میرزالطفعلى مجتهد تبریزى معروف به امام جمعه، از علماى برجسته تبریز در دوره قاجاریه است و آثار علمى و خدمات فرهنگى و اجتماعى فراوانى از خود به جا گذاشته است. مهم ترین اثر علمى او «تفسیر القرآن الکریم» است که به صورت نسخه خطى (تک نسخه با خط مؤلف) در کتابخانه مجلس شوراى اسلامى موجود مى باشد.
این مقاله به روش تحلیلى توصیفى ابتدا گزارش کوتاهى از شرح حال علمى و اجتماعى مجتهد تبریزى ارائه کرده، سپس روش تفسیرى مفسر در زمینه هاى گوناگون را مورد توجه قرار داده و سعى شده است تا زوایایى از شیوه تفسیرى او با استناد به شواهدى از متن تفسیر، به صورت مستند تبیین گردد.
استفاده بهینه امام جمعه تبریزى از انواع منابع تفسیر اعم از قرآن، روایات، منابع لغوى و ادبى موجب شده است که تفسیر ایشان در مجموعه تفاسیر جامع قرار بگیرد و بدین ترتیب، مى توان روش تفسیرى ایشان را روش تفسیر جامع دانست.
ویشنوپورانه، یکی از هجده پورانه اصلی و از جمله متون اصلی فرقه ویشنوّه آیین هندو است. در این متن، با تلفیق اسطوره های کهن هندویی و دستاورد مکاتب مهم فلسفی هند، همچون ودانته و سَنکهیه، ساختار منسجمی از خداباوری هندویی به تصویر کشیده شده و خدایان متکثر ادوار مختلف در الهیاتی وحدت وجودی هضم شده اند. ازاین رو، متن مناسبی برای آشنایی با صورت تکامل یافته باور به خدا در آیین هندو می باشد. این نوشتار، با رویکرد اسنادی تحلیلی، دیدگاه این متن در مورد مهم ترین مسائل خداشناسی را استخراج و با ارائه تبیین منطقی از ربط و نسبت، سعی نموده تا خدایان متکثر و موجودات الوهی در نظام منسجمی جای داده شوند. بر اساس مهم ترین یافته این تحقیق، نظام خداشناسی ویشنوپورانه، ساختاری متشکل از ذات بسیط و غیرشخصی خدای متعال و مراتب تشخص یافته آن ذات است. ذات غیرشخصی خداوند، با تشخص در صورت های گوناگون، مراتب مختلفی از موجودات اعم از خدایان سه گانه و اصلی، خدایان فرعی، موجودات الوهی و پدیده های طبیعی را پدیدار می سازد؛ پدیده هایی که جملگی حصه ای از انرژی ویشنو هستند و نباید آنها را وجود حقیقی و مستقلی تلقی کرد.
پژوهش حاضر به بررسی گفتار زنان فارسی زبان کرمانشاهی، بر اساس رویکرد تسلط لیکاف ( 1975 ) پرداخته است. هدف از این پژوهش بررسی، توصیف و دسته بندی ویژگی های خاص گفتار زنان مورد مطالعه و نیز بررسی تأثیر متغیر سن بر بسامد استفاده از ویژگی های زبانی مذکور است. داده های پژوهش حاضر به روش میدانی با استفاده از پرسش نامه و مصاحبه از میان 90 زن فارسی زبان کرمانشاهی در سه رده سنی مختلف، متعلق به طبقه متوسط شهری و دارای سطح تحصیلات دیپلم و پایین تر گردآوری شد. نگارندگان در روند پژوهش به چند ویژگی زبانی جدید افزون بر ویژگی های زبانی رویکرد لیکاف دست یافتند که عبارت ا ند از: «گفتار و لحن کودکانه»، «کشش اصوات»، «زبان نمایشی»، «زبان دوری گزین» و «جاندارانگاری». یافته های پژوهش به شیوه کمّی با استفاده از آزمون مربع خی و نیز شیوۀ کیفی با گریزی بر دانش روان شناسی (نظریه سازوکار دفاعی فروید) تحلیل و تبیین شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که متغیر سن تفاوت معناداری در بسامد استفاده از این ویژگی ها ایجاد کرده است. به غیر از دو ویژگی «آهنگ خیزان در جملات خبری» و «سؤالات ضمیمه»، تمامی ویژگی های رویکرد لیکاف و ویژگی های کشف شده از سوی نگارندگان با بسامدهای مختلف در گفتار زنان مورد مطالعه موجود ند و قابلیت تعمیم به جامعه بزرگ تر و مشابه با جامعه مورد مطالعه در این پژوهش را دارند.
هدف پژوهش حاضر، با تکیه بر فرض تکلیف دولت در مشارکت پذیری شهروندان، تحلیل نقش دولت در تقویت فرهنگ مشارکت عمومی است. به باور نگارندگان، خواست و ارادة واقعی دولت در مسیر جلب مشارکت مردم نقشی تعیین کننده و انکارناپذیر دارد. از این رو، مقاومت و بی تمایلی دولت ها نسبت به حضور و مشارکت مردم در اعمال قدرت، آسیبی جدی به حوزة عمومی وارد خواهد کرد. به باور این پژوهش، مشارکت مردم از عوامل اساسی دموکراتیک قلمدادشدن نظام سیاسی است که جز از طریق توسعه و تقویت فرهنگ مشارکت محقق نمی شود. از این رو، دغدغة پژوهش حاضر، ایجاد بسترهای فرهنگی و تأکید بر گام هایی ضروری از جمله آموزش شهروندان، جامعه پذیرسازی، جهت بخشی به مشارکت، ظرفیت سازی، ساماندهی گروه های مؤثر در قدرت، آزادسازی رسانه ها و انحصارزدایی است که دولت باید بدان ملتزم باشد.
همزمانی قیمت، معیاری نسبی از اطلاعات خاص شرکت در مقایسه با اطلاعات بازار و صنعت بوده که در قیمت سهام منعکس گشته؛ لذا با شفافیت رابطه معکوس دارد. خوش بینی، یکی از انواع سوءگیری های رفتاری مدیران بوده که آنها را از ارزیابی درست شرکت باز می دارد. شفافیت اطلاعات تحت تاثیر این ویژگی رفتاری بوده و خوش بینی منجر به کاهش کیفیت و محتوای اطلاعاتی افشاها می گردد، که به تبع آن همزمانی قیمت افزایش می یابد. <br /> پژوهش حاضر به بررسی تاثیر خوش بینی مدیریت بر همزمانی قیمت با استفاده از داده های 112 شرکت طی سال های 1389 تا 1395 پرداخته است. برای سنجش همزمانی از مدل بیوتروسکی و روستون(2005) و برای خوش بینی از 3 شاخص باقی مانده مدل رشد، دقت پیش بینی سود فصلی و مازاد مخارج سرمایه ای استفاده شد. یافته ها نشان داد که مطابق با مباحث تئوریکی، خوش بینی(مازاد مخارج سرمایه ای) اثر مثبت و معناداری بر همزمانی داشته است. درخصوص دو پروکسی دیگر خوش بینی، اثر معناداری مشاهده نشد.
ادبیات داستانی فارسی، گنجینه ای غنی از روایت های مختلف فکر و خیال نویسندگان خوش ذوق ایرانی است که در تعامل با هنر پر نفوذ سینما، قابلیت های تعامل فراوانی دارد و رمان تاریخی ده نفرقزلباش نوشته ی حسین مسرور، یکی از این آثار است که در بستر ادبیات عامیانه با جزئیات فراوان نوشته شده و با بهره مندی از وجوه تصویری و تعدد برخی عناصر نمایشی، ظرفیت های اقتباسی مطلوبی دارد. بر این اساس در مقاله ی پیش رو تلاش شده به روش توصیفی- تحلیلی نشان داده شود چگونه زمینه ی داستانی اثر و فراز و فرودهای پرکشش آن در کنار انبوهی از خرده روایت ها با انواع بحران ها و نقاط اوج داستانی، به بستری تبدیل شده که سایر عناصر نمایشی مانند کشمکش های پر هیجان فراوان، توصیفات متنوع و دقیق تصویری و شخصیت های نمایشی باورپذیر، با بیانی حماسی و کنش محور در آن شکل گرفته و در تعامل با درونمایه های پرمخاطب، این اثر را به گزینه ای مطلوب برای اقتباس سینمایی تبدیل کرده است.
حدیث بسندگی جریانی فکری است که بین گروهی از مسلمانان شکل گرفت و کم وبیش در عصر حاضر نیز رگه هایی از آن به چشم می خورد. حدیث بسندگان، قرآن را برای همگان قابل فهم ندانسته به همین دلیل از مراجعه مستقیم به قرآن پرهیز نموده و در شناخت معارف دینی تنها به سنت و حدیث مراجعه می کنند. آن ها هرگونه بحث عقلی و تفکر و تأویل در این خصوص را رد می کنند و تنها آیاتی را در شناخت دین می پذیرند که حدیث یا روایتی درباره آن وجود داشته باشد. پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی تحلیلی نگاشته شده در پی شناخت و سیر شکل گیری این جریان در اهل سنت است. بررسی ها نشان می دهد جریان حدیث بسندگی در مقابل جریان قرآن بسندگی ایجاد شده است. حدیث بسندگی در بین مسلمانان، نخستین بار از برخی صحابه و تابعان گزارش شده است. این جریان فکری در اهل سنت پس از رحلت پیامبر در دوران صحابه تشکیل و تا دوران معاصر ادامه دارد. حدیث بسندگی در اهل سنت عمدتاً بین گروهی از عامه اهل الحدیث همچون حنبلیه، حشویه و سلفیه شکل گرفته است.
آیین نامه نویسی از صلاحیتهای تأثیرگذار و حساس حکمرانی است. مقامات حکومتی با بهرهمندی از این ابزار قاعدهگذاری، به صورت مستقیم و غیرمستقیم چارچوبهای رفتاری برای شهروندان تعریف میکنند. شورای نگهبان به مثابه یگانه مرجع پاسدار تقنینی قانون اساسی، با صلاحیتهای منحصربه فردی در قانون اساسی تثبیت شده که تفسیر قانون اساسی و نظارت بر انتخابات در شمار این کارویژههاست. ملاحظه سوابق تقنینی حاکی از آن است که این شورا در راستای ایفای وظایف اساسی خود، رأسا یا حسب تصویب قانونگذار عادی مبادرت به وضع آیین نامه های گوناگون کرده است. این نوشتار دلمشغول شناسایی مبنای موجهه صلاحیت آیین نامه نویسی شورای نگهبان، دامنه موضوعی و حکمی این صلاحیت و امکان نظارت بر آییننامه های مصوب این شورا است. یافته های تحقیق نشان می دهد که شورای نگهبان به اقتضای صلاحیتهای مقرر در قانون اساسی و اقتضائات اداری آنها صلاحیت آیین نامه نویسی دارد. قلمرو صلاحیت شورا در آیین نامه نویسی به لحاظ موضوعی محدود به صلاحیتهای مقرر در قانون اساسی و عمدتا موضوع اصول 4، 85 و 91 تا 99 است. حد و مرز این صلاحیت شورا به لحاظ حکمی، وفاداری به نصوص قانون اساسی، رعایت حریم صلاحیتی سایر نهادها و ارکان حقوق اساسی و نیز اکتفا به ضرورت در وضع قاعده است. به لحاظ نظارت پذیری نیز چنین حاصل شد که نظارت قضایی دیوان عدالت اداری بر مصوبات شورا نافی استقلال شورا نیست و لازمه تضمین قانونمداری و عمل به اصل 173 است.
وقف یکی از نخستین نهادهای مالی و مدنی با هدف رفع مشکلات جامعه اسلامی می باشد. تعمیر و آباد نمودن موقوفه و نیز حفظ مصالح وقف به گونه ای که امکان انتفاع از آن در طول زمان حفظ گردد از اهم وظائف شرعی متولی خوانده شده است. یکی از انواع وقفیات منفعتی متصرفی، املاک مسکونی عرصه اعیان وقف می باشند که سهم قابل توجهی در میان موقوفات متصرفی دارند. تحقیق حاضر با استفاده از روش موردپژوهی (مطالعه موردی) پس از گردآوری اطلاعات از طریق فنون بررسی اسناد، مصاحبه و گروه کانونی و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از رویه تحلیل مضمون به آسیب شناسی الگوی درآمدزایی این رقبات یعنی اجاره داری، پرداخته است. با توجه به چارچوب تحلیلی ذی نفعان که شامل واقف، موقوفه، مستأجر، متولی و حکومت می باشد، آسیب ها شناسایی و طبقه بندی شدند. شروط و محدودیت های کم اهمیت و غیر بهینه واقف در وقف نامه، هزینه های فزاینده و درآمد کاهنده موقوفه، بی توجهی به تعهدات قرارداد و شأنیت وقف توسط مستأجر، اجاره داری و نگهداری ناصحیح موقوفات توسط متولی و ریل گذاری و نظارت ناصحیح حکومت ازجمله مهم ترین آسیب ها شناسایی شدند. طراحی سامانه الکترونیکی اجاره داری باهدف ارتقاء شفافیت عملکرد سازمان اوقاف و امور خیریه، به روز رسانی نرخ اجارات، واگذاری اجاره داری به بخش خصوصی و تأسیس دادسرای ویژه وقف ازجمله راهکارهای رفع آسیب های فوق پیشنهاد شدند.