هتک حیثیت، یکی از مهمترین انواع خسارت معنوی است که در این مقاله، قابلیت جبران و روش های آن در نظام حقوقی ایران وانگلستان مورد بررسی تطبیقی قرار گرفته است. این مفهوم اگرچه در قوانین ایران تعریف نشده لکن با توجه به منابع قانونی موجود مانند قانون اساسی، قانون مسئولیت مدنی و سایر قوانین، تردیدی در مطالبه آن به خصوص برای اشخاص حقیقی و حقوق خصوصی وجود ندارد و برای جبران آن، به روش های عینی و غیر مالی مانند عذرخواهی، انتشار حکم در جراید، حق پاسخگویی متقابل و همچنین جبران مالی تصریح شده است. با این حال در رویه قضایی، جبران این خسارت، به خصوص از طریق مالی آن، کمتر پذیرفته شده است. برعکس در نظام حقوقی انگلستان، روش غالب جبران خسارت هتک حرمت شامل افترای کتبی و شفاهی به صورت دادن مبلغی پول است که به تناسب مورد، در قالب جبران معادل، سمبلیک، خسارات تحقیر آمیز یا خسارت تنبیهی صورت می گیرد و تنها روش عینی، استفاده از قرار منع است.
گاندی کیست؟ رهبر فقید هند. این پاسخ متفکران سیاسی است که برای بازاریاب های سیاسی معنای زیادی ندارد.
""بازاریاب های سیاسی"" در پی آنند تا بدانند چگونه گاندی توانست با ساده ترین ابزارها، خود را به ""برندی جهانی"" در عرصهی سیاست تبدیل سازد.
آیا پاسخ این پرسش را میتوان در لباس خاص او جستجو کرد؟ یا باید در چوبدستی و چرخ ریسندگی گاندی سراغ گرفت؟ و یا در نگاه نافذ او پی گرفت که توأم با سکوتی سرشار بود و لرزه بر استعمارگران انداخت.
این اثر در جستجوی راهی است که ذهن و فکر ""بازاریاب سیاسی"" و ""متفکران برندینگ"" را به تأمل برانگیخته و پاسخی به آن داده اند. این پاسخها را به دقت بخوانید.
یکپارچه سازی سیستم های اطلاعاتی دولت الکترونیک در کشور ایران با موانعی مواجه است که می توان آنها را در قالب موانع طراحی، انسانی، فنی، سیاسی و استراتژی دسته بندی کرد. جامعه پژوهش در برگیرنده اعضای هیئت علمی گروه های آموزشی علم اطلاعات، دانش شناسی و دست اندرکاران دولت الکترونیک بود که به دلیل محدود بودن تعداد افراد، نمونه گیری انجام نشد. به منظور کشف ابعاد اصلی سازه طراحی شده برای سنجش متغیرهای تحقیق از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد و از الگوی تحلیل عاملی تأییدی دومرحله ای (CFA) با استفاده از نرم افزار LISREL برای بررسی تأثیر مؤلفه های تبیین کننده موانع یکپارچه سازی دولت الکترونیک استفاده گردید. از کل جامعه پژوهش 134 نفر اقدام به تکمیل پرسشنامه کردند. از نظر پاسخگویان، درجه اهمیت موانع استراتژی در یکپارچه سازی سیستم های اطلاعاتی از همه موانع بیشتر بود (57/0). موانع سیاسی و موانع فنی به ترتیب با میانگین 54/0 و 45/0 در درجه دوم و سوم اهمیت و موانع انسانی و طراحی به ترتیب با میانگین 45/0 و 35/0 در رتبه های چهارم و پنجم قرار گرفتند.
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر چرخه بازار سرمایه بر رفتار الگوهای پیش بینی درماندگی مالی است. بدین منظور اطلاعات 211 شرکت درماندة منتخب بر اساس معیارهای خاص درماندگی و 211 شرکت سالم پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله بین سال های 1384 الی 1393 ، مورد استفاده قرار گرفته است. برآورد الگو با استفاده از 35 شاخص منتخب و برای دو دوره رکود و رونق بازار سرمایه انجام گردید. در این مطالعه، از فیلترِ هادریک- پراسکات برای تعیین چرخه بازار سرمایه و از روش های رگرسیون لجستیک و ماشین بردار پشتیبان برای پیش بینی درماندگی مالی استفاده گردیده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که رفتار الگوهای پیش بینی درماندگی مالی هم به لحاظ متغیرهای اثرگذار و هم به لحاظ توانایی پیش بینی در دوره های رکود و رونق، متفاوت از یکدیگر بوده و تحت تأثیر چرخه بازار سرمایه قرار می گیرد. همچنین روش ماشین بردار پشتیبان نسبت به روش رگرسیون لجستیک از قدرت پیش بینی بالاتری برخوردار است.
هدف: هدف این پژوهش، مقایسه پیامدهای درمانی روش ماتریکس بر شدت اعتیاد و سلامت روان زنان و مردان سوء مصرف کننده مت آمفتامین می باشد. روش: برای انجام این پژوهش از میان 121 بیمار پذیرفته شده در مراکز درمانی نگهدارنده، 91 نفر از بیمارانی که شرایط حضور در پژوهش را دارا بودند بطور تصادفی انتخاب و در دو گروه جداگانه برحسب جنسیت (گروه مردان 48 نفر و گروه زنان 43 نفر) قرار گرفتند. در ادامه پژوهش، 9 نفر از مردان و 4 نفر از زنان از پژوهش خارج شدند. شاخص شدت اعتیاد و سلامت روان قبل و بعد از مداخله در هر دو گروه اجرا شد. یافته ها: نتایج این پژوهش، تفاوت معناداری را در هیچ کدام از خرده مقیاس های شدت اعتیاد بین زنان و مردان مصرف کننده شیشه پس از درمان نشان نداد. اما این تفاوت در نمرات سلامت روان مشاهده شد. افسردگی زنان در مقایسه با مردان کاهش بیشتری داشته و اضطراب مردان در مقایسه با زنان کاهش بیشتری داشت. نتیجه گیری: درمان ماتریکس در سلامت روان مردان و زنان تاثیر متفاوتی دارد.
هدف از پژوهش حاضر بررسی مفهوم وجهه در فرهنگ ایرانی و به کاوش درباره مفهوم «رو» و ارتباط آن با «آبرو» در جامعه ایرانیان فارسی زبان است. داده ها به شیوه قوم نگاری گفتار، یعنی از طریق بررسی کاربرد واژه «رو» و اصطلاح ها و باهم آیی های آن در گفت وگوهای روزمره، وبلاگ ها، فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی گردآوری و سپس در بافت کاربردی خود تحلیل معنایی و کاربردشناختی شده اند و در پرتو نظریه های غالب وجهه، تحلیل و بررسی شده اند. بررسی ها نشان می دهد وجهه در فرهنگ ایرانی دو بُعد دارد: یکی «آبرو» که انگاره عمومی و مثبت فرد و گروهی را که فرد عضو آن است، نشان می دهد و در آن بیش از همه بر به رسمیت شناخته شدن توانمندی ها، مهارت ها و شایستگی ها، شأن اجتماعی و تمایز بین دو قلمرو بیرون و درون تأکید می شود و دیگری، «رو»، که منِ خصوصی یا فردی است و آن بعد از انگاره فرد را نشان می دهد که منفی است و می بایست پنهان شود. نتایج همچنین نشان می دهند که از کاربردهای مهم «رو نشدن»، «پررویی» و «رودادن» سرکوب فردیت و ابراز وجود است که با عنوان هایی مثل شرم، حیا، فروتنی و شکسته نفسی در نظام توقعات و انتظارات اجتماعی ارزش اخلاقی مثبت محسوب می شوند. کاربردهای «رو» و «آبرو» با حفظ یا تهدید وجهه و قضاوت های ادب/بی ادبی در ارتباط اند، ولی نه آن گونه که در نظریه ادب براون و لوینسن (1987) پیش بینی شده است. این اصطلاح ها راهبردهای زبانی نیستند، بلکه ارزش های نظم اخلاقی هستند که ادب و بی ادبی بر مبنای آن ها سنجیده می شود و در هر موقعیت با راهبردهای مختلف بیان می شوند.
چیرهدستی سعدی در سخن در هر کلام او پیداست و نکتهای نیست که نیازمند تکرار و تأکید باشد، اما رسیدن به ژرفای اندیشهء سعدی به تعمق بیشتر نیاز دارد. فکر سعدی نیز مانند هر هنرمند و متفکر بزرگ دیگر ابعاد و لایههای متعدد و مختلف دارد. مهمترین آثار سعدی که آوازهء جهانگیر او مرهون آنهاست، بوستان و گلستان و قصاید و غزلهاست که در همهء آنها، جای جای و به مناسبت، سعدی زبان به نصحیت میگشاید. محور توجه سعدی نیز مانند بسیاری از دیگر صاحبان اندرزنامهها، سه موضوع است: سیاست، خانواده و تهذیب نفس. سعدی مردی حکیم است. دارای تجربهء دنیاست و این تجربه را در تنهایی و درویشی خود کسب کرده است و بنابراین در سیاست و اخلاق از هر فرد دیگر برتر است. بزرگترین خصیصهء اخلاق سعدی، واقعنگری است، اما آنچه به اخلاق سعدی ژرفا و والایی میبخشد، درآمیختگی آن، در عین التفات تام به واقعیت، با تصوف است. سعدی همانطور که خداوند سخن است، مانند سقراط استاد عشق نیز هست. همانگونه که در اندرزگویی هیچگاه سخن او مایهء ملال نیست، در وصف عشق و عاشقی نیز کسی به پای او نمیرسد. بنابراین چنانکه گذشت، ستایش سعدی مقولههای گوناگونی را در برمیگیرد، که در این مقاله سعی شده به آنان اشاره شود.
هدف: کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی به عنوان نظام های ذخیره و بازیابی اطلاعات با استفاده از رویکرد سیبرنتیک و به کارگیری قوانین آن می توانند توسعه یابند. این مقاله به شرح و تفسیر مباحث سیبرتنیک، مثل پویایی نظام، کنترل و بازخورد در نظام های ذخیره و بازیابی اطلاعات می پردازد و ضرورت دید نظام مند و سیبرنتیکی به کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی را بیش از پیش نمایان می سازد.
روش: در این مقاله مروری، با مطالعه منابعی که در حوزه سیبرنتیک و مباحث علم اطلاعات و دانش شناسی نوشته شده است، نقاط مشترکی که این دو حوزه با هم دارند، مخصوصاً در حوزه بازیابی اطلاعات مشخص و از منظر سیبرنتیکی تبیین شد.
یافته ها: از آنجایی که سیبرنتیک علم نظام هاست، نظام های ذخیره و بازیابی اطلاعات نیز برای رشد و توسعه خود ناگزیر از به کارگیری اصول دانش سیبرنتیک می باشند. کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی با اتخاذ رویکرد سیبرنتیکی می توانند کارکرد خود را در مقوله هایی چون نمایه سازی، ربط، جستجو و بازیابی بهبود بخشند.
به نظر می رسد روح حاکم بر اندیشه های کی یرکگور در باب مولفه های معنابخش بر پایه باورهای دینی بنا شده است. به عقیده او هر انسانی از رهگذر ظهور فردیت، دست به گزینش یکی از سپهرهای زیبایی شناختی، اخلاقی و دینی می زند و زندگی معنادار را در یکی از این سه جستجو می کند. پرسش پایه جُستار حاضر این است که چگونه می توان بر اساس سه سپهر هستی داری در اندیشه کی یرکگور معنای زندگی را تحلیل کرد؟ دستاوردهای این جُستار به قرار زیر است: در مقابل سؤال از اینکه زندگی انسان در کدام سطح معنای بیشتری دارد، سه سبک مختلف زندگی ارائه می شود؛ به این صورت که فرد طالب زیبایی به دنبال بیرون راندن امر اخلاقی و دینی است، در حالی که زندگی اخلاقی شامل زندگی زیبایی شناسانه هم می شود و زندگی دینی شامل امور زیبایی شناسی و اخلاقی می شود؛ مهم این است که کدام یک از سپهرهای سه گانه حقیقتاً می تواند معنادار باشد؟ چنین به نظر می رسد که کی یرکگور سپهر دینی را کامل ترین سپهر می داند. برغم معناداری زندگی دینی، کی یرکگور ترسیم این زندگی معنادار را فارغ از تعالیم وحیانی مسیحیت و در راستای ظهور فردیتی که در مواجهه با خدا حاصل می شود، قابل تبیین می داند که با انتخاب یکی از این انحاء می توان معنایی برای زندگی جعل کرد گرچه بدون پیشرفت در سپهر دینی، زندگی هایمان فاقد معنای حقیقی است. بنابراین، از آنجایی که خود تصریح دارد که بدون معنا ما در وضعیت نا امیدی و ضعف وجودی قرار داریم، نتیجه می گیریم که زندگی معنادار از دیدگاه کی یرکگور همخانه با زندگی دینی است و معنا را باید در این سپهر جست.