دغدغه اصلی مقاله حاضر پاسخ به این پرسش است که فلسفه سیاسی اسلامی را چگونه می توان فهمید. نگارنده مقاله مدعی است، فهم دقیق فلسفه سیاسی اسلامی در ارتباط با فهم درست سه مؤلفه «فلسفه سقراطی»، «آموزه های اسلامی» و «فلسفه سیاسی» است. تفسیرهای موجود و متناقض فلسفه سیاسی اسلامی ناشی از فهم نادرست و ناهماهنگ سه مؤلفه مزبور است. مقاله حاضر با تفسیر الهی از فلسفه سقراطی و نقد تفسیر الحادی از آن؛ تبیین متعالی از آموزه های اسلامی در مقابل آموزه های صرفاً آسمانی و زمینی؛ و تفکیک حقیقت جویی فلسفه سیاسی از واقعیت نگری تئوری سیاسی، به فهم نوینی از ماهیت فلسفه سیاسی اسلامی دست می یابد که زمینه را برای پژوهش های بعدی فراهم می سازد.
مسکن بومی الگوی خاصی از مسکن است که با ویژگی های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ساکنان و خصوصیات طبیعی و محیطی مکان مورد نظر تناسب دارد. شهر میبد با سابقه ای درخشان، در محیط گرم وخشک ایران مرکزی قرار گرفته است. ساکنان این شهر با فرهنگی غنی در کنار هم زندگی می کنند. همه این شرایط طبیعی و انسانی، الگوی خاصی از زیست و سکونت را در میبد به وجود آورده است. در این پژوهش توصیفی-تحلیلی، ویژگی های مسکن بومی در شهر میبد بررسی شده و به منظور شناخت وضعیت مسکن بومی در محله های این شهر، از چهار شاخص اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی، فیزیکی-کالبدی و خدماتی-زیربنایی استفاده شده است. براساس نتایج آزمون کروسکال والیس و آزمون یومن ویتنی، شاخص اجتماعی-فرهنگی و فیزیکی-کالبدی وضعیت بهتری دارند؛ شاخص اقتصادی در حد متوسط و شاخص خدماتی-زیربنایی پایین تر از متوسط است. همچنین میان محله های شهر میبد در شاخص های مسکن بومی، تفاوت معناداری وجود دارد. شاخص های اجتماعی-فرهنگی و اقتصادی در محله های قدیمی شهر میبد وضعیت بهتری دارند، اما شاخص های فیزیکی-کالبدی و خدماتی-زیربنایی در محله های قدیمی ضعیف تر، و در محله های جدید قوی ترند. براساس نتایج به دست آمده از تکنیک تحلیل عاملی، به منظور دستیابی به مسکن بومی در شهر میبد، 33 مؤلفه از چهار عامل اجتماعی-کالبدی، اقتصادی، خدماتی-زیربنایی و فرهنگی، در طراحی و ساخت مسکن این شهر درنظر گرفته شدند. از این رو انتظار می رود که در برنامه ریزی آتی مسکن در شهر میبد، معیارهای اجتماعی-فرهنگی و اقتصادی که در گذشته در طراحی و ساخت مسکن رعایت می شد، امروز نیز مورد توجه باشد و برای بهبود وضعیت شاخص های مسکن بومی برنامه ریزی شود.
زمینه و هدف: بازخورد یکی از مهم ترین متغیرهای موثر بر کارایی یادگیری حرکتی و نحوه اجرای مهارت است و نقش بسیار مهمی در کنترل حرکتی و اکتساب مهارت حرکتی دارد. هدف این پژوهش بررسی تاثیر بازخورد آگاهی از نتیجه با تواترهای مختلف بر اکتساب یک مهارت هدف گیری در کودکان با نشانگان داون بود. روش: روش این پژوهش نیمه تجربی بود. نمونه 18کودک با نشانگان داون 6 تا 10سال بودند که به روش در دسترس انتخاب و پس از انجام پیش آزمون به 3گروه 6نفره با بازخورد (صفر درصد، 50 درصد و 100 درصد) تقسیم شدند. تکلیف شرکت کنندگان مهارت پرتاب از بالای شانه به سمت هدف ترسیم شده روی زمین بود. پیش از مرحله اکتساب 10پرتاب به عنوان پیش آزمون از شرکت کنندگان به عمل آمد. در مرحله اکتساب شرکت کننده ها 60پرتاب را انجام دادند. شرکت کنند گان گروه صفر درصد هیچ بازخوردی را دریافت نکردند، گروه 50درصد در نصف کوشش ها و گروه 100درصد در تمامی کوشش ها بازخورد دریافت کردند. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد بین عملکرد 3گروه در اکتساب مهارت هدف گیری تفاوت معناداری (05/0P<) وجود داشت و گروه بازخورد 100درصد عملکرد برتری داشت. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش که حاکی از عملکرد بهتر گروه بازخورد 100درصد در کودکان با نشانگان داون بود، پیشنهاد می شود در آموزش مهارت های حرکتی به این کودکان از بازخورد افزوده با تواتر بالا استفاده شود.
هرگاه برگرداندن عین مغصوب و مضمونْ ناشدنی و متعذر باشد، اکثریت فقیهان ضامن را مسئول پرداخت بدل آن دانسته اند و آن را «بدل حیلوله» نامیده اند. کارکرد این بدل برطرف کردن اختلالی است که غاصب در رابطه و علقه مالک با مالش پدید آورده است. از ادله فراوانی استمداد شده تا این مدعا بر کرسی اثبات و اعتبار بنشیند. اما هرکدام از ادله، به تنهایی نمی تواند، به گونه ای کامل، همه مصادیق تعذر را دربر گیرد. فروعات بدل حیلوله، ازقبیل مالکیت بدل و مبدل، و منافع آنها، به مفاد و توان اثباتیِ دلیل پذیرفته شده بستگی و وابستگی دارد. قصد و اراده طرفین که می تواند ناشی از پذیرش دلیل بنای عقلا باشد، مغفول مانده است. بدون دخالت نیت و خواست طرفین، نمی توان احکام یکدست و ثابتی برای بدل حیلوله یافت. با ورود بنای عقلا، قصد و اراده طرفین جایگاه خود را می یابد. گزارشی تبیینی از مناط و ملاک حکم، ارزیابی ادله، صورت بندی آنها، چیستی بدل، به ویژه مالکیت که چون عویصه ای رخ نمودهو نیز بررسی انگاره های گوناگونی که برای حل آن ارائه شده، تصویر اجمالی راهِ پیموده شده است.
در این مقاله، پس از بیان گزارشی اجمالی در باب ویژگی و مندرجات گلشن راز و سوتره های مهایانه، سعی بر آن است که به پرسش های اساسی در باب تفکر و مسائل مربوط به آن پاسخ داده شود. این مقاله مشتمل بر سه بخش است: در بخش اول از چیستی تفکر در گلشن راز و سوتره های مهایانه سخن رفته است. در بخش دوم از مراتب مختلف تفکر سخن به میان آمده است. در بخش سوم گفته شده که گلشن راز و سوتره های مهایانه، هرچند متعلّق به دوسنت متفاوت اند، اما، در آن دو، تفکر شهودی بسیار والاتر از تفکر عقلی است؛ زیرا آدمی باشهود می تواند دل خود را از آلایش های جهان دنیوی پاک کند، در حالی که با تفکر عقلی قابلیّت حصول شناخت تمام حقایق و رهایی از عناصر رنج آلود را ندارد. بر این اساس گلشنرازو سوتره های مهایانه، هر دو، آشکارا، آدمی را در مسیر معرفت شهودی فرامی خوانند؛ زیرا بنابر آن دو، این ساحت والاتر از تفکر، عین وصول است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که در روش شناسی عرفان مقایسه ای، میزان سازگاری نظام های عرفانی در طرح مسأله معرفت شناسی بسیار زیاد است.
حدود دو دهه از ایده تشکیل نهاد به منظور مطالعه و تهیه طرح های توسعه شهری، به ویژه طرح جامع شهر تهران در جهت ارتقای جایگاه مدیریت و برنامه ریزی این طرح ها در کشور سپری شده است. نهاد، نهالی بود که می توانست در آینده شهر تهران و سایر کلان شهرهای کشور به درختی تنومند تبدیل شود، اما امروز در حالی به بیان این تجربه پرداخته می شود که جز نام گمشده ای از آن در نظام مدیریت و برنامه ریزی توسعه شهری کشور به یادگار نمانده است؛ گم شده ای تاریخی که در سند طرح جامع شهر تهران به عنوان نقطه کانونی و امتیاز گرانبهای این سند به محاق فرو رفته است. مقاله حاضر تلاش می کند به روش توصیفی- تحلیلی و با مستندسازی، فرایند شکل گیری نهاد از آغاز تا انحلال را بررسی کرده و با استفاده از شناخت آسیب شناسانه، فرصت ها و تهدیدهای پیش رو، تصویری از نهاد مورد نظردر مدیریت و برنامه ریزی طرح های توسعه شهری را ارائه کند. همچنین سعی شده با بررسی خلاء ناشی از عدم وجود نهاد در طول دوره های مختلف برنامه ریزی و تهیه طرح های توسعه شهری برای تهران، ضرورت تشکیل آن را شناسایی کند. نتایج بررسی های تحقیق نشان می دهد تشکیل نهاد در شهر تهران ضرورتی تأخیرناپذیر است که سر انجام روزی مجدداً احیاء خواهد شد. پرسش مهم این خواهد بود که نهاد چه زمانی تشکیل خواهد شد و این نهاد چگونه نهادی خواهد بود؟ پرسشی که آینده به آن پاسخ خواهد داد.
مطالعه حاضر چگونگی اثرگذاری تکانه های قیمت جهانی مواد غذایی بر شاخص قیمت مصرف کننده را در ایران مورد بررسی قرار داده است. به این منظور اثر عبور قیمت جهانی مواد غذایی به شاخص قیمت مصرف کننده با استفاده از الگوهای خودتوضیح برداری (VAR) و مارکوف سوئیچینگ خودتوضیح برداری (MS-VAR) و داده های فصلی 1393:4-1369:1 برآورد شد. بر اساس نتایج آزمون خطی بودن، الگوی MS-VAR نسبت به الگوی خطی VAR برازش بهتری برای داده ها ارائه کرده است. طبق آماره های تشخیصی، تصریح MSIAH(2)-VAR(1) به عنوان الگوی منتخب مارکوف سوئیچینگ خودتوضیح برداری است. نتایج نشان داد که مقدار عبور قیمت جهانی مواد غذایی به شاخص قیمت مصرف کننده در رژیم اول و دوم در پایان سال اول به ترتیب برابر 05/0 و 35/0 است. اثر عبور در سال دوم افزایش می یابد که در رژیم دوم نسبت به رژیم اول بیشتر است. مقدار عبور قیمت در پایان سال دوم در رژیم اول و دوم به ترتیب برابر 12/0 و 85/0 است. به دلیل حجم بالای واردات مواد غذایی و نهاده های کشاورزی، سیاست گذاران ایرانی می توانند با به کارگیری سیاست های کاهش تورم، میزان عبور قیمت های جهانی به قیمت های داخلی را محدود کنند.
مفهوم راه در ایران به دلیل وضعیت و تنوع جغرافیایی خاص، قدمت طولانی زیست، کوچ نشینی و لزوم تعامل بین اقوام ایرانی و ارتباط بین مراکز زیستی از دیرباز با مفاهیم و تعابیری که امروزه از راه در سایر نقاط زیستی جهان وجود دارد متفاوت است. راه ها مبتنی بر کریدورهای طبیعی، حفاظت مردم در مقابل تهدیدهای گوناگون و با بینشی فرهنگی ایجاد می شد. از این منظر راه به عنوان معبر یا محل عبور تلقی نمی شد بلکه خود مقصد و دربرگیرنده عناصر و نشانه های مربوطه و رویدادهای مختلف بود. رفتن در مسیر برخی از این راه ها خود رسیدن به مقصود محسوب می شد؛ مانند راه خراسان که علاوه بر اینکه بسیاری از استقرارگاه های زیستی را به هم متصل می کرد تبدیل به راه مهم زیارتی و فرهنگی در مقیاس حوزه فرهنگ ایرانی شده به گونه ای که تمامی مکان های زیست و عناصر مربوطه از نعمت بودن در راه خراسان بهره مند و متبرک می شدند. نشانه ها و مجموعه های وابسته به راه و پدیده های فرهنگی که در طول زمان ایجاد می شد خود به عنوان جذابیت ها و محل رجوع انسان ها تبدیل می شد. از این نظر شناخت راه در ایران می تواند مفهوم و معنای راه فرهنگی را که ایکوموس در دهه اخیر به عنوان موضوع ثبت آثار جهانی مطرح نموده توسعه بخشد. این نوشتار ضمن پرداختن به طرح مفهوم و تعاریف راه فرهنگی در جهان به اهمیت این نگرش و منظر راه در ایران و گونه های متنوع آن در دوره های تاریخی مختلف می پردازد.
جامعه سالم یکی از عوامل مؤثر در توسعه هر کشوری است. سلامت جامعه دارای ابعاد متنوع و گوناگونی است. سلامت روانی یکی از ابعاد مهم سلامت به شمار می آید. سلامت روانی از جمله شاخص هایی هستند که متأثر از عوامل گوناگونی از جمله متغیرهای کلان اجتماعی و اقتصادی هستند. تاکنون شاخص های مختلفی جهت سنجش میزان سلامت روانی از سوی محققین ارائه شده است که بسته به اهداف و ابزار تحقیق از تنوع فراوانی برخوردارند. در هر جامعه ای ارتقای شاخص های سلامت روان منجر به بهبود بهره وری و افزایش بازدهی نیروی کار می شود. در این پژوهش شاخص سلامت روان به کمک سیستم استنتاج فازی براساس داده های 30 استان کشور برای سال های 1391-1378 برآورد شد. در برآورد شاخص سلامت روان پرسشنامه ای منطبق با روش فازی و به کمک پنج عامل فردی- اجتماعی مؤثر بر سلامت روانی تنظیم و توسط 30 نفر از نخبگان روانشناس کشور تکمیل شد. بررسی یافته های شاخص سلامت روانی سال 1391 حاکی از آن است که در میان 30 استان کشور، استان های خراسان جنوبی، خراسان شمالی و یزد بالاترین شاخص سلامت روان و استان های فارس، تهران، اصفهان پایین ترین شاخص سلامت روان را دارند. بطور کلی نتایج مطالعه ضرورت توجه هر چه بیشتر مسئولان و برنامه ریزان به عوامل فردی- اجتماعی تعیین کننده سلامت روانی در این استان ها را نشان می دهد
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تعدیل کنندگی عزت نفس در رابطه بین ذهن آگاهی و بهزیستی روان شناختی در دانشجویان دانشگاه آزاد کاشان است. این پژوهش ازنظر هدف در حیطه پژوهش های کاربردی است و بر اساس ماهیت و روش گردآوری داده ها، یک پژوهش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی کاشان در نیمسال دوم تحصیلی 97-96 است که 277 نفر از دانشجویان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. جهت سنجش متغیرهای تحقیق از پرسشنامه ذهن آگاهی فرایبورگ (فرم کوتاه)، پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ و پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف (فرم کوتاه) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین، فرکانس و انحراف معیار) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون تعدیلی متغیرها) جهت تعمیم نتایج نمونه به جامعه و نرم افزار SPSS برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج حاصل نشان داد که همبستگی مثبت معناداری بین متغیرهای تحقیق (ذهن آگاهی، عزت نفس و بهزیستی روان شناختی) وجود دارد. همچنین یافته های به دست آمده از معادلات رگرسیون تعدیلی بیانگر این نکته است که متغیر عزت نفس به طور معناداری (001/0 p< ) می تواند 38 درصد از تغییرات متغیر بهزیستی روان شناختی را تبیین کند. این یافته ها نشان از نقش تعدیل کنندگی متغیر عزت نفس در رابطه بین متغیرهای ذهن آگاهی و بهزیستی روان شناختی دارد
هدف این پژوهش، مقایسه مهارت های بینایی در داوران کم اشتباه و پراشتباه فوتبال بود. این پژوهش ازنوع علی- مقایسه ای و به لحاظ هدف، کاربردی بود. شرکت کنندگان ۳۰ داور مرد استان فارس بودند که به صورت داوطلبانه انتخاب شدند و براساس میانگین نمرات نظارت، به دو گروه داوران کم اشتباه (۱۷ داور) و داوران پراشتباه (۱۳ داور) تقسیم شدند.برای ارزیابی مهارت های بینایی داوران از آزمون بینایی ویلسون و فالکل (۲۰۰4) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس یک طرفه نشان داد که اختلاف معناداری میان دو گروه در مهارت های بینایی وجود دارد و داوران کم اشتباه در تمامی خرده آزمون های بینایی- ادراکی و بینایی- حرکتی عملکرد بهتری نشان دادند(P ≤ 0.05). به نظر می رسد که توجه بیشتر به عملکرد بینایی داوران فوتبال نقطه عطفی در ارتقای سطح داوری فوتبال باشد.
Purpose: The aim of this study was to compare the effect of eight weeks physical and mental rotation training on the balance and falling of elderly women. Method: The present study is a quasi-experimental study with a pre-test, post-test and two-way ANOVA, which is also t-test designed. Tools included: mental rotation questionnaire and functional reach test. The participants included: 36 patients (12 subjects in three groups of physical training, mental rotation and control group) have been randomly selected among the elderly women of an elderly Centre in Tabriz. The training program was administered in two groups of physical training and mental rotation for eight weeks, at three sessions in a week and a group of control with no intervention. For data analysis, the SPSS software, version 21 was used. Results: One-way ANOVA showed, the mean balance among the elderly women was significantly different from the physical training group. The relationship between post-test mental rotation and pre-test physical training was significant at the 0.01 level. Also, the relationship between the post-test mental rotation group and the pre-test mental rotation group was significant at the level of 0.05 and the relationship between mental rotation and balance among elderly women is significant at the 0.01 level, at the end the relationship between mental rotations and falling in the elderly was significant at 0.05 level. Conclusions: The results of this research indicates that the physical training and mental rotation training had a positive effect on the balance of the elderly women and it also showed that the elderly women of the physical training group had more improvement on balance than mental rotation groups. So, this research indicates that, cognitive abilities and movements could be facilitating and effective in this way.
مقدمه: اختلال خواندن یکی از انواع رایج اختلال یادگیری است که به نقص در اکتساب مهارت های خواندن اشاره دارد. هدف این تحقیق بررسی اثربخشی رویکرد فراشناختی جاگر بر مهارت های عصب روانشناختی دانش آموزان با اختلال یادگیری خواندن بود. روش: این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل انجام شد. به این منظور از بین دانش آموزان نارساخوان در شهر اصفهان در سال تحصیلی 97-98 با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای و با توجه به ملاک های ورود به پژوهش 30 دانش آموز انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش(15 نفر) و کنترل( 15 نفر) گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس هوشی وکسلر کودکان ویرایش چهارم و آزمون عصب روانشناختی کانرز استفاده شد. داده ها به روش تحلیل کواریانس با استفاده از spss-23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که آموزش روش فراشناختی جاگر بر بهبود عملکرد عصب روانشناختی دانش آموزان نارساخوان موثر است(p<0/01). روش آموزشی فراشناختی جاگر می تواند رویکرد درمانی موثری در جهت بهبود مهارت های عصب روانشناختی دانش آموزان نارساخوان که پیش نیاز خواندن است، باشد.
کارآفرینی و ایجاد کسب و کار های کوچک و متوسط به عنوان موتور محرکه توسعه اقتصادی و اجتماعی، نقش اساسی در فرآیند توسعه جوامع دارند. از آنجا که نمی توان اثر بنگاه های کوچک و متوسط را در رشد اقتصادی کشور ها نادیده گرفت، برای پیشرو بودن در این امر، کشور ها اقدام به سیاستگذاری و برنامه ریزی های بلند مدت کرده و مشوق ها و شرایطی را به وجود می آورند تا از پتانسیل سازنده ی کسب و کار های کوچک و متوسط برای رسیدن به رشدی پایدار استفاده کنند. این نوشتار وضعیت کسب و کار های کوچک و متوسط را در کشور های برزیل، چین، ترکیه و ایران بررسی کرده و نقش ایجاد و توسعه این نوع کسب و کار ها را در رشد و توسعه اقتصادی کشور ها مورد تحلیل قرار می دهد.