نظریه تاریخ مندی قرآن، ادعایی است که از سوی برخی مسلمانان نوگرا به تبعیت از مستشرقین، تکرار شده است. آنها هر اصلی که در تعارض با ایده تاریخیت باشد منکر و هر امری را که در توجیه اصل تاریخیت کارآمد باشد با بازخوانی آن، به نفع مدعای خود تفسیر می کنند. توجیه ملازمه بین سبک گفتاری قرآن با نظریه تاریخیّت و عصری بودن برخی احکام آن در راستای ادعای حیث گفتمانی وحی و رابطه دیالکتیک متن با واقع از سوی نصر حامد ابوزید یکی از این موارد است. بررسی این دیدگاه از جهت تقابل با جاودانگی اسلام و احکام ثابت آن حائز اهمیت است. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و به هدف نقد و بررسی ادعای فوق نگاشته شده است تا معلوم گردد ادعای ارتباط بین گفتاری بودن و تاریخیت، با اشکالات متعدد عقلی و نقلی، مواجه است و موارد فراوانی مانند برخورداری قرآن از بطون و ژرفایی نامتناهی، و سازوکارهای بهره برداری ازآن تا قیامت در نقض ادعای فوق وجود دارد.
تحقیقات اولیه درباره مسیر شغلی و پیشرفت شغلی نوعا در ارتباط با بررسی ویژگیهای جمعیت شناختی و عوامل شخصی و موفقیت شغلی بوده است. به عنوان مثال، عوامل جمعیت شناختی مانند سن، وضعیت تاهل و عوامل شخصی مانند تحصیلات و تجربه به عنوان تعیین کننده های قوی موفقیت شغلی شناخته شده بودند شواهد تجربی اخیر نیز از این ایده که ویژگیهای اجتماعی-جمعیت شناختی(سن و جنسیت) به عنوان پیش گویی کننده های اساسی یا قوی موفقیت شغلی هستند، حمایت می کند. در این راستا موضوع هوش عاطفی نیز به عنوان عوامل دیگر در این زمینه شناسایی شده است. برای این منظور از پرسشنامه استفاده گردید و روایی و پایائی مقیاس ها احراز شد. یک نمونه 100 نفری از بین کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی تبریز را انتخاب کرده و میزان موفقیت شغلی عینی و ذهنی آنان را مورد بررسی قرار داده شد که نتایج بدست آمده عبارتند از: 1- بین هوش عاطفی و موفقیت شغلی ذهنی رابطه معنی دار و مستقیم وجود ندارد. 2- بین هوش عاطفی و موفقیت شغلی عینی رابطه معنی دار و مستقیم وجود دارد. 3- بین سن و موفقیت شغلی عینی رابطه معنی دار وجود ندارد. 4- بین سن و موفقیت شغلی ذهنی رابطه معنی داری وجود ندارد. 5- اختلاف نمره های موفقیت شغلی عینی براساس جنسیت معنی داراست.6- اختلاف نمره های موفقیت شغلی ذهنی براساس جنسیت معنی دار نیست .
ابن سینا در نمط پنجم کتاب اشارات خود طی یک فصل و ضمن یک استدلال، از امکان حوادث بحث به میان می آورد. خوانش شارحین اشارات از این استدلال آن بوده است که ابن سینا در این فصل صرفاً در صدد اثبات آن است که هر حادثی ممکن است و به سبب همین امکان هم مسبوق به ماده است. این خوانش کامل نیست و نمی تواند چرایی این بحث را در نمط پنجم اشارات توجیه کند. خوانش دیگری می گوید ابن سینا می خواهد با این استدلال قدیم بودن عالم را اثبات کند. با آنکه این خوانش به خوانش مختار نزدیک تر است اما باز هم دقیق نیست. بر اساس خوانش مختار، بر مبنای خط سیر کلی مباحث نمط پنجم اشارات نشان داده خواهد شد که بیان این قاعده به تنهایی نمی تواند هدف اصلی و نهایی ابن سینا از این فصل باشد بلکه وی در اینجا در پی آن است تا بر اساس اثبات مسبوقیت حادث به ماده، معقول بودن یک حدوث نخستین را زیر سوال ببرد. اگر هر حادثی مسبوق به ماده است، آنگاه تصور یک حادث نخستین مثل حادث بودن فعل بی واسطه الهی و یا اصل عالم مادی، تصوری پارادوکسیکال است.
پژوهش حاضر به منظور سنجش وضعیت نیروی انسانی، بودجه، امکانات رایانه ای، زیرساخت های مخابراتی، منابع اطلاعاتی و بررسی دیدگاه زائرین در رابطه با دیجیتالی شدن کتابخانه تخصصی و مرکز پژوهشی شاه چراغ(ع) انجام شده است. در این پژوهش که از نوع توصیفی است و به روش پیمایشی انجام گرفته، از دو پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. پرسشنامه «الف» در دو بخش تهیه شد؛ بخش اول حاوی 11 پرسش جهت بررسی مهارت های نیروی انسانی کتابخانه شاه چراغ(ع) و بخش دوم حاوی 23 پرسش جهت بررسی امکانات و زیرساخت های موجود در کتابخانه و پرسشنامه «ب» حاوی 16 پرسش جهت بررسی دیدگاه زائرین حرم مطهر شاه چراغ(ع) در خصوص دیجیتالی شدن کتابخانه تنظیم شده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که کتابخانه شاه چراغ(ع) به لحاظ ویژگی های مورد نیاز از نظر نیروی انسانی در وضعیت مطلوبی قرار دارد و میزان آشنایی کتابداران کتابخانه با مهارت های کتابدار دیجیتالی در حد متوسط و بالاتر است. اما در بودجه بندی کتابخانه بخشی جهت ایجاد کتابخانه دیجیتالی در نظر گرفته نشده است. این کتابخانه به لحاظ امکانات رایانه ای سخت افزاری، نرم افزاری و مخابراتی نیز در وضعیت بسیار مناسبی قرار دارد وتمام قابلیت های کتابخانه دیجیتالی از دیدگاه زائرین حرم مطهر شاه چراغ(ع) اهمیت بالایی دارند. در نهایت در صورت فراهم شدن بودجه مورد نیاز، این کتابخانه شرایط و زیرساخت های لازم برای دیجیتالی کردن منابع را دارد.
یکی از راه های احراز اعتبار حدیث و حُکم به صدور آن از معصوم، اعتماد به راویان است. برای اعتمادکردن به راوی، زمینه های مختلفی وجود دارد؛ یکی از آنها، توثیق بزرگان حدیثی است. هنگامی که محدّث بزرگی مانند شیخ صدوق یا شیخ طوسی، راویی را مورد اعتماد بداند، امکان اعتماد به وی از سوی دیگران هم وجود دارد. یکی دیگر از راه های اعتماد به روایت گران حدیث، بررسی رفتار نویسندگان منابع متقدّم است. هنگامی که نویسندگان بزرگ حدیثی از یک راوی، روایات بسیاری نقل کنند، نشان دهنده اعتماد به اوست. هرچند ثقات، گاهی از ضعفا، نقل روایت می کردند؛ ولی هیچگاه از ضعفا، نقل بسیار نکرده و آنها را به عنوان شیخ خویش قرار نمی دادند. نقل بسیار از ضعفا موجب جرح ثقه می شد. صاحب معالم از همین راه، وثاقت گروهی از راویان همچون محمّد بن سنان را احراز کرده است