کوهریگ ها رسوباتی هستند که در دامنه ی برخی تپه ها و رشته کوه های نواحی بیابانی و نیمه بیابانی تشکیل می شوند. پیش از این، کوهریگ ها را محصول فرآیندهای بادی می-دانستند. مطالعات جدید، نشان می دهند که اگرچه در پیدایش آن نقش باد در درجه ی اول اهمیت قرار دارد ولی سایر فرآیندها، از قبیل فرآیندهای دامنه ای و آبی، نیز در تکامل آن دخالت دارند. چگونگی تشکیل و تجمع مواد بادی و سپس، دخالت سایر عوامل و فرآیندهای ژئومورفولوژیک، با تراکم لایه های مشخصی از مواد دامنه ای و جریانی (آبرفتی) هر کدام نشانه هایی از شرایط اقلیمی یا محیطی گذشته به شمار می روند. از آنجاکه اهمیت این پدیده در مطالعات ژئومورفولوژی یا جغرافیای طبیعی ایران مورد توجه قرار نگرفته است، هدف این مقاله بررسی ویژگی های قابل توجه این پدیده و معرفی آن به جامعه ی جغرافیای طبیعی ایران است. مطالعه ی شرایط فیزیکی، شکل استقرار و ساختار رسوبی چنین پدیده ای در موقعیت های جغرافیایی مختلف، به ما امکان دسترسی به اطلاعات مفیدی از قبیل جهت و شدت وزش باد، روند تغییر اقلیم، شرایط فرسایش در منطقه و حتی تاثیر برخی از رویدادهای تکتونیکی و حرکات دامنه ای را می دهد. برای تشریح بیشتر این پدیده، ضمن ارایه ی جمع بندی مطالعات کتابخانه ای، مثال هایی از مطالعات میدانی در استان یزد مطرح شده است.
Globalization may have different impacts on the gender wage gap depending on the specialization and trade pattern as well as the socio-economic situation. The main purpose of this paper is to examine an impact of globalization on gender wage inequality. Specifically, the hypothesis is that globalization reduces gender wage gap. For this, we have employed a panel technique for 21 selected developing countries during 2000-2007. Based on the obtained results, the hypothesis is verified.
نوشتن رمان یا ساختن فیلم بر اساس مطالعات علمی در عرصه جهانی، سابقه طولانی دارد؛ اما این امر اغلب در ادبیات داستانی ما مغفول مانده است. اختلال تجزیه هویت[1] با نام اختصاری DID یک بیماری کمیاب هویتی و شخصیتی است. این بیماری، دست مایه ساخته شدن رمان و فیلم هایی در جهان شده است(1). «رمان سرخی تو از من»، یکی از نادر رمان های ایرانی است که با تکیه بر ویژگی ها و دلایل ایجاد این بیماری نوشته شده است. مقاله حاضر به شیوه مطالعاتی میان رشته ای روان شناختی، علاوه بر معرفی مختصر این بیماری، به ارزیابی چگونگی توصیف این بیماری در رمان، نمادپردازی های موجود در متن داستان، نحوه شخصیت پردازی و تطابق یا عدم تطابق شخصیت بیمار داستان با ویژگی های بیماران مبتلا به این اختلال می پردازد. بخش دیگری از مقاله به کاوش در تکنیک های توأمان داستان پردازی و روان کاوی که در لایه های مختلف داستان از آنها استفاده شده است (تداعی، برون ریز خاطرات واپس زده و...) اختصاص دارد. نتیجه حاصل از این تحقیق، گویای آن است که نویسنده علی رغم چند لغزش کوچک علمی، از حیث داستان پردازی در بهره مندی از تکنیک های تعلیق و تداعی و انتخاب راوی و زبان خاص برای روایت مناسب این داستان و توصیف بیماری یادشده، بسیار موفق و تأثیرگذار عمل کرده است.
در نظریّه ی دولت رانتیر، درآمد نفت علّت خودمختاری دولت و صعود اقتدارگرایی دانسته می شود. رانت بر سرشت، ساختار و کارکردهای دولت تاثیر دارد اما صرف وجود آن به استقلال دولت از جامعه و اقتدارگرایی نمی انجامد. برقراری اقتدارگرایی در کشورهای صاحب نفت مستلزم وجود پیشینه ای از فرهنگ سیاسی تبعی و ساختارهای سیاسی ای متناسب با آن است. بر این اساس درآمد نفت نه عامل تعیّن بخش بلکه تنها ابزار مناسبی برای مهندسی فرهنگی و باز تولید فرهنگ سیاسی تبعی و اقتدارگرایی در این جوامع است. به این ترتیب پایه های استیلای دولت بر جامعه نه بر نفت، بلکه بر فرهنگ و ساختارهای سیاسی تبعی ایی استوار می شود که از گذشته در این جوامع وجود داشته و به کمک درآمدهای نفتی بازتولید شده اند. این مقاله با پذیرش اهمیت درآمدهای نفتی در توضیح کارکردهای دولت و همزمان با عطف توجّه به کاستی های نظریّه ی دولت رانتیر، نقش دولت پهلوی در بازتولید وجوه تبعی فرهنگ سیاسی ایران و اقدامات آگاهانه ی آن را برای مهندسی فرهنگی به کمک ابزارها و نهادهایی مانند نظام آموزشی ، مراکز فرهنگی و رسانه های جمعی و از این طریق شکل گیری اقتدارگرایی در ایران بررسی می کند.
In the past two centuries, Iran as a buffer space, has played multi-functional roles in political and geopolitical arena due to power games of maritime and land empires of Britain and Russia in order to prevent the possibility of direct contact and conflict between rival powers. These functions have been performed sometimes by bilateral powers’agreements, sometimes by one of them and sometimes by Iran’s government and nation as a reaction against powers’ game. Although Iran has had a weak and neutral presence in these regional and global rivalries, it has had different important functions that can be presented as a model of functions and roles of buffer State. So, this research considers explaning the functions of Iran’s Buffer space with a descriptive- analytic methodology. Data gathering procedure is library and field finding. The research findings iluminate 22- functions in two general class of external functions and internal functions of Iran’s Buffer location.
بحران اجتماعى مفهومى امروزین است که در ادبیات علوم اجتماعى معاصر تولید گردیده و نمى توان معادل عینى براى این مفهوم در قرآن کریم یافت؛ ازاین رو، به منظور دستیابى به تعریف قرآنى از آن، مفاهیم قرآنى معادل بحران را یافته و در یک پویش تحلیلى، واژگان مرتبط را تحلیل نموده ایم. روش انتخاب واژگان قرآنى بر اساس دو ملاک است: حوزه معنایى مشابه و مصادیق خارجى مشترک. این روش نوعى نگاه معناشناسانه ایزوتسویى به منظور فهم مفاهیم قرآن کریم است. دوازده واژه استخراج گردید و سپس در تحلیلى مفهومى با مفهوم متعارف بحران اجتماعى مقایسه و در قالب نسبت هاى منطقى چهارگانه بیان شد. بررسى تحلیلى نشان مى دهد: وقوع بحران اجتماعى امرى مطلوب نبوده و مواجهه منفعلانه با آن پذیرفته نیست؛ در دیدگاهى فعال و پویا، بحران اجتماعى طبیعت خلقت جامعه انسانى و سنت الهى است؛ بحران امتحانى حتمى محسوب و غیرمنتظره نیست و مؤمن رویارویى با آن را فرصتى براى رشد مى داند؛ بحران مفهومى دو وجهى است از فرصت و تهدید، مدیریت قرآنى بحران هاى اجتماعى رویکردى فعال است.
برای شناخت جایگاه معنوی موسیقی ایران ابتدا نیازمند مراجعه به متون قدیم موسیقی هستیم و بعد نیاز به شناخت انواع موسیقی از لحاظ جغرافیایی - تاریخی - فلسفی - علمی - آموزشی و کاربردی آن داریم و سپس از طریق تقسیم فلسفی آن در دو وجه موسیقی عامه پسند و موسیقی جدی بتوانیم وضعیت کنونی موسیقی ایرانی را از جهت تولید و اجرا مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم.
مسئله ی اصلی نوشتار حاضر، بررسی رابطه ی علم دینی با علوم اجتماعی رایج و تبیین مساعدت هایی است که علم دینی می تواند برای حل پاره ای از مشکلات علوم اجتماعی داشته باشد. نویسنده پس از مرور مجموعه ی رویکردها یا گفتمان های موجود درباره ی رابطه ی علم و دین، رویکرد تأییدی یا تکمیلی میان علوم دینی و علوم اجتماعی را پذیرفته است و تصریح دارد که علی رغم تفاوت های جدی در موضوع قلمرو و روش دین و علم مبانی و رویکردهای مطرح در اندیشه ی دینی می تواند در رفع مشکلات و خلأهای علوم اجتماعی یاری رساند. تأکید اصلی در این جا بر آن است که اساساً آنچه در حوزه ی علم مهم است، شناخت واقعیت هاست؛ لذا این شناخت از هر نوع منبعی می تواند بهره ببرد. نگارنده بر آن است که دین می تواند به مثابه ی یک منبع مهم معرفتی به حل مشکلات موجود علوم اجتماعی کمک کند که این امر هم منوط به رسمیت شناختن نظریه ها و روش های رایج در علوم اجتماعی و نقد و ارزیابی آن ها با مفاهیم دینی است. علم دینی با در نظر گرفتن واقعیت علوم اجتماعی و دستاوردهای آن می تواند روش ها و مفاهیم جدیدی را مطرح کند که البته منوط به عدم تعجیل در این زمینه و واسپاری فرایند تولید علم اجتماعی دینی به نهادهای دانشگاهی و حوزوی خارج از مراجع رسمی است.