ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۱۰٬۴۴۵ مورد.
۷۲۱.

مطالعه فرم، نقش و کاربرد تبرزین های دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۹
پیشینه استفاده از فلز در ساخت اسلحه به دوران پیش از تاریخ برمی گردد. در هر دوره تاریخی به فراخور مواد اولیه در دسترس و شیوه های ساخت، فناوری ساخت سلاح ها نیز تغییر نمود. در دوره قاجار به جهت هم زمانی با انقلاب صنعتی استفاده از سلاح های گرم متداول بود و سلاح های سرد به صورت محدود با کاربرد نمادین و تشریفاتی تولید و استفاده می گردیدند. تبرزین ها گروهی از سلاح های سرد دوره قاجار محسوب می شوند که نقش و فرم آن ها دارای تنوع و گستردگی بسیار است. این مقاله در صدد پاسخ  به این پرسش است که چگونه می توان تبرزین های قاجار را از نظر فرم و نقش طبقه بندی نمود و این آثار دارای چه کاربردی بوده اند؟ از این رو هدف این مقاله، مطالعه و طبقه بندی فرم، نقش و کاربرد تبرزین های دوره قاجار است. این پژوهش بر مبنای هدف از نوع کاربردی و از منظر ماهیت و روش، توصیفی   تحلیلی است. گردآوری اطلاعات این مقاله به شیوه کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است. نتایج بررسی 1۶ نمونه از تبرزین های دوره قاجار نشان می دهد که همه آثار مورد مطالعه از جنس فولاد هستند که به شیوه ریخته گری ساخته شده اند و در تزیین آن ها اغلب از فنون قلمزنی، طلاکوبی، و حکاکی استفاده شده است. تبرزین های دوره قاجار براساس فرم به چهار گروه تبرزین با تیغه دو لبه؛ تبرزین با تیغه یک لبه و یک سر چکشی؛ تبرزین با تیغه یک لبه و یک سر شبیه اژدها؛ و تبرزین با تیغه یک لبه و یک سر شبیه تاج تقسیم می گردند. نقوش تبرزین ها را می توان در سه گروه شامل نقوش گیاهی، هندسی (شامل گل و برگ، ترنج ها و انواع خطوط و کادرهای هندسی)؛ نقوش کتیبه ای (ازجمله عبارات عربی، شعر فارسی و یا برخی عبارات فارسی شامل نام سفارش دهنده اثر)؛ نقوش انسانی، حیوانی (شامل پیکره های انسانی و حیوانات مختلف مثل شیر، مار، و یا دو پرنده که صورت آنان رو به یکدیگر است) جای داد. تزیینات مجلل این تبرزین ها نشان می دهد که این آثار بیش تر کاربرد نمادین و تشریفاتی داشته اند.
۷۲۲.

رابطه مؤلفه های مهم محیط فیزیکی اتاق درمان با نگرش مراجعان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۱
مقدمه: محیط و فرد از هم جدا نیستند و تأثیرات متقابل بر هم ایجاد می کنند. ویژگی های محیطی یک فضای ارائه دهنده ی خدمات سلامت روان می تواند بر احساسات، رفتارها و افکار مراجعان و متخصصین این خدمات تاثیر داشته باشند. ویژگی های محیط می توانند بر برداشت فرد و درنتیجه بر واکنش و رفتار او تأثیرگذارند. هدف: بررسی رابطه جنبه های محیط فیزیکی اتاق درمان و نگرش های مراجع نسبت به درمانگر شامل برداشت مراجع از محبوبیت درمانگر، درک مراجع از مهارت درمانگر و برداشت مراجع از قابل اعتماد بودن درمانگر می باشد. روش: پژوهش از نوع علی-مقایسه ای و همبستگی بوده است. جامعه آماری، مراجعین به خدمات روان شناسی در تهران بودند که شامل ۶۶ نفر بوده و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها مقیاس ویژگی های فیزیکی و فرم کوتاه رتبه بندی مشاور بود. داده ها با روش همبستگی پیرسون و آزمون t تک نمونه ای و مستقل تحلیل شدند. یافته ها: جنبه های محیط فیزیکی اتاق درمان برای مراجع با برداشت از محبوبیت درمانگر، درک مراجع از مهارت درمانگر و برداشت مراجع از قابل اعتماد بودن درمانگر رابطه مثبت معنادار داشته است. نتیجه گیری: عوامل فیزیکی اتاق درمان می توانند بر نگرش مراجع به درمانگر یا مشاور تاثیرگذار باشد، می توان برداشت نمود که برداشت مراجع از محیط فیزیکی، بر برداشت او از محبوبیت درمانگر اثرگذار بوده و مراجع با توجه به چیدمان محیط به درک بهتری از مهارت درمانگر و قابلیت اعتماد او می رسد. همچنین میزان دمای محیط به احساس امنیت و قابلیت اعتماد به درمانگر اثرگذار است. توجه به چینش و پاکیزگی محیط، نور و دما، تناسب دمای محیط می تواند مورد توجه کارفرمایان و درمانگران قرار گیرد.
۷۲۳.

ارائه مدل مفهومیِ تحقق پذیری خاطره انگیزی/ یادآوری معمارانه در محیط های شهری با ارزیابی نقش یادمان های شهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۹۴
نقش مؤثر معماریِ خاطره انگیز بر تجسم پذیری و درنتیجه خوانایی به عنوان معیارهای کیفی مطلوب محیط های شهری انکارناپذیر است. تحقق آن علاوه بر معنا بخشی به محیط، تجربه جذاب تری را از حضور در محیط های شهری خلق می کند. از این رو چیستی و چگونگی تحقق پذیری خاطره انگیزی معمارانه مقوله بسیار مهمی برای معماران و طراحان به شمار می رود.در این راستا پژوهش حاضر به دنبال تبیین و تشریح ارتباط ما بین معماری و خاطره انگیزی/ یادآوری در محیط های شهری و ارائه چهارچوب و مدلی مفهومی از این ارتباط در قالب تحقق پذیری است.لذا با استفاده از روش پژوهش مروری ادبیات مربوطه و با متد تحلیل محتوای کیفی - استقرایی به بازخوانی مفاهیم مربوطه پرداخته و با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی و توصیفی- تطبیقی سعی شده است تا از طریق کشف منطقی ساختارها و روابط جدید، زمینه مناسبی برای پاسخ گویی به مسائل پژوهش و ارائه مدل فراهم گردد. سپس این مدل در مورد یادمان های شهری مورد تطبیق و تدقیق قرار گرفته است.در پژوهش حاضر مدل تعاملی مبتنی بر توازنی منطقی میان رویکردهای از بالا به پایین و از پایین به بالا با تأکید بر جنبه های شناختی و مفهومی برای تبیین این تحقق پذیری در حوزه طراحی و ارزیابی یادمان های شهری پیشنهاد می شود. در این مدل تحقق پذیری از طریق اثر بخشی مصادیق معمارانه در محیط های شهری بر شناخت انسان، احساسات و توجه او مورد بررسی قرار گرفته است و در این رویکردها، مفهوم برجستگی مفهوم مشترکی یافت شده است که با تعابیر متعدد در جهت تحقق اهداف قابل ردیابی است.رویکرد برجستگی شناختی یا تعیین چیستی و چگونگی برجستگی یادمان های شهری بر مبنای جنبه های مختلف ارائه شده در مدل پیشنهادی و همچنین سنجش میزان آن در تبیین تحقق پذیری خاطره انگیزی/ یادآوری معمارانه بسیار مؤثر است و می تواند به عنوان معیاری برای ارزیابی و ارائه راهکارهایی در خصوص طراحی در این حوزه به کار رود.
۷۲۴.

خوانش متن شهر در بستر زبانشناسی از طریق واکاوی لایه-خاطرات شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۵۸
بیان مسئله: شهرها به عنوان متنی چندلایه در نظر گرفته می شوند که در طول زمان دستخوش تغییرات مختلفی شده اند. این تغییرات به شکل گیری لایه های گوناگون معنایی و خاطره ای در شهر منجر شده است. با این حال، نارسایی در شناخت این لایه ها و نبود ابزارهای مناسب برای تحلیل و خوانش آن ها، مشکلاتی در طراحی و مدیریت شهری ایجاد کرده است. از سوی دیگر، شهروندان از طریق نشانه ها و نمادهای موجود در فضاهای شهری با معنای فرهنگی و تاریخی آن ها مواجه می شوند. اما عدم درک عمیق این مفاهیم موجب از دست رفتن بخشی از هویت شهری و خاطرات جمعی می شود.هدف: هدف این مقاله، ارائه چارچوبی نظری برای تحلیل و تفسیر شهر به مثابه یک متن است. با استفاده از مفاهیم زبان شناسی نظیر نشانه شناسی، معناشناسی و هرمنوتیک، تلاش می شود به درک بهتری از لایه های معنایی و خاطرات جمعی شهری دست یافت. همچنین این پژوهش به دنبال شناخت و تفسیر بهتر نشانه های شهری است که نقشی اساسی در هویت بخشی و حفظ خاطرات جمعی دارند.روش: این پژوهش بر اساس روش تحلیل نظری انجام و با استفاده از منابع علمی و ادبیات مرتبط با نشانه شناسی و معناشناسی، به تحلیل فضاهای شهری پرداخته است. از طریق مطالعه نظریه ها و تحلیل های پیشین، تلاش شده تا لایه های مختلف معنایی و خاطره ای در فضاهای شهری کشف و تفسیر شوند.یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهند که شهرها از طریق نشانه ها و نمادهای خود معنای فرهنگی و تاریخی خاصی را به شهروندان منتقل می کنند. این نشانه ها علاوه بر انتقال خاطرات جمعی، هویت شهری را نیز تقویت می کنند. استفاده از هرمنوتیک به عنوان رویکرد تفسیری می تواند درک بهتری از ارتباط میان فضاهای شهری و تجربه های زیسته شهروندان ارائه دهد.نتیجه گیری: شهرها به عنوان متنی پیچیده و چندلایه نیازمند تحلیل زبان شناختی هستند. استفاده از نشانه شناسی و هرمنوتیک برای فهم عمیق تر لایه های معنایی، هویت و خاطرات شهری، می تواند به بهبود طراحی و برنامه ریزی شهری و تقویت حس تعلق شهروندان به فضاهای شهری منجر شود
۷۲۵.

بازخوانی نگاره های غمنامه رستم و سهراب در شاهنامه شاه تهماسبی بر اساس رویکرد هرمنوتیک گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۸
روایات شاهنامه فردوسی، همواره مورد توجه نگارگران و نقاشان بوده است. پژوهش حاضر به منظور بازخوانی نگاره‌ای از شاهنامه شاه‌تهماسبی موسوم به غمنامه مرگ سهراب توسط رستم، با رویکرد هرمنوتیک فلسفی گادامر به بررسی و خوانش دو نگاره از مجموع سه نگاره موجود از این روایت می‌پردازد. این پژوهش به‌لحاظ ماهیت، توصیفی ـ تحلیلی ـ تاریخی است و از حیث هدف بنیادی و رویکردی کیفی داشته و اطلاعات ضروری تحقیق از منابع کتابخانه‌ای و به شیوه اسنادی جمع‌آوری شده است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه می‌توان نگاره‌های مذکور را توسط رویکرد هرمنوتیک گادامر خوانش و تفسیر کرد. با بررسی نگاره‌ها توسط این رویکرد، مشاهده شد که به دلیل قرابت رویکرد با بسترهای خلق این اثر، زمینه مناسبی برای بازخوانی نگاره موجود است. همچنین می‌توان اذعان داشت که نگارگر این غمنامه با گذر از افق معنایی شعر فردوسی و مکاتب نگارگری پیش از خود و با پیش‌داوری‌ که از سنت حاصل شده است به مکالمه با آن پرداخته و سپس با افق معنایی روزگاری خود یعنی عصر آرامش و امنیت در فضای سیاسی و اجتماعی دوران صفویه، درآمیخته و اقدام به خلق اثر نموده‌ است. در این میان زبان مشترک فارسی، بستر را برای این ارتباط و تعامل و ایجاد عمل فهم در مفسر ایجاد می‌کند.
۷۲۶.

تبیین اثر گذاری ویژگی های جامعه مصرفی دوران معاصر بر استفاده از مراکز خرید بزرگ مقیاس (نمونه موردی: مگامال اکباتان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۷۲
رویکرد های جدید خرید و مصرف به عنوان شکلی از فراغت، ساختارهای جدیدی از فضاهای تجاری، خدماتی - تفریحی را در جهان سبب گردیده که یکی از آن‌ها مراکز تجاری بزرگ مقیاس (مگامال‌ها) می‌باشند و با گسترش و تغییر الگوی رفتاری شهروندان بر اساس مصرف‌گرایی در شهرها و ساخت مال‌ها و مگامال‌ها به عنوان فضاهایی که بستری را جهت توسعه الگوی رفتار مصرفی فراهم می‌آورند. در همین راستا، تبیین اثرگذاری ویژگی‌های جامعه مصرفی دوران معاصر بر استفاده از مراکز خرید بزرگ مقیاس و ترجیحات مردم در استفاده از این فضاها حائز اهمیت است که هدف اصلی این مقاله می‌باشد. با توجه به مؤلفه‌های موردبررسی، ماهیت موضوع و اهداف تحقیق، رویکرد حاکم بر این پژوهش "توصیفی-تحلیلی" و "بنیادی" است. روش انجام پژوهش به صورت کمی می‌باشد که برای تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای تحلیل آماری SPSS و AMOS استفاده شده است و روش تحلیل داده‌ها نیز تحلیل عاملی اکتشافی و معادلات ساختاری است. با توجه به جمع آوری داده‌ها از روش پیمایشی استفاده شده است که برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه به عنوان ابزار اصلی بهره برده شده است. جامعه آماری شامل کلیه کاربران استفاده کننده از فضا در مگامال اکباتان تهران و حجم نمونه کاربران استفاده کننده از فضا با توجه به فرمول کوکران و مشخص نبودن تعداد جامعه آماری 384 نفر محاسبه شده است که به صورت تصادفی مورد پرسش قرار می‌گیرند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که ویژگی‌های رفتاری جامعه مصرفی که شامل شاخص‌های میزان نشان دادن خود و اطرافیان را بر اساس خرید از مراکز خرید بزرگ مقیاس، تمایل به استفاده از پوشش و رفتارهای مختلف جهت نمایش خود، حس برتری در زمان خرید و مراجعه به مراکز خرید بزرگ مقیاس، تمایل به شیک پوشی زمان مراجعه به فضاهای مراکز خرید بزرگ مقیاس، مدرن‌تر بودن و امروزی‌تر بودن فضاهای مراکز خرید بزرگ مقیاس، میزان مراجعه به مراکز خرید در مناطق مرفه‌نشین شهر، استفاده از کالای لوکس زمان مراجعه به مراکز خرید بزرگ مقیاس، هزینه جهت رفع نیازهای غیرضروری و تنوع کالاها مراکز خرید بزرگ مقیاس بوده است، دارای بیشترین میزان اثرگذاری در استفاده از مراکزخرید بزرگ مقیاس است. هم‌چنین، در تحلیل معادلات ساختاری ضریب تأثیرپذیری استفاده از مگامال اکباتان بیشترین اثرهای مستقیم بر استفاده از فضا در مگامال اکباتان به ترتیب مربوط به شاخص‌های جامعه مصرفی و اجتماعی و به صورت غیرمستقیم به شاخص های اقتصادی و فرهنگی بوده است.
۷۲۷.

بررسی مفهوم «قابلیت ادراک شده» در حفاظت از میدان های تاریخی شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۵۴
قابلیت ادراک شده یکی از مفاهیم کلیدی و پر کاربرد در حوزه روان شناسی محیطی است که در شناخت رابطه الگوهای رفتاری و نیازهای کاربران با محیط به کار می رود. ازطرفی، بخش بسیار مهمی از فرایند حفاظت در میدان های تاریخی، مشارکت ذی نفعان و رابطه متقابل آن ها با محیط است. این مفهوم در حوزه حفاظت معماری، هنوز جایگاه مشخص و روشنی ندارد؛ ازاین رو تعیین جایگاه قابلیت های ادراک شده در فرایند حفاظت، به خصوص در میدان های تاریخی به عنوان گونه ای از فضای عمومی شهری، می تواند در شناخت و درک بیشتر و کامل تر ارتباط ذی نفعان با میدان و در پی آن تصمیم های حفاظتی تأثیر گذار باشد. هدف این پژوهشِ کاربردی، تبیین و بررسی نقش قابلیت در فرایند حفاظت میدان های تاریخی شهری است. در پژوهش حاضر، نخست در رویکردی تحلیلی و با روش توصیفی، آرا و نظرات معتبر با محوریت مفهوم قابلیت ادراک شده بررسی شده است؛ سپس در یک فرایند استدلال منطقی، جایگاه این مفهوم در فرایند حفاظت میدان های تاریخی تعیین شده است. به این منظور، مفاهیم روندهای مشارکتی در حفاظت و مدیریت تغییرات با نقش محوری ذی نفعان از یک سو و مفاهیم ارزش، نیاز و ادراک در حوزه قابلیت ادراک شده ازسوی دیگر، بررسی و رابطه میان آن ها مستدل شد. نتایج نشان می دهد که تبیین قابلیت های ادراک شده توسط ذی نفعان میدان های تاریخی و تفسیر آن ها و سپس تهیه راهبردهای اقدامی مناسب با این قابلیت ها و شرایط ادراک ذی نفعان، می تواند به رویکرد توصیه شده از پایین به بالا و نقش ذی نفعان در حفاظت از میدان های تاریخی کمک کند.
۷۲۸.

مطالعه تطبیقی منابع مکتوب تاریخی، در باب مینای زرین فام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۵
مطالب تاریخی موجود درباره دستورالعمل‌ها وشیوه‌های ساخت مینای زرین‌فام نقش مهمی در احیای این هنر درقرن اخیر ایفا کرده است. منابع مورد بررسی شامل الدُرّه المکنونه، جواهرنامه نظامی، عَرایس الجواهر و نَفایس الاطائب و سه کتاب دربارۀ هنر سفالگران هستند که در مناطق مختلفی از جمله عراق، ایران و ایتالیا تألیف شده‌اند. همچنین به منابع تاریخی نظیر رساله فی تلویح الزجاج ازکندی و التلویح تألیف یحیی بن محمد زجاج اشاره شده که نسخه‌ای از آن‌ها باقی نمانده است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل محتوای منابع مکتوب تاریخی به منظور شناسایی اطلاعات کلیدی برای بهبود فرایند ساخت مینای زرین‌فام است. این پژوهش همچنین به تعیین نقاط قوت و ضعف هر منبع و تأثیر آن‌ها بر احیای نقاشی زرین‌فام می‌پردازد. در همین راستا، پژوهش درصدد پاسخ به این سؤالات است؛ 1. هریک از منابع مذکور چگونه به ویژگی‌ها و فرایندهای ساخت مینای زرین‌فام پرداخته‌اند و چه اطلاعات خاصی در مورد تکنیک‌ها و مواد اولیه ارائه می‌دهند؟ 2. تفاوت‌ها و نقاط اشتراک بین این منابع تاریخی در روش‌ها، دستورالعمل‌ها و استخراج اطلاعات مربوط به مینای زرین‌فام چیست؟. روش تحقیق بر اساس هدف، از نوع کاربردی و بر اساس ماهیت و روش از نوع توصیفی و تطبیقی است. داده‌های اولیه به صورت کتابخانه‌ای و عمدتاً از کتب تاریخی ذکرشده جمع‌آوری شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد، که منابع مکتوب تاریخی، به‌ویژه رساله الدُرّه المکنونه، به دلیل تنوع اطلاعات و بیشترین تعداد دستورالعمل‌ها در مورد مینای زرین‌فام، نقش اساسی در حفظ و احیای این هنر داشته است. در بررسی‌ها مشخص شد که جواهرنامه نظامی به دلیل ارائه توصیه‌هایی در نقاشی زرین‌فام بر روی شیشه و سرامیک، اطلاعاتی مهم در تنوع‌بخشی به مواد و تکنیک‌های به‌کاررفته در این حوزه ارائه کرده است. همچنین منابع عَرایس الجواهر و هنر سفالگران، هم به لحاظ ساختاری وهم به لحاظ محتوایی تفاوت‌های قابل توجهی دارند. این تفاوت‌ها شامل روش‌های پخت، نوع لعاب پایه و جزئیات اجرایی مینای زرین‌فام است. بالاترین دقت در توصیف و ارائه دستورالعمل‌ها، به‌ویژه در رساله الدُرّه المکنونه و جواهرنامه نظامی، این نکته را تأیید می‌کند. ارائه طرح‌های کوره‌های پخت در اکثر منابع به جز عَرایس الجواهر نشان می‌دهد که جنبه‌های اجرایی و فنی در این متون تا چه اندازه مورد توجه بوده است. اطلاعات به‌دست‌آمده می‌تواند به بهینه‌سازی فرایندهای اجرایی مینای زرین‌فام و معاصرسازی آن کمک کند.
۷۲۹.

تأثیر فضای معماری بر احساس در مقایسه دو رویکرد روانشناسی محیطی و پدیدارشناسی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۱
پژوهش های دهه اخیر در باب ماهیت احساس و تاثیر آن بر زندگی انسان، ضرورت توجه به احساس و رابطه آن با فضا را بیش از پیش روشن کرده است. مرور ادبیات حوزه معماری در رابطه با احساس، دو رویکرد اصلی روانشناسی محیطی و پدیدارشناسی را معرفی می کند و مقایسه این نگرش ها در حوزه مدنظر، می تواند شکاف های موجود را نمایان کند. پژوهش حاضر پس از مقایسه این دو رویکرد در حوزه مطالعه رابطه فضا و احساس، توجه به جدیدترین نظریه در باب نحوه ی شکل گیری احساس را پیشنهاد می کند. این نظریه می تواند معیارهایی برای مقایسه دو رویکرد مدنظر ارائه کند و همچنین توجه به این نظریه از دید معماری و طراحی، می تواند درزگاهی نو برای خلق فضاهای احساس انگیز ارائه کند. بنابراین این مقاله با تکیه بر "نظریه احساسات ساخته شده" و با هدف ارائه چارچوبی کلی برای پژوهشگران حوزه طراحی و طراحان محیطی در قالب موضوع ارتباط فضا با احساس، شکل گرفته است. این مقاله ابتدا تاثیر فضا بر احساس را از دیدگاه پدیدارشناسی و روانشناسی محیطی بررسی می کند و پس از تعریف ماهیت و نحوه شکل گیری احساس، با مقایسه این دو رویکرد به شکاف های موجود در این حوزه اشاره می کند و در نهایت با پیشنهاد نظریه احساسات ساخته شده چارچوبی برای پژوهش در حوزه فضا و احساس ارائه می دهد. روش پژوهش حاضر مطالعه کتابخانه ای و اس تدلال منطق ی است و نتایج آن نشان می دهد که برای تعمق در رابطه فضا و احساس انسان، باید پارادایم نحوه شکل گیری احساس را تغییر داد. رد پارادایم محرک- پاسخ و توجه به این که افراد احساس را می سازند توسط نظریه "احساسات ساخته شده" به اهمیت "مفاهیم" اشاره دارد و مستقیما بر طراحی پژوهش و روش پژوهش در این زمینه تاثیر خواهد داشت. بررسی احساس به عنوان واقعیت های اجتماعی در مقابل واقعیت های فیزیکی در پارادایم جدید، توجه معماران را به سمت مفاهیم و معانی معماری سوق می دهد؛ تا مکانهایی غنی تر، سرشار از شور زندگی و با احترام به احساس کاربران، طراحی کنند.
۷۳۰.

نقش محرمیت و اشراف بر شکل گیری ساختار فضایی معماری خانه های بومی روستای هجیج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۶۴
سیاست های کلان دولت ها مبنی بر نوسازی و بهسازی سکونتگاه های روستایی، موجب تغییرات گسترده ای در ساختار و سیمای آبادی های کشور شده و بعضاً این موضوع سبب تخریب بناها با اجزا و عناصر ارزشمند شده است. از این میان، روستای هجیج شهرستان پاوه با ظاهر پلکانی دارای نمونه های متفاوت از خانه های بومی با اجزا و بخش های ارزشمند است. چیدمان فضاهای داخلی، سلسله مراتب دسترسی به آن ها، جانمایی، ابعاد و سمت قرارگیری بازشوها ازجمله عناصر خانه در این روستا بوده که تعیین کننده نحوه ارتباط ساکنان با فضای بیرون از منزل و برعکس است که به رغم نبود حیاط در بناها، محرمیت داخل خانه را فراهم کرده است. اما تغییرات روی داده منتج از سیاست های دولت ها سبب شده است تا در سا ل های پیش رو سیمای جدید این آبادی در تضاد کامل با معماری بومی آن باشد و ساختار و ظاهر بناهای این منطقه با بناهای شهری یکسان باشد و به تبع الگوها و اجزای خاص خانه های روستا از بین برود. پژوهش حاضر در بستر مطالعات کتابخانه ای و برداشت های میدانی و با استفاده از روش توصیفی تحلیلی شکل گرفته است. شناخت و حفظ شیوه ها و رویکردهای مفید ساخت بنا و بررسی عوامل محرمیت یا اشراف در معماری خانه های بومی این روستا، از ضروریات نگارش این پژوهش است تا نتایج آن بتواند در طراحی و ساخت بناهای جدید روستا به عنوان گزینه ای تأثیرگذار مورد بررسی قرار گیرد. پژوهش حاضر درصدد پاسخ به نقش بازشوها در برقراری ارتباط بصری بین فضای بیرونی و داخلی خانه ها و حفظ محرمیت در این منازل است. نتایج تحقیق بیان داشته که پنجره های عموماً در ضلع ها جنوبی و با فرم های باریک و کشیده و دست اندازی تا حدود یک متر هیچ گاه باعث نگشته از بیرون به داخل بنا تسلط بصری وجود داشته باشد و برعکس از قسمت داخل بنا بر روی بام و فضای اطراف روستا دید وجود دارد. ازسوی دیگر، استفاده از بام خانه ها به عنوان حیاط و اشرافیت ساکنان بر روی بام خانه های مجاور و همچنین فرم پلکانی روستا، چیدمان فضای داخلی بنا، فرم پنجره ها و ارتفاع دست انداز زیر آن ها سبب شده تا محرمیت نیز از ویژگی های خانه ها این روستا به شمار آید.
۷۳۱.

واکاوی نقش رسانه ای طراز کاوش در طراز عصر آل بویه با تأکید بر نظریه ارتباط زبانی یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۵۱
رومن یاکوبسن زبان شناس برجسته روس، بر این باور است که تمامی ساخت های زبانی دارای اهداف ارتباطی هستند. او معتقد است جهت گیری پیام به سمت هر یک از عناصر شش گانه ارتباطی فرستنده، مجرای ارتباطی، گیرنده، تماس، رمز یا موضوع کارکرد پیام را آشکار می سازد. طبق این نظریه می توان گفت که کتیبه های خط کوفی تزیینی و نقش و نگارین به کار رفته در بستر طراز آل بویه نیز دارای کارکرد ارتباطی هستند. هنرمند پارچه باف عصر آل بویه با نبوغ خاص خود، با استفاده از زبان نمادین رمزگان در کنار نمادها، نشانه ها و کتیبه نویسی ها از بستر پارچه طراز، رسانه ای پویا ساخته است. اهمیت پژوهش حاضر، مطالعه کارکرد طراز عصر آل بویه از منظر یک رسانه است که تاکنون مورد واکاویی قرار نگرفته است و به این پرسش پاسخ داده می شود که؛ طراز عصر آل بویه به مثابه رسانه ای- تبلیغاتی در جامعه نوظهور ایرانی- اسلامی چگونه عمل کرده است؟ محوریت پژوهش حاضر بر مبنای خوانش 26 قطعه پارچه طراز مکشوفه از آرامگاه بی بی شهر بانو و گورستان نقاره خانه شهر ری است. داده ها در این پژوهش با جمع آوری مدارک از منابع کتابخانه ای و وب سایت موزه های معتبر جهانی انجام شده و تجزیه و تحلیل داده ها به صورت کیفی وکمّی صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که طراز عصر آل بویه یک رسانه محلی است که به لحاظ محتوای پیام و ترتیب اولویت فراوانی به توزیع و انتقال پیام سیاسی، فرهنگی و دینی پرداخته است. این رسانه بر اساس مطالعه نظریه یاکوبسن به ترتیب الویت فراوانی نمونه ها دارای کارکرد ارتباطی زیبایی شناسی، ارجاعی، فرازبانی، عاطفی، ترغیبی و در نهایت، همدلی است. بیشترین فراوانی پیام نماد درخت زندگی به معنای قدرت، رشد، تعالی، جاودانگی و کمترین فراوانی نماد فیل با مفهوم قدرت است. به علاوه، کارکرد تبلیغاتی- رسانه ای طراز ذیل کارکرد ترغیبی، الویت پنجم این رسانه محسوب می شود و اولویت اول، کارکرد زیبایی شناسی به منظور جلب توجه و ترغیب مخاطب به سمت پیام است.
۷۳۲.

ارزیابی مقایسه ای ادراک بصری محیط های معماری در فناوری های رابط کاربری انسان و رایانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۲۰۸
ادراک بصری محیط های معماری، نیازمند درک عمیقی از مفاهیمی است که کسب آن تنها با روش های سنتی، چالش برانگیز است. ازاین رو، فناوری رابط کاربری انسان و رایانه، می تواند تسهیلگری کارا در این زمینه باشد. ازجمله مهم ترین روش های تجربه فضای معماری، می توان به محیط مجازی درون رایانه ، واقعیت مجازی و واقعیت افزوده، اشاره نمود. هدف از این مقاله، سنجش کیفیت ادراک بصری محیط معماری با استفاده از روش های نوین دیجیتالی - رایانه ای است. برای دستیابی به اهداف موردنظر، از روش تحقیق توصیفی - تحلیلی استفاده شده است. بر اساس روش کتابخانه ای، در فرایند ادراک بصری محیط معماری، شاخص های تأثیرگذار در دو سطح مؤلفه شناختی و تفسیری و هر مؤلفه دارای پنج زیرمؤلفه استخراج گردید. طراحی پرسش نامه از نوع مقیاس لیکرت پنج گزینه ای با جامعه آماری 100 نفر است. از نرم افزار اس.پی.اس.اس جهت تحلیل داده های پرسش نامه استفاده گردیده و پایایی سؤالات پرسش نامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 854/0 تأیید می گردد. بر اساس نتایج به دست آمده، واقعیت مجازی بیشترین تأثیر را بر درک بصری محیط معماری در مؤلفه تفسیری دارد. واقعیت افزوده و فضای درون رایانه ای از نظر مقبولیت مخاطبان در رتبه بعدی هستند. فضای درون رایانه ای و واقعیت مجازی عملکرد برتر را در بخش شناختی نشان دادند، درحالی که مخاطبان، از واقعیت افزوده استقبال کمتری کردند.
۷۳۳.

نقش پروژه های محرک توسعه در بازآفرینی بافت فرسوده (مطالعه موردی: شهر خورموج)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۹
مقدمه: بافت های فرسوده شهری نقش مهمی در از بین بردن هویت، فرهنگ، میراث تاریخی، حذف گردشگران و زندگی در شهرها دارند. برای جلوگیری از گسترش این بافت ها و ارائه راه حل های چندجانبه و پیچیده، اقدامات محرک توسعه و بازآفرینی می توانند مؤثر باشند. این اقدامات می توانند در راستای اهداف اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و کیفیت زندگی در این بافت ها تحقق پیدا کنند. اگر پروژه های محرک توسعه به درستی و به موقع اجرا شوند، مفهوم بازآفرینی و بهبود کیفیت زندگی در این مناطق تحقق می یابد. کاهش کیفیت و هویت بافت های فرسوده شهری، تاثیر منفی این بافت ها بر زندگی ساکنین، بهبود شرایط این مناطق و کیفیت محیط زیستی، پژوهشگران را بر آن داشته است.هدف پژوهش: هدف از انجام پژوهش حاضر، ارزیابی پروژه محرک توسعه و تحقق سیاست های بازآفرینی در محدوده حسینه میرزا و بازار صفا شهر خورموج است. در این پژوهش، به طور هم زمان، تأثیر این پروژه بر بازآفرینی بافت و میزان رضایت و اهمیت پروژه بر اساس اقدامات صورت گرفته، انجام می گیرد.روش شناسی: پژوهش حاضر بر مبنای روش، توصیفی- تحلیلی و بر اساس هدف از نوع مطالعات کاربردی است. شیوه گردآوری داده ها، مطالب اسنادی-کتابخانه ای (کتب، مقالات و پایان نامه ها) و برداشت های میدانی (پرسشنامه) بوده است. جامعه آماری پژوهش ساکنین محدوده حسینه میرزا و بازار صفا شهر خورموج است. تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 366 نفر است. برای تحلیل داده های پرسشنامه ای از نرم افزار SPSS و آزمون تی زوجی استفاده شده است.یافته ها و بحث: یافته های حاصل از بررسی تأثیر پروژه محرک توسعه در محدوده حسینه میرزا و بازار صفا نشان می دهد که پروژه محرک توسعه بر این محدوده تا حدودی اثر داشته و توانسته در برخی ابعاد رضایت ساکنین را به دست آورد.نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان می دهد که در میان ابعاد مورد مطالعه این پژوهش، بعد محیط زیست بیشترین تأثیر مثبت را در نظر ساکنین محدوده داشته و توانسته است تا حدی رضایت مردم را جلب کند.
۷۳۴.

ارزیابی مؤلفه های ادراک فضایی خانه مد با رویکرد روان شناسی محیطی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۱
آن گونه که می دانیم، معماری و مد هر دو به عنوان زبان های بصری، نقش مؤثری در بازنمایی هویت فردی و فرهنگی ایفا می کنند و در بستر فضا، زمان و تجربه ی ادراکی معنا می یابند. این دو حوزه با وجود تفاوت های ظاهری، در فرآیند طراحی دارای اشتراکاتی چون معناپردازی، زیبایی شناسی و توجه به تجربه انسانی هستند. با توجه به خلأ موجود در مطالعات میان رشته ای در ایران در زمینه ی پیوند فضاهای فرهنگی با نیازهای روان شناختی کاربران، این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل مؤلفه های ادراک فضایی و روان شناسی محیطی در طراحی خانه ی مد و لباس انجام شده است. طراحی چنین فضایی نیازمند درک عمیق از نیازهای ذهنی، رفتاری و فرهنگی کاربران است. این پژوهش از نوع توسعه ای–کاربردی و با روش توصیفی–تحلیلی و رویکرد ترکیبی (کمی–کیفی) انجام شده است. داده ها از طریق منابع کتابخانه ای، مشاهدات میدانی، مصاحبه با متخصصان و پرسش نامه گردآوری شده و تحلیل آماری با آزمون فریدمن صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهند که عواملی مانند استفاده از متریال و بافت هماهنگ با هندسه بومی، بهره گیری از فرم های معماری سنتی ایرانی و کاربرد فناوری های ارتباطی و فضای مجازی در جذب کاربران، نقش مؤثری در شکل گیری حس تعلق، دعوت کنندگی، تعاملات اجتماعی و ارتقاء تجربه ی ذهنی کاربران ایفا می کنند. این پژوهش می تواند به عنوان الگویی برای طراحی فضاهای فرهنگی نوین متناسب با بستر اجتماعی و فرهنگی جامعه ی معاصر ایران مورد استفاده قرار گیرد.
۷۳۵.

منظر و سیاست (مفهوم شناسی ماهیت و ابعاد سیاسی منظرها)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۵۷
بیان مسئله: منظرها همواره نشانه یا ردپایی مرئی و نامرئی از ساختارهای قدرت در اختیار ما قرار می دهند. اقداماتی همچون برنامه های توسعه، برنامه های پایداری، سیاست های کشاورزی، برنامه های ملی و بین المللی و سیاست های پشت آن ها همگی شکل دهنده منظرها هستند. به همین واسطه، منظرها محل دائمی تعارضات و اختلافات هستند و همواره در معرض تغییرات مکرر و پیش بینی ناپذیر قرار داشته و تحت تأثیر عوامل بیرونی، منظرهای جدیدی ایجاد می کنند. بنابراین به نظر می رسد جنبه سیاسی که در مرکز همه روابط قرار دارد، در اغلب مطالعات منظر مورد بی توجهی قرار می گیرد. بنابراین به نظر می رسد شناخت محل این تعارضات و اختلافات به مثابه ماهیت «سیاسی» منظر، جهت اخذ تصمیمات در مورد تغییر در منظرها ضروری است. در این راستا، سؤال اصلی پژوهش آن است که ماهیت سیاسی منظر چیست؟ در چه ابعادی بروز می یابد و درک این ابعاد چگونه می تواند بر شکل دهی به منظرها (توسط طراح) تأثیرگذار باشد؟هدف پژوهش: هدف این پژوهش، بررسی و شناخت ماهیت سیاسی و مبتنی بر قدرت منظرها و در نهایت چگونگی تأثیرگذاری آن بر منظرهاست.روش پژوهش: این پژوهش از نظر ماهیت کیفی است و روش جمع آوری داده در آن مبتنی بر روش کتابخانه ای و جست و جو در پایگاه های داده داخلی و خارجی معتبر است که براساس بهره گیری از روش تحلیل محتوای گفتمان های مرتبط، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که ماهیت سیاسی منظر یعنی منظر نه صرفاً محل حضور نیروها، بلکه حاصل برخورد و حتی بعضاً تعارض نیروهاست. دموکراسی، تکثر ارزش ها، هویت های جمعی و فردی، شیوه های بازنمایی منظر، درک مفهوم مردم و در نهایت قدرت به عنوان ابعاد سیاسی منظر شناخته شدند که اگرچه همان تعاریف متداول نیستند ولی از آن ها برآمده اند. اگر طراح منظر می خواهد به ساخت «امرِ نو» که جوهر اصلی منظر است دست بزند، به گونه ای که تقلیدی نباشد، باید با چیدمانی بسازد که رابطه سلطنت و بردگی را به حداقل رسانده و امکان شمرده شدن نیروهای شمرده نشده را فراهم کند.
۷۳۶.

شهر انسانی: رویکرد مطالعاتی جدید برای ارزیابی زیست پذیری؛ نمونه موردی: منطقه 22 کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۴۸
زیست پذیری یکی از اصول راهنمای اصلی برنامه ریزی و سیاست گذاری شهری است که تعریف و ارزیابی آن به موضوع حیاتی پژوهش تبدیل شده است. همان طور که پیشرفت در توسعه اجتماعی-اقتصادی شتاب می گیرد، شرایط زندگی در مقیاس خرد نیاز به توجه فوری بیشتری دارد. تاریخ نسبتاً کوتاه مطالعات انجام شده در رابطه با زیست پذیری جوامع شهری نشان می دهد این مفهوم به علت گستره معنایی قابلیت این را دارد که با رویکردهای متفاوت و متنوعی مورد مطالعه و بررسی قرار بگیرد. پژوهش حاضر با هدف وضعیت ستجی زیست پذیری منطقه 22 کلان شهر تهران با رویکرد شهر انسانی انجام گرفته است. نوشتار حاضر از ازنظر هدف کاربردی و از حیث روش بررسی توصیفی- تحلیلی است. داده ها و اطلاعات موردنیاز پژوهش، به دو روش اسنادی (کتابخانه ای) و میدانی (پرسشنامه) گردآوری شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که زیست پذیری منطقه 22 پایین تر از حد متوسط است و محله ها از لحاظ زیست پذیری با رویکرد شهر انسانی در شرایط یکسان و همگونی قرار ندارند. در این بین، محله های دریاچه شهدای خلیج فارس، گلستان و زیبادشت به ترتیب با کسب بیشترین امتیاز ماباک (0/220)، (0/188) و (0/222) در جایگاه اول تا سوم و در مقابل مناطق هوانیروز، سروآزاد و شریف با کسب کمترین امتیاز ماباک (0/103-)، (0/136-) و (0/203) در جایگاه دهم تا دوازدهم قرار گرفتند. دربین ابعاد زیست پذیری بیشترین میزان شکاف در بعد کالبدی و کمترین برای بعد زیست محیطی است. فضای غالب زیست پذیری با رویکرد شهر انسانی بر محله های منطقه 22 در وضعیت متوسط و نامطلوب قرار دارد. به طوری که 16درصد مناطق در خوشه قابل قبول، 17درصد در خوشه قابل تحمل، 25درصد در خوشه متوسط، 25درصد در خوشه نامطلوب و 17درصد در خوشه غیرقابل قبول قرار گرفته بودند. مقدم بودن شهرنشینی بر شهرسازی، عدم شکل گیری کامل ساختار و سازمان فضایی، عدم توزیع نامناسب خدمات مسکونی، عدم تحقق پذیری کاربری های خدماتی و ابتناء به توسعه خودرو محور منطقه 22 در تقابل با توسعه انسان محور ، زیست پذیری آن را به سوی شرایط نامطلوبی سوق داده است.
۷۳۷.

تبیین رویکرد و فرایند هم آفرینی در صنایع دستی بومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۶۶
صنایع دستی بومی در شرایط کنونی نیاز به مطالعات عمیق از منظر روش ها و فرایند تولید دارد. در دنیای مدرن، هم آفرینی به عنوان الگویی علمی و نتیجه بخش در بسیاری از فعالیت های مشارکتی بین متخصصان مختلف مورداستفاده قرار می گیرد. به نظر می رسد این روش برای احیاء، حفظ و توسعهٔ یک هنر-صنعت محلی نیز مفید واقع شود. بر این اساس، پژوهش حاضر درصدد است فرایند هم آفرینی در صنایع دستی را با تأکید بر الگوی پیشنهادی سندرز و استپرز مورد بررسی قرار دهد. به بیانی دیگر، پژوهش حاضر مراحل و چگونگی مشارکت طراحان و صنعتگران صنایع دستی را برمبنای الگوی هم آفرینی تشریح خواهد کرد. مطالعهٔ حاضر از نوع کیفی و برمبنای روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شده است. داده ها نیز به روش کتابخانه ای و از منابع اینترنتی گردآوری شده اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که هم آفرینی در گام اول به عنوان یک ظرفیت برای ایجاد و انتقال دانش در حوزهٔ صنایع دستی، بین افراد و سایر صنایع عمل می کند. ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﺗﺠﺮﺑﯽ و داﻧﺸﯽ ﮐﻪ از ﻃﺮﯾﻖ این نوع ﻫﻤﮑﺎری ﺑﻪ دﺳﺖ ﻣﯽآﯾﺪ، ﻋﻨﺼﺮ ﻣﻬﻤﯽ در توسعهٔ ﺣﺮﻓﻪای فعالین این حوزه اﺳﺖ. هم چنین نتایج بیانگر آن است که طراحان این حوزه می توانند به عنوان رابطان تغییر عمل کرده و از ﻧﻈﺮ فنی، اقتصادی و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﺆﺛﺮ واقع ﺷﻮند؛ از طرفی صنعتگران نیز دانش تجربی و ضمنی خود را از این مسیر انتقال و گسترش خواهند داد. درنهایت، هم آفرینی ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ به عنوان رویکردی اﻟﻬﺎم بخش برای توسعهٔ صنایع دستی بومی بسیاری از مناطق ایران، مورداستفادهٔ ﺻﻨﻌﺘﮕﺮان و طراحان این حوزه قرار گیرد.
۷۳۸.

الگوهای رشد شهری و عوامل مؤثر حاکم بر آن در منطقه کلان شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۵۸
مناطق کلان شهری ایران به دلیل رشد سریع شهرنشینی الگوهای فضایی متفاوتی را تجربه کرده اند. در این میان، منطقه کلان شهری تهران نیز با رشد زیادی در خود کلان شهر و مناطق پیرامونی آن روبرو شده که به صورتبندی الگوهای فضایی خاصی در آن منجر شده است. از این رو، این مقاله به دنبال بررسی گونه های مختلف الگوهای رشد شهری و عوامل موثر حاکم بر آن است تا فهم بهتری از آن صورت گرفته و مسیر برای برنامه ریزی فضایی پایدار در منطقه باز شود. روش پژوهش کمی است و با استفاده از مدل اسلوث (SLEUTH)  و رگرسیون لجستیک الگوی فضایی رشد منطقه کلان شهری تهران و عوامل موثر حاکم بر آن طی سال های 2000 تا 2020 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که طی دو دهه اخیر مساحت نواحی شهری و زمین های بایر افزایش یافته و زمین های کشاورزی، مراتع و باغات با کاهش مواجه شده است. الگوهای رشد این منطقه خطی و لبه ای بوده و شبکه راه و شیب از عوامل تاثیرگذار بر این الگوهای فضایی بوده اند. ضرایب گسترش، انتشار و زایش احتمال کم تری را برای مرکز توسعه جدید و رشد خود به خود در منطقه مورد مطالعه نشان می دهد. در تغییرات نواحی ساخته شده فاصله از زمین های بایر، در تغییرات کاربری کشاورزی فاصله از راه های اصلی و در تغییرات اراضی بایر فاصله از زمین های کشاورزی بیشترین تأثیرگذاری را داشته اند.
۷۳۹.

تبیین ویژگی محیط های داخلی بر سلامت روان و رفتار شغلی پرسنل در فضای اداری (گستره واکاوی: مجموعه شهرداری کلان شهر تبریز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۴۴
در سطح جهانی، تأثیر ویژگی های محیط های داخلی بر سلامت روان و رفتار شغلی پرسنل، به عنوان یکی از موضوعات کلیدی در تحقیق های محیطی و روان شناختی مطرح است. به طورمشخص، پرسنل اداری بخش قابل توجهی از روز را در فضاهای کاری می گذرانند، به همین دلیل فراهم کردن محیطی سالم و دل پذیر از ابعاد جسمی و روانی، ضرورت قابل توجه است. هدف ازاین مطالعه وارسی تأثیر ویژگی های محیط های داخلی بر سلامت روان و رفتار شغلی پرسنل در فضاهای اداری مجموعه شهرداری تبریز و واکاوری اثرات آن بر بهبود شرایط کاری است. این پژوهش با رویکردی ترکیبی از روش های کمی و کیفی بوده و چارچوب اصلی آن برپایه روش توصیفی-تحلیلی است. در بخش کمی، جامعه آماری به مثابه پرسنل مجموعه شهرداری کلان شهر تبریز درنظر گرفته شد؛ 388نفر از پرسنل به صورت کاملاً تصادفی و برپایه فرمول-“COCHRAN”، انتخاب و پرسش نامه ای میان آن ها توزیع گردید. در بخش کیفی، چشم انداز حرفه ای از افراد متخصص با گستره بین رشته ای گردآوری شد. داده های گردآوری شده با نرم افزار-“SPSS”، و ضریب هم بستگی-“PEARSON”، واکاوی و در پایان با نرم افزار-“AMOS”، پردازش شدند. نتایج پژوهش حاکی ازآن است که میان ویژگی های کیفی محیط های داخلی و سلامت روان و رفتار پرسنل رابطه مثبت و مستقیمی وجود دارد و بی توجهی به نیازهای محیطی می تواند آثار نامطلوبی بر رفتار و انگیزه پرسنل بگذارد. درنتیجه، این مطالعه تلاشی برای دستیابی به درک عمیق تری از اهمیت محیط های داخلی در بهبود سلامت روان و احساس مطلوبیت شغلی پرسنل مجموعه شهرداری کلان شهر تبریز است. به کارگیری اصول صحیح در طراحی محیط های کار می تواند به ارتقای بهره وری، بهبود کیفیت زندگی شغلی و توانمندسازی منابع انسانی در فضاهای اداری بیانجامد و عملکرد کلی سازمانی را تحت تأثیر قرار دهد.
۷۴۰.

شناخت و تحلیل ابزارهای ارزیابی کیفیت محیطی، منظر و محوطه های بیمارستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۱۵۸
منظر و محوطه‌‌های بیمارستانی با‌وجود تاثیرگذاری مثبت فراوان بر سلامت جسمی و روانی بیماران و کارمندان خود، جایگاه درخوری در پژوهش‏های طراحی محیط بیمارستان‎ها ندارد. پژوهش در این حوزه درگرو شناسایی و ارزیابی صحیح از شرایط فعلی آن است. کمبود ابزارهای ارزیابی استانداردسازی شده -همچون پرسشنامه‏ها و چک‏لیست‏ها برای کَمی‏سازی نگرش و رفتار کاربران- مشکل را دوچندان می‏نماید. هدف اصلی پژوهش پیش‏رو، شناخت و تحلیل ابزارهای ارزیابی کیفیت کالبدی منظر بیمارستانی، کاستی‏ها و نقاط قوت آن‏ها است. در راستای دستیابی به هدف پژوهش، ابتدا با انجام مرور سیستماتیک در پایگاه‏های اطلاعاتی Scopus،PubMed و Web of Science، دوازده ابزار ارزیابی شناسایی شد. سپس ساختار، روش تولید، ابعاد موردسنجش و نحوه‏ی تأمین روایی و پایایی ابزارها مورد تحلیل قرار گرفت. ابزارهای شناسایی‏شده دارای ساختاری سلسله‏مراتبی با رویکرد ارزیابی ترکیبی (روان‏تنی و شناختی) هستند. درمجموع 13 بُعد کیفیت محیط در ابزارها مشخص شد. چهار بُعد «نوع فعالیت و استفاده»، «امکانات رفاهی و مبلمان»، «فضا و چیدمان آن» و «ایمنی محیط»، بیش‏ترین گویه‏ها را در هر ابزار شامل می‏شوند که مبنای امتیازدهی به گویه‏ها به‌صورت مشاهده‏ای و بر اساس ادراک کاربر از قابلیت محیط در تأمین این ابعاد هستند. تمامی ابزارها روایی محتوایی قابل قبولی دارند، اما گزارش آزمون‏های پایایی و روایی ساختاری برای تمامی ابزارها در دسترس نیست. عدم توجه به بحث گونه‏شناسی منظر در روند تولید ابزارها، باعث ضعف در قابلیت اجرا آن در طیف وسیعی از مراکز درمانی می‏شود. همچنین نبود تعریف استاندارد از منظر و محوطه بیمارستانی و کاربست آن در ابزارها، سبب مشکل در تکرارپذیری ابزار و مقایسه بین یافته‏های ابزارها با هم می‏شود. همچنین کاستی­هایی در ارتباط با ساختار گویه‏ها، چندبعدی بودن گویه‏ها، محدوده و مبانی نظری، تعیین مدت‌زمان لازم برای آموزش ارزیاب و انجام ارزیابی توسط وی، نشان می­دهند. یافته‏های این پژوهش نشان از ضرورت توسعه ابزارهایی جدید با پایه نظری قوی­تر همراه با گزارش‏هایی از میزان پایایی و ثبات نتایج دارد. ابزار H-GET به‌عنوان الگوی اولیه برای تولید ابزارهای آتی می‏تواند استفاده شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان