مقاله حاضر ضمن معرفی الگوی نشانه شناختی فرهنگی سیلورستاین تحت عنوان جامعه شناسی مراتب نمایه ای، با استفاده از الگوی مذکور به تحلیل نمونه هایی از تعامل زبانمندان لری و لکی می پرازد. در چارچوب سیلورستاین از طریق اشارتگری نشانه شناختی می توان مفاهیم فرهنگی موجود در واژه ها، حرکات بدنی و رفتار مشارکین ارتباطی را کشف کرد. این مفاهیم که در مکالمات روزمره نمایه شده اند، دارای مراتب نمایه ای خاصی هستند که از طریق بوطیقای آئینی می توان به آنها دست یافت. در این تحلیل، لازم است ""طبقه اجتماعی""، سوابق شرکت کنندگان و طبقه بندیهای فرهنگی را آشکار کرد. با استفاده از ابزار نشانه شناختی، مفاهیم فرهنگی موجود در این مکالمات را استخراج می کنیم. نظم خاص موجود برای پیشبرد این مکالمات مرهون توازن بوطیقایی است. در نهایت نشان می دهیم که رابطه بین بافت کلان و بافت خرد از اهمیت خاصی برخوردار است و از قطع روابط این دو – متنی سازی – برای کنار گذاشتن شرکت کنندگان ناخوانده از مکالمات استفاده می شود.
هدف از مقاله حاضر، مقایسه دیدگاه متخصصان، مدیران و قهرمانان در خصوص نقش پخش تلویزیونی رویدادهای ورزشی در توسعه ورزش قهرمانی کشور بود. برای گردآوری اطلاعات از بررسی اسناد و مدارک، مطالعه ادبیات پیشینه و نظرسنجی استفاده شد. در نظرسنجی از پرسشنامه های محقق ساخته استفاده شد که روایی آن توسط 12 تن از صاحب نظران و استادان مدیریت ورزشی و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ (.850) تأیید شده بود. جامعه آماری این تحقیق شامل متخصصان(اعضای هیئت علمی دانشگاه با سایقه مدیریت عالی)(34نفر)،مدیران(مدیران ارشد فدراسیون ها)(24 نفر)و قهرمانان(اعضای تیم های ملی اعزامی به بازیهای گوانگژو)(362نفر) بودنمونه آماری ما در گروه متخصصان و مدیران از نوع تمام شمار بود و در گروه قهرمانان با توجه به فرمول کوکران 153 نفر انتخاب شدند..برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های توصیفی و از آزمون استنباطی اسمینو کالموگراف برای نرمال بودن یافته های پژوهش استفاده شد؛در نهایت با استفاده از آزمون کروسکال-والیس وتحلیل واریانس فرضیه ها مورد بررسی قرار گرفت که به این نتیجه رسیدیم ، بین دیدگاه متخصصان،مدیران وقهرمانان در خصوص نقش پخش تلویزیونی رویدادهای ورزشی در توسعه ورزش قهرمانی تفاوت معنی داری وجود دارد.
از بین منابع طبیعی، نفت مهم ترین منبع کسب درآمد برای کشور های صادرکننده این منبع به شمار می رود و نوسانات قیمت آن یکی از عوامل اصلی بسیاری از بحران های اقتصادی در میان کشورهای وارد کننده و صادرکننده نفت است. هدف اصلی این مقاله ، بررسی تأثیر شوک های قیمت نفت بر GNP سبز است. برای این منظور، ابتدا شوک های قیمت نفت با استفاده از روش فیلتر هودریک- پرسکات محاسبه و سپس اثر شوک های قیمت نفت بر تولید سبز با استفاده از الگوی خودرگرسیون برداری (VAR) برآورد گردید. براساس نتایج مدل برآوردی، شوک های قیمت نفت در کوتاه مدت دارای تأثیر منفی بر تولید سبز است و علت آن این است که با استخراج نفت، استهلاک منابع طبیعی افزایش یافته و باعث کاهش تولید سبز می شود. اما در بلندمدت تأثیر مثبت بر تولید سبز دارد به این علت که در بلند مدت افزایش درآمد های نفتی باعث رشد واقعی سایر بخش ها می شود و این رشد استهلاک را جبران می کند.