ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۸٬۵۱۷ مورد.
۴۱.

از چوپانان کویر تا آتابای: ملودی پردازی حسین علیزاده در موسیقی فیلم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۷
این مقاله بر پایه مطالعه دقیق فواصل ملودیک و هم چنین کارکرد موسیقی در ارتباط با تصویر، با روش توصیفی تحلیلی، گرایش ها و ویژگی های ملودی پردازی حسین علیزاده در آثار بلند سینمایی را تبیین می کند. خطوط ملودیک در آثار بلند سینمایی او، عموماً مجموعه ای از خصوصیات به کارگیری فواصل، آلتراسیون غیر مدولاسیونی درجات مد و تأکیدات تتراکوردی یا ترایکوردی در جملات را در برمی گیرد که منجر به ایجاد تشابهات ساختاری متمایز در ملودی پردازی او می شود. فواصل پرتکرار نیم پرده و تریتون در نگاه افقی و عمودی و همچنین آلتراسیون درجات مد در جهت برجسته سازی فاصله دوم کوچک، جزو گرایش ها شاخص علیزاده در ساخت خطوط ملودیک است. ایجاد حل یا گرایش نیم پرده ای درجه دوم به تنیک برگرفته از مد فریژین و به کارگیری فاصله نیم پرده ای، به ویژه در پایان بندی عبارات و جملات ملودیک، منجر به ایجاد اشتراکات نمایشی در سکانس های با مضمون مشابه می شود. فواصل دوم کوچک و تریتون نه تنها بین نت های متوالی ملودیک، بلکه گاهی به شکل متقاطع، غیر مجاور و بین خطوط مختلف به شکل عمودی نیز خودنمایی می کنند. این مقاله با تمرکز بر آثار سینمایی علیزاده، از فیلم چوپانان کویر تا آتابای در دو بخش به تحلیل ملودی پردازی و کارکرد آن می پردازد. در بخش نخست، با تمرکز بر عناصر ملودیک، تعلیقات آلتراسیونی و اهمیت فواصل مذکور در خطوط ملودیک بررسی می شود و در بخش دوم، به طور مختصر به مضامین مشابه و کارکرد نمایشی آن اشاره خواهد کرد.
۴۲.

جنبه های نمایشگری میدان توپخانه در دوران قاجار به عنوان صحنه نمایش با نظر به آرا هانا آرنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۷
میدان توپخانه ازجمله میدان های شهر تهران است که با کنشی نمادین توسط حکام قاجار هم زمان با توسعه کالبد شهر، شکل می گیرد. در این مسیر، میدان توپخانه به واسطه استقرار توپ هایی که نمادی از قدرت و اقتدار زمانه به شمار می روند به لحاظ کالبدی، میدانی سیاسی-نظامی تلقی می شود؛ این فضای وسیع به سرعت تبدیل به مکانی برای دیدن و دیده شدن می شود و کاربرد و کارکرد مکانِ میدان تغییر می کند و کاربردهایی همسان با صحنه نمایش پیدا می کند و در این مکان، مردم در نقش بازیگران و تماشاگران زندگی روزمره خود را دیگرگون به نمایش می گذارند. این روند مکانِ میدان را به مکانی برای نمایشگری اقتدار حکومت تبدیل می کند و معنایی فراتر از میدان پیدا می کند. در نظر هانا آرنت، میدان ، مکانِ مناسبی برای تعامل کنش های سیاسی-نمایشی انسان است. این عرصه در بسیاری از جوامع شرایط را برای آشکار شدن کنش های نمایشگری مهیا می سازد؛ به تعبیری هرگاه آرنت در حال سخن گفتن از سیاست است؛ او در حال بازسازی واقعیت ها و ویژگی های تئاتری انسان است. ازاین رو، در این پژوهش تلاش بر آن است که به روش توصیفی-تحلیلی به کنش های نمایشگری موجود در میدان توپخانه پرداخته شود و این نتیجه به دست آید که فعالیت های نمایشگری در میدان منجر به تبدیل آن به مکان ِ اجرا و در نهایت تغییر کاربری میدان می شود.
۴۳.

میدان دید به مثابه قلمروی قدرت؛ بازنمود سازوکارهای نظارت پلیسی در کلانشهر مدرن: نمونه موردی فیلم های روز شیطان (1373) و دست شیطان (1360)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۲۵
سینمای نظارت به عنوان یک مسیر مطالعاتی در حال گسترش در پژوهش های آکادمیک، با تکیه بر نظریات میشل فوکو، به بررسی زیباشناسی نظارت و منطق های جدید بازنمایی در سینما می پردازد. پژوهش حاضر با تمرکز بر دو فیلم روز شیطان (۱۳۷۳) و دست شیطان (۱۳۶۰) از سینمای ایران به بررسی بازنمود نظارت پلیسی و مکانیزم های کنترل در روایت این آثار می پردازد. برای این منظور در ابتدا، چهارچوب نظری گفتمان نظارت بر پایه اندیشه های فوکو و مفهوم پان اپتیکون تشریح شده و سپس رابطه میان مدیوم سینما و پدیده نظارت از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار می گیرد. سپس هر فیلم به طور جداگانه مورد مطالعه قرار می گیرند با تمرکز بر نحوه بازنمایی نظارت سراسربینانه، نقش فناوری های بصری، فضاهای کلانشهری و پیچیدگی های هویتی چالش برانگیز. یافته های پژوهش نشان می دهد که این دو اثر به عنوان نمونه هایی از سینمای نظارت، رابطه پیچیده میان فناوری، قدرت و هویت را در بستر سیاسی   اجتماعی به تصویر می کشند.
۴۴.

بررسی مفاهیم هویت و تبعیض از منظر اینترسکشنلیتی در شخصیت پردازیِ نمایشنامه عرق اثر لین ناتج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۳
اینترسکشنلیتی نظریه و رهیافتی عملی است که از یک­سو در مطالعات انتقادی نژاد و از سوی دیگر در مطالعات فمینیستی ریشه دارد و اکنون به‌طور گسترده در رشته‌های مختلف ازجمله تحلیل درام به کار گرفته می‌شود. این نظریه به ما یادآوری می‌کند که هویت افراد فقط از یک شاخصۀ هویتی ساخته نمی­شود، بلکه از مجموعه‌ای از عوامل مختلف نظیر جنسیت، نژاد و طبقۀ اجتماعی شکل می‌گیرد که گاهی تعامل و تأثیر­پذیری متقابل این عوامل می­تواند در جامعه­ای نابرابر به شکل‌گیری تبعیض­های اینترسکشنلی منجر شود که تجربه­ای منحصر­به­فرد به شمار می‏رود. اینترسکشنلیتی به­عنوان رویکردی در تحلیل درام لنزی برای درک بازنمایی شخصیت­ها با هویت­های چندگانه در میان تبعیض­های درهم­تنیده فراهم می­آورد. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش برآمده است که مفاهیم هویت و تبعیض اینترسکشنل در شخصیت­پردازی نمایشنامۀ عرق چگونه نمود می­یابد؟ یافته­های این پژوهش نشان می­دهد لین ­ناتج در نمایشنامۀ عرق با شخصیت‏پردازی اینترسکشنل و با برجسته ­کردن تعامل و تأثیر متقابل انواع تبعیض نظیر تبعیض‌های­ جنسیتی، نژادی و اقتصادی در بازنمایی هویت­های چندگانه کارگران جامعه­ای روبه‌زوال و تبعیض­های درهم­تنیده مرتبط با این هویت­ها کوشیده است، نیز نقش قدرت را­ در شکل­گیری این تبعیض­ها درون حوزه­های درهم­تنیده آن منعکس کرده است. تعیین زمینه­های اجتماعی با تمهیداتی نظیر ذکر اخبار و وقایع مستند که ارائه نابرابری اجتماعی را به شکلی رابطه­مند در جامعه­ای مشخص ممکن کرده از ویژگی­های دیگر این نمایشنامه پیچیده و عمیق است؛ نابرابری که نه ناشی از عاملی منفرد بلکه شکل‏گرفته از عواملی متعدد است. ضرورت عدالت اجتماعی نیز از طریق نشان­دادن پیامدهای نادیده‌انگاری شخصیت‌های حاشیه‌نشین به­ویژه در ارتباطِ دیگر شخصیت­ها با اسکار و عاقبت استن برجسته می­شود و همۀ این موارد از موضوعات محوری در نظریۀ اینترسکشنلیتی به شمار می‏رود.
۴۵.

مطالعه تحلیلیِ رئالیسمِ پسااستعماریِ برسازنده مفهوم سیاه باوریِ فرانتس فانون در نمایشنامه مویزی در آفتاب اثر لورن هنزبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۶
مطالعات پسااستعماری چتر واژه ای است برای مجموعه بزرگی از تلاش های محققانه ای که پژوهشگران در سراسر عالم انجام داده اند تا در حوزه های مختلف علوم انسانی به درکی درست از جهانِ استعمار و پس ازآن برسند. این رویکرد در نقد و نظریه ادبی شاید بیش از هر حوزه ای نمود و تأثیر داشته و در این پژوهش نیز سعی شده است بر اساس این رویکرد نشان داده شود که چگونه سه مفهوم مهم در نظریه سیاه باوری فرانتس فانون که از نظریه پردازان مهم مطالعات پسااستعماری است، یعنی بیگانگی استعماری، آگاهی مضاعف و خشونت استعماری در نمایشنامه مویزی در آفتاب ، اثر لورن هنزبری، نمایشنامه نویس سیاه پوست آمریکایی-آفریقایی، از دل نوعی رئالیسم پسااستعماری برساخته می شود. این پژوهشِ توصیفی-تاریخی، مبانی نظری خود را از آرای فانون برگرفته است و مورد مطالعاتی خود یعنی نمایشامه مویزی در آفتاب را بر مبنای مفاهیم بنیادی فانون تحلیل تماتیک می کند و بر این باور است که هنزبری، سنت ناتورالیستیِ حاکم بر ادبیات نمایش آمریکا در زمانه خود را به نفع نوعی سیاه باوریِ مبارزه جویانه پس می زند و این امر به مدد بهره جویی از نوعی رئالیسم پسااستعماری در فرم و تبیین بطنی مفاهیم سیاه باوری در ویژگی های تماتیک متن ممکن شده است.
۴۶.

تحلیل پدیدارشناختی دفرمگی بدن در بوتوهای هیجیکاتا تاتسومی: با خوانشی بینارسانه ای از تأثیرات زیبایی شناختی نقاشی های فرانسیس بیکن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۵
این پژوهش به بررسی چگونگی بازتاب مفهوم دفرمگی در بوتوهای تاتسومی هیجیکاتا با تأثیرپذیری از نقاشی‌های فرانسیس بیکن می‌پردازد. در فضای پس از جنگ جهانی دوم، هنرمندان ژاپنی ازجمله هیجیکاتا در جست‌وجوی بازتعریف هویت خویش، بدن را به‌عنوان رسانه‌ای برای بیان تجربیات جمعی و فردی موردتوجه قرار دادند. هیجیکاتا با خلق اجراهایی مبتنی بر دفرمگی بدن، مفاهیمی چون زوال، سقوط و فروپاشی را بازنمایی کرد، درحالی‌که فرانسیس بیکن نیز در نقاشی‌های خود با تحریف فیگورهای انسانی به بیان مفاهیم مشابهی پرداخته بود. این پژوهش با هدف تحلیل تطبیقی دفرمگی در بوتوهای هیجیکاتا و نقاشی‌های بیکن و با روش تحلیل بینامتنی انجام شده است تا نحوۀ انتقال این مفاهیم مشترک از رسانۀ تصویری به اجرای زنده را واکاوی کند. سؤال اصلی این است که نقاشی‌های بیکن چگونه بر بازنمایی دفرمگی در بوتوهای هیجیکاتا تأثیر گذاشته‌اند. برای پاسخ به این سؤال، دو نمونه از نقاشی‌های بیکن موجود در بوتوفوهای هیجیکاتا و صحنه‌ای از اجراهای او موردبررسی قرار گرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهند که هیجیکاتا نه به تقلید مستقیم، بلکه به اقتباس از مضمون دفرمگی در قالب بدن‌مندی پرداخته است. هر دو هنرمند با گریز از روایت‌های کلاسیک و شکستن فرم‌های ازپیش‌تعیین‌شده، در پی بیان حقیقتی مبهم و غیرقابل تعیّن بوده‌اند. نتایج پژوهش حاکی از ارتباط معنادار بین نقاشی‌های بیکن و اجراهای هیجیکاتا است و نشان می‌دهد که بوتوفوها به‌عنوان نقطۀ آغازینی برای کشف بدن‌های دفرمه و بازتعریف هویت ژاپنی پس از جنگ عمل کرده‌اند. در سطح تکنیک‌های هنری، پژوهش نشان می‌دهد که هیجیکاتا در فرآیند انتقال مفاهیم بصری به عرصۀ اجرا، از سه مکانیسم اصلی بهره برده است: ترجمۀ ساختاری (تبدیل ترکیب‌بندی بصری به روابط بدنی)، گسترش فضایی (تعمیم دفرمگی از چهره به کل بدن) و تحول زمانی (تبدیل لحظۀ ثابت نقاشی به فرآیند پویای اجرا). این مطالعه بر اهمیت رویکرد تطبیقی در تحلیل تأثیرات میان‌رشته‌ای در هنرهای اجرایی تأکید دارد و گویای آن است که دفرمگی در هر دو رسانه، وسیله‌ای برای بیان وضعیت انسانی در مواجهه با بحران‌های وجودی بوده است.
۴۷.

تحلیل تطبیقی شیوه های پیشنهادی آفرینش موسیقی ایرانی در آثار مکتوب فرهاد فخرالدینی و شریف لطفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۹۲
برخی از آهنگسازانِ ایرانی پس از تحصیل تعالیمِ آهنگسازیِ موسیقیِ کلاسیکِ غرب و باتوجّه به نوع شناختشان از ویژگی های موسیقیِ ایرانی، به خلق آثاری پرداخته اند. در این میان فرهاد فخرالدینی و شریف لطفی روش هایی را جهتِ آفرینشِ اثری موسیقایی بر اساسِ موسیقیِ ایرانی به صورت مکتوب ارائه کرده اند. پژوهش حاضر از نوع کیفی و با روش توصیفی تحلیلی با بهره گیری از روش اسنادی و مطالعه ی نظام مند منابع کتابخانه ای، الکترونیکی  و مصاحبه، به تحلیل و تطبیقِ شیوه ها و استخراج شباهت ها و تفاوت هایی که این دو در شیوه های پیشنهادی آفرینش خود ارائه کرده اند، پرداخته شده و این دیدگاه ها با دیدگاه سایر افراد در این حوزه ها مقایسه شده است. نتایج نشان می دهد که واژه ی آفرینش نزد فخرالدینی و لطفی با دو تعبیر استفاده شده است: 1. وجود خلاقیت در ساخت اثر و 2. تأکید بر تمایز میانِ شیوه ی ساخت اثر بر اساسِ موسیقیِ فرهنگ های غیراروپایی با اروپایی. هم چُنین ترکیبِ موسیقیِ ایران نیز با دو تعبیر به کاربرده شده است: 1. استفاده از مُتیف و گوشه ها که در ردیف موسیقی ایران آمده است و 2. استفاده از گام های مستخرج از ملُدی های موسیقی دستگاهی و محلی ایران. با توجه به پاسخ مصاحبه شوندگان درباره ی ملُدی، بافت (هارمنی و کنترپوآن)، فرم و ریتم، هر دو بدون درنظرگرفتن مواردی که از عناصر موسیقی ایرانی استفاده می کنند، روشی متفاوت با شیوه ی آفرینش در موسیقی غربی ارائه نکرده اند.
۴۸.

مؤلفه های تئاتر بی واسطه پیتر بروک در اجرای آثار شکسپیر بر اساس مفهوم اکنونیت در نظریات یان کات؛ مطالعه موردی: اجرای نمایش های طوفان و هملت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۷۰
پیتر بروک به عنوان کارگردان تئاتر، دایره ای از تجربیات وسیع و متنوع و گاه متضاد را داراست که همین تجربیات به معرفی تئاتر بی واسطه می انجامد. این پژوهش به بررسی آرای یان کات در باب کیفیتِ معاصرِ شکسپیر می پردازد که تأثیر به سزایی در تغییر نگاه کارگردانانی مانند بروک به شکسپیر در قرن بیستم داشت، نگاهی که معاصرسازی و یافتن اکنونیت معاصر در این آثار را گوشزد می کند. سپس به بررسی و تحلیل عناصر تئاتر بی واسطه و شیوه های بروک با توجه به اجراهایش از آثار شکسپیر پرداخته می شود. در این مقاله که به روش توصیفی - تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات اسنادی با مطالعات کتابخانه ای تدوین شده است، دو نمایش طوفان و تراژدی هملت، که هر دو در دوره تئاتر بی واسطه به صحنه رفته اند، به عنوانِ مطالعه موردی بررسی می شوند. فرضیه اصلی در این پژوهش آن است که پیتر بروک در کارگردانانیِ آثار شکسپیر تحت تأثیرِ دیدگاهِ یان کات پیرامونِ اکنونیت قرار داشته است. در نتیجه مقاله تأکید می شود که تمهیدات و شیوه های بروک در اجرایِ نمایش های طوفان و هملت، نشان می دهد که چگونه می توان فاصله تاریخی ایجاد شده میان مخاطب و متن کلاسیک را از میان برداشت.
۴۹.

عناصر پست دراماتیک در نمایشنامه های چرمشیر: کاربرد رویکرد له مان درهمه چیز میگذرد تو نمی گذری وشاهزاده اندوه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۵۴
پژوهش حاضر یک مطالعه کاربردی-توصیفی و تحلیلی است که با اتکا به چارچوب نظری تئاتر پست دراماتیک هانس تیس له مان، به بررسی و تحلیل جلوه های این رویکرد در دو نمایشنامه همه چیز می گذرد، تو نمی گذری و شاهزاده اندوه نوشته محمد چرمشیر می پردازد. هدف اصلی این پژوهش، ارائه یک رویکرد نوین برای خوانش و تحلیل نمایشنامه های نوگرا در ایران است. تئاتر پست دراماتیک ، برخلاف بسیاری از نظریات متمرکز بر اجرا، امکان تحلیل متن را نیز فراهم می کند. له مان در کتاب خود، با معرفی ویژگی های سبک شناختی این تئاتر، اجراهایی را در این حوزه بررسی می کند که وجه اشتراک اصلی آن ها ضعیف شدن ارتباط میان تئاتر و درام است. این تحقیق، شیوه های بیانی تئاتر پست دراماتیک را که در نمایشنامه های مذکور به کار رفته اند، شناسایی و تحلیل می کند. نتایج نشان می دهند که در شاهزاده اندوه از شیوه «مونولوژی» استفاده شده است که در آن، روایت شخص محور به صورت بازتابی از کنش های نمایشی در ذهن راوی ارائه می شود. همچنین، در نمایشنامه همه چیز می گذرد، تو نمی گذری ، شیوه غالب بیان، «کول-فان» است که با کنار هم قرار دادن ارجاعات، اشارات و شوخی های کوتاه و سریع به سینما و موسیقی پاپ، ویژگی های این نوع تئاتر را نمایان می سازد.
۵۰.

پیدایش درام رمانتیک و نخستین جلوه خودآگاهی به آن در ادبیات نمایشی ایران: سرنوشت پرویز از علی محمدخان اویسی و شیدوش و ناهید از میرزا ابوالحسن خان فروغی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۲۲۹
موضوع این مقاله تبیین پیدایش درام رمانتیک در تاریخ ادبیات نمایشی ایران و شناخت نخستین مولفه های آن است که به لحاظ تاریخی، ابتدا در نمایشنامه سرنوشت پرویز علی محمد خان اویسی بروز و ظهور پیداکرد؛ اما با وجود مولفه هایی چون ادبیات غنایی، امر خیال انگیز، دوپارگی سوژه و میهن دوستی در نخستین نمایشنامه رمانتیک نام برده و همچنین در آثار نمایشنامه نویسان پس از اویسی، به کار رفتن لفظ رمانتیک برای این آثار مرسوم نبود و یا خودآگاهی نسبت به آن وجود نداشت تا اینکه نخستین بار ابوالحسن خان فروغی در دیباچه اثر خود با نام شیدوش و ناهید از لفظ «سبک رمانتیک» استفاده می کند و اثر خود را ذیل رمانتیسم به مثابه نمودی از تجدد ادبی صورت بندی می نماید. قابل ذکر است که ضرورت این پژوهش، در دستیابی به شناخت بنیاین های فکری در جهت شکل گیری ادبیات نمایشی در ایران نهفته است. زیرا مسئله این است که نشان دهیم مهمترین پدیده ادبی در جنبش های فکری دوران مدرن، در ایران چگونه آشکار گشت و سیردگرگونی خود را پیش برد. برای تبیین موارد یاد شده، از مبانی نظری رمانتیسم های اولیه که فردریک بیزر آن را صورت بندی کرده است، بهره خواهیم برد، تا بتوانیم از طریق آن حدود رمانتیسم در ایران را مشخص نماییم.
۵۱.

هملتی همواره ناممکن بررسی تطبیقی جهان های متنی در نمایشنامه های هملت و هملت ماشین با تکیه بر بوطیقای شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۱۳
علاوه بر آثار پژوهشی فراوانی که درباره نمایشنامه هملت اثر ویلیام شکسپیر نوشته شده و همچنان نوشته می شود، اجراهای صحنه ای، اقتباس های ادبی، تئاتری و سینمایی بسیاری نیز از این اثر صورت گرفته است و می گیرد. معدودی از این اجراها و اقتباس ها نسخه هایی بدیل از نمایشنامه و ماجرای خون بار این شاهزاده رنسانسی را به تصویر می کشند. نمایشنامه هملت ماشین اثر هاینر مولر یکی از این آثار است که در آن بازیگری که سابقاً در نقش هملت «پشت به ویرانه های اروپا با امواج شروور می گفته» از ادامه بازی در این نقش سر   بر   می تابد و در قالبِ هنرمندی معترض و پرخاشگر نسخه ای عملگرا از این شخصیت ارائه می دهد. این عملگرایی یکی از «جهان های ممکن بدیل» را نسبت به متن شکسپیر به عنوان «جهانی واقعی» بازنمایی می کند. درواقع، نمایشنامه هملت ماشین از خوانش و شناختی بسیار دقیق از نمایشنامه هملت ، و نیز، برخی دیگر از آثار شکسپیر، ازجمله ریچارد سوم و مکبث ، و نیز، مطالعه نوشته های انتقادی پیرامون هملت حاصل شده است. به ویژه، رادیکالیسم و بی پروایی هملتِ مولر شباهتی بسیار با ریچارد دارد. نمایشنامه هملت ماشین حاوی تعدادی جهانِ ممکنِ جایگزین برای جهانِ نمایشنامه هملت است؛ وضعیت هایی که در آن، هملت نه شاهزاده ای در لفافه گو، درون گرا و مردد، که رک، برونگرا و عملگراست و دست به اقدام می زند. نظریه جهان های ممکن یکی از نظریه های مهم مرتبط به نظریه جهان های متن در بوطیقای شناختی به حساب می آید. این مقاله، به صورت توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، نمایشنامه هملت ماشین را با تکیه بر نظریه جهان های متن و نظریه جهان های ممکن بررسی کرده، نشان می دهد که جهان بازنمایی شده در نمایشنامه موردنظر بیش تر جهانی غیرممکن است زیرا بر عناصری نقیضه نما بنا می شود. از این منظر، به رغم عمل گراییِ این هملت، در این نمایشنامه نیز با وضعیتی تراژیک مواجه ایم. درحقیقت، با در نظر گرفتن گرایش های عصیانگر نسل امروز، چندان جای شگفتی نیست اگر شاهزاده دانمارکی در روزگار کنونی علیه عموی غاصب خود بشورد؛ به ویژه اگر با همتای رنسانسی اش در عصر ویکتوریا مقایسه شود. این ایده را می توان در طیفی وسیع از آثار همچون دلدادگی فدرا نوشته سارا کین و روز مرگ در داستان هملت اثر برنار-ماری کلتس نیز مشاهده کرد. با این حال، درنهایت همان خواهد شد که فورتینبراس در دربار دانمارک دید.
۵۲.

بازنمایی استعارۀ مفهومی «زندگی به مثابه سفر» در آثار کیارستمی؛ نمونۀ موردی: بررسی سه فیلم «خانۀ دوست کجاست»،«زندگی و دیگر هیچ» و«زیر درختان زیتون»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۱
استعاره مفهومی «زندگی به مثابه سفر» یکی از بنیادی ترین ابزارهای شناختی برای درک تجربیات انسانی است که در آثار هنری و ادبی ازجمله سینما به کار گرفته می شود. این پژوهش به بررسی نشانه های زبانی این استعاره و طرح واره های تصوری نظیر حرکتی، حجمی و قدرتی در سه فیلم برجسته عباس کیارستمی خانه دوست کجاست ، زندگی و دیگر هیچ ، و زیر درختان زیتون می پردازد. بدین منظور با تکیه بر نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسون (1980) نگاشت های استعاری مانند مقصد، مسیر، موانع، همراهان، راهنماها، بازگشت و سرگردانی در هر فیلم شناسایی و چگونگی ایفای نقش این الگوهای ذهنی در ساختار روایت و تصویرسازی فیلم ها بررسی شده اند. تحلیل متن زبانی فیلم های منتخب نشان می دهد استعاره «زندگی به مثابه سفر» نه تنها در ساختار داستانی و شخصیت پردازی حضور دارد، بلکه در عناصر بصری، فضاسازی و دیالوگ ها نیز به شکلی عمیق و تأثیرگذار بازنمایی شده است. همچنین فراوانی طرح واره حرکتی در مقایسه با طرح واره های حجمی و قدرتی در فیلم های منتخب می تواند نشانگر به کارگیری مفهوم حرکت و کنش فیزیکی به عنوان زبان سینمایی و استعاره ای برای جست وجوی معنای زندگی، مواجهه با واقعیت و عبور از بحران ها بوده و تماشاگر را با تجربه چندوجهی از زمان و فضا در وضعیت تعلیق و عدم قطعیت قرار دهد که حاصل نگاه فلسفی و زیباشناسانه کیارستمی به روایت و سینماست  و مخاطب را وارد فرایند فعال مشارکت در تفسیر روایت و پیوند با واقع گرایی نموده و به بازاندیشی در مورد مسائل بنیادی مانند عشق، مرگ، بازسازی و جست وجوی معنا دعوت می کند.
۵۳.

سیر تحول وام واژۀ جاز در موسیقی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۲۴
سابقه استفاده از وام واژه ها در ایران به سال ها قبل بازمی گردد و نمونه هایش خصوصاً در موسیقی، فراوان استفاده می شود. این در حالی است که میان وام واژه های غربی، «جاز» سرنوشت متفاوتی را تجربه می کند و بستر تأویل های گوناگونی می شود. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر مکتوبات، به بررسی تحول مفاهیم مرتبط با جاز می پردازد؛ همچنین به دنبال شناسایی عواملی است که پیدایش تفسیرهای ناهمگون از این وام واژه را طی فرگشت موسیقایی تسهیل می کند. یافته ها نشان می دهد از بحبوحه مدرن سازی و غربی سازی در ایران تاکنون، واژه جاز پنج مفهوم متفاوت را نمایندگی می کند که اغلب آن ها در گذر زمان با اصطلاحات دیگری جایگزین می شوند. مواردی همچون آمریکاستیزی، سنت گرایی، ذهن گرایی، فقدان حمایت منسجم سازمانی و دانشگاهی و همچنین غرابت های موسیقایی، امکان بروز روایت های ناهمخوان و گاه متناقض از این وام واژه را پدید می آورد. «جاز ایرانی» با وجود تغییر کارکرد، تنها اصطلاحی است که در ادبیات موسیقی ایران طی بازه های پیش و پس از انقلاب اسلامی باقی می ماند. با توجه به اهمیتِ موسیقی موسوم به جاز ایرانی در سال های پیش از انقلاب، در بخشی از تحقیق حاضر، مقایسه این موسیقی با جاز آمریکایی مورد پژوهش قرار می گیرد و نتایج وجود پاره ای همپوشانی های فنی میان دو موسیقیِ مذکور را نشان می دهد.
۵۴.

تحلیل تطبیقی بازنمایی بصری شخصیت های شرور و ضد قهرمان: مطالعه موردی انیمیشن های «کوکو» و «پسر دلفینی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۷
در این پژوهش که با هدف شناخت شیوه ها و ضوابط پرداخت کاراکترهای شرور و ضدقهرمان، نگارش شده، تلاش بر این است تا وجوه اساسی و کمتر بررسی شده ساخت و پرداخت شخصیت های ضدقهرمان و شرور در دو انیمیشن از دو کشور امریکا و ایران بررسی شوند. وجود دو شخصیت قهرمان کودک و عدم رستگاری شرورها در این انیمیشن ها دلیل انتخاب این موضوع است. سؤال این پژوهش آن است که الگوهای تکرارشونده شخصیت شرور و ضدقهرمان در تولیدات مقطع زمانی حاضر، انیمیشن ها چیست و این الگوها در دو انیمیشن کوکو و پسر دلفینی چگونه بازنمایی شده اند؟ این پژوهش کیفی است که پس از جمع آوری اطلاعات با توجه به آرت بوک ها و مراجعه به انیمیشن های ذکرشده نتیجه آن به شیوه توصیفی تحلیلی ارائه شده و داده های آن با استناد به مطالعات کتابخانه ای و منابع الکترونیکی به دست آمده است. بر اساس یافته های این پژوهش، الگوهای تکرارشونده برای شرورها، صورتی با قالبی مثلث شکل برای القاء خطر است و ضدقهرمان ها معمولاً از نظر آناتومی بزرگ تر از قهرمان هستند. با مقایسه دو انیمیشن هر دو شرور اصلی یعنی دلاکروز و پیرمرد غریبه، مخفی و دسیسه گرند و ضدقهرمان هر دو انیمیشن مردانی حمایتگر، اما با ویژگی های ظاهری متفاوت اند.
۵۵.

محیط یادگیری نمایش خلاق: تحولی در توسعه مهارت های ارتباطی در عصر متصل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۷
در عصر جدید برای موفقیت های اجتماعی، تحصیلی و شغلی باید به مهارت های ارتباطی در محیط های جذاب یادگیری، توجه ویژه ای شود. مهارت های ارتباطی با قابلیت هایی؛ چون اظهارنظرهای جمعی، احساسات یا اتفاقاتی که در اطرافتان رخ می دهد، یکی از موارد ضروری در زندگی  به سبک جدید است. محیط یادگیری نمایش خلاق از محیط های یادگیری است که در محیط های رسمی و غیررسمی نقش حیاتی در ارتقای مهارت های ارتباطی؛ همچون شنیدن، حرف زدن، مشاهده، همدلی و تعامل چهره به چهره داشته است. هدف پژوهش حاضر بررسی کاربرد محیط یادگیری نمایش خلاق در بهبود مهارت های ارتباطی و بررسی ابعاد مختلف آن است. این پژوهش از نظر هدف از نوع پژوهش های کاربردی و از نظر ماهیت داده ها از نوع پژوهش های کیفی می باشد که به روش مرور نظام مند و با مدل پریزما انجام شده است. کلمات کلیدی این پژوهش در پنج پایگاه داده جی استور، پرو کوئست، وب آو ساینس، پایگاه داده مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی بررسی گردید.  در ادامه 173 مقاله مرتبط با موضوع به دست آمد که درنهایت تعداد 18 مقاله طبق معیار ها بِتِن، جهت توصیف، تحلیل و استنتاج انتخاب گردید. تحلیل پژوهش های انتخاب شده بر اساس معیار های مورد نظر نشان می دهد که محیط یادگیری نمایش خلاق باعث فعال شدن یادگیرندگان، ارتقای فعالیت های گروهی، تقویت درک شنیداری، تقویت مهارت های گفتاری، پردازش سریع اطلاعات، یادگیری معنادار، توسعه اعتمادبه نفس، بهبود نگرش و افزایش موفقیت تحصیلی فراگیران می شود. البته در مقالات برگزیده به چالش هایی نیز اشاره شده است که می توان به زمان بر بودن و عدم آشنایی مربیان اشاره نمود؛ بنابراین کاربست علمی و منطقی محیط یادگیری نمایش خلاق به عنوان یک محیط اثربخش و پویا در کنار سایر محیط ها می تواند باعث ارتقای مهارت های ارتباطی در نظام تعلیم وتربیت شود؛ لذا سیاست گذاران حوزه تعلیم وتربیت می توانند از این قابلیت محیط یادگیری نمایش خلاق در برنامه ریزی ها و تدوین اسناد بالادستی جهت ارتقای مهارت های ارتباطی نیروی انسانی آینده کشور استفاده نمایند.
۵۶.

بازگشت به خویشتن اسلامیِ روشنفکران دینی و تئاترِ مکتبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۴
تشیع که در طی صد   سال اخیر، با توجه به تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، خواستار جایگاه والاتری در عرصه سیاست و اجتماع بوده، به همت کنشگری روشنفکران دینی به صورت مبارزه جویانه تری به میدان سیاست ورود کرده است. جریان روشنفکری دینی دهه1350با خوانش متفاوت از اسلام، خواهان بازگشت به اسلامی است که نمایندگانش روشنفکران مبارز و انقلابی های اصیل بومی هستند. روند روبه رشد حرکت مذهب به درون جامعه و سیاست، و سیاسی شدن دین، لزوم به کارگیری تئاتر را برای این پیشروی توجیه می کند. درواقع به کارگیری تئاتر و نگارش متن ادبی و نمایشی، برای عرضه دین در ساحت های اجتماعی و سیاسی، از مهم ترین گزینش های روشنفکران دینی در این فرآیند، بوده است. مسئولیت اجتماعی سیاسی تئاتر در نزد روشنفکران دینی، ایجاد احساساتِ توده در یک فضای آشتی ناپذیر با حکومت پهلوی است. بر پایه چنین فهمی می توان توضیح داد چگونه ابوذر صحابی پیامبر، که در آثار شریعتی به ابوذری سوسیالیست با مسئولیت یک مصلح اجتماعی تبدیل شده بود به عنوان یک کاراکتر نمایشی، وارد حوزه تئاتر می گردد. این پژوهش با توجه به نظریه بنیادگرایی دینی گابریل آلموند و همکاران و تئوری ارتباط بنیادگرایی با ادبیات اکسل استهلر، کلاوس استایرستورفر و همچنین مارک کریگر در فضای مطالعات بنیادگرایی در ادبیات معاصر، بر اساس نحوه گردآوری و جمع آوری اطلاعات، توصیفی   تحلیلی، کتابخانه ای و کیفی است که با شناسایی تِز علی شریعتی  بازگشت به گذشته خویشتن اسلامی  به عنوان نوعی جنبش بنیادین اسلام گرا، به بررسی نسبت روشنفکران دینی و تئاترهای مکتبی در نخستین خاستگاهش می پردازد. به کارگیری تئاتر برای همراهی در مسئولیت های دینی، با تکیه بر یافته های این پژوهش، کنشی بنیادگرایانه محسوب می شود.
۵۷.

معناشناسی تاریخی مفهوم تجدد در اندیشه و آثار مؤیدالممالک فکری ارشاد بر اساس نظریه تاریخ مفهوم راینهارت کوزلک(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۶
مفهوم تجدد در قلمرو ادبیات نمایشی ایران و به ویژه نزد نمایشنامه نویسان آغازین دوره قاجار به عنوان هستی و مفهومی بنیادین به شمار می آمد که از اساس هم موجب پیدایش ادبیات نمایشی در ایران شده بود و هم به عنوان موضوع بنیادین نمایشنامه ها فهمیده می شد و کارکرد می یافت. بااین وجود حضور و جلوه های گوناگون این مفهوم، توسط نمایشنامه نویسان آن دوره، همواره به یک معنا فهمیده نمی شد، بلکه معنای این مفهوم با توجه به زمینه های اجتماعی و سیاسی متغیر و برآمدن ایدئولوژی های نوین مانند احزاب اجتماعیون عامیون (دموکرات) و اجتماعیون اعتدالیون در دوره نخست و دوم مجلس شورای ملی، دچار دگرگونی معنایی می شد. با توجه به این فرض است که نگارنده قصد دارد در خصوص موضوع این مقاله، یعنی معنای مفهوم تجدد در اندیشه و آثار مؤیدالممالک فکری ارشاد تأمل کند. برای بررسی آثار غیر   نمایشی و نمایشی این نویسنده همسو با حزب اجتماعیون اعتدالیون و فهم تاریخی از معنای مفهوم تجدد و میدانِ معنایی آن لازم است که از دانش معناشناسی تاریخی به عنوان چارچوب نظری بهره جست؛ زیرا این دانش که یکی از مقومات نظریه تاریخ مفهوم راینهارت کوزلک است، به تشریح لایه های معنایی مفاهیم در تاریخ می پردازد و می تواند امکان بخش فهم و تبیین معنایِ تجدد بر اساس تاریخ مندی اندیشه و آثار فکری ارشاد باشد. لازم به ذکر است که در این پژوهش معناشناسی تاریخی مفهوم تجدد بر مبنای اصل درزمانی صورت خواهد گرفت تا از این طریق بتوان لایه های معنایی این مفهوم بنیادین را دقیق تر کشف و صورت بندی کرد. همچنین یافته ها پژوهش چنین است که مفهوم تجدد نزد این نویسنده دلالت بر قوه قهریه، همبستگی دولت و ملت، اتحاد اسلام، دولت منتظم هخامنشی، قانون اساسی مشروطه و ستیز با امتناعِ قدیم داشت و در پیوستگی با وضعیت تاریخی زمانه اش و در جدال با نیروهای تجددستیز آن دوره بود؛ جدالی که درنهایت، از نظر فکری ارشاد، منجر به پیروزی تجددستیزی بر تجددگرایی در می شود. 
۵۸.

مرگ الیزابت؛ واکاوی نوتاریخ گرایانه عنصر تردید در نمایشنامه های ابتدای دوره یاکوبی ویلیام شکسپیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۰
تا زمان حیات ملکه الیزابت انگلستان، شکسپیر یک نویسنده الیزابتی محسوب می شد. پس از مرگ الیزابت در سال 1603 میلادی و آغاز سلطنت جیمز اول، شخصیّت، موقعیّت اجتماعی و نوشته های شکسپیر دچار دگرگونی شدند، به طوری که شکسپیرِ الیزابتی و شکسپیرِ یاکوبی تفاوت های زیادی با یکدیگر دارند. یکی از درون مایه های آثار اولیه ویلیام شکسپیر در دوره یاکوبی، تردید و عدم اطمینان از ماحصلِ فضای سیاسی جدید حاکم بر انگلستانِ تحتِ سلطنتِ جیمز اول است، فضایی که با مرگ الیزابت دوّم انگلستان در سال 2022 میلادی نیز به نوعی دیگر تداعی شده است. از دیدگاه رویکرد تاریخ گرایی نو، تاریخیّت متن و برمتنیّت تاریخ در سایه بسترهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی معاصر و حتی پیشین یک متن همواره مورد ارجاع است. شیوه خوانش نوتاریخ گرایانه به هر نوع متن ادبی و غیرادبی و در هر برهه زمانی و بستر تاریخی سرایت پذیر است؛ چه، این دیدگاه توسط لویی مونتروز و استیون گرین بلت بیشتر در مطالعه متون ادبی دوره رنساس و ادبیات دوره الیزابتی قرن شانزدهم میلادی انگلستان مورد استفاده قرار گرفته است. در این مقاله سعی شده است با بازخوانی سه نمایشنامه از اوّلین آثار ویلیام شکسپیر در ابتدای دوره یاکوبی یعنی حکم در برابر حکم (1603)، تیمون آتنی (1605) و شاه لیر (1605)، علاوه بر بازنگری جایگاه عنصر تردید، تأثیرپذیری و تأثیرگذاری متقابل شکسپیر و فضای سیاسی جدید حاکم بر انگلستان و رویدادهای معاصر او از دریچه تاریخ گرایی نوین و متناظر با آرای استیون گرین بلت و بویی مونتروز مورد بررسی قرار گیرد. به نظر می رسد نه تنها شکسپیر همواره چهارچوب اصلی پی رنگ نمایشنامه های خود را بر مبنای بازتابِ انتقادی رویدادهای سیاسی و بی ثباتی های تردیدآمیز معاصر خود نگاشته است، بلکه این نوع ایده پردازیِ انعکاسی او گاهی تا حد تأثیرگذاری بر اتّفاقات سیاسی و اجتماعی پیرامون خود نیز پیش رفته است. همچنین با توجه به خفقان سیاسی حاکم بر آن دوره، شکسپیر با بهره گیری از هوشمندی و موقعیت خود توانسته است از پیگرد سلطنتی جیمز مصون بماند.
۵۹.

ریخت شناسی تئاتر اپیک بر اساس پیوند فرآیند «درزمانی» و مفهوم بیگانه سازی در نمایشنامه های برشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۴۷
در این مقاله به بررسی ساختار و کارکرد تئاتر اپیک برشت با در نظر گرفتن بسترهای اجتماعی     سیاسی    هنری، مکاتب فکری، و فرایند درزمانی می پردازیم؛ همچنین اصطلاحات کلیدی آن که شامل دیالکتیک، بیگانه سازی، تاریخی کردن، و گستوس اجتماعی است را در آثار این دوران بررسی خواهیم کرد. در این مقاله که به روش توصیفی و تحلیلی است، با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی و مقایسه تطبیقی آراء و نظریات فریدریش هگل و کارل مارکس با برتولت برشت، به این سؤال اساسی پاسخ خواهیم داد که وجه تمایز تئاتر اپیک با تئاتر رئالیستی چیست؟ سپس میزان تأثیرپذیری و به کارگیری برخی از نظریات آن ها را در بافت نمایشنامه های برشت، و به ویژه آثار دوران پس از تبعید وی بررسی خواهیم کرد و در ادامه برخی از اصطلاحات را با استمداد از نظریات اجرای یوجنیو باربا، فلسفه گادامر، و والتر بنیامین شارح آثار برشت و هم عصر وی بازتعریف می کنیم. هدف این مقاله بازتعریف تئاتر حماسی بر اساس نظریه ها و نمایشنامه های دوران بلوغ برشت است، بر اساس این فرضیه که مجموعه تمهیداتی که تحت عنوان «فاصله گذاری» در آثار این دوره به کار رفته، تفاوت فاحشی با آثار قبلی برشت دارد. به نوعی فاصله گذاری در درام های آموزشی با هدف آموزش کارگران انجام می شود اما در نمایشنامه های دراماتیک برشت به طور ضمنی از این تمهیدات در متن استفاده می شود. نتیجه ای که از این پژوهش به دست می آید نشان می دهد که نه تنها برگردان تئاتری که برشت نظریه پرداز اصلی آن بود، به حماسی، درست به نظر نمی رسد، بلکه پرداخت به تئاتر اپیک صرفاً از بعد زیبایی شناسی، بدون در نظر گرفتن بستر سیاسی     اجتماعی، مکاتب فکری برشت، و فرایند درزمانی، به سوءبرداشت ها و کژفهمی هایی از آثار وی منجر شده است.
۶۰.

برتولت برشت و پیتر هاکس: تاریخ گرایی نوین و تئاتر حماسی در زندگی گالیله و اعترافی به نام گوته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۵
برتولت برشت و پیتر هاکس دو نمایشنامه نویس آلمانی فعال در تئاتر برلین بودند که هرکدام زندگی نامه یک شخصیت شاخص دنیای علم، ادبیات و هنر یعنی گالیله و گوته را تبدیل به نمایشنامه کردند. برشت متأثر از تاریخِ اروپای قرن بیستم و تحولات دنیای مدرن، نمایشنامه زندگی گالیله (1943) را متناسب با شرایط زمانه خویش به رشته تحریر درآورد. هاکس نیز با الهام از شخصیت ادبی گوته، نمایشنامه اعترافی به نام گوته (1976) را نوشت که به کاوشی فلسفی و مدرن از جهان بینی گوته پرداخته بود و بازتعریفِ تاریخی او بر اساس دوران زندگانی نویسنده استوار است. رویکردِ تاریخ گرایی نوین که امروزه بیشتر با نظریات استیون گرین بلات شناخته می شود در پیوند با نقدِ جامعه شناختی و تأثیرات ایدئولوژیک، هم راستا با فضای سیاسی و انتقادی آلمان معاصر به صورت نوعی گفتمانِ انتقادی نمایان گشت. شناخت ویژگی ها و طلاقی دیدگاه های برشت و هاکس در تفسیر تئاتر حماسی به لحاظِ محتوایی و ساختاری با سنجیدن موتیف هایی مانند نقشِ قدرت، جنسیت، ایدئولوژی، هویت و تاریخیتِ متن معنا پیدا می کند. همچنین بررسی می شود که برشت و هاکس با چه مؤلفه هایی توانستند در بستری تاریخی حرکت کرده و چگونه با استفاده از مؤلفه هایی مشترک، شیوه تازه ای را برای گفتمان دراماتیکِ انتقادی در جامعه خود بنا نهند. مؤلفه های تاریخ گرایی نوین در مواجهه با نمایشنامه های زندگی گالیله و اعترافی به نام گوته بستری از دگردیسی های نمایشی را به وجود می آورند که تأثیر هرکدام به یک شکل نهایی را نشان می دهند. این رهیافت های به دست آمده، زمینه ساز خوانش های متفاوت و گسترده ای شده که جداول درون متن گذار این مؤلفه ها و رسیدن به معانی جدید و بدیع نمایشی را در پرتو خوانشی روشنفکرانه با امکان تاریخیِ بازگشت به گذشته روایت می کند. تکنیک نمایشی در روایت فضایی اعترافی و نزد مرجعی دینی یعنی شخصیت پاپ کلیسا در نمایشنامه اعترافی به نام گوته و دادگاه تفتیش عقاید در نمایشنامه زندگی گالیله رخ می دهد.       

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان