پژوهش حاضر، با هدف بررسی رابطه بین سبک های یادگیری (فعال - تأملی، گام به گام - کلی) با اضطراب رایانه ای در دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی، انجام شد. به همین منظور، نمونه ای با حجم 310 دانشجو به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد. ابزارهای اندازه گیری در این پژوهش شامل پرسش نامه سبک های یادگیری فلدر سلمن و پرسش نامه اضطراب رایانه ای هنسن و همکاران بودند. داده های این پژوهش با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی (میانگین، فراوانی، انحراف استاندارد، آزمون t مستقل و ضریب همبستگی دو رشته ای نقطه ای) تحلیل شد و این نتایج به دست آمد: بین سبک یادگیری فعال - تأملی با اضطراب رایانه ای دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد، طوری که دانشجویان دارای سبک تأملی، اضطراب رایانه ای بیشتری نسبت به دانشجویان دارای سبک فعال دارند. هم چنین، بین سبک یادگیری گام به گام کلی با اضطراب رایانه ای دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد، طوری که دانشجویان دارای سبک یادگیری کلی، اضطراب رایانه ای بیشتری نسبت به دانشجویان دارای سبک یادگیری گام به گام دارند. بین جنسیت و اضطراب رایانه ای رابطه معنی داری به دست نیامد.
این پژوهش، درصدد شناسایی رابطه بین متغیرهای پایبندی به حجاب و تصور از خود و سلامت روان است. جامعه آماری، دانش آموزان دبیرستان های دخترانه شهرستان رباط کریم است. حجم نمونه مورد پژوهش 385 نفر است که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسش نامه 21 سؤالی پایبندی به حجاب، پرسش نامه 25 سؤالی تصور از خود و پرسش نامه 28 سؤالی سلامت عمومی است. پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. داده ها براساس ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون دو متغیره همزمان تحلیل شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که بین سه متغیر پایبندی مذهبی، تصور از خود و سلامت روان رابطه وجود دارد و افزایش پایبندی به حجاب، با بهبود تصور از خود و افزایش سلامت روان همبسته است. همچنین پایبندی به حجاب و تصور از خود می تواند 30/14 درصد از واریانس سلامت روان را تبیین نماید.
تحقیق موجود بر آن است که با توجه به انتظار حاضر از معلم زبان مبنی بر داشتن دانش لازم جهت ایجاد تغییرات متناسب در تدریس مبتنی بر درک درست از شرایط مختلفی که در کلاسهای مختلف وجود دارد خصوصیاتی را که چنین معلمی باید دارا باشد تا به این مهم دست یابد را بررسی و ارائه نماید. به این منظور چنین خصوصیاتی که در این نوشته عملکردهای اصلی معلم نامیده می شود با نظر به مسائل مطروحه در رشته آموزش زبان انگلیسی تعیین و در معرض قضاوت زبان آموزان معلمین و مدیران موسسات آموزش زبان قرار داده شد و اطلاعات حاصله از این منابع و نیز بازدیدهای کلاسی که توسط افراد واجد شرایط انجام شد تجزیه تحلیل آماری گردید. نتایج حاصله نشان داد که از هفت عملکرد اصلی تدریس که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت یعنی (1) کنترل رفتار زبان آموزان (2) نحوه ارائه مطلب درسی (3) نظارت بر روند تدریس (4) گرفتن بازخورد آموزشی (5) سعی در تسهیل روند آموزش و فراگیری (6) ایجاد ارتباط با زبان آموزان و (7) انجام فعالیت های آموزشی مرتبط در خارج محیط کلاسی عملکرد ششم و هفتم به ترتیب از نظر کلیه شرکت کنندگان در این تحقیق با عملکردهای دیگر تفاوت معنی داری داشت. باید خاطر نشان ساخت که نتایج حاصله در این تحقیق با روند موجود در بحث های مربوط به تربیت معلم که در آن ها اهمیت زیادی به ایجاد ارتباط با زبان آموزان و بالا بردن دانش تئوریک و درایت معلم داده می شود هماهنگ است.
مجمع کشورهای صادرکننده گاز در سال 2001 در تهران تأسیس شد. تشکیل این مجمع باعث نگرانی کشورهای واردکننده گاز از شکل گیری یک کارتل گازی شد. از این رو از نگاه بسیاری از کشورهای مصرف کننده، تنها دستاورد شکل گیری چنین مجمعی، بر هم خوردن امنیت عرضه گاز و افزایش قیمت گاز خواهد بود. شواهد موجود در مورد ساختار و ویژگی های بازار گاز و کشورهای عضو مجمع دلالت بر آن دارد که با توجه به موانع پیش روی مجمع و پیچیدگی های بازار گاز، امکان تبدیل شدن مجمع به یک کارتل گازی وجود ندارد. از سوی دیگر، با توجه به کاهش شدید قیمت گاز طی ماه ها و سال های اخیر، تدوین یک الگوی همکاری بین کشورهای عضو برای کنترل حجم صادرات و افزایش قیمت های گاز ضروری به نظر می رسد؛ از این رو در این مطالعه پس از ارائه دو مکانیسم سهمیه بندی، مکانیسم بهینه منطبق با شرایط جاری کشورهای عضو مجمع تعیین و به عنوان مکانیسمی برای تعیین سهمیه صادراتی کشورهای عضو GECF پیشنهاد شده است که در صورت اجرایی شدن آن توسط کشورهای عضو، افزایش قابل توجه قیمت گاز چندان دور از انتظار نخواهد بود. به علاوه برای تعیین حجم بهینه تولید در هر دوره به عنوان مبنایی برای تعیین سهمیه کشورهای عضو نیز دو روش مبتنی بر مبانی تئوریک پیشنهاد شده است. روش نخست، پیچیده تر و در عین حال دقیق تر است.
موفقیت محصولات جدید به عنوان برترین عامل برای موفقیت شرکت ها و حتی بقای آنها محسوب می شود. با این حال بررسی های متعدد نشان می دهد که نرخ شکست توسعه محصول جدید به عنوان یک معضل اساسی در بسیاری از شرکت ها مطرح بوده است. شرکت های بسیاری سعی دارند تا قبل از توسعه محصول جدید، اقدام به پیش بینی موفقیت توسعه محصول جدید نمایند. بر همین اساس نیز هدف این تحقیق پیش بینی موفقیت توسعه محصول جدید با استفاده از ترکیب روش های تحلیل عاملی و شبکه عصبی مصنوعی در صنایع غذایی و آشامیدنی می باشد. این تحقیق براساس هدف کاربردی و براساس روش انجام کار توصیفی بوده است. جامعه آماری این تحقیق، شرکت های تولید کننده مواد غذایی و آشامیدنی استان آذربایجان شرقی در سال 1394 بوده است. به منظور جمع آوری داده ها در این تحقیق از دو پرسشنامه استفاده شده است که بعد از اطمینان از روایی و پایایی آن در بین جامعه آماری توزیع گردیده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در این تحقیق از روش های تحلیل عاملی و شبکه عصبی مصنوعی استفاده شده است. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان دهنده وجود شش سازه اصلی مفهوم سازی محصول جدید، گرایش به بازار، گرایش به طراحی، گرایش به عوامل فنی و تکنولوژی، استفاده از منابع و مدیریت توسعه محصول جدید به عنوان عوامل موثر در موفقیت توسعه محصول جدید بوده است. همچنین پیش بینی موفقیت توسعه محصول جدید با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی نشان می دهد که شبکه طراحی شده در 81 درصد موارد قادر به پیش بینی صحیح موفقیت توسعه محصول جدید بوده است.