در شماره اول همین مجله، مقالهاى از آیةالله جوادى آملى، با عنوان «سیرى در مبانى ولایت فقیه» به چاپ رسید. آن مقاله همانطور که در پاورقى هم توضیح داده بودیم- تحریر چهار سخنرانى ایشان بود که مجله آن را با تلخیص و ویرایش آماده کرد و در نهایت با بازنگرى و تأیید استاد عرضه گردید. پس از چاپ آن مقاله، نقدى از دکتر مهدى حائرى یزدى براى نشر به دفتر مجله رسید. خوشبختانه این نقد از سوى جناب دکتر حائرى براى آیة الله جوادى آملى نیز ارسال شده بود. استاد از این نقد استقبال کرده و جوابیهاى فراهم ساختند.
از آنجا که دست اندرکاران مجله، دیدگاههاى گوناگون و نقدهاى سازنده را جهت رشد افکار و تضارب آرا، سودمند مىدانند، با سپاس از هر دو بزرگ، اقدام به چاپ نقد و نقد نقد مىکند.
عدالت را باید از جمله اصول و فضائلی نام برد که در مقام کاربرد دارای وسعت و گستره ای وسیع است و لذا پرسش از نسبت عدالت با پدیده های دیگر در حیات انسانی، سؤالی دیرینه ارزیابی می شود که هر روز به ابعاد و سطوح آن افزوده می شود. نوشتار حاضر به طرح سؤال از نسبت عدالت با دو حوزه اصلی سیاسی (یعنی ملی و بین المللی) پرداخته است. به منظور ارائه پاسخی بومی به این سؤال، نیز سیره امام خمینی(ره) را مبنای تحلیل قرار داده که از دو ویژگی «اصالت» و «به روز بودن» برخوردار است.از رهگذر تحلیل اندیشه و عمل امام(ره) در حوزه عدالت سیاسی، نویسنده به دو چهره متفاوت -اما مکمل- از عدالت دست یافته که در قالب «نظریه ایجابی عدالت» و «نظریه سلبی عدالت» ارائه کرده است. مطابق نظریه ایجابی، عدالت از طریق تعدیل فرهنگی، اخلاقی و قانونی در ایجاد سیاست دینی ایفای نقش می کند، حال آنکه در قالب نظریه سلبی، عدالت از طریق توان مندی، توفیق، قانون گرایی و اقتدار شناسانده می شود. آنچه این دو وجه از عدالت را به هم مرتبط می سازد، رعایت اصل «تعدیل» در مقام شناخت، تعریف و کاربردی کردن عدالت است که در اندیشه و عمل امام(ره) نمود تمام دارد.
نویسنده با رد انگارهاى که آمریکا را جامعهاى فاسد، غیر دینى و بىبند و بار معرفى مىکند، به توصیف وضعیت دینى جامعه آمریکا به عنوان دینىترین جامعه غربى مىپردازد و میان گرایشهاى روزافزون دینى در آمریکا با مقوله سکولاریسم که در این کشور پذیرفته شده است، رابطهاى معنادار مىبیند.
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطة بین هوش هیجانی فرماندهان و سه متغیّر، تحمل فشار روانی، عزّت نفس و مسئولیّت پذیری است. این پژوهش از حیث هدف، پژوهش کاربردی، از نقطه نظر زمان گردآوری، از نوع پیمایشی و از نظر روش های جمع آوری داده ها و اطلاعات، از نوع میدانی به شمار می آید. پرسشنامة هوش هیجانی شات برای 32 نفر از فرماندهان و تعداد 507 نفر از دانشجویان (آنان که به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شده بودند)، توزیع گردید. داده ها، توسط نرم افزار SPSS و به کمک روش های آماری همبستگی پیرسون و روش رگرسیون خطی تحلیل شدند. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان دادند که بین هوش هیجانی فرماندهان گروهان و تحمل فشار روانی، عزّت نفس و مسئولیّت پذیری آنان رابطه ای مثبت (به ترتیب 353/0r =، 317/0r = و 586/0r =) وجود دارد که در سطح 05/0، این روابط معنادار است. همچنین نتایج حاصل، نشانگر آن است که بین ابعاد ارزیابی و ابراز هیجان و نیز تنظیم و مدیریت هیجان فرماندهان با تحمل فشار روانی، عزّت نفس و مسئولیّت پذیری آنان رابطة مثبت و معنی داری وجود دارد و این در حالی است که بین بُعد بهره برداری از هیجان فرماندهان با متغیّرهای سه گانه پژوهش، رابطة معناداری حاصل نگردید.
مقدار ضریب تعیین تعدیل شده (R2adj)، برای تحمل فشار روانی، عزّت نفس و مسئولیّت پذیری، به ترتیب برابر 096/0، 071/0 و 322/0 گزارش شده است؛ این بدان معنی است که ابعاد هوش هیجانی (ارزیابی و ابراز هیجان، تنظیم و مدیریت هیجان، بهره برداری از هیجان)، به ترتیب10% ، 7% و 32% از کل واریانس متغیّرهای وابسته (تحمل فشار روانی، عزّت نفس و مسئولیّت پذیری) را تبیین می کنند. همچنین نتایج نشان دادند که بین هوش هیجانی فرماندهان گروهان با تحمل فشار روانی و عزّت نفس دانشجویان و افراد تحت امر آنان، رابطه ای مثبت (به ترتیب 054/0r =، 008/0=r) و بین هوش هیجانی فرماندهان گروهان با مسئولیّت پذیری دانشجویان رابطه ای منفی(057/0r =-) وجود دارد، لیکن این رابطه، از نظر آماری معنادار نیست.
"بازاریابی تجاری همواره با انتقادهایی روبه رو بوده است. دلیل بیشتر این انتقادها، ورود مسائل غیراخلاقی و غیرعرفی به حوزه فعالیتهای بازاریابی است.
در این مقاله انتقادهایی که نسبت به بازاریابی صورت می گیرد، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است و خواهیم گفت اصولی که در تعلیمات اسلامی ذکر شده اند، چگونه می توانند در بازاریابی اجتماعی و اخلاقی مدیران ایفای نقش کنند، به ویژه مدیران بازاریابی که از حساسیتهای اخلاقی و معنوی بالایی درحرفه خود برخوردارند.
"
گرایش به گسترش فعالیت تعاونی ها در زمینه بازاریابی محصولات کشاورزی از یک سو و نیاز به بازنگری مبانی سنتی تعاونی در پاسخ به شرایط جدید از سوی دیگر سبب گردیده که تعاونی های کشاورزی به ویژه در کشورهای پیشرفته دستخوش تحولاتی گردند. یکی ازاین نوآوری ها ایجاد تعاونی های بازارگرا با ویژگی هایی خاص می باشند که ""تعاونی های نسل جدید"" نام گرفته اند. در این مقاله نخست به مهم ترین دیدگاه های منتقدین به مبانی سنتی تعاونی پرداخته و پس از آن برخی تجربیات و عملکرد تعاونی های کشاورزی نسل جدید مورد بحث قرار گرفته و در پایان به آموزه هایی که می تواند به سیاستگزاران برای انجام اصلاحاتی در ساختار موجود تعاونی های کشاورزی در ایران کمک نماید پرداخته خواهد شد.
مطالعات روستایی به دلیل اهمیت زیاد آن در قالب بحث های "سازمان فضای زندگی" در مجموعه مطالعات جغرافیایی که امروزه از طرف جغرافیدانان‘ با علاقه دنبال می شود‘ جایگاه ویژه ای کسب کرده است. ده یا روستا که کوچکترین واحد اداری در تقسیمات کشوری است‘ به دلیل برخورداری از وحدت کامل جغرافیایی که در بین واحدهای اداری – سیاسی (این ویژگی تقریباً منحصربه روستا است.) در سلسله مطالعات ناحیه ای‘ اعتبار جغرافیایی خاص پیدا کرده است. به همین دلیل‘ مطالعه جغرافیایی ده یعنی تحقیق روستا از نظرگاه جغرافیا و با تکیه بر معیارهای جغرافیایی می تواند به شناساندن روستا و نحوه بهره وری صحیح از آن کمک کند. امروزه در قلمرو جغرافیا‘ مطالعات روستایی نیز چون دیگر شاخه های آن با تکیه بر تئوری سیستم ها و با تاکید بر نگرش سیستمی‘ بررسی و تحقیق می شود. با توجه به این شیوه از تحقیق است که تمام اجزاء روستا اعم از عناصر طبیعی و انسانی آن که در شکل گیری شخصیت و پتانسیل روستا مشارکت دارند‘ در کل مطالعه مورد توجه قرار می گیرد. عدم اطلاع از امکانات بالقوه روستا‘ بهره وری کامل از آن را ناممکن و تدوین برنامه های مربوط به توسعه روستا را با مشکل مواجه می کند. چه بسا روستاهایی که علیرغم داشتن امکانات بالقوه قوی به دلیل بکارگیری صحیح عناصر سازنده آن به ویرانه ای تبدیل و زمین های آن بایر و بدون استفاده باقی مانده است. اگر نقش روستا و جایگاه واقعی آن در اقتصاد ملی شناخته و اهمیت آن در سلسله عوامل رشد و توسعه اقتصادی بازیابی شود؛ معلوم خواهد شد که ویرانی روستاها به جز عدم شناخت ظرفیت و پتانسیل آنها و بی تفاوت بودن به این بخش مهم از محیط زندگی که ناشی از ضعف و ناتوانی آشکار در مطالعات محیطی است‘ چیز دیگری نیست و اگر این روند ادامه یابد نتایج مخرب آن سنگین خواهد بود .
مقاله با هدف ارائه تصویر کلی از ویژگی های نظام پرداخت یارانه در بخش مسکن در ایران، ابتدا با مروری مختصر بر الگوهای پرداخت یارانه در کشور، مشخصات نظام پرداخت یارانه را از دو جهت شیوه های پرداخت یارانه و اقشار دریافت کننده یارانه مورد تأمل قرار می دهد و در ادامه، اشکال مختلف پرداخت یارانه و انواع برنامه های حمایتی تبیین می گردد.به تصریح نویسنده، نظام فعلی پرداخت یارانه، انحرافات عملکردی زیادی ایجاد کرده است. نظام حمایتی با گرایش به سمت عرضه در شرایط وجود نوسان های شدید ادواری در بازار مسکن، تنها موجب کسب منافع به وسیله تولیدکنندگان مسکن شده است، بدون این که یارانه پرداختی به سمت تقاضا (یعنی خانوارهای کم درآمد) سوق پیدا کند.در مجموع، نظام حمایتی در بخش مسکن، دچار معضلی معرفی شده که نظام رفاه اجتماعی نیز با آن مواجه است: «فقدان سازماندهی صحیح در اجرای سیاست های راهبردی».