فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹۴٬۰۲۱ تا ۱۹۴٬۰۴۰ مورد از کل ۵۲۶٬۸۳۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: غیبت و تمایل به غیبت از کلاس های دانشگاهی، ضمن کاهش اثربخشی درونی و بیرونی نظام دانشگاه، تبعات متعدد فردی- اجتماعی دارد که مطالعه این موضوع را ضروری می سازد. با توجه به اینکه رفتار انسانی محصولی چند متغیری است، دلایل متنوع غیبت و گریز از دانشگاه به عنوان یک رفتار انسانی، از زوایای مختلف قابل مطالعه است. برخی از دلایل دانشگاه گریزی ریشه در سیستم آموزشی دارد. هدف این پژوهش، مطالعه نقش متغیرهای سیستم آموزشی بر دانشگاه گریزی (غیبت و تمایل به غیبت) دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همدان می باشد. روش کار: طرح پژوهش از نوع طرح پژوهشی توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همدان می باشد. حجم نمونه پژوهش برای جمع آوری داده ها با استفاده از جدول مورگان تعداد 306 نفر محاسبه و به روش طبقه ای تصادفی انتخاب گردیده اند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه محقق ساخته دانشگاه گریزی و عوامل دانشگاهی مؤثر بر آن می باشد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، بین دانشگاه گریزی و متغیرهای ادراک سودمندی محتوا، روش تدریس اساتید، ارزشیابی عادلانه، روابط انسانی در محیط آموزشی، خدمات ستادی و خدمات رفاهی ارائه شده به دانشجویان و دانشگاه گریزی رابطه منفی وجود دارد. بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی (گام به گام)، شایستگی اساتید، ارزشیابی عادلانه و خدمات رفاهی پیش بینی کننده معتبری از عدم دانشگاه گریزی بوده و بیش از 18 درصد از واریانس این متغیر را تبیین می نمایند. نتیجه گیری: مطابق با یافته های پژوهش، با وجود عوامل متعدد فردی و اجتماعی تأثیر گذار بر دانشگاه گریزی، بخشی از دلائل دانشگاه گریزی، متغیرهای سیستم دانشگاهی (در این پژوهش شایستگی اساتید، ارزشیابی عادلانه و خدمات رفاهی) هستند. لذا مدیران دانشگاهی باید در برنامه ریزی ها باید به مسائلی همچون بهسازی اعضای هیات علمی و توسعه کیفیت خدمات رفاهی اقدام نمایند تا سهم سیستم دانشگاهی از دانشگاه گریزی کاسته شود.
بررسی رابطه بین سرمایه روانشناختی و تاب آوری تحصیلی با اعتیاد به اینترنت دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سرمایه روانشناختی و تاب آوری تحصیلی به عنوان سازه های مهم روانشناختی مثبت در تبیین رفتارهای اعتیادی می توانند نقش داشته باشند. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه سرمایه روانشناختی و تاب آوری تحصیلی با اعتیاد به اینترنت دانشجویان بود. روش کار: روش پژوهش توصیفی- همبستگی است. در پژوهش حاضر 200 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور شهرکرد در سال تحصیلی 1395- 1394 به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های اعتیاد به اینترنت، تاب آوری تحصیلی و سرمایه روانشناختی پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، تاب آوری، مثبت اندیشی، امیدواری) و تاب آوری تحصیلی با اعتیاد به اینترنت رابطه منفی و معنادار وجود دارد (01/0 > P). نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که سرمایه روانشناختی و تاب آوری تحصیلی می توانند 27 درصد از واریانس اعتیاد به اینترنت در دانشجویان را پیش بینی نماید (01/0 > P). نتیجه گیری: نتایج نشانگر اهمیت سرمایه روانشناختی و تاب آوری تحصیلی به عنوان سازه های روانشناسی مثبت در تبیین اعتیاد به اینترنت دانشجویان است و تلویحات مهمی در زمینه اقدامات لازم به منظور پیشگیری از اعتیاد به اینترنت در دانشجویان دارد.
رابطه خودکارآمدی و تاب آوری تحصیلی با سازگاری و عملکرد تحصیلی دانشجویان علوم پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
ارتقای فرهنگ حقوقی و قضائی در مدارس کشور بلغارستان
حوزههای تخصصی:
تحلیلی بر عوامل ناهمگونی سازمان فضایی منطقه یک کلانشهر تهران
منبع:
مطالعات عمران شهری دوره دوم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۷
۷۴-۹۲
حوزههای تخصصی:
شهر و شهرنشینی طی دهه های اخیر با تحولات کمی و کیفی بسیاری همراه بوده است. این تحولات در مکان های مختلف جغرافیایی و متناسب با شرایط زیستی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی هر منطقه متفاوت است. تغییر و تحولات در شهرها، تغییر در سازمان فضایی شهرها را در پی دارد و تحولات سازمان فضایی در اکثر شهرهای در حال توسعه بیشتر در جهت ناهمگونی سازمان فضایی بوده است با این رویکرد پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از نرم افزارهایGIS و Google Earth و با هدف تحلیل عوامل مؤثر بر ناهمگونی سازمان فضایی منطقه یک کلانشهر تهران تدوین شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که سازمان فضایی منطقه یک کلانشهر تهران دچار ناهمگونی در سازمان فضایی است و عواملی از جمله؛ مهاجرپذیری، وجود بافت روستایی، بافت حاشیه ای، ساخت و سازهای لجام گسیخته، سوداگری در خرید و فروش زمین و مسکن، وجود کاربری های غیر شهری، وجود مجتمع های تعاونی انبوه-ساز، کاربری های فرامنطقه ای و فراشهری و ... از جمله عوامل ناهمگونی در سازمان فضایی منطقه هستند.
مقایسه مؤلفه های آمادگی جسمانی، مهارت های حرکتی و آمادگی ادراک شده در کودکان چاق و غیرچاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره پنجم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۱۷)
169-181
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: چاقی و اضافه وزن نه تنها به عنوان عامل اصلی بیماری های غیرواگیر فشارخون، چربی خون، دیابت، و بیماری های سکته قلبی و مغزی شناخته شده است، که سبب تأثیرگذاری بر سایر جنبه های زندگی انسان نیز شده است؛ بدین ترتیب هدف از انجام این پژوهش، مقایسه مؤلفه های آمادگی جسمانی، آمادگی ادارک شده، و مهارت های حرکتی بنیادی در کودکان چاق و غیرچاق بود. روش: روش تحقیق توصیفی از نوع علّی- مقایسه ای بود. بدین منظور 160 دانش آموز کلاس چهارم ابتدایی شهر کرج در سال 1396 به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و بر اساس شاخص توده بدنی در دو گروه چاق و غیر چاق، جایدهی شده اند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه آمادگی ادراک شده (آبادی، 1988)، آزمون مهارت های حرکتی درشت نسخه دوم (اولریخ، 2000) و آزمون مؤلفه های آمادگی جسمانی استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس دوراهه و چندمتغیره مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل واریانس دوراهه نشان داد که در مؤلفه های آمادگی جسمانی و مهارت های حرکتی بنیادی بین دختران و پسران، تفاوت معنی داری وجود دارد ( 0/05 > p ) . در این متغیرها، پسران نسبت به دختران و کودکان غیرچاق نسبت به چاق، عملکرد بهتری داشتند. همچنین تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که بین خرده مقیاس چابکی، سرعت، انعطاف پذیری، و قدرت در دو گروه چاق و غیر چاق، تفاوت ها معنی دار بود ( 0/05> p ) . نتیجه گیری: بر طبق نتایج پژوهش حاضر، چاقی سبب کاهش آمادگی جسمانی و سطح مهارت های حرکتی بنیادی در کودکان می شود.
اثربخشی بازی درمانی مبتنی بر روی آورد شناختی-رفتاری در کاهش اختلالات رفتاری کودکان مبتلا به نشانگان داون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره پنجم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۱۷)
218-227
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلالات هیجانی- رفتاری در کودکان مبتلا به نشانگان داون منجر به بروز مشکلات اجتماعی و کاهش توانایی در کنش های اجرایی و شناختی کودک می شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بازی درمانی در کاهش اختلالات رفتاری کودکان مبتلا به نشانگان داون انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی کودکان 6 الی 16 ساله مبتلا به نشانگان داون شهر رشت در سال 96-1395 بود که 20 نفر از آنها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه گواه و آزمایش به صورت تصادفی جایدهی شدند (هر گروه 10 نفر). ابزار پژوهش پرسشنامه اختلالات رفتاری راتر بود. برای گروه آزمایش، آموزش بازی درمانی در 10 جلسه30 الی 45 دقیقه ای برگزار شد، در حالی که گروه گواه در این مدت هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکردند. داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد آموزش بازی درمانی در کاهش اختلالات رفتاری کودکان مبتلا به نشانگان داون مؤثر بوده است (0/01 > P ). نتیجه گیری : بر اساس یافته های پژوهش حاضر علاوه بر معناداری آماری، می توان بر اهمیت بازی درمانی با شیوه مناسب برای کودکان مبتلا به نشانگان داون در کاهش اختلالات رفتاری تأکید کرد و از آن به عنوان یک روش مؤثر، بهره گرفت.
سخن سردبیر: در وصف مظلومیت علم روان شناسی کودک در ایران
حوزههای تخصصی:
تبیین علّی هیجان های مثبت تحصیلی و اجتماعی بر اساس شناخت اجتماعی: نقش واسطه ای اهداف پیشرفت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واکاوی محدودیت های بازاریابی محصولات ارگانیک روستایی (مطالعه موردی: روستاهای حاشیه دریاچه هامون، سیستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیامدهای منفی ناشی از مصرف مواد غذایی صنعتی و شیمیایی سبب شده اند که در عصر حاضر گرایش به محصولات ارگانیک افزایش یابد؛ با این وجود یکی از عوامل مهمی که مانع موفقیت تولید محصولات ارگانیک می شود، محدودیت های بازاریابی این محصولات هستند که نمونه آن را می توان در روستاهای حاشیه دریاچه هامون مشاهده کرد. بر این اساس هدف پژوهش حاضر شناسایی و الویت بندی محدودیت های بازاریابی کشت محصولات ارگانیک دریاچه ای است. روش این پژوهش توصیفی – تحلیلی است و از نظر هدف کاربردی است. جامعه نمونه شامل هفت روستای دارای کشاورزی ارگانیک (با 600 خانوار) است که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 120 سرپرست خانوار به عنوان نمونه بررسی شدند. همچنین برای انجام مقایسه زوجی از نظرهای 10 کارشناس استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری T تک نمونه ای در نرم افزار اس پی اس اس، روش تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) و روش تحلیلی رتبه ای خاکستری (GRA) بهره گرفته شد. نتایج حاصل از تحلیل سلسله مراتبی نشان می دهد که محدودیت های بازاریابی به سه مؤلفه محدود می شوند که در این بین موانع سیاست گذاری با ضریب تأثیر 51/0 درصد در رتبه اول، موانع زیرساختی با ضریب تأثیر 40/0 درصد در رتبه دوم و عامل طبیعی با ضریب تأثیر 9/0 درصد در رتبه سوم قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون T تک نمونه ای نشان داد که در تمامی ابعاد به جز موانع فنی (با میانگین 60/2)، محدودیت های بازاریابی محصولات ارگانیک دریاچه ای بالاتر از میانه نظری (3) هستند.
پیش بینی تبعیت درمانی بیماران مبتلا به دیابت بر اساس خود شفقت ورزی، تنظیم هیجانی و بهزیستی معنوی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از چالش های مهم بیماران مبتلا به بیماری های مزمن، تبعیت از درمان است. عوامل متعددی بر تبعیت درمانی مؤثر است. مطالعه حاضر باهدف پیش بینی تبعیت از درمان بیماران مبتلا به دیابت بر اساس خود شفقت ورزی، تنظیم هیجانی و بهزیستی معنوی انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی بود. نمونه پژوهش حاضر شامل 210 بیمار مبتلا به دیابت بود که به روش نمونه گیری در دسترس از بین مراجعه کنندگان به کلینیک های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انتخاب شدند. شرکت کنندگان به مقیاس های تبعیت درمانی (General Adherence Scale یا GAS)، دشواری در تنظیم هیجان (Difficulties in Emotion Regulation Scale یا DERS)، خود شفقت ورزی (Self-Compassion Scale یا SCS) و بهزیستی معنوی (Spiritual Well-Being Scale با SWB) پاسخ دادند. داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل رگرسیون خطی چندگانه و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 21 تحلیل شد. یافته ها: تحلیل رگرسیون خطی چندگانه به روش گام به گام نشان داد که دشواری در تنظیم هیجان و خود شفقت ورزی به طور معنا داری تبعیت از درمان بیماران مبتلا به دیابت را پیش بینی می کنند، اما بهزیستی معنوی در این مدل معنادار نبود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه اکثر مبتلایان دیابتی دارای سطح تبعیت از درمان متوسط بودند. با توجه به شیوع و اهمیت بالای دیابت، برنامه ریزی های دقیق تر جهت ارتقای مؤلفه های خود شفقت ورزی و تنظیم هیجان به عنوان عوامل مهم و تأثیرگذار در بهبود خود مراقبتی و تبعیت از درمان مبتلایان به دیابت نیاز است.
اثربخشی برنامه جامع برای بهبود خواندن بر موفقیت و تاب آوری تحصیلی دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نارساخوانی (Dyslexia) علاوه بر مشکلات تحصیلی، تأثیرات مختلفی بر وضعیت روان شناختی دانش آموزان دارد. با توجه به این موضوع، پژوهش حاضر باهدف تدوین برنامه جامع برای بهبود خواندن (Reading Improvement Comprehensive Program یا RICP) و اثربخشی آن بر موفقیت و تاب آوری تحصیلی دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی انجام گرفت. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه شاهد نابرابر بود. برای انتخاب نمونه، از بین دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی شهر اصفهان که معیارهای ورود به مطالعه را داشتند، به روش نمونه گیری در دسترس 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره تقسیم شدند. ابزار پژوهش مقیاس هوش وکسلر برای کودکان (Wechsler Intelligence Scale for Children یا WISC)، آزمون جامع تشخیص نارساخوانی (Dyslexia Comprehensive Diagnostic Test یا DCDT)، مقیاس تاب آوری تحصیلی (Academic Resilience Scale یا ARS) و مقیاس موفقیت تحصیلی (Academic Success Scale یا ASS) بود. برنامه RIC طی 16 هفته فقط به دانش آموزان گروه آزمایش ارائه گردید. محاسبات آماری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS انجام گرفت. یافته ها: نتایج بیانگر آن بود که RICP بر تاب آوری و موفقیت تحصیلی دانش آموزان تأثیر معنی داری دارد (001/0=p). نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که RICP از طریق توجه به مفهوم سازی های جدید در حوزه نارساخوانی و نیز هیجان ابرازشده مراقبان اصلی، تاب آوری و موفقیت تحصیلی دانش آموزان را بهبود می بخشد.
ارائه الگوی تحلیلی آسیب شناسی افسردگی با محوریت شفقت به خود برای بیماران افسرده ایرانی: بررسی نظام مند(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بررسی های اخیر پیرامون اختلالات افسردگی (Depression disorders) محدودیت ها و نارسایی هایی را در زمینه شفقت به خود (Self-compassion) در این بیماران نشان داده است. ازاین رو هدف این پژوهش شناسایی ضعف های مطالعات قبلی باهدف ارائه الگوی تحلیلی آسیب شناسی افسردگی با محوریت شفقت به خود در بیماران افسرده ایرانی است. مواد و روش ها: مقاله حاضر به روش فراتحلیل (Meta-analysis) بر روی پژوهش های قبلی انجام شد. تحلیل مطالعات پیشین مرتبط با این اختلالات با استفاده از پایگاه هایی مانند Science Direct و Civilica انجام شد. مهم ترین شاخص های مرتبط با شفقت به خود برای بیماران افسرده درنهایت از 12 پژوهش استخراج شد. یافته ها: پس از جستجو و ارزیابی کیفی مطالعات ایرانی و خارجی، تحلیل نهایی بر روی 12 مقاله انجام گرفت. تحلیل مقالات مرتبط با تأثیر شفقت به خود بر افسردگی و عوامل واسطه ای آن نشان داد افسردگی رابطه تنگاتنگی با هیجانات دارد. در اکثر پژوهش های انجام شده در این زمینه این مورد حائز اهمیت است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد می توان با سبب شناسی در سه حیطه مهم هیجانات شامل امنیت هیجانی، تنظیم هیجانی و ابراز هیجانی به پیشگیری و درمان افسردگی از طریق شفقت به خود کمک نمود.
الگوهای شخصیت طبیعی و کژکار در بیمار با سرطان خون: یک مورد پژوهی بالینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرطان می تواند زمینه ساز مشکلات روانی متعددی باشد. تاکنون در اغلب پژوهش های حوزه روانشناسی سلامت، به رخدادهای بعد از ابتلا به سرطان پرداخته شده است؛ اما پژوهش حاضر با هدف فهم فرایندهای طبیعی و کژکار شخصیتی که احتمالاً در سرطان نقش دارند، انجام شده است. این پژوهش با روش مورد پژوهی بالینی براساس الگوی زیستی روانی اجتماعی سلامت و مدل پویشی از شخصیت انجام شده است. با استفاده از آزمون ارزیابی شدلر و وستن یا آزمون سوآپ ( SWAP )، شخصیت بیمار و الگوهای شخصیتی طبیعی و کژکار احتمالی اثرگذار در سرطان در بیمار ارزیابی شده است. نتایج آزمون سواپ با نیمرخ ویژگی های طبیعی و کژکار شخصیتی این بیمار همخوان بود. به عبارتی دیگر، الگوی اختلال شخصیت وسواسی- اجباری، و اختلال شخصیت وابسته در این بیمار با خودشناسی پایین، خودشیفتگی بالا، ماکیاولیسم پایین، ضد اجتماعی پایین، ارزش خود پایین، ساختارگرایی بالا، سرکوب بالا، بهوشیاری و شفقت خود پایین و جامعه پسندی بالا هماهنگ بود. یافته های این پژوهش مدلی جدید از ویژگی های شخصیتی همبسته با سرطان خون ارائه داده است. شناسایی وبرنامه ریزی برای مدیریت اثرات این ویژگی های شخصیتی می تواند غنای برنامه های رواندرمانی را برای بیماران با سرطان خون بالا ببرد و راهبردهای روانشناختی را برای افزایش متابعت درمانی در این گروه از افراد به دست دهد.
تحلیل طرح واره های حجمی در نمود آب و آتش در اشعار مولانا بر پایه زبان شناسی شناختی- فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر قصد دارد با استفاده از نظریه زبان شناسی فرهنگی، در جهت آشنایی با نظام استعاری- فرهنگی زبان فارسی و همچنین الگوی تاریخی و اسطوره ای «آب و آتش»، به بررسی رابطه زبان و مفهوم سازی های فرهنگی در اشعار مولانا بپردازد. نمود آب و آتش در شش دفتر مثنوی معنوی و کلیات دیوان شمس مولانا چشمگیر است. مولانا در 1888 بیت از ابیات خود به عناصر اربعه اشاره داشته، در 524 بیت از آب و در 574 بیت از آتش بهره جسته است. آب و آتش به عنوان دو عنصر متضاد از عناصر اربعه، دو خصوصیت متمایز از هم در عالم طبیعت دارند. اما این دو عنصر در مفاهیم ادبی و کارکرد استعاری به-ویژه مضامین عرفانی وقتی در طول یک بیت قرار می گیرند، خاصیت فراطبیعی یافته، به نوعی تضاد دیرینه عقل و عشق را به تصویر می کشند. هدف این پژوهش، دستیابی به شناخت از طریق کاربرد طرح واره های حجمی دل، سر و چشم بوده است، تا با بررسی کارکرد این طرح واره ها، شناخت دقیق تری از شخصیت فردی و اجتماعی این شاعر حاصل گردد. از مهم ترین دستاوردهای این پژوهش که می توان به آن اشاره داشت: 1. در ادبیات فارسی دل مظهر درک شهودی است و چشم نماینده حواس ظاهری بوده و پر کاربردترین ابزار برای درک واقعیت محسوب می شود. بسامد مظروف دل در اشعار مولانا نسبت به مظروف چشم به نوعی شخصیت شهودی مولانا را مطرح می کند. 2. سر در زبان فارسی ظرف مفاهیم مرتبط با اندیشه قرار گرفته است، اما در اشعار مولانا، سر ظرف واژگان مرتبط با عشق است. مفهوم عشق به عنوان مظروف سر در اشعار مولانا با واژگان متفاوتی بیان شده است که تحلیل آنها عشق پرشور و تاحدودی عشق رفاقتی را در نگاه احساسی مولانا نشان می دهد.
مستدل و مستند بودن آرای هیأت عمومی دیوان عدالت اداری؛ ایراد در استناد به قانون اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش حقوق عمومی سال بیستم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۶۱
261 - 289
حوزههای تخصصی:
«مستدل و مستند بودن آرای قضایی» یکی از پذیرفته شده ترین اصول حقوقی حاکم بر هر مرجع قضایی و شبه قضایی است و دیوان عدالت اداری نیز به عنوان یک مرجع قضایی، مشمول این قاعده است. با وجود این، نمی توان انکار کرد که هیأت عمومی دیوان در بعضی موارد از رعایت این قاعده غفلت کرده و یا از آن طفره رفته است. عدم رعایت قاعده مستدل و مستند بودن آرای هیأت عمومی دیوان می تواند در استناد به هر یک از دلایل اثبات حکم روی دهد. در این نوشتار با بررسی انواع نقض قاعده مستدل و مستند بودن آرای قضایی در استناد هیأت عمومی دیوان به «قانون اساسی»، ملاحظه می شود که این نقض موجب صدور آرای تردیدآمیز و حتی اشتباه شده است. از این رو، با در نظر گرفتن این که هیأت عمومی دیوان، مرجع منحصر به فرد شکایت از مصوبه های دولتی است و تصمیماتش تحت نظارت هیچ مرجع دیگر نیست، به حق می توان انتظار داشت برای رعایت دقیق این قاعده، بیشتر تلاش کند؛ بویژه آن که پیامدهای رأی اشتباه این مرجع در ابطال یا عدم ابطال یک مصوبه دولتی محدود به فرد شاکی نیست و می تواند گروهی زیاد از مردم را تحت تأثیر قرار دهد.
تحلیل فراوانی رودبادهای مرتبط با رخداد طوفان های حوضه آبریز ارمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به تحلیل فراوانی رودبادهای مرتبط با رخداد طوفان های حوضه آبریز ارمند با بهره گیری از رویکرد محیطی به گردشی پرداخته شده است. در این راستا، از پایگاه داده بارش روزانه ایستگاه های سینوپتیک چهارمحال و بختیاری استفاده شده است، طی سال های 1352-1383 (طی 11315 روز) روی یاخته هایی به ابعاد 14*14 کیلومتر، به روش کریجینگ میانیابی و ترسیم شد و فراگیرترین بارش های منطقه بر اساس شاخص پایه صدک 99 ام، برای تحلیل گزینش شد. فراوانی رودبادها و موقعیت آنها در محدوده وسیعی از صفر تا 120 درجه شرقی و صفر تا 80 درجه شمالی در 2 تراز 250 و 300 هکتوپاسکال طی 4 دیده بانی همدید در ساعت های 00:00، 06:00، 12:00 و 18:00 گرینویچ بررسی گردید. نتایج نشان می دهد که رودبادها از نظر زمانی در تراز 250 هکتوپاسکال در ساعت 06:00 فراوانی بالایی را نشان می دهد؛ در تراز 300 هکتوپاسکال عمدتاً در ساعت 18:00 بر روی منطقه مطالعاتی نمودی آشکار دارند. درعین حال، میانگین سرعت رودبادها روی نقشه ها در این ساعت ها که از یک سو منطبق بر رخداد بیشینه فراوانی رودبادها و از دیگر سو مقارن با وقوع بیشینه سرعت رودبادها در پهنه مطالعاتی است؛ بیانگر قرارگیری ربع چهارم هسته رودباد (که باافزایش تاوایی مثبت و همچنین واگرایی سطوح فوقانی و همگرایی سطوح پایین جو همراه است) بر روی حوضه آبریز ارمند است. به طورکلی، کشیدگی رودباد در تراز 300 هکتوپاسکال در اغلب موارد در ساعت 18:00 نشان از ضخامت لایه ناپایدار دارد که می تواند بارش های حدی و فراگیر را در حوضه آبریز ارمند ایجاد نماید.
تأثیر عوامل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بر تحمیدیه های منابع تاریخ ایران اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مَطلع بیشترِ دیباچه های منابع تاریخ ایران اسلامی تحمیدیه هایی به چشم می خورد که از نظر شکل، ساختاری مشابهی دارند اما در بُعد محتوا تفاوت هایی در آن ها دیده می شود. این تفاوت ها تحت تأثیر عوامل مختلفی رخ نموده است. هدف مقاله حاضر واکاوی دلایل تفاوت برخی از مضامین، توضیحات و تعابیرِ به کاررفته در تحمیدیه های منابع تایخ ایران اسلامی است. در تبیین این تفاوت ها متغیرهایی چون سیاست های مذهبیِ حاکمان، باورهای اعتقادی و تأثیر آن ها در شیوه نگارش تحمیدیه ها مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان دهنده تأثیرپذیری تحمیدیه ها از مبانی و شالوده های نظریِ حکومت ها، وضعیت فرهنگی اجتماعی و به طورکلی فضای گفتمانی زمانه ای است که تحمیدیه ها در آن به رشته تحریر درآمده است.
مقایسه طرحواره های هیجانی در بیماران مبتلا به اختلال وسواس - اجبار، افسردگی اساسی و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم زمستان (اسفند) ۱۳۹۷ شماره ۷۲
873-881
حوزههای تخصصی:
زمینه: گرایش به اجتناب از هیجان های منفی، ممکن است در هر فرآیند درمان روانشناختی بروز پیدا کند. در این زمینه رابرت لیهی با ارائه مدل طرحواره های هیجانی این موضوع را بررسی کرده است. او معتقد است هیجان نوعی اطلاعات بشمار می رود. هیجان ها در اثر پردازش موازی اطلاعات گوناگون بوجود می آیند و اغلب آنها خارج از حوزه هوشیاری رخ می دهد، در این زمینه رابرت لیهی با ارائه یک مدل درمانی بر اساس طرحواره های هیجانی سعی کرده براین نقیصه فائق آید. مسئله پژوهش حاضر این است که آیا طرحواره های هیجانی بیماران مبتلا به وسواس اجبار، افسردگی اساسی و افراد عادی، چه تفاوتی با یکدیگر دارند. هدف: پژوهش با هدف مقایسه طرحواره های هیجانی در بیماران مبتلا به اختلال وسواس- اجبار، افسردگی اساسی و عادی انجام گرفت. روش: روش تحقیق حاضر توصیفی از نوع زمینه یابی بود. جامعه آماری تحقیق را تمامی افراد که دارای افسردگی، اختلال وسواس - اجبار و همچنین افراد عادی، تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 90 نفر (30 نفر دارای اختلال وسواس - اجبار، 30 نفر دارای اختلال افسردگی و 30 نفر از افراد عادی) به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. در پژوهش حاضر از پرسشنامه طرحواره های هیجانی لیهی LESS (لیهی 2002) و مصاحبه ساختاریافته استفاده شد. مدل آماری مورد استفاده تحلیل واریانس یک طرفه و تحلیل واریانس چندمتغیری بود. یافته ها: یافته ها نشان داد که «نشخوار ذهنی»، «غیرقابل کنترل بودن» و «ارزش های والاتر» در سطح 0.01 = α معنی دار و در افراد دارای اختلال وسواسی - اجباری بالا بوده است. همچنین، «گناه» و «سرزنش» نیز در سطح 0.01 = α معنی دار و در افراد افسرده بالاتر از افراد دارای اختلال وسواسی - اجباری و عادی مشاهده شده است. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت در این مشاهدات افراد دارای اختلال وسواس - اجبار از طرحواره های هیجانی بیشتری برخوردار بودند .
رابطه هوش معنوی و سخت رویی بر میزان ادراک درد با نقش میانجی گرانه اضطراب مرگ و مثبت اندیشی در جانبازان شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم زمستان (اسفند) ۱۳۹۷ شماره ۷۲
899-905
حوزههای تخصصی:
زمینه: با وجود گذشت سال ها از اتمام جنگ، جانبازان هنوز با مشکلات جسمی و روانی زیادی روبه رو هستند که این امر می تواند به طور جدی کیفیت زندگی جانبازان را تحت تأثیر قرار دهد. در این میان هوش معنوی و سخت رویی از متغیرهای مهم در زندگی جانبازان چه نقشی می تواند بر میزان درد داشته باشد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه هوش معنوی و سخت رویی بر میزان ادراک درد با نقش میانجی گرانه اضطراب مرگ و مثبت اندیشی انجام گرفت. روش: روش تحقیق حاضر همبستگی و با روش معادلات ساختاری بود. از جامعه آماری جانبازان استان کرمان 280 نفر بصورت تصادفی با استفاده از لیست موجود انتخاب و مورد ارزیابی قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه های هوش معنوی کینگ (2008)، سخت رویی کوباسا (1992)، کانر و دیویدسون (1998)، ادراک درد مک گیل (2004)، پرسشنامه اضطراب مرگ تمپلر (1998) و خوش بینی شییر و کارور (1985) بودند. برای تحلیل داده ها از تحلیل مسیر در نرم افزار spss-19 و AMOS استفاده گردید. یافته ها : نتایج تحلیل مسیر نشان داد پس از اصلاح مدل اولیه؛ مدل نهایی از برازش مطلوبی برخوردار است. در مدل نهایی نسبت مجذور خی دو به درجه آزادی یا مجذور کای نسبی (2/24)، شاخص نیکویی برازش تعدیل یافته برابر با 0/91، شاخص برازندگی هنجار شده برابر با 0/91 و شاخص ریشه میانگین مجذورات خطا برابر با 0/05 بود. همچنین بررسی بوت استراپ نیز نشان داد نقش میانجی گرانه اضطراب مرگ و خوش بینی در ارتباط بین هوش معنوی و سرسختی با ادراک درد معنی دار است. نتیجه گیری: هوش معنوی و سرسختی از طریق بهبود خوش بینی و کاهش اضطراب مرگ نقش مهمی در کاهش ادراک درد در جانبازان دارند