ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۷٬۹۴۱ تا ۱۶۷٬۹۶۰ مورد از کل ۵۲۸٬۴۴۴ مورد.
۱۶۷۹۴۱.

روش شناسی تحلیلی و چارچوبِ مرمت بناهای معماری با تأکید بر تعیین جایگاه آنها درحوزه های مداخله طرح باززنده سازیِ محلات بافتهای تاریخی(نمونه موردی ساباطهای محله نوگ آباد بافت تاریخی نایین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۳ تعداد دانلود : ۲۸۸
محله نوگ آباد واقع شده در انتهای بازار یکی از محلات هفت گانه بافت تاریخی نایین می باشد که دارای میراث تاریخی ارزشمندی است. از دهه پنجاه، به دنبال ترک محله توسط ساکنان قدیمی و ورود گروه های مهاجر و طبقات کم در آمد و همچنین خالی از سکنه شدن اکثر خانه های محله، فرآیند فرسودگی این محلهتاریخی در تمام ابعاد کالبدی، اجتماعی و اقتصادی آغاز شد. ساباط های این محله که بر روی گذرهای اصلی احداث شده اند؛ از عناصر معمارانه فضاهای شهری محسوب می شوند. به تبعیت از این فرآیند کلی، ساباط ها نیز دچار آسیبهایی شده و در اکثر موارد، دیگر نقش گذشته خود را دارا نیستند. سطح زیرین ساباط مربوط به فضای عمومی گذر بوده و مالکیت فضای قرارگرفته در تراز بالای گذر نیز در ساباطهای این محله، در دو دسته عمومی و خصوصی قرار می گیرد. پژوهش حاضر از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و برداشتهای میدانی، استفاده کرده و فرآیند شکل گیری مقاله در پرتو ایجاد نظمی منطقی در مطالب پراکنده موجود با استفاده از راهبرد استدلال منطقی می باشد. هدف تحقیق با استفاده از رهیافتی کیفی، شناسایی توالی فعالیتها به منظور تدوین طرحهای مرمتی بناهای معماری است که در قالب یک چارچوب تحلیلی – روش شناختی، در ساباطهای محله نوگ آباد بافت تاریخی نایین، به عنوان نمونه موردی ارائه گردد. در پایان نتایج تحقیق نشان داد که با توجه به ماهیت و کارکرد ساباطها به منظور ارایه دستورالعملهای پیشنهادی مرمت آنها، تعیین جایگاه آنها در طرح باززنده سازی محله ضروری است. به ترتیب، بررسی و ارزیابی طرحهای فرادست بافت تاریخی، شناخت و تجزیه و تحلیل محله توسط ماتریس سوات، تدوین اهداف و راهبردها در چهارمؤلفه(کالبدی، عملکردی، اجتماعی، اقتصادی)، از اولویتهای طرح باززنده سازی محله، قبل از تعیین حوزه های مداخله محسوب می گردند. حوزه های سه گانه مداخله بر اساس همگنی کاربری های موجود، پتانسیل نهفته، و شناخت کامل نسبت به محله، مشخص و تفکیک گردیده است. ساباطهای اطمینان، باقریان و دو ساباط مسجد خواجه در حوزه مداخله 1 با هدف تبدیل شدن این حوزه به یک مجموعه گردشگری- خدماتی قرار می گیرند. دو ساباط فاطمی و امینی در حوزه مداخله 2 واقع شده اند. این حوزه با هدف تبدیل به یک مجموعه مسکونی مطلوب و مناسب با نشاط شهری بر اساس نیازهای ساکنان آن، تعریف شده است.
۱۶۷۹۴۲.

شکل گیری شاخصه های معماری شهری دوره هخامنشی در دهانه غلامان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۰ تعداد دانلود : ۳۴۱
دهانه غلامان، محوطه ای هخامنشی واقع در سیستان (زرنگ دوره هخامنشی) است که در ابتدای این دوره بدون هیچ گونه پیشینه استقراری ایجاد شده و پس از 150 سال متروک می شود. این محوطه، با انتقال آب از یکی از شعبه های هیرمند مشروب شده و با وجود زمین های مساعد کشاورزی و نیز محیط نیزارهای اطراف هامون تغذیه می شود. سازه های معماری این محوطه با توجه به شرایط بومی، با استفاده از مصالح بوم زاد، خشت، ساخته شده و پراکندگی سازه ها در این محوطه نیز همچنان که با قابلیت های طبیعی سازش یافته، از الگو و سبک ایرانی مبتنی بر بافت اجتماعی و کاست هند و اروپایی پیروی کرده و باعث ایجاد چند بلوک (محله) شهری متفاوت شده اند؛ الگویی که با استقبال جوامع شهری در خاور نزدیک، در دوره های تاریخی اشکانی و ساسانی نیز همچنان ادامه می یابد. همچنین، مدلی که عامل شکل گیری بافت شهری در شهرهای سلطنتی دوره هخامنشی شده، با سبک و سیاقی متفاوت در این محوطه دیده می شود. هر چند شکل گیری این شهر، متأثر از نفوذ نخبگان دوره هخامنشی در منطقه سیستان بود، ولی متروک شدن آن، به دلیل عدم شکل گیری هویت شهری یا شهریگری نزد ساکنین آن اتفاق افتاد. با این حال، بر اساس انباشت حافظه معماری بومی در این محوطه، این فرض پایه گذاری می شود که از اواخر عصر مفرغ و پایان کار شهر سوخته تا دوره هخامنشی، علی رغم به دست نیامدن آثار و شواهد باستان شناختی، استقرارهایی در این منطقه وجود داشته اند
۱۶۷۹۴۳.

ارزیابی نظام رنگی منظر بافت های تاریخی با رویکرد ادراک زیباشناختی منظر شهری؛ مورد پژوهی: محله حسن آباد اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۹ تعداد دانلود : ۳۶۶
منظر، دیدگاهی نو در ارتباط انسان و محیط و نحوه تفسیر فضا ارائه می دهد. دیدگاه نوین منظر به محیط و فضای زیست انسان، حاصل تغییر در نگاه سنتی و کلاسیک به رابطه انسان و محیط است. با این نگاه، رویکرد «حفاظت از مناظر شهری تاریخی» که تحت عنوان HUL شناخته می شود، یکی از رویکردهای نوینی بوده که جهت پاسخ گویی و حفاظت گسترده از منظر مراکز تاریخی شهرها ارائه شده است. تلاش این رویکرد بر آن است تا با یک نگاه مکان محور، چشم انداز حفاظت تاریخی را به کلیه ارزش های تاریخی فرهنگی که در منظر شهرهای تاریخی بروز می یابند، گسترش دهد. یکی از مؤلفه هایی که می تواند در این میان مورد توجه ویژه قرار گیرد، "نظام رنگی" منظر بافت های تاریخی بوده که بازتابی از هویت و فرهنگ بومی مکان است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر آن است که "نظام رنگی" منظر بافت های تاریخی با نگاه ویژه به کیفیت های دخیل در ادراک زیباشناختی منظر، مورد شناسایی، تحلیل و ارزیابی قرار گیرد و معیارهای ارزیابی در هر دسته از کیفیت های زیباشناختی ادراک منظر رنگی، مشخص شوند. روش پژوهش در این مقاله، توصیفی و تحلیلی است؛ بدین منظور، پس از بررسی مبانی و دست یابی به چارچوب نظری پژوهش، معیارهای ارزیابی بر اساس چهار گروه کیفیت دخیل در ادراک زیباشناختی مکان استخراج شده و در محله حسن آباد با استفاده از تکنیک های پرسش نامه و دلفی مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان دادند بهره گیری از الگوهای رنگی دارای پیشینه نمادین در معماری مکان، استفاده از مصالح بوم آورد، تلفیق منظر طبیعی و مصنوع و حفاظت از پالت رنگی واجد ارزش در ساخت وسازهای جدید، نقش تعیین کننده در ارتقای ادراک زیباشناختی نظام رنگی منظر بافت های تاریخی ایفا می نمایند.
۱۶۷۹۴۴.

ارائه مدل کسب وکار تجارت اجتماعی برای صنعت گردشگری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۶ تعداد دانلود : ۳۸۹
هدف: هدف این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر در طراحی مدل کسب و کار تجارت اجتماعی برای صنعت گردشگری به منظور بهره مندی از ارزش های وب 0/2 است. روش: در این پژوهش به منظور شناسایی عوامل مؤثر بر مدل کسب و کار در تجارت اجتماعی، از روش فراترکیب استفاده شد و عوامل شناسایی شده با بهره مندی از نظر خبرگان در 9 مؤلفه بوم مدل کسب و کار استروالدر و پیگنر (2010) دسته بندی شدند. سپس در بخش کمی به منظور آزمون فرضیه ها و ارزیابی مدل پیشنهادی، از مدل سازی معادله های ساختاری و برای اولویت بندی عوامل از آزمون فریدمن استفاده شد. یافته ها: 9 مؤلفه و 36 مفهوم به عنوان عوامل مؤثر بر مدل کسب وکار تجارت اجتماعی در صنعت گردشگری شناسایی شدند. بر اساس نتایج، استفاده از زیر ساخت اینترنت و فناوری وب 0/2 مشارکت میان کاربران و اعضای زنجیره تأمین را افزایش می دهد، موجب آسان شدن برقراری ارتباط میان آنها می شود و به شرکت ها در خلق و ارائه ارزش پذیرفتنی به مشتریان کمک می کند. نتیجه گیری: این پژوهش به ایجاد وضوح و دانش بیشتر در رابطه با عوامل مؤثر بر طراحی مدل کسب وکار تجارت اجتماعی در صنعت گردشگری کمک می کند و به مدیران کسب وکارهای گردشگری در توسعه مدل های کسب وکار تجارت اجتماعی به منظور توسعه صنعت گردشگری و کسب مزیت رقابتی یاری می رساند. علاوه بر این، مدیران و شاغلان صنعت گردشگری می توانند با الهام از مدل کسب وکار ارائه شده، مدلی متناسب با سازمان خود طراحی کنند و از مزایای تجارت اجتماعی و فناوری جدید بهره مند شوند.
۱۶۷۹۴۵.

بررسی نقش تعدیل کنندگی بسیج منابع دانش مشتری در رابطه بین قابلیت مشارکت مشتری و عملکرد واحدهای خدماتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۷ تعداد دانلود : ۳۱۱
هدف: بررسی عملکرد کسب وکار، نوعی فرایند مهم راهبردی است که برای دوام و رفاه هر سازمانی ضروری است. از این رو، برای اینکه سازمان ها بتوانند در عرصه رقابت به موفقیت دست یابند، به دنبال بهبود عملکرد خود هستند. در این مقاله تأثیر مستقیم قابلیت مشارکت مشتری و اثر غیرمستقیم آن از طریق متغیرهای میانجی نوآوری در خدمت و فرایند بر عملکرد واحدهای خدماتی و نقش تعدیل کننده بسیج منابع دانش مشتری در رابطه بین قابلیت مشارکت مشتری و نوآوری بررسی شده است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و برحسب روش گردآوری داده ها از نوع پژوهش های توصیفی پیمایشی است. مدیران 60 واحد خدماتی (بانک، بیمه، مراکز آموزشی و مراکز درمانی) شهرستان رشت، داده های این پژوهش را از طریق پرسش نامه جمع آوری کردند و تجزیه و تحلیل داده ها به کمک روش مدل سازی معادله های ساختاری انجام شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد، قابلیت مشارکت مشتری به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق نوآوری بر عملکرد واحدهای خدماتی تأثیر معناداری دارد. همچنین نقش تعدیل کننده بسیج منابع دانش مشتری در رابطه بین قابلیت مشارکت و نوآوری در فرایند و نوآوری در خدمت نیز تأیید شد. نتیجه گیری: تمام نه فرضیه پژوهش که روابط میان متغیرهای قابلیت مشارکت مشتری، نوآوری در فرایند، نوآوری در خدمت، بسیج منابع دانش مشتری و عملکرد واحدهای خدماتی را بررسی کرده است، تأیید شده اند. توجه به این نتایج می تواند به واحدهای خدماتی در بهبود عملکرد مالی و غیرمالی کمک کرده و سبب دوام شرکت شود.
۱۶۷۹۴۶.

شناسایی و تبیین عوامل کلیدی توانمندساز در اجرای مشارکت راهبردی موفق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۷ تعداد دانلود : ۳۸۱
هدف: هدف اصلی این مطالعه شناسایی عوامل کلیدی توانمندساز در اجرای یک مشارکت راهبردی موفق از دیدگاه های نظری مختلف و تبیین نقش آنها در افزایش عملکرد مشارکت راهبردی است. روش: پژوهش حاضر در زمره پژوهش های کاربردی از نوع توصیفی پیمایشی قرار دارد. جامعه آماری شامل خبرگان شرکت های زیرمجموعه سازمان صنایع هوایی است که در رابطه با مشارکت های راهبردی شناسایی شده در این پژوهش از دانش و اشراف کافی برخوردارند. به دلیل محدود بودن جامعه آماری و دسترسی به کلیه خبرگان، از روش نمونه گیری خاصی استفاده نشده است. برای آزمون مدل نیز از روش مدل سازی معادله های ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. یافته ها: یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل 79 پرسش نامه تکمیل شده، اعتبار مدل پیشنهادی و کلیه فرضیه های مطرح در آن را تأیید کرده و نشان می دهد عوامل توانمندساز شناسایی شده (قابلیت مدیریت مشارکت، هم سویی اهداف و انگیزه ها، تناسب منابع مشارکت و سرمایه اجتماعی مشارکت) در مجموع قادر به تبیین حدود 72 درصد از عملکرد یک مشارکت راهبردی هستند. نتیجه گیری: بر اساس مدل پیشنهادی این پژوهش، دو شرکت برای اجرای یک مشارکت راهبردی موفق می بایست ابتدا برای بهبود و توسعه مشترک چهار عامل توانمندساز اشاره شده اقدام های لازم را به عمل آورند. مقیاس های اندازه گیری و شاخص های ارائه شده در این پژوهش نیز می تواند مرجع مناسبی برای مدیران دو شرکت همکار به منظور ارزیابی جامع میزان آمادگی خود قبل از ورود به یک مشارکت راهبردی باشد.
۱۶۷۹۴۷.

ارزش سازی ظرفیت های بازاریابی با تأکید بر کارآفرینی محوری و بازارمحوری؛ نقش میانجی نگرش نوآورانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۵ تعداد دانلود : ۲۹۵
هدف: ظرفیت بازاریابی سازوکاری است که سازمان ها را در اجرای راهبردهای خود در محیط رقابتی توانمند می کند. با این رویکرد شرکت ها می توانند فرهنگ مشتری محور خود را به بازار نشان دهند تا هم منابع فیزیکی و هم دارایی های فکری و استراتژیک خود را با استفاده از ایده های نوآورانه به کالا ها و خدمات ارزشمند پیوند دهند و نیاز های مشتری را برآورده کنند. در این پژوهش با هدف کسب رضایت مشتری، الگویی از ظرفیت های بازاریابی ارزش ساز و مبتنی بر نگرش نوآورانه توسعه داده شد. روش: برای طرح مدل و توسعه فرضیه ها از مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه با جامعه آماری متشکل از کارشناسان صنعت حمل ونقل بین المللی بهره برده شد. همچنین به منظور سنجش اعتبار مدل و آزمون فرضیه ها از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. برای گردآوری داده ها روش نمونه گیری تصادفی ساده به کار رفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد، شرکت ها با هدف خلق ارزش ادراکی مشتریان در استفاده از ظرفیت های بازاریابی خود از دو رویکرد کارآفرینی محوری و بازار محوری استفاده می کنند. همچنین یافته ها نشان داد شرکت های کارآفرین، بازارگرا و نوآور رضایت مشتریان را نسبت به رقبا به شیوه مناسب تری تأمین می کنند. نتیجه گیری: کارآفرینی و بازارگرایی دو رویکرد کلیدی در استفاده از ظرفیت های بازاریابی بنگاه ها هستند. سازمان ها می توانند با اصلاح ساختار و روش ها به کارآفرینی درون سازمانی پرداخته و با اصلاح شیوه های ارتباطی و خدمت رسانی به کارآفرینی برون سازمانی انجام دهند. بازارگرایی نیز رویکردی مبتنی بر مشتری است و وظیفه سازمان این است مشتری را در کانون توجه خود قرار دهد.
۱۶۷۹۴۸.

ارائه مدل مفهومی استراتژی رقابت همکارانه در بخش ارتباطات ثابت و سیار ایران: مطالعه چندموردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۲ تعداد دانلود : ۳۰۴
هدف: رقابت همکارانه که از تلفیق دو استراتژی رقابت و همکاری منتج می شود، نوع جدیدی از روابط بین سازمانی است که می تواند به وضعیتی برد برد منتهی شود. در مقاله حاضر سعی شده است تا از طریق روش مطالعه چندموردی و بهره مندی از نظر خبرگان بخش ارتباطات ثابت و سیار ایران، مدل مفهومی از استراتژی رقابت همکارانه در این صنعت ارائه شود. روش: پس از طراحی پروتکل مطالعه موردی، دو نمونه برای رقابت همکارانه در صنعت ارتباطات ثابت و سیار انتخاب شد و با جمع آوری اطلاعات و شواهد از نمونه های پژوهش و تحلیل درون موردی و بین موردی، مدلی مفهومی برای استراتژی رقابت همکارانه در بخش ارتباطات ثابت و سیار به دست آمد. یافته   ها: بر اساس یافته های به دست آمده، محرک های درونی شرکت ها، رفتار ذی نفعان و ویژگی های صنعت، به عنوان متغیرهای اصلی گرایش به استراتژی رقابت همکارانه شناخته شدند. ضمن آنکه بر نقش قابلیت رقابت همکارانه به عنوان متغیر کلیدی در موفقیت این استراتژی تأکید شده است. تنش های این رابطه و راهکارهای مدیریت آنها و پیامدهای مالی و غیر مالی این استراتژی برای شرکت ها نیز بررسی شد. نتیجه   گیری: افزون بر انگیزه های مالی، نقش دولت و سازمان های تنظیم مقررات در شکل گیری فضای مساعد برای استراتژی رقابت همکارانه، انکارناپذیر است. برای موفقیت در استراتژی رقابت همکارانه، به چند عامل و قابلیت خاص نیاز است. برخی از این عوامل با ذهنیت و شرایط خاص مدیران آن شرکت و برخی دیگر با توانمندی ها، منابع و ویژگی های سازمانی مرتبط است که می تواند موجب متعادل سازی تنش ها و جلوگیری از بروز پیامدهای منفی این استراتژی شود.
۱۶۷۹۴۹.

طراحی چارچوب کسب هوشمندی رقابتی 0/2 با بهره گیری از روش بهترین بدترین (BWM)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۸ تعداد دانلود : ۳۲۲
هدف : ظهور تجارت اجتماعی و فناوری های وب 0/2 به خصوص رسانه های اجتماعی، شکل جمع آوری اطلاعات و نحوه کسب هوشمندی رقابتی را تغییر داده است. هوشمندی کسب شده از این محیط باعث شد مفهوم جدیدی به نام هوشمندی رقابتی 0/2 پدیدار شود که نحوه کسب آن از جهات بسیاری با نوع قبلی آن تفاوت دارد. هدف این پژوهش طراحی چارچوبی برای کسب این نوع هوشمندی، بر مبنای استفاده از ابزارهای فناوری وب 0/2 و به طور خاص رسانه های اجتماعی است. روش : بدین منظور، نخست با بررسی گسترده پیشینه تحقیق و با تشکیل گروه کانونی متشکل از خبرگان بازاریابی و سپس با نظرسنجی از متخصصان بیشتر، چارچوب نهایی شامل سه مؤلفه اصلی «فرایند کسب هوشمندی رقابتی 0/2 »، «زمینه کسب هوشمندی رقابتی 0/2 » و «محتوای کسب هوشمندی رقابتی 0/2 » تدوین شد. سپس با استفاده از روش بهترین بدترین (BWM) ابعاد و زیرشاخص های شناسایی شده، توسط مدیران بازاریابی و افرادی که تجربه عملی داشتند، وزن دهی و رتبه بندی شده اند. یافته ها : بر اساس یافته ها، 10 بعد مهم این سه مقوله که به تأیید گروه کانونی نیز رسیده اند، به ترتیب رتبه عبارت اند از: بعد هوشمندی رقبا 0/2 ؛ استخراج مفاهیم و الگوها؛ هوشمندی بازار 0/2 ؛ ارائه و ارزیابی هوشمندی رقابتی 0/2 ؛ برنامه ریزی برای کسب هوشمندی رقابتی 0.2؛ فرایندهای کسب وکار؛ افراد؛ فناوری؛ نظارت و جمع آوری اطلاعات از رسانه های اجتماعی؛ هوشمندی اجتماعی/ راهبردی 0/2  و هوشمندی فناوری 0/2. نتیجه گیری : مجموع ه ای از ابعاد و مؤلفه های بسیار مهم مدل هوشمندی رقابتی 0/2 شناسایی و از نظر اهمیت رتبه بندی شدند. شرکت ها برای ارزیابی برنامه های هوشمندی رقابتی در عصر شبکه های اجتماعی، می توانند از یافته های این پژوهش استفاده کنند و به عنوان اصول راهنمای کسب هوشمندی رقابتی از آن بهره ببرند.
۱۶۷۹۵۰.

مدل هوشمندی بازاریابی صنعت خودرو داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۳ تعداد دانلود : ۳۳۶
هدف: سازمان برای بقا در بازارهای پویا و متغیر به ابزاری نیاز دارد که با کمک آن بتواند بر چالش های محیطی فضای رقابت فائق آید. چنین ابزاری، هوشمندی بازاریابی است. هدف از انجام این تحقیق ارائه یک مدل هوشمندی بازاریابی است که چگونگی تدوین هوشمندی بازاریابی را به صورتی کاربردی و گام به گام تعیین می کند. روش: در این راستا با مطالعه گسترده ادبیات موضوع به خصوص به منظور کسب دستیابی به نگاه اسلامی ایرانی، مراجعه به اسناد بالادستی، 47 فاکتور اصلی هوشمندی بازاریابی شناسایی شد و پس از ساختاردهی با ابزار تحلیلی سه شاخگی، در قالب پرسش نامه ای در اختیار خبرگان صنعت خودروی ایران قرار گرفت. با تحلیل آماری داده های به دست آمده از پرسش نامه جمع آوری شده، ده متغیر تأثیرگذار بر هوشمندی بازاریابی شناسایی شده، تأیید شدند. سپس متغیرهای شناسایی شده، در پرسش نامه دوم که با ساختار تکنیک ISM تنظیم شد، وارد شدند. این پرسش نامه در اختیار خبرگان صنعت خودروی ایران قرار گرفت و پرسش نامه ها جمع آوری شد. یافته ها: بر مبنای نتایج پرسش نامه دوم و با استفاده از تکنیک ISM ، مدل «هوشمندی بازاریابی» طراحی شد. نتیجه گیر ی: بینشی که این مدل به مدیران ارائه می کند، می تواند آنها را در تحقق هوشمندی بازاریابی در سازمان یاری دهد. در تحقیقات آتی، می بایست به بررسی دلایل و مشکلات اصلی سازمان ها در پیاده سازی مدل هوشمندی بازاریابی، رد مدل نام برده، تحت بررسی قرار دادن مدل هوشمندی بازاریابی و دلیل بررسی نکردن آن مدل در سازمان پرداخت.
۱۶۷۹۵۱.

شناسایی و طبقه بندی کاربردهای نوآورانه اینترنت اشیا در بازاریابی دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۵ تعداد دانلود : ۴۰۴
هدف: با توجه به پراکندگی پژوهش های قبلی، هدف این پژوهش آن است که نخست از طریق مرور سیستماتیک و تحلیل کیفی، کلیه کاربردهای نوآورانه فناوری اینترنت اشیا در بازاریابی شناسایی شود و دسته بندی جامع و مانعی از آنها صورت گیرد و در ادامه، از طریق تحلیل محتوای کمی، روندها و شکاف های این حوزه، پژوهش جدیدی معرفی شود. روش: روش اجرای این پژوهش، روش آمیخته است. بدین ترتیب که در مرحله نخست این پژوهش برای شناسایی و دسته بندی کاربردها از روش فراترکیب تعداد ۲۱۵۰ مقاله شناسایی و بررسی شده است. در مرحله دوم پژوهش نیز با استفاده از روش تحلیل محتوا به تحلیل کمی و دقیق تر روندهای پژوهشی موجود از نظر توزیع زمانی، مکانی و موضوعی اقدام شده است. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهند، کاربردهای فناوری های اینترنت اشیا در بازاریابی دیجیتال را می توان در هفت حوزه آمیخته بازاریابی شامل محصول، مکان، قیمت، ترفیع، فرایندها، شواهد فیزیکی و نیروی انسانی به کار برد. همچنین بر اساس تحلیل های کمی مشخص شد پژوهش های مربوط به این حوزه از روند صعودی برخوردار بوده و بیشترین کاربردها مربوط به حوزه ترفیع، حوزه محصول و پس از آن حوزه فرایندها بوده است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد، فناوری اینترنت اشیا پتانسیل ایجاد نوآوری در هر یک از هفت حوزه بازاریابی را دارد، اما نیاز است در آینده به منظور بالفعل شدن کاربردهای اینترنت اشیا از بین عناصر هفت گانه آمیخته بازاریابی روی عناصر نیروی انسانی، مکان، شواهد فیزیکی و قیمت گذاری پژوهش های کیفی بیشتری صورت گیرد.
۱۶۷۹۵۲.

مدل سازی تصمیم گیری راهبردی مبتنی بر شواهد در صنعت بیمه بر اساس تئوری داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۷ تعداد دانلود : ۲۹۷
هدف: رویکردهای تصمیم گیری مبتنی بر داده های محیطی، قابلیت اطمینان را برای تصمیم ها بهبود می دهند؛ اما یکی از مشکل های مهمی که در سازمان ها و به ویژه بخش خصوصی وجود دارد، ناتوانی در پیاده سازی این رویکردهاست. هدف پژوهش حاضر این است که از بین گفتمان های خبرگان صنعت بیمه و تصمیم گیری راهبردی، الگوی تصمیم گیری راهبردی مبتنی بر شواهدی ارائه شود که در رفتار مدیران ارشد صنعت بیمه مستتر شده است. روش: پژوهش از نظر هدف، بنیادین و از نظر ماهیت، اکتشافی است. برای گردآوری داده ها، رویکرد مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته در کنار مطالعات کتابخانه ای مد نظر قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش، خبرگان سازمانی و خط مشی گذاری بودند. برای شناسایی خبرگان از روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی استفاده شد که طی آن با توجه به کفایت داده ها با 20 خبره مصاحبه به عمل آمد. یافته ها: در نهایت مدل تصمیم گیری راهبردی مبتنی بر شواهد با استفاده از نظریه داده بنیاد طراحی و شرایط علّی عدم اطمینان محیطی و شکاف استراتژیک شناسایی شد. نتیجه گیری: در مدل پارادایمی تصمیم گیری، گفتمان اطمینان طلبی و شکاف استراتژیک، پدیده اصلی بودند. برای شرایط مداخله گر، محدودیت های اخلاقی و ویژگی های شخصیتی مدیران شناسایی شدند. عوامل بستر، شامل فرهنگ سازمانی و امکانات و منابع سازمان بودند که بر راهبرد اصلی که همان تصمیم گیری مبتنی بر شواهد است، تأثیر می گذارند. پیامد این نوع تصمیم گیری، توجه بیشتر به موضوع علم گرایی، ائتلاف گرایی، مشارکت ذی نفعان در سازمان و جهت گیری استراتژیک در سازمان است.
۱۶۷۹۵۳.

چارچوب رابطه حکومت و مردم در ایران: رویکرد نهادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۵ تعداد دانلود : ۳۳۹
هدف: نظر به اهمیت رابطه حکومت و مردم به عنوان یکی از مباحث کلیدی در گفتمان های سیاسی و خلأ مطالعات و پژوهش های نظری مرتبط در نظام جمهوری اسلامی، هدف این پژوهش دستیابی به مدل رابطه حکومت و مردم در ایران با رویکرد نهادی است. روش: این تحقیق به روش کیفی داده بنیاد انجام شده است. جامعه آماری آن خبرگانی هستند که در زمینه حقوق عمومی و ساختار سیاسی حکومت، از دانش و تجربه عملی برخوردارند. خبرگان به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند و داده ها با استفاده از نرم افزار اطلس مدیریت شده است. یافته ها: پس از تجزیه وتحلیل متن مصاحبه ها، مقوله محوری رابطه حکومت و مردم با عنوان «مردم سالاری دینی» احصا شد که ابعاد اصلی خادمیت، اقتدارگرایی، قانون گرایی الهی و نظارت و هدایت را دربرمی گیرد. پس از شناسایی عوامل علّی، میانجی و تعدیل کننده، چارچوب نهایی تدوین شد. یافته ها نشان داد که تفکر ایدئولوژیک دولت مردان، اعتدال گرایی (تساهل و تسامح)، التزام به قانون اساسی و تفکر حاکمیتی حکمرانان، از عوامل مؤثر بر رابطه حکومت و مردم هستند. در ضمن نوع رابطه حکومت و مردم می تواند پیامدهایی مانند اعتماد عمومی، رضایت عمومی، مشروعیت و شکاف اجتماعی را به دنبال داشته باشد. نتیجه گیری: تنظیم رابطه حکومت و مردم با رویکرد نهاد قانون اساسی، آثار مثبتی مانند رضایت و اعتماد عمومی به همراه دارد و مشروعیت حکومت را میان مردم افزایش داده و زمینه حذف شکاف اجتماعی را فراهم می کند.
۱۶۷۹۵۴.

پیامدهای به کارگیری رویکرد مدیریت مالی عمومی نوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۰ تعداد دانلود : ۲۴۱
هدف: مدیریت مالی عمومی نوین شامل مجموعه اصلاحاتی در سیستم ها، رویه ها و قوانین حسابداری، گزارشگری مالی، بودجه ریزی، حسابرسی و کنترل داخلی به منظور استفاده مؤثر و کارا از منابع مالی، ارتقای شفافیت و پاسخ گویی در بخش عمومی است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی پیامدهای به کارگیری رویکرد مدیریت مالی نوین و ارزیابی وضعیت موجود شاخص های آن در بخش عمومی کشور است. روش: پژوهش حاضر از نوع پیمایشی است و داده های آن بر مبنای پرسش نامه محقق ساخته ای در قالب 6 بخش که در 40 گویه تدوین شده و از طیف پنج گزینه ای لیکرت تبعیت می کند، جمع آوری شده است. نمونه آماری شامل 192 نفر از متخصصان و کارشناسان این حوزه در اداره های امور مالیاتی، دیوان محاسبات و حسابرسان دستگاه های دولتی است که از طریق نمونه گیری قضاوتی انتخاب شدند. به منظور انجام تحلیل های آماری از آزمون های علامت زوج نمونه ای و فریدمن استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمون های آماری نشان می دهد اجرای منسجم اصلاحات مدیریت مالی نوین در بخش عمومی کشور می تواند به ارتقای شفافیت، توان پاسخ گویی، بهره وری، بهبود کیفیت و ارزیابی و نظارت و همچنین کاهش برخی چالش ها در مقایسه با وضعیت فعلی آنها منجر شود. نتیجه گیری: به کارگیری رویکرد مدیریت مالی عمومی نوین متناسب با ویژگی های محیطی کشور می تواند سبب یکپارچگی سیستم های اطلاعاتی، واقع بینانه تر شدن صورت های مالی و سهولت تصمیم گیری اعتباردهندگان در فرصت های سرمایه گذاری و همچنین ارتقای توان پاسخ گویی از طریق ارائه گزارش هایی در باب عملکرد، ارزیابی توان ایفای تعهدات دولت و بودجه شود. علاوه بر این، به بهبود در مدیریت تخصیص منابع بودجه ای، دقت در اندازه گیری بهای تمام شده خدمات و مدیریت زمان منجر می شود و چنانچه اصلاحات بدون در نظر گرفتن ماهیت بخش عمومی کشور اجرا شود، می تواند پیامدهای نامطلوبی همچون شکاف طبقاتی، عدم رشد خلاقیت در بخش عمومی، فساد مالی و عملیاتی و تناقض در معیارهای عملکرد را به دنبال داشته باشد.
۱۶۷۹۵۵.

شناسایی مؤلفه های سیستم تأمین منابع انسانی در راستای ارتقای سلامت نظام اداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۱ تعداد دانلود : ۳۲۸
هدف: یکی از عوامل دخیل و مؤثر در توسعه کشور، نظام اداری سالم و کارآمد است؛ چراکه نظام اداری، سیستم تنظیم کننده کلیه فعالیت ها برای نیل به اهداف از پیش تعیین شده و ابزاری برای پیاده سازی برنامه های توسعه محسوب می شود. از سوی دیگر، از جمله عوامل تهدید کننده سلامت اداری در ایران، عوامل اداری و مرتبط با نظام مدیریت منابع انسانی است. از این رو، به دلیل اهمیت و نقشی که سیستم های منابع انسانی در ارتقای سلامت اداری و پیشگیری از فساد اداری دارند، در پژوهش حاضر به دنبال شناسایی مؤلفه های سیستم تأمین منابع انسانی در راستای ارتقای سلامت نظام اداری در سازمان های دولتی خواهیم بود. روش: پژوهش حاضر در چارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل تم صورت گرفته است و برای استخراج مؤلفه های سیستم تأمین منابع انسانی در راستای ارتقای سلامت نظام اداری با 19 نفر از متخصصان سازمان اداری و استخدامی کشور با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند مصاحبه انجام شده است. یافته ها: مؤلفه های سیستم تأمین منابع انسانی در راستای ارتقای سلامت نظام اداری در قالب 6 تم اصلی، 16 تم فرعی و 67 مفهوم استخراج شد و یافته ها نشان داد که مؤلفه های سیستم تأمین منابع انسانی در راستای ارتقای سلامت نظام اداری عبارت اند از: شفافیت، پاسخ گویی، شایسته سالاری، عدالت محوری، قانون محوری و کنترل داخلی. نتیجه گیری: سیستم تأمین نیرو در سازمان های دولتی در راستای ارتقای سلامت نظام اداری بایستی از مقررات، رویه ها و اقدامات شفاف برخوردار بوده و پاسخ گوی اقدامات صورت گرفته باشد و اصل شایسته سالاری و عدالت محوری را در جذب، انتخاب و استخدام در اولویت قرار دهد. همچنین اثربخشی سیستم تأمین نیرو در راستای ارتقای سلامت اداری، در گرو تبعیت رویه ها از قوانین و مقررات و کنترل داخلی فرایندهاست.
۱۶۷۹۵۶.

طبقه بندی ویژگی های حکمرانی از طریق شبکه های خط مشی با استفاده از روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۶ تعداد دانلود : ۳۹۲
هدف: این مقاله با بهره گیری از روش فراترکیب، به دنبال ارائه دسته بندی جامعی از ویژگی های حکمرانی در مطالعات این حوزه است. روش: روش فراترکیب، انتخاب 468 مقاله و پژوهش مرتبط در سال های 1970 تا 2018 از نمایه استنادی Web of Science است که با به کارگیری این روش در نهایت 55 مقاله نهایی مبنای استخراج یافته ها قرار گرفتند. این پژوهش، کیفی بوده و در پارادایم تفسیرگرایی با هدف اکتشاف ویژگی های حکمرانی از طریق شبکه های خط مشی انجام شده و از دیدگاه هدف، پژوهشی کاربردی است. همچنین جمع آوری داده ها از نظر زمان پژوهشی مقطعی است. یافته ها : ویژگی های این رویکرد جدید به حکمرانی (حکمرانی از طریق شبکه های خط مشی) را می توان در چهار دسته کلی «ارتقای هماهنگی، انسجام و یکپارچگی»، «تقویت ارتباطات، ایجاد اعتماد و افزایش مشارکت»، «افزایش یادگیری خط مشی» و «تسهیل پیاده سازی خط مشی ها» جای داد. همچنین هر یک از این چهار دسته، زیربخش هایی دارند. نتیجه گیری : درباره موضوعات «ارتقای هماهنگی، انسجام و یکپارچگی» و «تقویت ارتباطات، ایجاد اعتماد و افزایش مشارکت»، محققان پژوهش های بیشتر و متنوع تری داشته اند و درباره موضعات «افزایش یادگیری خط مشی» و «تسهیل پیاده سازی خط مشی ها» پژوهش کمتری انجام داده اند و ابعاد مختلف آنها دیده نشده است. بر این اساس و با توجه به اهمیت موضوعات یادگیری خط مشی و پیاده سازی خط مشی ها، پژوهش های آتی می توانند به دو بعد اخیر توجه بیشتری داشته باشند. یافته های این مطالعه می تواند برای به کارگیری رویکردهای جدید در راستای بهبود حکمرانی در حوزه های خط مشی مختلف مفید واقع شود.
۱۶۷۹۵۷.

مکان یابی و تخصیص بهینه نقاط انتقال، بیمارستان و مراکز امدادی برای تشکیل زنجیره امدادرسانی در بحران، با فرض غربالگری مجروحان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۶ تعداد دانلود : ۳۴۳
هدف: برای امدادرسانی به مجروحان در زمان بحران باید قبل از بحران برنامه ریزی کرد. هدف این پژوهش، ارائه مدلی برای مکان یابی و تخصیص بهینه نقاط انتقال، مراکز امدادی و بیمارستان در زمان زلزله برای خدمت رسانی به مجروحان شامل غربالگری، کمک های اولیه و انتقال به تسهیل است. روش: روش مقاله مدل سازی کمی از طریق ارائه مدل ریاضی است. برای این منظور مدل های برنامه ریزی ریاضی عدد صحیح مختلط تک هدفه و دوهدفه ارائه شده است. مدل تک هدفه به دنبال کمینه سازی زمان کل انتقال مجروحان و مدل دوهدفه علاوه بر کمینه سازی زمان، به دنبال کمینه سازی جریمه ناشی از عدم انتقال مجروحان است. مدل ها با دو رویکرد مکان یابی و تخصیص بهینه در زلزله شش ریشتری با تعداد مجروح کمتر و انتخاب تعدادی از تسهیلات و رویکرد تخصیص بهینه در زلزه هفت ریشتری با تعداد مجروح زیاد و استفاده از کل ظرفیت تسهیلات حل شده است. یافته ها: مدل ها بر اساس اطلاعات مناطق جنوب مرکزی شهر تهران شامل مناطق 10، 11، 12، 16، 17 و 19، اجرا می شوند. نقاط انتقال، مراکز امدادی و بیمارستان های انتخاب شده در هر مدل و نحوه و میزان تخصیص مجروحان به این نقاط مشخص شده است. نتیجه گیری: برای امدادرسانی مناسب در موقعیت واقعی، اضافه کردن مراکز امدادی به مسئله به دلیل تعداد زیاد مجروحان در مقایسه با ظرفیت بیمارستان ها، غربالگری مجروحان، ارائه خدمات درمان سرپایی در نقاط انتقال و نپذیرفتن مجروحان به صورت مستقیم در بیمارستان ها، از مفروضات اساسی است که باید در مدل در نظر گرفت. همچنین پراکنش نامتوازن بیمارستان ها در سطح شهر و نبود زیرساخت های اساسی، باید قبل از بحران احتمالی رفع شود.
۱۶۷۹۵۸.

ارائه مدل مفهومی بلوغ تعالی سازمانی مبتنی بر قابلیت های سازمان (مورد مطالعه: شرکت ارتباطات سیار ایران (همراه اول))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۸ تعداد دانلود : ۳۵۸
هدف: در دو دهه اخیر استفاده از مدل های تعالی کسب و کار بسیار رایج شده است و شرکت های زیادی برای ارزیابی عملکرد خود از این مدل ها استفاده می کنند. با وجود این، بررسی مقاله های بین سال های 1994 تا 2017 نشان می دهد، شرکت ها برای پیاده سازی و ارزیابی معیارهای این مدل ها با مشکلات زیادی مواجه اند. همچنین در محیط های با سرعت تغییر زیاد نمی توانند موفقیت بلندمدت بنگاه ها را تضمین کنند. بنابراین در این پژوهش تلاش می شود، تعالی سازمانی بر اساس دیدگاه قابلیت های پویا بررسی و مدل سازی مفهومی شود. روش: در پژوهش حاضر مدل مفهومی بلوغ تعالی سازمان بر اساس دیدگاه های مبتنی بر منابع و قابلیت های پویا و از طریق مرور ادبیات و تحلیل محتوا ارائه شد و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاریافته به تأیید رسید. در انتها سطوح بلوغ مرتبط با آن با روش دلفی فازی طرح ریزی و در شرکت ارتباطات سیار ایران به کار گرفته شد. یافته ها: در این پژوهش تأثیر قابلیت های پویا بر مدل های تعالی کسب وکار جهت پایداری نتایج عملکرد سازمان، نشان داده شده است. نتیجه گیری: مدل مفهومی ارائه شده در این پژوهش کمک می کند که این دست مدل ها با قابلیت های سازمانی و فرهنگ تعالی یکپارچه شوند و سازمان را به سوی عملکرد پایدار سوق دهند.
۱۶۷۹۵۹.

مدلی برای چابکی در تعمیرات اساسی با روش مدل سازی ساختاری تفسیری(مورد مطالعه: یکی از مراکز تعمیرات و بازسازی تجهیزات دفاعی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۲ تعداد دانلود : ۲۳۲
هدف: امروزه سازمان ها با محیطی در حال تغییر و پیش بینی نشده مواجه هستند و سازمان هایی می توانند به پیشرفت دست یابند که بتوانند به سرعت پاسخ گوی این تغییرات بوده و در واقع از سطح مناسبی از چابکی برخوردار باشند. در این مقاله مدلی ارائه شده است که در آن مهم ترین عوامل کلیدی در تعمیرات اساسی و بازسازی چابک را تبیین می کند. روش: رویکرد مورد استفاده مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) و شیوه گردآوری اطلاعات مبتنی بر مصاحبه و پرسش نامه بوده است. یافته ها: پس از مطالعات ادبیات موضوع، 36 عامل در حوزه چابکی شناسایی شده و به تأیید خبرگان رسید. سپس با استفاده از روش طوفان فکری 16 عامل به عنوان عوامل کلیدی در استراتژی تعمیرات اساسی و بازسازی، تعیین شدند. پس از آن پرسش نامه ای مبتنی بر رویکرد ISM طراحی شد و در اختیار 17 نفر از خبرگان و کارشناسان قرار گرفت. پس از رسیدن به اتفاق نظر، این عوامل با رویکرد مد نظر تجزیه و تحلیل شده و در شش سطح طبقه بندی شدند که مهم ترین این عوامل پشتیبانی مدیران ارشد، بیان اهداف مدیریتی شفاف و تمرکز و توجه به استفاده کنندگان (مشتری) است. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد، می توان با تدوین برنامه های بلندمدت و کوتاه مدت توسط سلسله مراتب فرماندهی، استفاده از توانمندی های مراکز صنعتی و دانشگاهی کشور، استفاده از دانش و تجربیات کارکنان سازمان به سطح مطلوبی از چابکی در تعمیرات اساسی و بازسازی (تعمیرات اساسی) تجهیزات دفاعی نائل شد.  
۱۶۷۹۶۰.

شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر در پیاده سازی نوآوری بازخدماتی (مورد مطالعه: بانک قوامین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۰ تعداد دانلود : ۲۷۸
هدف: ماهیت نوآوری ایجاد تغییر در محصولات یا خدمات و نیز تغییر در روش خلق و عرضه آنها، با هدف پاسخ گویی به بازارهای جدید و نیاز های متغیر مشتریان است. انجام این تغییرات به دیدن پیوندها، کشف فرصت ها و استفاده از آنها نیاز دارد. درک ماهیت نوآوری و اهمیت آن از موضوعات مهم و اساسی در عصر حاضر است. هدف این مقاله، شناسایی و رتبه بندی فاکتورهای مؤثر در پیاده سازی نوآوری بازخدماتی در بانک قوامین است. روش: در این پژوهش از روش توصیفی همبستگی استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق کارشناسان بانک قوامین هستند. به منظور جمع آوری داده ها، از پنج پرسش نامه بر اساس متغیرهای تحقیق استفاده شده و پرسش نامه های تحقیق پس از تعیین روایی و پایایی در بین نمونه آماری توزیع شده اند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سازی مسیری ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی و برای وزن دهی آنها از روش آنتروپی شانون استفاده شده است. یافته ها: مدل به کارگرفته شده نشان می دهد که پیاده سازی نوآوری بازخدماتی، به عوامل منابع، سازمانی، محیطی و تعاملی وابسته است. نتیجه گیری: به علت بیشترین تأثیرپذیری از عامل منابع خارجی، بانک قوامین باید تمرکز خود را در توسعه تکنولوژی و مدل های کسب وکار مرتبط با خدمات الکترونیک، افزایش دهد. در این راستا، سرمایه گذاری مشترک و همکاری متقابل با شرکت های تکنولوژی مالی می تواند عرصه جدیدی در نوآوری رقم بزند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان