فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۳۱٬۳۸۱ تا ۳۳۱٬۴۰۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
تاریخ و جغرافی
سیر تطور نظریات ارتباطات توسعه: تأکید بر پارادایم چندگانگی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Relationship between Iranian EFL Students’ Personality Characteristics and their Assertiveness: A Case of Postgraduate Students(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۲, No.۲۴, Spring & Summer ۲۰۱۹
169 - 190
حوزههای تخصصی:
Various studies suggest that it is important to determine students' personality charecteristics and assertiveness and make them aware of these differences in order to improve learning process and outcomes. This study aimed to find out how much of the variance in postgraduate students’ assertiveness is explained by five personality characteristics (i.e., Openness, Neuroticism, Extroversion, Agreeableness, and Conscientiousness) and which one of these characteristics significantly predicts the students’ assertiveness. To this end, 66 postgraduate students within the age range of 22 to 35 participated in this descriptive correlational study. They were majoring in English language teaching at Islamic Azad University,Tabriz Branch, Tabriz, Iran. The College Self-expression Scale (CSES) and Big-Five Personality Inventory were used to assess the students’ level of assertiveness and their personality characteristics, respectively. In order to answer the research questions, a multiple linear regression analysis was carried out. The results revealed that about 14 percent of the postgraduate students’ assertiveness is explained by five personality characteristics and out of them, only Extroversion has a significant contribution to their assertiveness. The pedagogical implications are presented for teachers, students, syllabus designers, and materials writers.
تشخص سازی(personal branding) یا مدیریت تأثیرگذار هویت در شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فعالیت و حضور مؤثر در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی تابع قواعد و ویژگی های آن است. امروزه با انقلاب ارتباطات تغییر تغییر نقش مخاطب به کاربر یعنی حضور هر فرد برحسب توان در فضای مجازی برای تولید محتوا و عرضه آن به دیگران، بسیاری از معادلات گذشته در ارتباطات را تغییر داده است. هر کاربر برای حضور اثرگذارش باید عناصری که در این فرایند نقش دارند مدیریت نماید. لذا این پرسش وجود دارد: آیا ارزش و اعتبار همه افراد در این فضا یکسان است؟ آیا راه هایی برای تشخص سازی فردی(personal branding) و یا جمعی وجود دارد تا بتوان از آن ها استفاده کرد؟ افراد چگونه خود را به دیگران در شبکه های اجتماعی می نمایانند یا چگونه با تشخص سازی هویت خود را شکل داده و بروز می دهند؟ افراد چگونه هویت خود را می توانند بهبود بخشند؟ این گونه پرسش ها در رابطة میان هویت فرد و هویتی که ناشی از حضورش در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی است، امری طبیعی و قابل انتظار به نظر می رسد. این مقاله سعی دارد ضمن نشان دادن اهمیت هویت های واقعی فردی در شبکه های اجتماعی چگونگی برساخت هویت در فضای مجازی و ارتقاء آن را نیز با روشی توصیفی و تحلیلی بیان نماید. نتایج حاکی از اهمیت چندین عنصر از قبیل پروفایل، نوع مطلب یا پست، میزان اظهار علاقه، میزان تفسیر، تعداد دنبال کنندگان و .. در ساخت این هویت بسیار اثرگذار هستند.
ویژگی های فرهنگی دانشجویان رشته های هنر (شناخت وضع موجود پیش شرط برنامه ریزی فرهنگی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات دهه ها ی اخیر، دانشگاه های ایران را با تغییرات و تحولاتی همراه کرده است که در نتیجه ی آن تمرکز بر برنامه های فرهنگی از وزن و اهمیت قابل توجهی برخوردار شده است. ورود به حوزه ی برنامه ریزی فرهنگی، همانند هر حوزه ی دیگری، نیازمند در اختیار داشتن شناخت دقیق از ارزش ها، نگرش ها و رفتارهای افراد (دانشجویان) است چرا که هر سیاستی سرانجام با مخاطبانی سر و کار دارد که باید آن را بپذیرند. بنابراین می توان شناخت وضع موجود را به عنوان پیش شرط برنامه ریزی فرهنگی معرفی کرد. مهمترین هدف این مقاله، شناسایی وضعیت موجود و بررسی ویژگی های فرهنگی دانشکده ها و دانشجویان رشته های هنر و در ادامه ارائه راهبردهایی در راستای برنامه ریزی فرهنگی است. مبنای این مقاله، پژوهشی کیفی است که در دو دانشگاه هنر و پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران اجرا شده است. روش مورد استفاده برای جمع آوری اطلاعات، انجام مصاحبه های عمیق ساختار نیافته و جلسات بحث گروهی متمرکز بوده است. مهمترین دستاورد این پژوهش، پاسخ مثبت به سوال اصلی طرح است؛ بدین معنی که میان وضعیت فرهنگی دانشجویان هنر و سایر دانشجویان تفاوت معنی دار دیده می شود اما نمی توان با این وجوه افتراق و تفاوت، به صورت سطحی و موردی برخورد نمود. نخستین گام برای مواجهه با این وجه افتراق، ریشه شناسی تفاوت های مشاهده شده است که در این طرح به صورت تفصیلی صورت پذیرفت. نتایج بیانگر این امر بوده است که برخی از این تفاوت ها امری طبیعی و اجتناب ناپذیر و به عبارت دیگر از ویژگی های رشته های هنری است و بخشی نیز غیرطبیعی و امری قابل تامل و پیگیری است که به تشریح آن پرداخته ایم.
تفسیر تفکر کنفوسیوسی با تمرکز بر پدیدارشناسی هایدگری با تاکید بر دلالت های تعیلم و تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی شده تا بر اساس تفکر هایدگر یک راهِ شرقی؛ یعنی کتاب مکالمات، تفکرکنفوسیوس مورد واکاوی قرارگیرد. بنابراین چند موضوع محوری در اندیشه ی هر دو متفکر را برگزیده ایم و با رویکرد پدیدارشناسانه به آنها می پردازیم. پدیدارشناسی-هرمنوتیکی هایدگری را برای رفتن به سوی "فهمِ هستیِ چیزها" و مجالِ بروز دادنِ به آنها در نظر گرفتیم، تا که "هستیِ" هستنده ها بتواند آشکار شود. با واکاوی چند مفهوم محوری در متن"مکالماتِ" کنفوسیوس نشان می دهیم که چه گونه ارزش ها در اندیشه ی کنفوسیوسی به مثابه ی یک راه شرقی، به دستگاه اخلاقی تبدیل شده اند و لذا هستی هستنده ها محصور به هستیِ اخلاقی آنها شده (به این معنا که سیستم اخلاقی مشخص و معینی در جای هستی قرار گرفته و لذا امر انتیکی به جای انتولولوژی اش نشسته است) و توانش، زیست جهان و موقعیت های متکثر را به مخاطره انداخته و گشودگی های انتولوژیکی را از میان برداشته است. و نهایتاً در حیطه ی تعیلم و تربیت سبب شده، گشودگی و راه های دیگرگونه مجال بروز نیابند و راه های گونه گون و نو فروبسته شوند. [i] . استفاده از واژه ی تفکر کنفوسیوسی به این دلیل بوده است که واژه ی آیین کنفوسیوسی، برای مذهب رسمی در چین -قبل از دوران جدید به کار برده می شد، اما تفکر کنفوسیوسی برای آموزه ها و فضایلی که کنفوسیوس قصد تعلیم آنها را داشت به کار می رفته است.
پارادایم اخلاق زیست محیطی در تفکر وحدت وجودی ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"امروزه مطالعه پیرامون اخلاق زیست محیطی بعنوان بخشی از اخلاق کاربردی از چنان اهمیتی برخوردار است که نظریه پردازان این حوزه را به تلاشی مضاعف جهت ارائه مدل های گوناگونی برای تعامل دو سویه بین انسان و طبیعت وا داشته است. در این بین نظام عرفانی ابن عربی- هر چند بصورت غیر مستقیم – با تمسک به اصل حاکم بر آن یعنی ""وحدت وجود "" و دیگر مولفه های ساختاری آن و نیز تاکید بر نقش انسان به عنوان حد واسط بین طبیعت و ماوراء طبیعت می تواند الگویی جامع و سیستماتیک در حل بحران های زیست محیطی به بشریت ارائه دهد. در پرتو نظریة وحدت وجود همة موجودات تجلی و مظهری از مظاهر الهی تلقی شده و همة ویژگی ها و کمالات وجودی از قبیل علم،ادراک و قدرت را دارا هستند. هدف این پژوهش پرداختی جدید به مسأله اخلاق زیست محیطی با استفاده از مبانی عرفانی ابن عربی است. از جمله نتایج این پژوهش می توان به تحلیل اخلاق زیست محیطی با استفاده از روش عرفانی و نیز ارائه الگویی نوین جهت مواجهه با مسائل و مشکلات جدید دنیای معاصر اشاره کرد. "
بررسی سیر تحولات مداخله شهری در محدوده آبکوه مشهد
حوزههای تخصصی:
محله قلعه آبکوه مشهد قبل از توسعه فیزیکی شهر، به صورت روستایی در فاصله ۶ کیلومتری غرب آن قرار داشته که با انجام مطالعات طرح جامع شهر در سال ۴۹-۱۳۴۶ و تصویب آن در سال ۱۳۵۱، اراضی بایر پیرامون آن در مسیر توسعه قرار گرفت. به دنبال آن طرح تفصیلی مجزایی برای اراضی بایر تهیه شد و درواقع محلات جدید شهر شامل "شهر جدید" و "آبکوه" به وجود آمدند. به منظور پیوند بافت قلعه آبکوه با نقشه جدید شهر، چگونگی توسعه به سمت این روستا در طرح تفصیلی مشخص گردید که در سال ۶۲-۱۳۶۱ با اجرای بخشی از آن به منظور پیوند محله "شهر جدید" با محدوده مرکزی شهر مشهد، بافت قدیمی آن با احداث محور ارتباطی ازهم گسیخته شد و بافت به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شد که در طول زمان با تحولی عمده، به یک محور ارتباطی- اقتصادی پرتردد تبدیل شد؛ اما بعدازاین اقدام به دلایل اجتماعی، سیاسی و مدیریتی گوناگون سایر پیشنهاد ها طرح تفصیلی اجرا نشد و در نتیجه بافت قدیمی در شرایط نیمه اصلاحی سنتی و حالت روستایی خود باقی ماند که امروزه به یک محدوده ویژه در دل شهر مشهد تبدیل شده است. از نگاه نویسندگان با توجه به ویژگی های محله (آبکوه) بایستی نگاه متفاوت و منطبق با شرایط آنجا مدنظر قرار گیرد. با نگاهی به گذشته می توان دریافت که استفاده از پیشنهادات کارشناسان مجرب و بومی حوزه شهرسازی، تطبیق راهبردهای اجرایی طرح با نیازهای واقعی شهروندان، بهره گیری مداوم از نظرات و مشارکت ساکنین از طریق مدیریت ویژه توسط مشاور متخصص مقیم از اصلی ترین عوامل در به انجام رساندن موفق طرح های توانمندسازی بافت های فرسوده در مشهد به خصوص محدوده آبکوه بوده و بایستی به طور مستمر مورد توجه دست اندرکاران امور شهر باشد. در این مقاله سعی شده با بررسی روند تحولات نحوه مداخلات شهری در محدوده آبکوه از گذشته تا اواسط دهه اخیر، ضمن اشاره به تفاوت ها و شباهت ها اصول مندرج در طرح های بالادستی به روش قیاسی-تحلیلی به مدلی ترکیبی و کارآمد اشاره شود.
عقل جهانداری در اندیشه ی ایرانشهری؛ مقایسه ی "نامه ی تنسر" و "سیاست نامه ی خواجه نظام الملک"(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال بیست و دوم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۸۶
121 - 146
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی و واکاوی دو متن کهن در اندیشه ی سیاسی ایران، یعنی "نامه ی تنسر" و "سیرالملوک خواجه نظام الملک" به لحاظ پیروی از یک الگوی مشترک در مواجهه با مصایب روزگار خویش و نیز چارچوب های مشترک اندیشه سیاسی آنان است. در این راستا، پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی تداوم و بقای اندیشه ی سیاسی ایرانشهری، الگوی اندیشه ی سیاسی ایرانشهری در تاریخ تمدن ایران و چگونگی ترسیم وجوه اصلی آن را در قالب یک مدل پرداخته است. تحلیل محتوای کیفی این دو اثر با استفاده از "نظریه ی بحران توماس اسپریگنز" نشان داد که این دو چهره ی تاریخی، در دو برهه ی متفاوت از تاریخ ایران زمین، در شناسایی چیستی بحران، ریشه یابی علل و چرایی آن و ارائه ی راهکار و چگونگی برون رفت از آن، به شیوه ای مشابه عمل کرده اند. آن ها با بهره گیری از میراث عقل جهان داری و مؤلفه های آن همچون جایگاه برتر فرمانروای آرمانی، بازیابی وحدت در کثرت، حفظ اعتدال و در پیش گرفتن راه میانه، فرزانگی و خرد، دادگری و عدل، پاسداشت سلسله مراتب و انسجام اجتماعی درپی خروج از بحران های زمانه شان برآمده اند.
سنجش آثار تنوع فعالیت های اقتصادی بر سطح رفاه جامعه روستایی (مورد: بخش مرکزی شهرستان کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی منطقه ای سال دهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۳۷
47 - 62
حوزههای تخصصی:
روستاها عمدتا دارای اقتصاد تک محصولی هستند که این امر سبب عقب ماندگی از توسعه و پیشرفت می شود. لذا باید به دنبال روش هایی بود که بتوان اقتصاد روستاها را با ایجاد تنوع بخشی در فعالیت های اقتصادی خانوارهای روستایی پویا و توانمند کرد. روستاهای کشور به علت اتکای شدید بر کشاورزی و درآمدهای حاصل از آن و نداشتن منابع اشتغالی و درآمدی غیر از کشاورزی، دارای اقتصاد ضعیف و آسیب پذیری هستند. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی به بررسی اثرات تنوع فعالیت های اقتصادی بر رفاه زیستی خانوارهای روستایی در بخش مرکزی شهرستان کرمان پرداخته است. جامعه آماری پژوهش، 8956 خانوار روستایی ساکن در 11روستای بخش مرکزی شهرستان کرمان بودند که به صورت نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده و مورد سنجش واقع شدند. از این تعداد، 384 خانوار از طریق نمونه گیری کوکران انتخاب شدند که جهت اطمینان از صحت داده ها به 412 خانوار رسید. داده های جمع آوری شده نیز از طریق نرم افزار SPSS و از طریق آزمون T تک نمونه، رگرسیون و T مستقل مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که همبستگی بالایی بین تنوع اقتصادی و رفاه زیستی وجود دارد و خانوارهای دارای تنوع در فعالیت های اقتصادی سطح بالاتری از رفاه زیستی را نسبت به خانوارهای فاقد تنوع تجربه می کنند. همچنین براساس آزمون T تک نمونه ای، میانگین ابعاد تنوع اقتصادی (تعدد فعالیت های اقتصادی، امنیت و رضایت شغلی و درآمدی، زمینه سرمایه گذاری) در روستاهای مورد مطالعه در سطح ضعیف بوده و میانگین ابعاد رفاه در مورد متغیرهای(اشتغال و درآمد، فراغت، مشارکت، آموزش وپرورش، بهداشت و توان اقتصادی) در سطح نسبتاً نامطلوب و متغیرهای(سلامت، مسکن، دسترسی و رضایت از زندگی) در سطح مطلوب بوده است.
تحلیل سیاست های کالبدی و اقتصادی بازآفرینی شهری مسکن مبنا، مورد مطالعه محله جفره ماهینی شهر بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهر در فرآیند طبیعی رشد خود به دلیل ماهیت اجتماعی که دارد به مرور، کارایی خود را در ارتباط با شرایط جدید از دست می دهد. بافت ناکارآمد، معضلی است که اکثر شهرها، به خصوص شهرهای تاریخی و با قدمت با آن مواجه هستند. یکی از مشکلات اصلی که بافت ناکارآمد برای شهر ایجاد می کند، مشکلات مربوط به مسکن است. بازآفرینی شهری به عنوان رویکردی کارا در مقابله با فرسودگی شهری، می تواند راه حلی مناسب برای تغییر و بهبود وضعیت شهر و زندگی ساکنان آن باشد. هدف این تحقیق تحلیل سیاست های کالبدی و اقتصادی بازآفرینی شهری مسکن مبنا در بافت های فرسوده شهری محله جفره ماهینی شهر بوشهر است. داده های آماری مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه گردآوری شده و جامعه آماری شامل شهروندان ساکن در محله جفره ماهینی شهر بوشهر و حجم نمونه 340 نفر می باشد. برای تحلیل در این پژوهش از آزمون های تی تک نمونه ای، تحلیل عاملی تاییدی و معادلات ساختاری استفاده شده است. در این پژوهش، شاخص های مسکن در ابعاد کلی سیاست بازآفرینی شهری یعنی اقتصادی و کالبدی شامل کمی اقتصادی، کیفی اقتصادی، مالی اقتصادی، کمی کالبدی، کیفی کالبدی و مالی کالبدی تحلیل می شوند. بارهای عاملی بدست آمده برای تمامی شاخص ها در هر دو سیاست در حالت تخمین بالاتر از استاندارد بود که به معنای قابل قبولی است و همچنین در شرایط تخمین معناداری نیز وضعیت قابل قبول بود. پس از اجرای آزمون های مرتبط مشخص شد، در مدل بازآفرینی شهری مسکن مبنا در محله جفره ماهینی، وضعیت کلی هر دو سیاست و همچنین وضعیت کلی مدل، در شرایط نامطلوب قرار دارد.
بررسی و مقایسه دیدگاه استاد مطهری و یاسپرس پیرامون ایمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نوشتار حاضر، دیدگاه استاد مطهری، فیلسوف و متکلّم مسلمان ایرانی و کارل یاسپرس، فیلسوف اگزیستانسیالیست آلمانی در باب «ایمان» را مورد بررسی قرار داده و تلاش می کنیم به اهمّ نکاتی که در این دو دیدگاه، قابل مطالعه تطبیقی هستند، بپردازیم. بدین منظور، ابتدا با روش توصیفی، اسنادی به گردآوری و تحلیل دیدگاه هریک از دو اندیشمند در باب مقوله ایمان پرداختیم و در این راستا تلاش کردیم در مطالعه ای تطبیقی، آراء ایشان را در ذیل محورهای متناظر گرد آوریم. درنهایت، نقاط اشتراک و افتراق را برشمردیم. هر دو متفکر بر ضرورت ایمان تأکید می کنند. ایمان استاد مطهری، ایمان وحیانیِ مشتمل بر دو رکن «شناخت» و «تسلیم» است. عقل در کسب این ایمان از جایگاه ویژه ای برخوردار است. مطهری، عمل را داخل در مفهوم ایمان نمی داند، امّا به لحاظ وجودی، به رابطه وثیقی میان این دو قائل است.ایمان، دارای مراتب بوده و حدّ اعلای آن،یقین است. ایمان یاسپرس، ایمان فلسفی است، چراکه او وحی مورد قبول ادیان را انکار می کند. ایمان از نظر یاسپرس، جزئی و تاریخی و از سنخ تجربه وجودی است. ایمان فلسفی گرچه غیرعقلانی نیست امّا فاقد یقین و قطعیت است. عبادات، مناسک و نیایش های زبانی، در ایمان فلسفی، هیچ جایی ندارند.
ارزیابی تاب آوری انسانی در بافت های ناکارآمد شهری (مورد مطالعه: بافت ناکارآمد شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: هدف این پژوهش، سنجش میزان تاب آوری سکونتگاه های ناکارآمد شهر سنندج در ابعاد انسانی (اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی و نهادی- مدیریتی) است. روش: روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و نوع مقاله پژوهشی- مطالعه موردی است و از نظر شیوه دریافت اطلاعات، در حوزه مطالعات کتابخانه ای- میدانی قرار دارد. برای استخراج شاخص ها از مطالعات کتابخانه ای داخلی و خارجی استفاده شد و شاخص های ابعاد مختلف جهت تعیین میزان اهمیت در اختیار 30 نفر از کارشناسان در رشته های مختلف قرار گرفت. برای سنجش میزان تاب آوری در سطح محدوده، داده های پرسش نامه خانوار در نرم افزار SPSS وارد و با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای میزان تاب آوری استخراج شد. جهت تحلیل عوامل تاب آوری انسانی از مدل معادلات ساختاری در نرم افزار لیزرل استفاده شده است. به منظور تبیین میزان اختلاف میانگین تاب آوری در گونه های بافت ناکارآمد از آزمون تحلیل واریانس استفاده شد و در نهایت، گونه های بافت با استفاده از آزمون دانکن طبقه بندی شدند. یافته ها/ نتایج: یافته ها حاکی از آن است که میزان تاب آوری در محدوده 16/3 بوده، با توجه به اینکه از میانگین 50/3 کمتر است، می توان گفت محدوده بافت ناکارآمد، تاب آور نیست. از لحاظ ابعاد مورد بررسی، بعد اجتماعی- فرهنگی با 64/3 از متوسط 50/3 بالاتر بوده و نسبتاً تاب آور می باشد. کمترین میزان تاب آوری با 75/2 مربوط به بعد اقتصادی و پس از آن بعد مدیریتی با 09/3 بوده است. همچنین بین گونه های مختلف بافت ناکارآمد از لحاظ تاب آوری انسانی اختلاف معناداری وجود دارد. به لحاظ مجموعه شاخص های انسانی، بافت با پیشینه روستایی و سکونتگاه های غیررسمی در گروه اول و بافت ناکارآمد میانی و بافت تاریخی در گروه دوم طبقه بندی می شوند. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان می دهد تاب آوری بافت ناکارآمد سنندج در شرایط نامناسبی قرار دارد. با توجه به پایین بودن سطح تاب آوری ابعاد اقتصادی و مدیریتی و اهمیت آن ها در تاب آوری محدوده، باید تلاش لازم در زمینه ارتقاء این شاخص ها لحاظ شود. سکونتگاه های غیررسمی و بافت های با پیشینه روستایی وضعیت نامناسبتری نسبت به سایر محدوده های بافت ناکارآمد دارند.
سنجش و ارزیابی نابرابری مناطق شهری در برخورداری از شاخص های ترکیبی توسعه (مطالعه موردی: کلان شهر اهواز)
حوزههای تخصصی:
شناخت نابرابری فضایی و عدم تعادل منطقه ای در چارچوب محدوده های مختلف جغرافیایی و سیاست گزاری در جهت رفع و کاهش آن از مقولات بسیار مهم برنامه ریزی منطقه ای به شمار می آید. ابعاد نابرابری فضایی در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، درمانی و غیره قابل بحث است. از این رو، نیل به پیشرفت و توسعه ی فراگیر در آینده، مستلزم شناخت موقعیت مناطق و نواحی در ابعاد مختلف است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف سنجش نابرابری فضایی درون شهری کلان شهر اهواز در برخورداری از شاخص های ترکیبی توسعه انجام شده است. با توجه به مؤلفه های مورد بررسی، رویکرد مطالعاتی حاکم بر این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. این پژوهش سعی دارد با استفاده از 54 متغیر و با بهره گیری از مدل ELECTRE سطح بندی و میزان نابرابری های موجود را میان مناطق کلان شهر اهواز تعیین نماید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد پراکنش توسعه، نامتعادل بوده و بین مناطق، از نظر توسعه یافتگی نابرابری و شکاف وجود دارد و این نابرابری در بخش های مختلف اجتماعی، اقتصادی، خدماتی، بهداشتی- درمانی و کالبدی خود را نشان می دهد. به طوری که بر اساس نتایج حاصل از تکنیک الکتره، منطقه ی 2 در سطح برخوردار، مناطق 1 و 3 در سطح نیمه برخوردار، منطقه ی 4 در سطح کم برخوردار و مناطق 6، 7 و 8 در رده ی محروم یا عدم برخوردار قرار گرفته اند؛ بنابراین برای کاهش میزان نابرابری های توسعه یافتگی در کلان شهر اهواز براساس یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود توزیع شاخص های توسعه به سمت رشد متوازن هدایت شوند.
تأثیر آموزش مهارت ایروبیک بر شبکه موقعیت یابی توجه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روان شناسی ورزشی زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲۲
47 - 58
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر آموزش مهارت ایروبیک بر کارایی شبکه موقعیت یابی توجه بود. از میان دانشجویان دانشگاه تبریز، 20 دانشجوی کم تحرک با دامنه سنی 19 تا 25 سال از طریق نمونه گیری دردسترس انتخاب و در دو گروه آزمایشی و کنترل به تعداد یکسان قرار گرفتند. مداخله تمرینی به مدت 16 جلسه روی گروه آزمایشی اعمال شد، اما گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزار جمع آوری اطلاعات، آزمون شبکه های توجه بود. برای تحلیل داده ها از روش آماری تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها حاکی از عدم وجود تفاوت معنادار بین گروه ها در شبکه موقعیت یابی توجه بود. بنابراین می توان نتیجه گرفت که احتمالاً اثر ورزش بر شناخت انتخابی بوده و به ماهیت عملکردهای شناختی و بسترهای مغزی مرتبط با آن ها بستگی دارد.
کاربرد منطق فازی در پهنه بندی خطر زمین لغزش در حوضه آبخیز نازلوچای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ژئومورفولوژی کمی سال ششم بهار ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۲۴)
103 - 119
حوزههای تخصصی:
زمین لغزش فرایندی است دامنه ای که تأثیر مخربی بر محیط زیست و زندگی انسانی داشته و نیازمند بررسی و اقدامات پیشگیرانه میباشد. شناسایی عوامل مؤثر در وقوع زمین لغزش و پهنه بندی خطر آن جهت انجام اقدامات کنترلی از اهداف تحقیق حاضر میباشد. بنابراین برای مدیریت خطر در حوضه نازلوچای در شمالغرب ایران، کارایی روش منطق فازی مورد ارزیابی قرار گرفته است. لذا از طریق بازدیدهای میدانی و استفاده از اطلاعات محلی و همچنین اداره آبخیزداری، عکسهای هوایی، تصاویر ماهواره ای Google Earth، نقشه پراکنش زمین لغزشها تهیه گردید. در ادامه عوامل مؤثر در زمین لغزش شامل شیب، جهت شیب، ارتفاع، بارش، پوشش گیاهی، زمین شناسی، کاربری اراضی، فاصله از گسل، فاصله ار رودخانه و فاصله ار جاده با استفاده از نقشه توپوگرافی، عکس هوایی و تصاویر ماهواره ای تهیه و وارد مدل گردیدند. بعد از مرحله فازی سازی، نقشه های پهنه بندی زمین لغزش با استفاده از عملگرهای جمع، ضرب و گامای فازی با مقادیر 0.7، 0.8 و 0.9 تهیه شد. نتایج حاصل از معادله Qs(شاخص جمع کیفیت برای مقایسه کارایی مدلها) نشان می دهد که عملگر گامای 0.7 در مقایسه با دیگر عملگرها ی فازی مناسبتر است ولی با توجه به انطباق توده های لغزشی با نقشه های گامای 0.8 و 0.9 می توان از نتایج آنها برای برنامه ریزیهای توسعه ای استفاده کرد. بیشتر عوامل نقش مهمی در ایجاد حساسیت به لغزش داشته و نقشه های خروجی با 5 کلاس(خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد)، 5.4 درصد حوضه را (با گامای 0.7) در کلاس با حساسیت بالا و خیلی بالا و 62.5 درصد آن را در کلاس با حساسیت خیلی کم قرار داد. رطوبت زیاد دامنه های غربی، حساسیت بالای سازندهای زمین شناسی وتأثیر فعالیتهای تکتونیکی از عوامل مهم ایجاد زمین لغزش در این قسمت از حوضه می باشند.
روایات خلقت نوری و موضع سه حکیم بزرگ: صدرالمتألهین، فیض کاشانی و علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فلسفه اسلامی پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۹
261 - 282
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مباحث اعتقادی، مسئله جایگاه وجودی پیامبر خاتمN پیش از مرتبه طبیعت است. شناخت و فهم صحیح این مسئله، در بسیاری از مسائل دیگر همچون تفویض امور خلائق، وساطت حضرات معصومین در آفرینش و برخی دیگر از حقوق ایشان بر مخلوقات، تأثیر قابل توجهی خواهد داشت. یکی از راه های شناخت این مهم، بررسی روایات خلقت نوری اهل بیتM است. در این پژوهش تلاش شده تا با گردآوری کتابخانه ای اطلاعات و به مدد تحلیل و توصیف داده ها، به دیدگاه سه حکیم عالی قدر در جهان اسلام، ملاصدرا، فیض کاشانی و علامه طباطبایی، و در ضمن آن، به سه روایت در این باب اشاره شود. حاصلِ به دست آمده چنین است که هر سه فیلسوف، روایات خلقت نوری را پذیرفته و لازمه آن را عینیت عقل اول و نور پیامبر خاتمN و اهل بیتM می دانند.
ارائه و تحلیل الگوی رهبری تحول آفرین از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت اسلامی سال ۲۹ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
49 - 79
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارائه و تحلیل الگوی رهبری تحول آفرین از منظر قرآن کریم انجام پذیرفته است و در پی پاسخ به این پرسش است که الگوی رهبری تحول آفرین از منظر قرآن کریم چگونه است؟ برای پاسخ به این پرسش و برای استخراج مفاهیم رهبری به قرآن مراجعه و از روش تفسیر موضوعی و تحلیل مضمون استفاده شده است. برای استخراج مفاهیم و کدگذاری در ابتدا دو بار کل قرآن کریم مرور شده که 618 آیه شد. در پاسخ سؤال ها یافته های تحقیق عبارت اند از 251 مضمون پایه، 48 مضمون سازمان دهنده و 7 مضمون فراگیر شناسایی شد. مضامین فراگیر در قالب مفاهیمی مانند مبانی فکری، اصول رهبری، رفتارهای تحول آفرینانه، بازخورد رهبری تحول آفرین، نتایج رهبری تحول آفرین و در نهایت مؤلفه های رهبری شکل گرفت. آنچه از مجموع آیات بررسی شده به دست می آید این است که در مواردی آیات قرآن کریم نظریات اندیشمندان مدیریت را مورد تائید قرار داده و در مواردی، نگاهی اصلاحی و در برخی موارد نیز نظریات خاصی ارائه می دهد که ناشی از جهان بینی متفاوت بین این دو دیدگاه است.
روش شناسی و کارآمدی الهیات توماس آکوئیناس و کلام خواجه نصیرالدین طوسی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های عقلی نوین سال هفتم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۳
109 - 133
حوزههای تخصصی:
استفاده از روش فلسفی و کارآمدی آن در کلام و الهیات همواره میان متکلمان مسلمان و مسیحی محل بحث ونظر بوده است. توماس آکویناس و خواجه طوسی، متکلمان هم عصری هستند که با اثرپذیری از فلسفه ابن سینا و با کاربرد برهان در تبیین و دفاعیات کلامی دین، مشرب و روشی مشابه یافته اند که می توان آن را کلام عقلی نقلی نامید. این پژوهش تطبیقی به روش شناسیِ تعلیمی آن ها اشاره می کند. توماس آکویناس با قائل شدن به دو نظام معرفتی مبتنی بر وحی و عقل، دو نوع الهیات به نام الهیات وحیانی و الهیات طبیعی را مطرح کرد. وی در کتاب جامع الهیاتِ برخلاف کتب پیشینیانش که تنها جنبه رهبانی و درون متنی داشتند، افزون بر استناد به متون مقدس و آثار آبای کلیسا به تحلیل فلسفی در مباحث الهیاتی همت گماشت. خواجه طوسی نیز در کتاب تجرید الإعتقاد به تلفیق روش عقلی و نقلی پرداخت. این جستار، ضمن اشاره به روش کلامی پیش از این دو متفکر، با نگاهی توصیفی تحلیلی، وجوه اشتراک و افتراق روشیِ توماس و خواجه را بیان می کند. اتخاذ روش اعتدالی از وجوه اشتراک آنان است. آکویناس در میانه رأی تفریطی تِرتولیان و دیدگاه افراطیِ ابن رشدیان لاتینی قرار دارد و خواجه نیز با عبور از نص گرایانی چون شیخ صدوق، از آسیب های افراطی برخی معتزله و برداشت های غلوآمیزی چون فرقه شیخیه به دور است. نتیجه روش اعتدالی هردو، استفاده حداکثری از برهآن های عقلی و عبور از «نص بسندی» به «نص پسندی» است. روش دانش کلام اساساً انحصاری نیست، اما نویسنده از رهگذر این مقایسه و توجه به ملاک تشابهات روشی، بر آن است که روش اعتدالی آن دو، کارآیی و سودمندی و پاسخ گویی بیشتری نسبت به روش های نص گرا دارد.