یکی از آرمان های تمامی ملت ها و جوامع را توسعه و دستیابی به سطح بهتری از زندگی تشکیل می دهد. لذا، امروزه کاهش نابرابری های منطقه ای، به عنوان چالشی اساسی در مسیر توسعه، مورد توجه دولت ها است. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل بومی برای ارتقاء سطح توسعه یافتگی استان سیستان و بلوچستان با رویکرد توسعه پایدار، انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و توسعه ای، و از نظر روش، توصیفی از نوع همبستگی و ترکیبی از مطالعات کتابخانه ای و میدانی می باشد. جامعه آماری این پژوهش در روش دلفی، خبرگان آگاه به موضوع بوده اند که از میان آنها تعداد ۸۰ خبره با روش نمونه برداری گلوله برفی انتخاب شده است. برای آزمون مدل ارائه شده نیز، جامعه آماری پژوهش شامل کلیه شاغلان دارای تحصیلات عالی در استان سیستان و بلوچستان بوده اند که با استفاده از روش نمونه برداری قضاوتی، تعداد ۳۸۲ نفر به عنوان نمونه انتخاب شده و داده های مورد نیاز به وسیله پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری گردیده است. روایی سازه، به وسیله تحلیل عاملی تأییدی ارزیابی گردیده است. پایایی ابزار تحقیق با روش آلفای کرونباخ برابر ۰٫۹۶۸ به دست آمده است که نشان دهنده قابلیت اعتماد قابل قبول پرسش نامه می باشد. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری مناسب و با کمک نرم افزارهای SPSS و آموس منجر به ارائه مدل و نشان دهنده برازش مطلوب مدل ارائه شده می باشد. همچنین، مشخص شده است که متغیرهای اجتماعی، اقتصادی، و زیست محیطی، با توسعه پایدار در استان همبستگی معنادار دارند.
سبک شناسی انتقادی رویکرد جدیدی است که ریشه در زیبایی شناسی انتقادی دارد و به تأثیر از دیدگاه های مکتب فرانکفورت پدید آمده است. بررسی متغیرهای سبکی یک متن از منظر انتقادی به کشف ایدئولوژی متن و چگونگی رابطه متن با مرکز سلطه منتهی می شود. در اشعار شاملو از منظر سبک شناسی انتقادی لایه کاربردشناختی و لایه بلاغی و واژگانی قابل بررسی هستند. ذیل لایه کاربردشناسی به بررسی دو متغیر سبکی تکثیر معنا و نوع نگاه هنجارشکن شاملو به اسطوره ها پرداخته شده و تحلیل این شاخصه ها به یاری نظریه زیبایی شناسی انتقادی صورت پذیرفته است. ذیل لایه بلاغی و واژگانی دو متغیر سبکی باستان گرایی و تکرار مورد واکاوی قرار گرفته که از منظر زیبایی شناسی انتقادی این شاخصه ها در خدمت هنجارگریزی زمانی و تقبیح الگوی قدرت در دوران مدرن و نفی سلطه و سرکوب قرار می گیرند. در این بررسی ها، اشعار شاملو در موضعی نفی گرا نسبت به مرکز سلطه قرار دارند. او به یاری شاخصه های سبکی، تک ساحتی شدن انسان مدرن و الگوی قدرت در جوامع معاصر را نقد می کند.
افزایش جمعیت و تمایل مردم به سکونت در شهرها، منجر به ظهور گونه های متنوعی از شهرنشینی در سال های اخیر شده است. ساکنان شهرها، امروزه نه به دلیل تناسبات فرهنگی و اجتماعی، بلکه با هدف استفاده از تسهیلات و خدمات شهری دور یکدیگر جمع شده اند. همین دلیل سبب قرارگیری گروه های مختلف فرهنگی و اجتماعی در کنار همدیگر، صرفاً به جهت برخورداری از خدمات و فارغ از تناسبات فرهنگی گردیده و فرهنگ شهروندان را تحت الشعاع قرار داده است. به منظور توقف این روند، یکی از اهداف اصلی برنامه ریزی شهری و برنامه ریزی فرهنگی، تمرکز بر ارتقای فرهنگی شهر ها و دستیابی به پایداری فرهنگی، تنوع فرهنگی و هویت و شخصیت فرهنگی شناخته می شود. هدف این مقاله، ارائه و اولویت بندی شاخص های برنامه ریزی فرهنگی در شهر های ایران در راستای رسیدن به پایداری با تأکید بر بعد فرهنگی در ساختار مفهوم پایداری است. این مقاله که در گروه مقالات توصیفی تحلیلی است، با استفاده از روش مطالعه اسنادی و تحلیل محتوا، شاخص های برنامه ریزی فرهنگی را استخراج و اولویت بندی کرده است. در گام بعدی پس از استخراج شاخص ها و به منظور اولویت بندی آنها، وزن دهی به شاخص ها به روش «وزن دهی نوسانی» توسط گروه متخصصان صورت گرفته است. نتایج حاصله نشان می دهد که شاخص های «درصد هزینه های اقلام فرهنگی در مجموع هزینه های خانوار»، «درصد درآمد های خانوار از مشاغل فرهنگی»، «میزان استفاده از سمبل ها و نماد ها در شهر» و « تعداد شخصیت های فرهیخته و شناخته شده در شهر» از مهم ترین شاخص های تحقق برنامه ریزی فرهنگی در شهر های ایران به شمار می روند که همین امر خود نشانگر آن است که تا چه میزان، طراحی شهری بر برنامه ریزی فرهنگی شهر ها مؤثر است و پرداختن به امر برنامه ریزی فرهنگی، صرفاً امری برنامه ریزانه نبوده و حوزه طراحی شهری را نیز در بر می گیرد.
هدف تحقیق شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر گسترش فرهنگ پژوهش در دانش آموزان ابتدایی از دیدگاه مدیران و معلمان است. پژوهش از نظر هدف کاربردی از نوع توصیفی-پیمایشی است. جامعه مدیران و معلمان مدارس ابتدایی شهرستان سرخس هستند. با مطالعه مبانی نظری 22 مولفه استخراج شد و جهت سنجش روایی صوری و محتوا در اختیار خبرگان قرار گرفت؛ پس ازاطمینان از روایی اولیه 22 مولفه موجود در قالب پرسشنامه ای مبتنی بر طیف لیکرت به منظور سنجش روایی سازه (تحلیل عاملی تاییدی) و پایایی(آلفای کرونباخ) مورد بررسی قرار گرفت، روایی سازه تاییدو مقدارآلفای کرونباخ 0.864 می باشد که بیانگر پایایی مطلوب است. سپس درخت سلسله مراتبی تصمیم گیری برای مساله تحقیق تهیه و22 مولفه تایید شده درقالب 4 مولفه اصلی با استفاده از پرسشنامه مقایسات زوجی در اختیار نمونه ای در دسترس از معلمان و مدیران به حجم 60 نفر قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار expertchoice وSPSS با تکنیک تحلیل سلسله مراتبی تحلیل و عوامل اصلی و مولفه ها وزن دهی و رتبه بندی شد. بعد از آزمایش نسبت سازگاری، نظرات ادغام شده و یافته ها نشان داد از دیدگاه مدیران و معلمان عامل معلم به ترتیب با ضریب اهمیت 444/0 و 299/0 دارای بیشترین اهمیت بوده همچنین از دیدگاه مدیران عامل سیاستگذاری (145/0) از دیدگاه معلمان عامل ساختار (209/0) از کمترین ضریب اهمیت برخورداربود. با توجه به اینکه عامل معلم از دیدگاه معلمان و مدیران بیشترین اهمیت را در فرهنگ پژوهش داراست لذا فرصتهایی برای اشنایی بیشتر معلمان با پژوهشگری در دوره های ضمن خدمت در نظر گرفت.
به جهت شیوع جراحی زیبایی به معنای عملیات و اقدامی که صرفاً به منظور ارتقای زیبایی شکل اعضای دارای ساختار طبیعی بدن فرد انجام می شود، این عمل می تواند با انحلال عقد نکاح مرتبط گردد. گاهی عمل زیبایی قبل از نکاح بوده است و زوجه پس از نکاح متوجه عمل جراحی همسرش می گردد. در مواردی نیز به جهت انجام عمل جراحی زیبایی، زوجه نمی تواند وضع جدید ظاهری زوج را پس از انجام عمل تحمل کند یا اینکه عدم انجام عمل جراحی زیبایی را به عنوان شرط ضمن عقد نکاح قید می نماید. این مقاله با روش کتابخانه ای در صدد پاسخ به این پرسش اساسی است که در این فروض، آیا به جهت کراهت ناشی از وضع ظاهری زوج، راهی برای انحلال نکاح به درخواست زوجه وجود دارد؟ و اینکه آیا می توان به جهت تخلف از شرط وصف یا فعل (ترک فعل) ضمن عقد، حق فسخ نکاح را برای زوجه قائل شد؟ نگارنده با استفاده از ظرفیت فقهی حقوقی قاعده شروط و مستند به نظریه جدایی یک جانبه (خلع افتدایی)، به چینش استدلال خود برای اختیار جدایی زوجه در موارد فوق پرداخته است، به طوری که نه تنها مخالف با قانون نباشد، بلکه با ماده ۱۱۴۶ ق.م و ۱۱۲۸ ق.م قابل انطباق گردد.
کودکان خیابانی در شهر کرمانشاه مانند کودکان بسیاری از مراکز استان های کشور به کار و زندگی می پردازند. برای ایجاد هر تغییری در وضعیت این کودکان نخست باید به ارزیابی این وضعیت و عوامل مرتبط با خیابانی شدن آن ها پرداخت. در این پژوهش کمی و کیفی، ویژگی های جمعیت شناختی و کار کودکان خیابانی بررسی شده است. این پژوهش بخشی از مطالعه ارزیابی سریع در شش شهر کشور است که در سال 1395-1396 در دو فاز کیفی و کمی در شهر کرمانشاه انجام شد. در بخش کیفی با نمونه گیری هدفمند، 19 مصاحبه فردی با مطلعان کلیدی و 9 بحث گروهی با استفاده از پرسشنامه های نیمه ساختاریافته با کودکان خیابانی صورت گرفت. سپس در بخش کمی، پس از شناسایی 54 پاتوق خیابانی کار کودکان با استفاده از نمونه گیری زمان-مکان و پرسشنامه، اطلاعات 64 کودک خیابانی در پاتوق های کار کودکان در خیابان جمع آوری شد. به منظور تحلیل داده ها در بخش کیفی از تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. نتایج نشان می دهد کودکان خیابانی شهر کرمانشاه عمدتاً پسر (2/92 درصد) و از نظر ترکیب ملیتی-قومی همگی ایرانی هستند که به سه قوم لک، کولی و کرد تعلق دارند. اغلب کودکان خیابانی (3/81 درصد) نزد خانواده و بستگان زندگی می کنند. حدود نیمی از این والدین طلاق گرفته اند (6/26 درصد) یا یکی از آن ها فوت شده است (28 درصد). پدران بیشتر این کودکان بی سواد (3/20 درصد) یا کم سواد (7/79 درصد) هستند و حدود 78 درصد آن ها بیکارند. اعتیاد از مشکلات شایع میان خانواده های این کودکان است و حدود 70 درصد پدران، مصرف کننده فعلی یا قبلی مواد بوده اند. همچنین حدود 60 درصد کودکان تحصیل نمی کنند و بیشتر به مشاغل خرد مانند دست فروشی (86 درصد) می پردازند، اما حدود 36 درصد آنان به جمع آوری ضایعات مشغول اند. مهم ترین دلیل کارکردن کودکان، کمک به معیشت خانواده (70 درصد)، اجبار خانواده (68 درصد) و بی سرپرستی (14 درصد) است. این کودکان در معرض مشکلات متعددی در خیابان قرار دارند که شایع ترین آن تحمل سرما و گرمای شدید، گرسنگی و توهین و کتک خوردن از مأموران و مردم است. کودکان خیابانی کرمانشاه به خانواده هایی با شرایط بسیار نامطلوب اجتماعی-اقتصادی تعلق دارند. توجه به نیازهای اولیه و ضروری این خانواده ها و کاهش و کنترل وضعیت اعتیاد و بیکاری سرپرستان خانواده، برای کاهش کار کودکان در خیابان ضروری به نظر می رسد. به علاوه وجود مراکزی که کودکان در طول روز برای استفاده از غذای گرم و محافظت از سرما به آن مراجعه کنند، همچنین ممانعت از برخوردهای نامطلوب مأموران جمع آوری با کودکان از موارد لازم برای بهبود شرایط کودکان خیابانی است.
لاکلا و موفه با بازخوانی نظریه های متفکرانی مانند زبان شناسی سوسور، ساختارگرایی التوسر و پساساختارگرایی دریدا و...، نظریه گفتمان خود را در سال 1985 میلادی در کتاب هژمونی و استراتژی سوسیالیستی بسط دادند. نظریه گفتمان در دهه های اخیر برای فهم پدیده های اجتماعی و چگونگی تحول آن ها در حوزه های مختلف علوم انسانی کاربرد وسیعی یافته است. شعوبیه یکی از مهم ترین جنبش های تاریخ ایران واکنشی در برابر سیادت حاکمیت غیرایرانی بر ایرانیان بود که دارای سوگیری های فرهنگی سیاسی و اجتماعی است. این مقاله گفتمان شعوبی را در اشعار ناصرخسرو بر مبنای تحلیل گفتمانی «لاکلا و موفه» بررسی می کند. بنابراین چگونگی و چرایی مبارزات ایرانیان در بستر خیزش شعوبی به ویژه در روزگار ناصرخسرو روشن می شود. گفتمان شعوبی در آراء ناصرخسرو با دال های فردیت، اختیار، خردگرایی، روش تأویل و قداست زدایی پیرامون اصالت انسان مفصل بندی می شود. در این دیدگاه، حاکمیت سیاسی سلاطین سلجوقی و نظام عقیدتی خلفای عباسی را به عنوان غیرهای گفتمانی، حاشیه رانی می کند و برای حل بحران های هویتی در تلاش است که پیشینه تاریخی ایرانی را برجسته سازی کند. نظریه رهایی، حاکمیت ایرانی و پیروی از مذهب اسماعیلی را به عنوان اسطوره معرفی می کند. سوژه فردی آزاده و داناست که گفتمان شعوبی را پیش می برد.
Many local and foreign theorists and authorities have tried to present a theoretical elaboration of the nature of Imam Khomeini’s leadership and its profound impact. Therefore, the basic question of this research foresees this fact ‘What kind of interactions has existed between Imam Khomeini’s personality and leadership method and the observation of human dignity?’ Was this method of leadership and its immense influence on the basis of the rejected model of charismatic leadership and can it be interpreted on this basis? The findings of this research, based on the analytical-documental method indicate the complete interaction of Imam Khomeini’s character and leadership method, with the theme of human dignity and specifies that the Imam-as the highest symbol of human dignity and particularly a perfect human being and in the position of an educated, pure and dynamic religious authority in the lap of the high Islamic and Shiite teachings during his life and periods of leadership-had a special and inexpressible attention to the subject of human dignities and basically one of the reasons for the immense influence of his leadership are attributed precisely to this fact. Attempts have also been made concerning the incompatible aspects of the charismatic leadership with human dignities and demonstrating the lack of conjunction of this model with the Imam’s leadership style, as another document to be presented in support of quest for dignity and dignity-centered attitudes of his character and leadership. Indeed, the Imam was the symbol of dignity and the perfect divine human being and for this reason, he left his profound impact on the peoples’ opinion and the majority of Muslims, the impact that has not become routine and afflicted with any defect.
امروزه حفاظت از محیط زیست به یک دغدغه اصلی در جامعه بین المللی مبدل شده است.یکی از بزرگ ترین مشخصه های حقوق بین الملل محیط زیست، حضور بازیگران غیردولتی و نقش آفرینی آن ها در شکل گیری، اجرا و نظارت بر مقررات زیست محیطی است. شناسایی شخصیت حقوقی این بازیگران در عرصه بین المللی در کنار دیگر تابعان حقوق بین الملل به عنوان نقطه عطفی در جهت افزایش مشارکت قضایی و غیرقضایی آن ها در تصمیم گیری ها و ایفای نقش تعیین کننده در زمینه حفاظت از محیط زیست محسوب می شود. مقاله حاضر، مشارکت بازیگران غیردولتی در مسائل زیست محیطی و حق دسترسی آن ها به عدالت زیست محیطی در حقوق اتحادیه اروپا در پرتو کنوانسیون بین المللی آرهوس و آرای قضایی دیوان دادگستری اتحادیه اروپا را تبیین می کند. نتایج تحقیق نشان می دهد که برای رسیدن به این اهداف، اتحادیه اروپا به بازنگری در برخی مقررات و دستورالعمل های خود از طریق اقدام هماهنگ نهادهای مسئول و نیز اصلاح قوانین داخلی توسط دولت های عضو نیاز دارد.
یُسلط هذا البحث الضوء على أداتین جازمتین مبیناً دلالاتهما فی القرآن الکریم وهما (لم ولمّا) الجازمتان، وذلک من خلال قراءه متأنیه فی القرآن الکریم، ویرکز على الجوانب المتعلقه بمعانیهما وأقسامهما، وقد تم فیه عرض آراء العلماء فی مسأله وجوب عملهما، وما هی مواقع إعراب الجمل المنفیه بلم، ثم إحصاء مواقع لم ولما فی القرآن الکریم.
وما أتوخاه من هذا البحث أن یتعرف القارئ على دلاله هاتین الأداتین الجازمتین فی القرآن الکریم وتنوعاتهما.
ولقد تنبعنا جل المسائل المتعلقه بهاتین الأداتین فی القرآن الکریم ووصفنا الطریقه التی تعاطى بها النحاه والمفسرون، وتوصلنا إلى نتیجه مفادها أن آراء النحاه والمفسرین کانت متفقه حیناً، ومتباینه فی بعض المواضع.