زمینه: پیشرفت و رضایت تحصیلی دانش آموزان که به عنوان دو شاخص سازگاری تحصیلی هم درنظر گرفته می شوند از جمله مسائل مهم در تعلیم و تربیت هستند و عوامل مهمی به جز توانش های شناختی در آن ها نقش دارند. هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه کمال گرایی دوبعدی و اهداف پیشرفت با رضایت و پیشرفت تحصیلی در قالب یک مدل پیشنهادی است. روش: بدین منظور، نمونه ای مشتمل بر 319 نفر دانش آموز ( شامل 140 نفر پسر و 179نفر دختر) به روش خوشه ای چندمرحله ای از میان دانش آموزان مقطع اول و دوم دبیرستان آموزش و پرورش منطقه پنج شهر تهران انتخاب شده و به پرسشنامه جهت گیری هدف پیشرفت، مقیاس چند وجهی رضایت از زندگی دانش آموزان، و مقیاس کمال گرایی کودک و نوجوان پاسخ دادند. داده های پژوهش با استفاده از روش های آماری تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته های پژوهش: نتایج نشان داد که ابعاد کمال گرایی به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر رضایت و پیشرفت تحصیلی اثرگذار است. اهداف پیشرفت نیز به عنوان متغیر واسطه ای بر رضایت و پیشرفت تحصیلی اثرگذار است. بحث: الگویی خاصی از باورها و انگیزش، یعنی کمال گرایی خودمدار و اهداف تبحری موجب پیشرفت و رضایت تحصیلی دانش آموزان می شود.
با توجه به اهمیت صادرات خرما در ایران، این مطالعه به بررسی ارتباط کوتاه مدت و بلندمدت بین صادرات خرما و متغیرهای مهم اقتصادی، بویژه نرخ ارز می پردازد. برای نیل به این هدف، تابع ارزش صادرات خرما با استفاده از الگوی تحلیل هم جمعی موسوم به ARDL برآورد گردید. دوره مورد مطالعه سال های 1386-1360 می باشد. نتایج نشان داد که قیمت صادراتی و ارزش افزوده بخش کشاورزی تاثیری مثبت و معنی دار بر ارزش صادرات دارند. همچنین، متغیر نرخ ارز تاثیر مثبت و معنی داری بر ارزش صادرات خرما دارد که این امر لزوم توجه به اتخاذ سیاست های مناسب ارزی به منظور حمایت از صادرات و حفظ موقعیت ایران در بازارهای جهانی را خاطر نشان می سازد. در نهایت، باتوجه به ضریب برآوردی تصحیح خطای الگو، در هر دوره حدود 66 درصد از عدم تعادل کوتاه مدت برای رسیدن به تعادل بلند مدت تعدیل می شود.
مثبت یا منفی بودن اشتغال زن در خارج از خانه، از قابل بحث ترین مسائل خانواده ها بوده است، اما در این مطالعه بیشتر زنان در یک قالب یک پارچه مورد بررسی قرار گرفته اند و به گروه های مختلف توجهی نشده است و تصویر پژوهشگران از زن، انعطاف پذیر نبوده است. لذا این پژوهش در صدد است با نگاهی عاری از هر گونه جانبداری، وضعیت اشتغال را از دیدی متفاوت برای زنان فارغ التحصیل دانشگاهی بررسی کند. با توجه به اهداف آن از دو روش مطالعه اسنادی و پیمایش استفاده شده است. دراین تحقیق با توجه به آن که بررسی میزان اشتغال زنان فارغ التحصیل دانشگاهی ساکن تهران و عوامل مؤثر برآن بوده است، جامعه آماری زنان فارغ التحصیل دانشگاهی ساکن در مناطق 22 گانه شهر تهران در نظرگرفته شده است. حجم جامعه نمونه 500 نفر در نظر گرفته شده است. روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی بوده و ضریب آلفای کرونباخ، پرسشنامه 11 آیتمی، 0.87 بدست آمد. ز بین شرکت کنندگان، نزدیک به نجاه درصد مجرد بوده و با توجه به نرم جامعه، بیشتر افراد وضعیت اقتصادی خود را متوسط ارزیابی کرده بودند. نزدیک به یک چهارم این دختران در فضای خصوصی و به کمک معرف شاغل شده بودند. با وجود اینکه بیش از نِیمی از افراد نمونه تمایل داشتند تغییر شغل دهند اما با توجه به اهمیت میزان حقوق و مزایای شغل، ویژگی های رفتاری همکاران خود را تحمل می کردند که این امر می تواند نشانه ای هشدار دهنده در زمینه فضای موجود برای کار دختران جوان باشد.
عقایدالنسا تألیف آقاجمال خوانساری یکی از ارزشمندترین رسائلی است که به حوزه ادبیات عامه تعلق دارد. این رساله از نظر محتوا ارزش فراوانی در شناخت زنان و به ویژه زنان عصر صفوی دارد. اگرچه در این اثر به رفتار و آداب زنان در ارتباط با دیگران، تعریض و انتقاد شده است؛ اما محتوای آن تنها بیانگر روابط و عادات زنان نیست، بلکه اهمیت بسیاری در شناخت اجتماع آن دوران و روابط حاکم بر افراد جامعه دارد. گذشته از اهمیت محتوایی، این اثر از نظر ساختار نیز ویژگی منحصر به فردی دارد. شیوه روایت در این کتاب به سبک نقیضه پردازی است. نقیضه پردازی یکی از روش های طنزپردازی است که چندان به آن توجه نشده است.
تحلیل این اثر با استناد به منابع موجود و نیز با هدف روشن شدن ارزش محتوایی و ساختاری این اثر است. از آنجا که ساختار نقیضی این اثر به یاری نقض و قلب محتوایِ رسائل عملیه نگاشته شده، نگاهی اجمالی به محتوای آن نیز بایسته است. بررسی انواع نقیضه، کارکرد این تکنیک و هدف کاربرد این روش، مسائلی هستند که در نوشتار حاضر بدان ها خواهیم پرداخت. این رساله از دو جنبه محتوا و ساختار از منابع ارزشمند ادبیات عامه شمرده می شود
برخی از صاحب نظران بر این باورند که پیشینه داستان «سمک عیار» به پیش از اسلام و احتمالاً به دوره پارت ها می رسد. مقاله پیش رو در یک مطالعه تطبیقی، مقایسه ای است درباره آموزش هایی که «خورشید شاه»، از قهرمانان اصلی کتاب سمک عیار (مکتوب ۵۸۵ ه.ق) و «ریدک خوش آرزو»، از اشراف زادگان ساسانی (متن پهلوی خسرو قبادان و ریدکی) در کودکی می بینند و مهارت هایی که می آموزند. شباهت بسیاری میان این آموزش ها وجود دارد که این شباهت ها شاید بتواند ظن پیشا اسلامی بودن اصل داستان سمک عیار را تقویت کند. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی- مقایسه ای و مبتنی بر شواهدی از این دو متن و کوشش در تأیید فرض پیش گفته است.
نگاره ی « مستی لاهوتی و ناسوتی»، مربوط به برگی از دیوان حافظ سام میرزا ، اثر سلطان محمد نقاش، نگارگر مکتب تبریز صفوی، ازنظر آفرینش فضایی عرفانی، نمادین و نمایشی و نیز جاذبه های تجسمی، یکی از نمونه های غنی از شمایل های تصویری به شمار می رود. پژوهش حاضر از نوع نظری بوده و به روش توصیفی- تحلیلی تدوین شده و با گردآوری تصاویر و اطلاعات به روش کتابخانه ای، نگاره ی یادشده را مورد تحلیل شمایل شناسانه قرار داده است. هدف از این پژوهش آن است که با رویکردی تاریخی و معناشناختی از شعر حافظ و نیز سیاق هنری سلطان محمّد، سعی در رمزگشایی از مفاهیم عرفانی و روایی مستتر در این نگاره، متأثّر از متن اصلی داشته باشد. پرسش بنیادین پژوهش عبارت است از: « چه مفاهیم حکمی، عرفانی، تغزّلی و اساطیری در پس روابط میان شمایل ها و فضای تجسّمی حاکم بر نگاره حکم فرماست؟ » پیشینه های پژوهشی در رابطه با زندگی حافظ و نیز معنا پردازی و سبک شناسی غزلیات او و همچنین تاریخ نگارگری مکتب ترکمانان و تبریز صفوی و شیوه ی نقاشی سلطان محمّد نقاش، که در مقالات و کتاب های نویسندگان ایرانی و خارجی نگاشته شده، به عنوان منابع پژوهشی موردمطالعه قرارگرفته و نتیجه ی حاصل آنکه شیوه ی اغراق آمیز و طنزآلود سلطان محمّد در ترسیم شمایل ها با جهان بینی رندانه ی حافظ منطبق بوده و همچنین تقسیم بندی نگاره به سه ساحت مشخّص از پایین به بالا و در نظرگیری شمایل های متناسب با هر یک، با دیدگاه تفکیکی عرفانی مبنی بر ساحت های سه گانه ی ناسوت، ملکوت و لاهوت تناسب دارد.