مک ناتن براساس دیدگاه خاص گرایی و هم چنین وظیفه گرایی (در معنای موردنظر خویش) معتقد است تبیین انگیزش اخلاقی و هم چنین تبیین علل ضعف های اخلاقی باید براساس موقعیتی سنجیده شود که فعل در آن رخ می دهد. وی اعتقاد دارد زمانی که شخص در موقعیت انجام فعل قرار می گیرد، می تواند از موقعیت خود، دو نوع درک یعنی درک عام و درک محدود داشته باشد. وی درک عام از موقعیت را به افراد بافضیلت نسبت داده و معتقد است اگر شخص به درک عام دست یابد هرگز دچار ضعف اخلاقی نخواهد شد. مک ناتن ضعف اخلاقی را در حوزه درک محدود بررسی کرده و عواملی همچون جذابیت فعل غیراخلاقی، غلبه احساس بر عقل و قوی بودن ملاحظات غیراخلاقی از ملاحظات اخلاقی را سبب درک محدود از موقعیت و ضعف اخلاقی برمی شمارد. از سوی دیگر علامه طباطبایی نیز در شکل گیری مفاهیم اخلاقی، درک شخص از موقعیت را مدنظر قرار داده و همین امر زمینه مقایسه اندیشه دو متفکر را در حوزه تبیین علل ضعف های اخلاقی فراهم آورده است. علامه نیز به دو نوع درک عام و محدود از موقعیت اشاره می کند. ایشان درک عام را به افراد دارای ایمان قوی اختصاص داده و علت درک محدود را ضعف ایمان، جهالت اختیاری، برتر دانستن لذت های قوای شهوی و غضبی و ضعف اراده (ناشی از عواطف، ملکات اخلاقی، جو اجتماعی) می داند. درنتیجه هر دو متفکر در حوزه تبیین علل ضعف های اخلاقی به دو نوع درک عام و محدود از موقعیت اشاره نموده و درک عام را به افراد بافضیلت اختصاص داده اند و هم چنین مسئله ضعف اخلاقی را در حوزه درک محدود بررسی نموده اند.
اشاعره در تبیین مسألهی خیر و شر، عقل را ناکارآمد میدانند و بر خلاف معتزله و امامیه، حُسن و قبح عقلی افعال اخلاقی را انکار مینمایند. انکار حُسن و قبح عقلی، ریشه در جبرگرایی این فرقه ی کلامیدارد؛ چرا که با اعتقاد به جبر، پای عقل در میدان تمیز خیر و شر، بسته خواهد شد. از طرف دیگر، این نگاه جبرگرایانه، ریشه در استنباط نادرست اشاعره از برخی آیات کلام الله مجید دارد. آنان این آیات را مستمسک خویش قرار داده و از طریق آن به طرح این موضوع پرداخته اند که انسان در افعال خویش، واجد اراده و اختیار نیست.
جبرگرایان با استفاده از این آیات، بر این اعتقاد رفته اندکه خدا خالق افعال انسان است، اوست که آدمیرا هدایت یا گمراه میکند، و افعال انسانی، جز حاصل ارادهی او نیست. از طرفی، علم خداوند، ازلی و ابدی است؛ بنابراین، اگر انسان دارای اختیار باشد و بتواند چیزی را انتخاب کند که علم ازلی خداوند به آن تعلّق نگرفته است، علم الهی مبدّل به جهل میگردد.
در این مقاله، ضمن اشاره به مبحث حُسن و قبح عقلی اخلاق و مسألهی جبر و اختیار، شماری از این آیات کریمه، مطرح گردیده و به اختصار، بررسی و تدقیق فلسفی شده است تا در حد امکان، بطلان سخن اهل جبر در فهم این آیات، آشکار گردد.
در یکی از رده بندی های جهانی معرفی برترین مناطق مذهبی دنیا که توسط پایگاه اطلاع رسانی adherents (پایگاه اطلاع رسانی درباره پیروان ادیان مختلف) منتشر شده است، لیستی تحت عنوان «زیباترین مساجد جهان» به چشم می خورد که شامل برخی از مساجد زیبای دنیا می شود. از مواردی که در انتخاب این مساجد مد نظر قرار گرفته است زیبایی، بزرگی و محبوبیت این اماکن مقدس در نزد مسلمانان و حتی غیرمسلمانانی است که به عنوان گردشگران از این مساجد دیدن می کنند
لیس بإنسانٍ ولا عاقلٍ
مَنْ لا یعی التاریخَ فی صَدْرِهِ
وَ منْ دری أخبارَ مَنْ قَبْلهِ
أضــافَ أعمـاراً إلــی عـُمْــرِه
لا یخفی علیک أیها القاری العزیز أنَّ بعض الشعوب ذوات التاریخ الأثیل قد تشرفت بدخول الاسلام و قدّمت لأُمة الاسلام فحولاً من الشُعراء و الأُدباء و العلماء و علی رأس هذه الأَمم شعب ایران النبیل الذی قدّم آلافاً مؤلفة من خیرة الأعلام، و من هؤلاء عالمنا المؤرخ الکبیر ابن جریر الطبری، حیث حفظ القرآن صغیراً و طاف بلاد الإسلام طلباً للعلم، فزار بغداد و البصرة و الکوفة و الشام و مصر. و کان کتابه تاریخ الرُسل و الملوک من أهم کتب التاریخ إلی یومنا هذا حیث أخذ عنه من جاء بعده من المؤرخین، و لا یزال هذا التاریخ أوثق مصدر و مرجع لکافة الباحثین و المحققین و طلبة الجامعات إلی یومنا هذا.