مرتبط با کیفیت محیطشان به صورت کیفی و توصیفی با رویکرد مقایسه تطبیقی تحلیل شده و بهترین راهکار برای پاسخ به این مشکلات بیان گردیده است. یافته ها: این پژوهش با بررسی و تحلیل انواع روش های مداخلات منظرین در چند نمونه از محلات غیررسمی موفق ساماندهی و توانمندسازی شده، بهترین نمونه ها و راهکارها را به عنوان الگویی در طرح های ساماندهی محلات غیررسمی معرفی می کند. نتیجه گیری: با بررسی مشکلات اساسی هر نمونه و اقداماتی که در پاسخ با آن ها بیان شد می توان دریافت که بازآفرینی منظر سکونتگاه های غیررسمی باید بر اساس شناسایی مشکلات بومی، بهره گیری از ظرفیت های محلی و تدوین راهبردهای زمینه محور صورت گیرد و با شناسایی مولفه های محیطی مرتبط و نگاهی کل نگر به محیط و منظر آن ها، مناسب ترین پاسخ را به معضلاتشان داد.
۱۰۴۷۵.

اثرات رویدادها بر تغییرات ساختار فضاهای عمومی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۹
طرح مسئله: در عصر حاضر، رویدادهای شهری به عنوان ابزاری قدرتمند در سیاست گذاری شهری محسوب می شوند؛ اما ماهیت دوگانه رویدادها از یک سو به عنوان محرک توسعه و از سوی دیگر به عنوان عامل تشدید نابرابری نیازمند بررسی عمیق تر است. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف تحلیل تأثیرات ساختاری و چندبعدی رویدادهای شهری بر فضاهای عمومی و ارائه چارچوبی مفهومی برای درک پویایی های متقابل بین رویدادها و ساختار فضایی شهر انجام شده است و به این پرسش کلیدی که «رویدادهای شهری چگونه می توانند هم زمان هم به بازآفرینی فضاهای عمومی کمک کنند و هم موجب تشدید نابرابری های فضایی شوند؟» می پردازد. روش شناسی: پژوهش به روش مرور نیمه سیستماتیک با تحلیل کیفی انجام شده است. رویکرد تحلیلی این مطالعه، ترکیبی از روش های استنباطی و تطبیقی برای شناسایی الگوهای کلیدی تأثیرگذاری رویدادهاست. یافته ها: رویدادهای شهری پنج بعد ساختاری فضاهای عمومی را با دوگانه های اثرات مثبت و منفی متحول می سازند: 1- کالبدی ( نوسازی و آسیب های فیزیکی) 2- زیست محیطی ( فشارهای اکولوژیک و فرصت های مدیریت پایدار) 3- اجتماعی- فرهنگی (تقویت هویت جمعی و خطر طرد گروه های حاشیه ای) 4- اقتصادی (رشد کوتاه مدت با نابرابری در توزیع منافع) 5- حکمرانی ( فرصت های مشارکتی و خطر خصوصی سازی) نتیجه گیری: یافته ها مؤید ماهیت دوگانه رویدادهای شهری به عنوان هم محرک توسعه و هم عامل تشدید نابرابری است. چارچوب پیشنهادی با نگرش جامع به ابعاد پنج گانه، ابزاری تحلیلی برای سیاست گذاران فراهم می کند تا با رویکردی متوازن، از رویدادها به عنوان اهرمی برای توسعه پایدار شهری بهره ببرند. این مطالعه بر ضرورت مدیریت هوشمندانه و برنامه ریزی یکپارچه تأکید دارد.
۱۰۴۷۶.

بررسی اثر رویدادسازی در محوطه فرهنگی سعدآباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۸
رویدادسازی، به معنای برپایی رویداد در مکان با هدف تقویت پیوند با مکان ها، ارتباط اجتماعی، شناخت فرهنگی و تصویرسازی و برندسازی مکان است. هدف این پژوهش، مطالعه اثر رویدادسازی در محوطه فرهنگی سعدآباد، به عنوان میزبان رویدادهای مختلف است. براساس ادبیات موضوع، شش هدف اصلی برای رویدادسازی در مجموعه ها و سایت های تاریخی معرفی می شود: 1. تغییر تصویر ذهنی؛ 2. پاسخ گویی به نیازهای متغیر و خلق فرصت های تجربه؛ 3. تقویت پیوندهای اقتصادی و اجتماعی در سایت های تاریخی؛ 4. جذب مجدد مخاطبان؛ ۵. تبدیل تجارب به خاطراتی قابل روایت؛ 6. ارتقای کیفیت مکان. براساس این اهداف، با تهیه پرسش نامه ای ترکیبی، به ارزیابی و مطالعه رویدادها در محوطه فرهنگی سعدآباد از دیدگاه شرکت کنندگان در رویدادها (با تجربه پیشین بازدید از موزه ها یا بدون آن) و بازدیدکنندگان مجموعه (بدون تجربه حضور در رویدادها) پرداخته می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تجربه رویدادها، در خلقِ تصویر ذهنی پررنگ و روشن از مکان، تمایل به شناخت بیشتر از مکان، خلق فرصت های جدید تجربه، تقویت پیوندهای اقتصادی بیشتر با جامعه، تبدیل تجارب به پدیده ای قابل روایت، انگیزه حضور مجدد و اشتراک بیشتر خاطرات اثر قابل توجهی گذاشته است. در پاسخ گویی به نیازهای متغیر فرهنگی و اجتماعی، انگیزه ماندن در مکان و گذراندن زمان های طولانی تر در مکان ها با تغییرات مثبتی همراه بوده است که نسبت به تجارب کسانی که در رویدادها شرکت نکرده اند، اختلاف چشمگیری نیست. در پاسخ گویی به نیازهای انسانی و بهسازی ها در تجربه هر دو گروه، خلل هایی احساس می شود.
۱۰۴۷۷.

تحلیل کاربردی نقش اتاق سکوت در بازسازی تمرکز کودکان دارای اختلال بیش فعالی، موردپژوهی سه مرکز آموزشی - درمانی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۳۷
اهداف : پژوهش حاضر، با رویکردی طراحی محور، بر آن است تا امکان بهره گیری از فضاهای سکوت محور را به عنوان بستری برای بازسازی تمرکز در گروه کودکان دارای اختلال بیش فعالی موردبررسی قرار دهد.   روش ها : ابتدا مبانی روان شناختی و محیطی مؤثر بر توجه و رفتار در کودکان بیش فعال تحلیل شد و در ادامه با تلفیق مطالعات نظری و تحلیل میدانی، سه مرکز آموزشی و درمانی شهر اصفهان که پذیرای کودکان دارای اختلال بیش فعالی هستند، به صورت میدانی موردبررسی قرار گرفتند. داده ها از طریق مشاهده مستقیم، مصاحبه کیفی با مربیان و تحلیل ویژگی های فیزیکی فضاها گردآوری شد و مؤلفه هایی مانند شدت و رنگ نور، چیدمان مبلمان، مصالح و بافت، کیفیت آکوستیکی، مقیاس فضا و مرزهای حسی مورد ارزیابی کیفیت فضایی قرار گرفتند و در مرحله بعد، بر مبنای تلفیق داده های نظری و میدانی، چک لیستی برای طراحی فضاهای سکوت محور استخراج شد.   یافته ها : تحقیق نشان می دهد که کاهش محرک های محیطی مزاحم، تنظیم نور و صدا و تعریف پذیری فضایی می تواند به کاهش تنش های رفتاری و افزایش بازده شناختی در کودکان بیش فعال منجر شود و در این میان، سکوت، نه فقط به عنوان نبود صدا، بلکه به مثابه کیفیتی طراحی شده برای ایجاد تعادل ذهنی در نظر گرفته می شود.   نتیجه گیری : پژوهش نشان می دهد که طراحی آگاهانه، با تمرکز بر اصول ادراکی و رفتاری، می تواند بستری مؤثر برای ارتقای تمرکز، خودتنظیمی و آرام سازی ذهنی در محیط های یادگیری کودکان دارای اختلال بیش فعالی فراهم آورد. در پایان با ارائه یک چک لیست طراحی محور، چشم اندازی عملی در جهت همگرایی میان معماری، نیازهای شناختی و سلامت رفتاری کودکان تدوین شده است.
۱۰۴۷۸.

بازتعریف بلوک های شهری با بهره گیری از مفهوم «فضای مشترک» در شهرسازی ایرانی-اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۴
آرایش فضاهای اشتراکی شهری پدید آمده از الگوی رایج تفکیک اراضی بلوک های شهری با ضابطه توده یا سطح اشغال مسکونی در تهران و سایر شهرها که برای تسهیل معابر سواره گسترش یافت، نسبتی با همتاهای خود در شهرسازی های پیشرو جهان یا الگوهای ایرانی-اسلامی ندارد.   اهداف: هدف این پژوهش بازبینی و تعریف بلوک های شهری بر مبنای الگوی شهرسازی اصیل ایرانی-اسلامی با تأکید بر فضای مشترک و حیاط مرکزی است. روش: این پژوهش از نوع آینده پژوهی کیفی با راهبرد و تکنیک های موردکاوری داخلی و خارجی،چشم اندازسازی، شبیه سازی سه بعدی و دلفی است و مبنای شبیه سازی مسجد-مدرسه آقا بزرگ کاشان بوده است که در آن گونه مسجد بر گونه مدرسه برهم گمارده شده اند. یافته ها : در این تحقیق چشم انداز مشارکتی پس از مصاحبه و مشاهدات میدانی ، شبیه سازی سه بعدی وانجام مطالعات کتابخانه ای و توصیفی با تکنیک دلفی انجام شد که در آن نظرات متخصصین أخذ و از طریق مدل swot تحلیل شد که نتایج آن بیانگر رویکرد تهاجمی(حداکثر-حداکثرso-) به معنای حداکثر بهره وری از فرصت های پیشرو در طرح ، جهت توسعه های آتی شهری با اتکا بر نقاط قوت آن است. نتیجه گیری: این پژوهش مفهوم جدیدی از الگوی تفکیک قطعات و بلوک بندی را برپایه فضای مشترک و شهرسازی ایرانی-اسلامی درقالب دیاگرام طراحی بعنوان سلول اولیه تفکیک پیشنهاد داده است. الگوی نوین بلوک شهری حضور و سکونت همه اقشار مردم، تأمین فضای سبز و باز بیشتر ، بهبود مسایل ترافیکی و توسعه پایدار را نیز موجب خواهد شد
۱۰۴۷۹.

تبیین سیستم ها و استراتژی های کلیدی در راستای توسعه حمل ونقل پایدار در پردیس های دانشگاهی بر پایه روش مرور دامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۳۴
پردیس های دانشگاهی یکی از کلیدترین جوامع بشری می باشند که در راستای آموزش در سطح عالی و ایجاد نوآوری در جهت توسعه هرچه بیشتر جوامع بشری ایفای نقش می نمایند. با توجه به تقاضای روز افزون برای اخذ مدارک عالیه تحصیلی، تعداد جمعیت در پردیس های دانشگاهی افزایش چشم گیری داشته است. این افزایش جمعیتی چالش های محیط زیستی، اقتصادی و فرهنگی متعددی را برای سیستم های مدیریتی پردیس های دانشگاهی ایجاد نموده است. یکی از اساسی ترین چالش های امروزه در پردیس های دانشگاهی، مباحث مربوط به بخش حمل ونقل می باشد. مطالعات بسیاری در مورد مزایای توسعه حمل ونقل پایدار در پردیس های دانشگاهی انجام گرفته است که ضرورت اجرای استراتژی های متعدد برای توسعه استفاده از این سیستم های پایدار را آشکار می سازد. از اینرو، این پژوهش بر پایه روش تحقیق کیفی مرور دامنه ای آرکسی و اومالی، مطالعات منتشر شده در پایگاه های داده ای Web of Science (WOS) و Scopus در بازه زمانی 2013 تا 2025 را مورد جستجو قرار داده است تا بر پایه پژوهش های صورت گرفته در سطح جهان اهمیت، ضرورت، انواع سیستم های حمل ونقل پایدار و همچنین رایجترین استراتژی های توسعه استفاده از این سیستم ها در پردیس های دانشگاهی را تبیین نماید. نتایج به دسته آمده روشنگر این حقیقت هستند که سیستم حمل ونقل بر پایه پیاده روی، دوچرخه و حمل ونقل عمومی مهمترین نوع از سیستم ها می باشند و رایجترین استراتژی های در جهت توسعه استفاده از این سیستم ها، مدیریت پارکینگ ها، توسعه زیرساخت های پیاده مداری، دوچرخه، حمل ونقل عمومی و گسترس استفاده از خودروهای اشتراکی می باشند. در نهایت راهکارهایی کلی و خاص برای توسعه و ترویج موفق استفاده از سیستم های حمل ونقل پایدار در پردیس های دانشگاهی ارائه شده است.
۱۰۴۸۰.

نماگرایی و مفهوم اصالت در مرمت بدنه شهری؛ نگاهی انتقادی به مرمت ضلع جنوب شرقی میدان حسن آباد تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۳۳
هدف: ارزیابی انتقادی مداخله مرمتی دهه ۱۳۸۰ در ضلع جنوب شرقی میدان حسن آباد تهران و تبین تمایز میان «بازنمایی تصویری» صورت گرفته و «احیای اصیل» بافت شهری تاریخی بر اساس مفاهیم اصالت برخواسته از هویت معماری ایرانی. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی انجام شد. داده ها از طریق مطالعه متون و منشورهای مرجع حفاظت، اسناد تاریخی و مشاهدات میدانی گردآوری و با ماتریس چهاربعدی اصالت (طراحی، مصالح، شیوه ساخت و بستر) تحلیل شدند. یافته ها: اگرچه مداخله در بُعد «بستر»، خوانایی بصری و خط آسمان میدان را تا حدی بازگرداند، اما در ابعاد دیگر ناموفق بود. در «طراحی»، پیوند ارگانیک نما با سازه و کارکرد برقرار نشد و پوسته افزوده به نقابی صرفاً تزئینی تبدیل شد. در «مصالح» و «شیوه ساخت» نیز استمرار مواد و جزئیات اصیل دیده نشد و پیوند معناشناختی نما-کالبد تضعیف گردید. نتیجه گیری: ارزیابی حاضر آشکار ساخت که مداخله صورت گرفته در ضلع جنوب شرقی میدان، با وجود بازگردانی نسبی تصویر بصری، به دلیل عدم توجه به ابعاد چندگانه اصالت و سازوکارهای هویت ساز معماری ایرانی، نمونه ای شاخص از مرمت شهری بدون توجه به مفهوم اصالت به شمار می رود. پژوهش حاضر تأکید می کند که توجه به ویژگی های ذاتی و زمینه ایِ هر اثر تاریخی سبب می شود تا تجربه های موفق مرمت در دیگر نقاط جهان لزوماً در بستری متفاوت به موفقیت منجر نشوند. کپی برداری از رویکردهای ظاهرگرایانه غربی (مانند نماگرایی)، بدون واکاوی مبانی نظری و فرهنگیِ بومی کشورمان، محکوم به شکست در احیای اصیل هویت مکانی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان