The body of residential complexes is affected by social interactions between residents over time. Of the most important places for social communications are bazaars as the backbone of Iranian cities. Ancient bazaar of Babol in north of Iran contains natural features which makes a special sense of place. This essay tries to answer to how concept of sense of place is presented and what are factors affecting on sense of place; in historical site of Babol. Theoretical study of essay is based on Interpretive and qualitative approach through written documentaries. In this way first; the concept of sense of place is reviewed. After an explanation about the bazaar and the city, important features defining the site and their relations are analyzed through phenomenological approach. Then symbolic elements are identified and classified in fixed, semi-fixed and non-fixed feature elements, and their role on creating a Sense of Place is investigated. Any of fixed feature elements of the studied area like doors, columns, roofs, windows and doorways, transfer significant architectural qualities. Semi-fixed feature elements containing wooden elements, roofs, furniture, symbolic inscriptions, hung lights and plants; make a sense of dependency and safety. Nonfixed feature elements containing peddlers, voices, odors and climatic conditions depend on activities in place, prove the existence of human and modify a personal territory or place-behavior .Existence of these elements in the environment not only gives us an experience of sociality and public activity; but they also create a sense of presence and dependency or sense of place.
پژوهش حاضر درصدد توصیف و تبیین ارائه الگوی شهر خلاق در کلان شهر تهران است. چارچوب نظری پژوهش، متأثر از نظریه ریچارد فلوریدا است. با توجه به مؤلفه های مورد بررسی، نوع تحقیق، کاربردی و روش بررسی آن توصیفی - تحلیلی بوده و داده های مربوط به شاخص های شهر خلاق به طور نمونه و محدود (150)نفر از کارشناسان با استفاده از داده های ثانویه، تهیه پرسش نامه و مصاحبه از شهروندان با 19 فاکتور از شاخص های شهر خلاق رتبه بندی و سطح بندی شده اند. جمعیت آماری مناطق 22 گانه شهر تهران است. با توجه به نتایج به دست آمده از مدل تاپسیس، مناطق در سه سطح برخوردار، نیمه برخوردار، فرو برخوردار مورد سنجش قرار گرفت که نتایج نشان می دهد: مناطق 4، 5، 6، 2، 22 با میانگین ضریب 0.695 سطح اول یعنی سطح برخورداری از میزان تحقق پذیری شهر خلاق را به خود اختصاص دادند. مناطق 1، 14، 15، 8، 3، 12، 11، 10، 20،21 با میانگین ضریب 0.404 سطح دوم؛ یعنی متوسط (نیمه برخوردار) را کسب کردند. مناطق 7، 18، 16، 13، 19، 17، 9 با میانگین ضریب 0.223 در سطح سوم (محروم) قرار گرفتند همچنین بر اساس نتایج مدل تحلیل شبکه، شاخص نوآوری با میزان (0.265) بیشترین تأثیر را در حرکت یک محله به سمت محله خلاق در شهر تهران را داراست. اما در میان شاخص های تأثیرگذار در حرکت به سمت شهر خلاق، شاخص های کیفیت زندگی و سرمایه اجتماعی به ترتیب با میزان 0.035 و 0.032 کمترین نقش و تأثیرگذاری را در تحقق شهر خلاق تهران دارا هستند.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های آموزش حقوق شهروندی در دوره ابتدایی بر اساس اسناد بالادستی ایران و مطالعات بین الملل انجام شد. رویکرد پژوهش از نوع کیفی و روش آن سنتزپژوهی می باشد که در آن پژوهش های اخیر با روشی نظام مند انتخاب، واکاوی محتوایی و دسته بندی شده اند. نمونه مورد مطالعه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، سند تحول بنیادین آموزش وپرورش(1390)، برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران(1391)، اهداف مصوب دوره های تحصیلی(1397) و قانون برنامه پنج ساله ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران(1395)، اعلامیه جهانی حقوق بشر(1948) و کنوانسیون حقوق کودک(1989) و تعداد 54 مورد پژوهش مرتبط بود که به صورت هدفمند انتخاب گردیدند. تحلیل ها از طریق کدگذاری و طبقه بندی انجام گردید. مؤلفه های شناسایی شده از اسناد بالادستی ایران و مطالعات بین الملل شامل هشت طبقه اصلی مذهبی، مدنی، سیاسی، فرهنگی، آموزشی، اقتصادی، قضایی و بهداشتی و زیست محیطی و 59 مؤلفه جزئی شدند. توجه به مؤلفه های شناسایی شده و ورود آن ها به سیاست های هدف گذارانه، کتاب های درسی و بخش های اجرایی برنامه درسی دوره عمومی می تواند دانش آموزان دوره ابتدایی را با حقوق شهروندی آشنا نموده، مطالبه گری شان را افزون تر سازد و زندگی اجتماعی شان را قاعده مند و منظم کند. اثر این آموزش ها بر دولت نیز این گونه خواهد بود که کارکرد حاکمیتی اش عمیق تر و گسترده تر می شود.
This research examines the Iranian digital community's engagement with the Metaverse, analyzing 14,724 tweets (expanding to 48,620 with retweets) from 23,571 unique users. Interest in the Metaverse among Iranians surged in the seven months following Facebook's rebranding but has since waned. A significant link between digital currency discussions and Metaverse topics was observed. Economic activists in the cryptocurrency market, forming the primary content creators, generally portray the Metaverse positively, focusing on earning opportunities. Another active group includes technology enthusiasts who share the latest Metaverse developments. Moreover, some users integrate Iran's socio-political context into their discussions, often contrasting Iran's technological stance with global giants like Facebook and addressing internet censorship. A distinct perspective comes from users wary of potential colonialist uses of technologies like the Metaverse, expressing apprehension about human subjugation. This sentiment forms the basis of most negative views on the Metaverse's development within the Iranian digital sphere.
This paper looks at how Muslim women with an Iranian background and now living in Canada perform their identity through wearing the hijab. This was achieved by observing the behavior of six members of this community on Facebook using Erving Goffman’s stigmatization theory. The observation reveals that women who wear the hijab are more likely to identify themselves as Muslim-Canadian while those who have abandoned the hijab after immigration are more likely to identify themselves as Iranian-Canadian. Moreover, the results show that while Goffman’s theory is very useful in trying to understand the stigmatization of the veil after the 9/11 attacks as well as other extremists’ attacks, the pressures that this created on Muslim women, as well as the behavior of some women in dropping the veil in order to ‘pass’ such stigmatization, his theory is of limited use in understanding the more complicated performance of women who kept their hijab in spite of the challenges they faced.
در سال های اخیر، استفاده از روش های مدل سازی که مستقیماً از داده های تجربی استفاده می کنند به دلیل دقت بالا در پیش بینی نتایج فرآیند، به جای روش های آماری رو به افزایش است. در این مقاله، توانایی مدل های شبکه عصبی مصنوعی (ANN) و سیستم استنتاج فازی-عصبی تطبیقی (ANFIS) در پیش بینی عملکرد حرارتی نانوسیال Al 2 O 3 که توسط مقاومت حرارتی سنجیده می شود، بررسی شده است. داده های آزمایشگاهی از یکی از مقالات معتبر که عملکرد حرارتی نانوسیال Al 2 O 3 را درون یک لوله حرارتی نوسانی بررسی کرده بود، استخراج شد. برای مدل سازی توسط ANN از یک شبکه پرسپترون چندلایه و برای ANFIS از یک مدل فازی سوگنو استفاده شد که هر دو از دقیق ترین و رایج ترین روش های مدل سازی هستند. مقایسه مقادیر هدف با مقادیر پیش بینی شده توسط هر دو مدل بسیار رضایت بخش بود و ضریب همبستگی برای هر دو بیش از 99/0 بدست آمد که نشان دهنده میزان بالای دقت این دو مدل است. در نهایت عملکرد هر دو مدل با هم مقایسه شد که عملکرد هردو بسیار خوب و نزدیک به هم بود، ولی در مجموع ANN نسبت به ANFIS عملکرد بهتری از خود نشان داد.
در تحقیق حاضر حکم توقف در سرزمین مشعرالحرام بعد از نیمه شب عید قربان تا قبل از طلوع فجر شده است. جست وجو در کلمات فقها بیانگر این است که حکم مزبور مورد اختلاف است. عبارات بیشتر فقها در وجوب مبیت در مشعرالحرام ظهور دارد، اما برخی فقهای متأخر و معاصر، سپری کردن شب و ماندن قبل از طلوع فجر در مشعر را واجب ندانسته و برخی نیز در این باره، حکم به احتیاط کرده اند؛ برای اثبات وجوب مبیت در مشعرالحرام به سیره پیامبر اکرم(ص) و معصومین(ع) و روایاتی که برای زنان، کوچ زودتر از موعد به منا را مجاز شمرده استناد صورت گرفته است، اما قائلان به عدم وجوب معتقدند ادله فقها برای اثبات وجوب مبیت در این بازه زمانی در سرزمین مشعرالحرام کافی نیست، زیرا سیره، به خودی خود بر وجوب دلالت ندارد و اعم از وجوب است و جواز حرکت به سمت منا زودتر از موعد نیز می تواند به دلیل تسهیل در امر انجام مناسک نسبت به معذوران صورت گرفته باشد، بدون اینکه بر وجوب توقف شبانه برای عموم حج گزاران دلالت داشته باشد. نتایج این پژوهش که به صورت اسنادی و کتابخانه ای و با تحلیل ادله صورت گرفته، حاکی از این است که ادله موجود، نظریه وجوب مبیت را پشتیبانی نمی کند و قول قائلان به عدم وجوب به صواب نزدیک تر است.
هدف: هدف در این پژوهش، مطالعه رابطه مدیریت دانش با توسعه حرفه ای و عملکرد شغلی کارکنان بود. روش: جامعه آماری شامل460 نفر از کارکنان دانشگاه ایلام بودند که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 210 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. پژوهش حاضر از نوع مطالعات همبستگی بود و داده های مورد نیاز به روش پیمایشی کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه) گردآوری شد. ابزار گردآوری اطلاعات شامل سه پرسشنامه مدیریت دانش، توسعه حرفه ای کارکنان و عملکرد شغلی بود. جهت تعیین روایی پرسشنامه ها، از روایی صوری و محتوایی استفاده شد و برای سنجش پایایی، از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که ضریب محاسبه شده برای کل پرسشنامه 967/0 به دست آمد و مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل داده های به دست آمده نیز از نرم افزار آماری SPSS-22 به کار گرفته شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که همبستگی مثبت و معنی داری بین مدیریت دانش و عملکرد شغلی (581/0r=) در سطح 99 درصد وجود دارد. هم چنین بررسی ها نشان داد همبستگی مثبت و معنی داری بین مدیریت دانش و توسعه حرفه ای کارکنان (560/0r=) در سطح 99 درصد وجود دارد. نتیجه گیری: مدیران باید تلاش نمایند کارکنان خود را از مزایای به کارگیری برنامه های مدیریت دانش برای عملکرد سازمانی و خود آن ها آگاه کنند. تحقق این هدف، هم به عملکرد شغلی کمک خواهد کرد و هم بر توسعه حرفه ای کارکنان مؤثر خواهد بود.
درخت در باور مسلمانان و به دلیل اشارات زیاد به آن در قرآن و روایات از تقدس و اهمیت خاصی برخوردار است. یکی از دلایل آن حضور درخت در هنگام آفرینش آدم و حوا و دخیل بودن در سرنوشت آنهاست. مفاهیم و استعارات زیادی از درخت در روایات و سخنان حکمای اسلامی بیان شده است. این پژوهش به هدف بررسی روایات مختلف از توصیفات بیان شده از این درختان مذهبی-اسطوره ای و مطابقت آنها با نگاره های موجود انجام شده است. سوالات مطرح شده این است: مفاهیم نمادین درخت های زقوم، طوبی و سدره المنتهی در باور مسلمانان چیست؟ آیا بازتاب این مفاهیم در نگاره های مرتبط، متناسب با متون توصیفی هستند؟ درخت در باورهای اسلامی دارای مفاهیم نمادین متضادی است، هم نشانی از دوزخ (درخت زقوم) و هم مفهومی از بهشت (درخت طوبی و سدره المنتهی) را تداعی می کند. این درختان در قرآن و روایات با توصیفات مختلفی تبیین شده اند. برخلاف موضوعاتی که در نگارگری اسلامی مکررا تصویرسازی شده اند، تصویرنگاری از این سه درخت خارق العاده، به ندرت انجام شده است. درخت زقوم نمادی از دوزخ و وسیله ای برای عقوبت گناهکاران و جایگاه آن در قعر جهنم است، در مقابل، طوبی و سدره المنتهی تمثیلی از بهشت و مواهب آن است که در آسمان ها جای دارند. این استعاره در تعدادی از نگاره ها دقیقا نمایش داده شده است. روش تحقیق مورد استفاده برای این پژوهش توصیفی و تا حدودی تحلیلی است و روش گرد آوری اطلاعات کتابخانه ای بوده و داده های مورد نیاز از طریق کتب و سایت های علمی معتبر کسب شده است.
محیط زیست به همه شرایط و عوامل فیزیکی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و زیباشناختی اطلاق می شود که اشیاء و اموال موجود در کره زمین در حیطه آن قرار دارد. امروزه مردم در سراسر جهان در برابر محیط زیست احساس مسؤولیت بیشتری می کنند و از دولت ها، مالکین صنایع تولیدی، نهادها و مؤسسات مالی درخواست دارند تا سیاست های خود را بر مبنای حفاظت از محیط زیست تنظیم کنند. فاجعه های زیست محیطی که هر از گاهی در گوشه و کنار این دنیای پهناور رخ می دهد، اغلب حاصل فعالیتهایی است که بشر به ویژه از یکصد سال قبل در راه رسیدن به توسعه و رفاه، در طی فرآیند صنعتی شدن، به آنها دست یازیده و مآلاً باعث تخریب و آلودگی محیط زیست شده است. ابعاد بحران زیست محیطی که انسان امروز با آن دست در گریبان است به قدری گسترده و حتی مخوف است که آدمیان احساس می کنند برای حفظ حق حیات خود در مقابل ماشین ها و کارخانه ها چاره ای ندارند جز اینکه دست به دامان قضات و محاکم بشوند و بقای بشر بر روی این کره خاکی بستگی تمام به حفاظت از محیط زیست دارد، حافظت از محیط زیست نیز برای همه کشورها دغدغه است. این پژوهش به بررسی حفاظت از محیط زیست در رویه قضایی بین المللی می پردازد. روش مورد استفاده در این تحقیق، توصیفی تحلیلی است.
هدف: شرکت ها برای جذب سرمایه گذاران باید ارزش خود را جذاب نگه دارند. چنانچه ارزش شرکت کاهش یابد، اعتماد سرمایه گذاران به شرکت نیز کاهش خواهد یافت. مدیران می توانند با استفاده از مدیریت سود بر ارزش شرکت تأثیرگذار باشند. از این رو، در این پژوهش، تأثیر مدیریت سود تعهدی و واقعی، بر ارزش شرکت بررسی شده است.
روش: برای دستیابی به هدف پژوهش، اطلاعات مالی 180 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زم انی 1387 تا 1397 بررسی شد. فرضیه های پژوهش نیز با استفاده از مدل های رگرسیونی چندمتغی ره ب ا داده ه ای ترکیبی آزمون شد.
یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، مدیریت سود تعهدی، از طریق اقلام تعهدی اختیاری و مدیریت سود واقعی، از طریق هزینه های تولید غیرعادی و جریان های نقد عملیاتی غیرعادی، تأثیر مثبت و معناداری بر ارزش شرکت ناشی از جریان نقد آزاد دارد. اما، بین مدیریت سود واقعی از طریق هزینه های اختیاری غیرعادی و ارزش شرکت ناشی از جریان نقد آزاد، رابطه معناداری مشاهده نشد. این در حالی است که تأثیر مدیریت سود تعهدی، از طریق اقلام تعهدی اختیاری و مدیریت سود واقعی، از طریق هزینه های تولید غیرعادی و جریان های نقد عملیاتی غیرعادی بر ارزش شرکت ناشی از ارزش افزوده اقتصادی منفی و معنادار بوده است. همچنین، مدیریت سود واقعی از طریق هزینه های اختیاری غیرعادی بر ارزش شرکت ناشی از ارزش افزوده اقتصادی، تأثیر مثبت و معناداری داشته است.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان دادند که مدیریت سود، ارزش شرکت ها را تحت تأثیر قرار می دهد. این تأثیر، در برخی موارد مثبت و در برخی دیگر منفی است. این موضوع نشان می دهد که دستکاری اقلام تعهدی اختیاری و فعالیت های واقعی بر ارزش شرکت ها، اثرهای متفاوتی دارد که می تواند منافع ذی نفعان را در شرکت با خطر جدی مواجه کند.
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش کیفیت گزارشگری مالی در کاهش اثرهای محدودکننده تقسیم سود بر سرمایه گذاری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در مراحل چرخه عمر است. در این راستا 110 شرکت با روش نمونه گیری حذفی برای دوره مالی 1391- 1385 انتخاب شد. فرضیه های پژوهش به کمک الگوی داده های ترکیبی آزمون شد. نتایج پژوهش نشان داد کیفیت بالای گزارشگری مالی، اثرهای محدودکننده (منفی) تقسیم سود بر سرمایه گذاری شرکت ها را کاهش می دهد. همچنین به پیروی از الگوی پارک و چن (2006)، شرکت های نمونه به مراحل رشد، بلوغ و افول دسته بندی شدند. بر اساس یافته های پژوهش، کیفیت بالای گزارشگری مالی، اثرهای محدودکننده تقسیم سود بر سرمایه گذاری شرکت های حاضر در مرحله بلوغ را کاهش می دهد؛ در حالی که بر ارتباط بین تقسیم سود و سرمایه گذاری شرکت های حاضر در مرحله رشد و افول تأثیری نمی گذارد.
The world of foreign language education has been immensely influenced by the glory of emergent machine translation (MT) technologies including Google Translate (GT) (Knowles, 2022). Considering that end users' perceptions reflect GT practicality, ample research has been conducted regarding language learners’ perceptions on GT use. Yet, investigating Iranian student teachers' perceptions on the use of GT as an ICALL tool for language learning in higher education has been underestimated. To bridge this gap, semi-structured interviews with twelve student teachers, who were selected through purposive convenience sampling, were conducted employing qualitative constructivist grounded theory methodology. Data were analyzed based on the grounded theory data coding principles (open, axial, and selective) using the MAXQDA 2020 software. A model of GT use in language learning, entitled ‘Google Translate-Assisted Language Learning (GTALL) was proposed. The three main categories (i.e. GT familiarity and use, Perceptions, and legitimacy) along with 35 sub-categories at two levels supported our core category ‘implementation of GT in language learning’. The results demonstrated considerable pedagogical implications for educational stakeholders. For administrators, to appreciate contemporary pedagogical transformations to fulfill new generation’s needs. For professors, to improve digital literacy, welcome emergent technologies, and bring them into their learners’ service for greater educational achievements, and for language learners, to develop technological skills that guarantee wise and efficient human-machine interactions.
استرداد مجرمان یکی از مهم ترین نمونه های همکاری های قضایی میان دولت هاست که اخیراً به شکل قابل توجهی تحت تأثیر قواعد حقوق بشر قرار گرفته است. بدون شک مبنای پایبندی به کنوانسیون های حقوق بشری ایجاد راه حلی جهت برقراری تعادل و توازن میان منافع عمومی جامعه بین الملی و مقتضیات حمایت از حقوق بنیادین افراد است. در این ارتباط، مقاله حاضر درصدد است که با بررسی رویه دیوان اروپایی حقوق بشر به عنوان مهم ترین نهاد قضایی حقوق بشر در سطح منطقه ای و نیز رویه کمیته حقوق بشر به عنوان رکن شبه قضایی سازمان ملل متحد در زمینه استرداد مجرمان، تأثیر نظام بین المللی حقوق بشر بر فرآیند استرداد را تبیین نماید.
پژوهش حاضر به این مسئله می پردازد که سبک مواجهه اجتماعی اهلِ بیت با بیماران چگونه بوده است؟ عرصه پژوهش، گزاره های سبک زندگی معصومان و به طور خاص، حیات اجتماعی ایشان در منابع کهن، اعمّ از تاریخی و روایی است که به روش تحلیلی قابل کنکاش است. براساس یافته های پژوهش حاضر، مؤلفه های این سبک عبارت است از پیگیری نیازهای مادّی و تأمین نیازهای معنوی بیماران، پاسخ گویی درمانی همگانی، مقابله با مرگ هراسی و مرگ خواهی بیمار، رسیدگی به وضعیت خانواده بیمار، کاستن نقش اجتماعی بیمار و آسیب شناسی اجتماعی ارتباط با بیمار. متغیرهای مسئولیت افزای این سبک، شامل پیوستگی اجتماعی (آشنایی، همسایگی، همسفری)، وضعیت معیشتی بیمار و بیماری های خاصّ است. متغیرهای محدودیت زا شامل کوتاهی بیماری (سه روز)، بیماری های خاص، سوء منش و سوء رفتار بیمار می گردد. در نتیجه آشکار گردید در سیره اجتماعی اهلِ بیت، علاوه بر تأمین رفاه، آسایش و سلامتی بیمار و اطرافیان بیمار، آموزش، تربیت و معنویت نیز هدف گذاری گردیده است.
هدف اصلی در این پژوهش بررسی تأثیر نوزمینساخت بر توالی لندفرم های کوهستانی و پایکوهی ناحیه دامغان با استفاده از تغییرات شیب و واکنش فرسایشی – برشی رودهای جاری بر سطح این لندفرم ها به عنوان یکی از عوامل کلیدی تحول چشم اندازها است. در این راستا ابتدا نقشه شیب آبراهه ها و نقشه توان برشی رود منطقه با توجه به پارامترهای تأثیرگذار شامل شیب رودخانه، مساحت حوضه زهکشی، نرخ تندی و بازده فرسایشی رود تهیه شد و سپس نیمرخ طولی برگرفته شده از این نقشه ها از شمال به جنوب منطقه با توجه به عوارض و لندفرم های برجسته ای که در ناحیه وجود دارد، ترسیم و مقایسه شد. از تحلیل نیمرخ های طولی برگرفته شده از نقشه شیب رود و توان برشی رودخانه می توان به این نتیجه رسید که این روش در شناسایی توالی لندفرم های متأثر از فرآیندهای زمینساختی، کاربرد زیادی دارد. هر جا که فعالیت گسل ها به شکل تراکششی منجر به ایجاد نواحی کم ارتفاع و فروافتاده شده است مانند حوضه واچاکیده آستانه، نرخ برش رود در برابر کاهش میزان شیب کانال، کاهش داشته است. در این حوضه نرخ برش رود 59/2 میلی متر در سال در برابر شیب کانال: 46/4 درصد می باشد.اما هر جا فعالیت گسل ها منجر به افزایش ارتفاعات و برآمدگی ها شده است، مانند خم گرفتاری ارتفاعات کرکسی، مجموعه راندگی ارتفاعات سفیدرشته کوه و یا فوربرگ های سربرآورده از میان رسوبات بادبزن های آبرفتی، نرخ برش رود در برابر افزایش شیب کانال، بالا رفته است. برای مثال در ارتفاعات کرکسی نرخ برش رود 12/10 میلی متر درسال در برابر شیب کانال 10/11 درصد می باشد.
یکی از جنبه های مؤثر بر عملکرد شرکت ها، میزان ریسک پذیری آن ها است. مالکیت نهادی، با لحاظ کردن دیدگاه هزینه و منفعت، می تواند برای سهامداران ارزش افزا باشد و عملکرد شرکت و میزان در معرض ریسک قرار گرفتن سرمایه گذاران را تحت تاثیر قرار دهد. هدف این پژوهش مطالعه تأثیر مالکیت نهادی بر رابطه بین ریسک پذیری و عملکرد مالی است. جامعه آماری پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، روش نمونه گیری حذف سیستماتیک و نمونه مورد مطالعه، شامل ۱۶۵ شرکت پذیرفته شده طی سال های ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۵ است. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و از نظر ارتباط بین متغیرها ترکیبی از علی-همبستگی است و از نظر هدف کاربردی است. برای پردازش و آزمون فرضیه ها از روش رگرسیونی و داده های تابلویی و همچنین مدل اثرات ثابت استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که ریسک پذیری با عملکرد مالی رابطه مثبت و معناداری دارد و همچنین مالکیت نهادی بر رابطه بین ریسک پذیری و عملکرد مالی در سطح خطای ۵ درصد تأثیر مثبت و معناداری دارد و متغیر کنترلی اندازه شرکت با عملکرد مالی رابطه مثبت و معناداری دارد و متغیر اهرم مالی با عملکرد مالی رابطه مثبت و معناداری دارد. به سهامداران پیشنهاد می شود که به ساختار مالکیت شرکت ها هنگام تصمیم گیری در زمینه خرید سهام توجه نمایند چون ساختار مناسب مالکیت موجب بهبود در نظارت بر گزینش گزینه های سرمایه گذاری می شود.
در دهه های اخیز علم از مرزهای سنتی خود عبور کرده و موضوعات و حوزه های پژوهشی میان رشته ای متعددی، همچون علم عصب شناسی پا را فراتر از روانشناسی نهاده و وارد علوم دیگر همچون مالی و حسابرسی شده است. یکی از مشتقات این علم، چرخه تناوبی بیوریتمیک در عملکردهای تصمیم گیرندگان در عرصه های مالی و حسابرسی، همچون حسابرسان می باشد، حوزه ای که از جانب پژوهشگران کمتر مورد توجه واقع شده است. لذا هدف این پژوهش بررسی سیکل تناوبیِ بیوریتمیکِ شناختی در کیفیت قضاوت حرفه ای حسابرسان می باشد. در این پژوهش که در بازه زمانی ۶ ماه به طور منفصل و ۲ ماه در قالب ۴ بازه زمانی ۱۵ روزه به منظور بررسی سیکل تناوبی بیوریتمی شناختی حسابرسان انجام شد، تعداد ۶۰ نفر از حسابرسان مستقل که در قالب ۴ گروه ۱۵ نفر به منظور قرار گرفتن در ۴ سیکل بیوریتمی جسمی، عاطفی، ذهنی و شهودی انتخاب و از طریق آزمون های مانوا چند متغیره، تحلیل واریانس اندازه های مکرر و همچنین آزمون های تعقیبی مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار پژوهش برای سنجش کیفیت قضاوت های حرفه ای حسابرسان پرسشنامه بود و برای سنجش قرار گرفتن سیکل تناوبی براساس نرم افزار بیوریتم (Biorhythm-365) در سیستم عامل اندروید و ای او اس (IOS) استفاده شد. نتایج نشان داد، حسابرسانی که در سیکل های ذهنی، عاطفی و شهودی در منطقه مثبت قرار دارند، نسبت به حسابرسانی که در سیکل های ذهنی، عاطفی و شهودی در منقطه منفی و بحرانی قرار دارند، کیفیت قضاوت حرفه ای حسابرسی بالاتری دارند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی پیش بینی مشکلات خواب دختران نوجوان بر اساس سبک های فرزندپروری و سبک های ناایمن دلبستگی انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهرستان کاشان در سال تحصیلی 1400-1399 (3610 دانش آموز) بود. 234 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه کیفیت خواب پترزبورگ بویس و همکاران (PSQI)، پرسشنامه سبک های فرزندپروری شیفر (PSQ) و پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسال هازن و شیور (AASQ) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها، از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره با استفاده از نرم افزار SPSS-23 استفاده شد. نتایج نشان داد که سبک های فرزند پروری محبت (0/24-) و کنترل (0/18) با مشکلات خواب دختران نوجوان رابطه منفی معناداری دارند. همچنین، بین سبک های دلبستگی ناایمن اضطرابی (0/19) و اجتنابی (0/19) با مشکلات خواب دختران نوجوان رابطه مثبت معناداری وجود دارد. همچنین شاخص ضریب چندگانه اصلا ح شده نشان داد که مؤلفه های پیش بین پژوهش می تواند 0/11 از مشکلات خواب دختران نوجوان را پیش بینی کند. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که سبک های فرزندپروری ناکارآمد و سبک های دلبستگی ناایمن می توانند زمینه ساز مشکلات خواب دختران باشند. یافته های این پژوهش دارای تلویحات آموزشی - بهداشتی برای پیشگیری از مشکلات خواب نوجوانان می باشد.