در این مقاله که برگرفته از پژوهشى میدانى در سطح ملى است، ضمن بیان متدولوزى تحقیق در قالب اهداف تحقیق، روش تحقیق، رو ش هاى گردآورى داده ها، سؤالات تحقیق، جامعه و نمونه آمارى و روش هاى تجزیه و تحلیل داده ها، ادبیات علمى مرتبط با موضوع به طور مختصر بیان گردیده است. در بخش بعدى که چارچوب اصلى مقاله را تشکیل مى دهد، ابتدا وضعیت کارآفرینى سازمانى در سازمان هاى خدمات اجتماعى و فرهنگى بخش دولتى ایران به تفکیک بخشى و منطقه اى تبیین گردیده و سپس با توجه به سؤالأت پژوهشى و متغیرهاى مطرح در این سؤالات، ویژگى هاى کارآفرینانه در عوامل ساختارى، رفتارى و محیطى سازمان هاى مذکور مورد کاوش قرار گرفته و میزان ارتباط این عوامل و متغیرهاى فرعى آن با کارآفرینى در سازمان هاى اجتماعى و فرهنگى دولتى و اهمیت هر یک از آن ها با استفاده از روشهاى آمار توصیفى و استنباطی تجزیه و تحلیل شده است . در بخش پایانی مقاله نیز با توجه به تجزیه علمی که از داده ها واقعی و نگرش به عمل آمده پیشنهاد ها و راهکارهایی برای توسعه کار آفرینی در سازمانهای اجتماعی و فرهنگی دولتی که در برخی زمینه ها برای سازمان های دولتی و خصوصی نیز قابلیت کاربرد دارد ارائه شده است .
بدیهی است میزان فرسایش بادی و حجم نقل و انتقال مواد به ویژگی های سرعت، جهت و فراوانی باد و از سویی به ویژگی های سطح زمین و مواد رسوبی وابسته است. هدف این پژوهش، شناسایی اشکال فرسایش بادی و عوامل مؤثّر در شکل گیری آنها در دشت رفسنجان است. با استفاده از تفسیر عکس های هوایی50000 :1 و 20000 :1 منطقه و همچنین مشاهدات صحرایی، عوارض بادی دشت رفسنجان شناسایی و واحدهای ژئومورفولوژی بادی آن تفکیک شده اند. این واحدها شامل سنگفرش بیابان، یاردانگ ها، زیبرها، پهنه ی ماسه ای، بارخان ها، سیف بارخان ها، سیف ها و تلماسه های خطّی گیاهی، نبکاها و تلماسه های پشته ای، گنبدهای ماسه ای، پارابولیک ها و پارابولیک سیف ها هستند. همچنین این مطالعه نشان داد که در تشکیل تلماسه های بادی این منطقه، عواملی چون، تغییر جهت وزش باد، توپوگرافی، پوشش گیاهی، اندازه ی ذرّات ماسه و مقدار ماسه ی موجود در هر محل نقش داشته اند. یاردانگ ها در محدوده ای از سطح پلایای دشت رفسنجان که توسّط گسل فعّال دشت رفسنجان بالا رانده شده، به دلیل فرسایش دیفرانسیل این محدوده توسّط ماسه های عبوری، ایجاد شده اند.
شهر امروز برآیند نیروهای اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی و سیاسی مختلفی است که در فیزیک و هندسه آن بروز و ظهور کالبدی یافته و هر کدام از این نیروها از طریق کُنشگران خود یعنی شهروندان به گونه ای کالبد شهر را تحت تأثیر قرار می دهند؛ پاره ای قانونمند و باضابطه و عده ای فراقانون و بی ضابطه. در این میان مدیریت شهری در راستای اداره بهینه و پایدار شهر بر اساس برنامه های توسعه با چالش های متعددی روبه روست. یکی از چالش های عمده، تخلفاتی است که در حوزه ساخت وساز رایج است و تأثیر شایان توجهی بر پیکره شهر بر جای می گذارد. این تخلفات تحت تأثیر عملکرد و نفوذ نیروهای پیش گفته در حوزه های مختلف متفاوت و متنوع است. این تحقیق با هدف پی بردن به ماهیت این تخلفات و نیز بررسی راهکارهای مدیریتی آن در شهر بابلسر، به عنوان یکی از شهرهای کوچک و ساحلی کشور، پایه ریزی شده است تا ضمن تحلیل روند این تخلفات و بازشناسی علل و عوامل مؤثر بر آن، شناخت بهتری از وضع موجود حاصل گردد و بستری مناسب برای برنامه ریزی های آتی و مدیریت بهینه شهری فراهم آید. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی با بهره گیری از نرم افزارهای GIS است. برای دستیابی به این هدف ابتدا شهر بابلسر به چهار حوزه تقسیم بندی گردید و همه اطلاعات تخلفات ساختمانی بر اساس حوزه بندی استخراج و جدول ها و نقشه های مورد نیاز تهیه و تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان می دهد که بیشتر تخلفات ساختمانی در شهر بابلسر مربوط به واحدهای مسکونی است. مؤثرترین عوامل در بروز تخلفات ساختمانی نقص در قوانین ساختمانی، نبود قوانین بومی، ناهماهنگی مدیریت های مختلف شهری، کمبود تسهیلات برای اقشار کم درآمد، نبود نظارت شبانه روزی در بحث تخلفات ساختمانی و نقصان حمایت های قضایی است.
پژوهش حاضر با رویکردی بینارشته ای به بررسی عناصر معماری در رمان محاکمه می پردازد. هریک از عناصر معماری در ساختمان برای هدف خاصی طراحی و جانمایی می شوند. استفاده از این عناصر به شیوه معمول باعث ایجاد آسایش برای کاربران بنا خواهد شد. کافکا در رمان محاکمه ، با استفاده های پارادوکسیکال از این عناصر معماری و با نگاهی اکسپرسیونیستی، سعی در بیان مف اهی م مورد نظر خود دارد. اولین نکته ای که در این میان خودنمایی می کند، بیان مفهوم تناقض است. در این راستا در دنیای محاکمه حتی در، پنجره، دیوار، پله و سایر عناصر نیز کاربری های معمول خود را ازدست داده اند. مفهوم دیگری که کافکا به یاری این اجزا بیان می کند، بیگانگی و تنهایی است که در سراسر رمان محاکمه دیده می شود. گویی این عناصر معماری در درجه اول برای دیگران ساخته شده اند و این کاربری های معمول برای یوزف کا. دربرابر دیگران رنگ می بازد. این بیگانگی یادآور ابعاد مختلف زندگی خود کافکا است. آخرین و شاید مهم ترین مفهومی که کافکا به کمک عناصر معماری بیان می کند، تحت کنترل و سلطه بودن است که با ازمیان رفتن فضای خصوصی زندگی یوزف کا. پررنگ تر جلوه گر می شود.
مزایای متعددی را که انسان ها از اکوسیستم ها به دست می آورند، خدمات اکوسیستم می نامند. ترسیب کربن به عنوان یک خدمت اکوسیستمی تنظیم اقلیم، به دلیل تبدیل و تخریب زمین برای پاسخ به نیازهای فزاینده انسان به انواع توسعه در حال کاهش است. در پژوهش حاضر با انتخاب یک سیمای سرزمین پایلوت از جنگل های هیرکانی (منطقه حفاظت شده جهان نما)، ضمن بررسی روند گذشته تا امروز تغییرات پوشش/کاربری در دوره زمانی 2018-2001، شرایط آینده سیمای سرزمین در افق زمانی 2036، با مدل ذخیره و ترسیب کربن در نرم افزار InVEST پیش بینی و تحلیل شد. میزان کربن موجود در چهار منبع ذخیره کربن شامل زیست توده روزمینی، بیوماس زیرزمینی، خاک و مواد آلی مرده به تفکیک کاربری اراضی، با تلفیق گزارش های IPCC با مطالعات میدانی و نمونه برداری استخراج شد. بررسی روند تغییر کاربری اراضی نشان داد با گذشت زمان و به تدریج از وسعت اراضی جنگلی و مرتعی که نقش شایان ملاحظه ای در ترسیب کربن دارند، کاسته شده است، به طوری که در سال 2036 رشد کاهشی 40 درصدی ایجاد شده، که به کاهش ترسیب کربن معادل 400859 تن در سرزمین منجر می شود. ادامه وضع موجود در بهره برداری از سرزمین و روند تغییر اراضی به کاهش کارکرد اکوسیستم در ذخیره و ترسیب کربن منجر می شود. در مطالعه حاضر نشان داده شد با ادغام مفهوم خدمات اکوسیستم در مباحث برنامه ریزی مکانی سرزمین و مدیریت کاربری اراضی از طریق تهیه نقشه های مکانی خدمات اکوسیستم در مقیاس منطقه ای، می توان علاوه بر توسعه منطقی کاربری های انسانی، مخاطرات اکولوژیکی آن ها را نیز به لحاظ تضمین تدارک خدمات اکوسیستم به حداقل رساند، و بدین ترتیب تصمیم بهتری در برنامه ریزی سرزمین اتخاذ نمود. همچنین، پیشنهاد می شود برای بهبود کیفیت خدمات اکوسیستمی در محدوده جهان نما از برنامه های توسعه ای و بازنگری در مرزهای حفاظت شده و مدیریت اصولی کاربری زمین در خارج از مرزهای حفاظت استفاده کرد.