امروزه تعهد سازمانی و حرفه ای نقش مهمی در موفقیت سازمان ها ایفا می کند که می تواند به شکل های مختلف خود را نشان دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تضاد حرفه ای- سازمانی بین پرستاران و ب هیاران و تأثیر آن بر تمایل به ترک خدمت و رضایت شغلی انجام گرفته است. جامعة آماری پژوهش پرستاران و بهیاران دو بیمارستان دولتی است، که 169 نفر براساس روش طبقه ای نسبی انتخاب شدند. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی- همبستگی و مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است که روایی آن از طریق تحلیل عاملی تأییدی و همچنین روایی همگرا و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ و پایایی مرکب تأیید شد. نتایج نشان داد اثر تعه د حرفه ای بر تضاد ح رفه ای-سازمانی و ت مایل به ترک خدمت معکوس و معنادار، و اثر آن بر رض ایت شغلی مستقیم و معنا دار بود. اثر تعهد سازمانی بر تضاد ح رفه ای-سازمانی و تمایل به ترک خ دمت معکوس و معنا دار و اثر آن بر رض ایت شغلی مستقیم و معنا دار بود. همچنین، نتایج نشان داد؛ تضاد حرفه ای- س ازمانی به طور مستقیم و معنادار بر تمایل به ترک خدمت و به طور معکوس و معنا دار بر رضایت شغلی اثر می گذارد.
این پژوهش به دنبال شناسایی و فهم بسترهای تسهیل کنندة مصرف مواد مخدر درمیان دانشجویان مبتلا به اعتیاد در دانشگاه شهید باهنر کرمان است. در این زمینه، پانزده تن از دانشجویان وابسته و مبتلا به مصرف مواد تحت بررسی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش شناسی کیفیِ نظریة زمینه ای صورت گرفته است. پنج مقولة اصلی و یک مقولة هسته ازخلال کدگذاری داده ها استخراج شدند. اعتیاد از نمای نزدیک (اعتیاد در خانواده)، هم گشتی و معاشرت با افراد مصرف کننده، هم ذات پنداری و الگوپذیری از الگو های نقش، عادی سازی ذهنیت مصرف مواد، تداول مکانی و محله ای مصرف مواد و بستر مهیای زود آشنایی و مشاهده گری رفتارها و تعاملات مصرف محور، از مقوله های استخراجی اثرند. می توان با مداقة کلی در مقوله های پژوهش گفت که گرایش و ابتلا به اعتیاد درمیان دانشجویان تحت بررسی، تحت تأثیر بسترهای تسهیل کننده ای چون مشاهده، هم گشتی و تداول محله ای و مکانی مصرف، قبل از ورود آنها به دانشگاه بارگذاری شده و هم ذات پنداری، الگو پذیری و عادی شدن ذهنیت مصرف مواد در چنین بسترهایی در اعتیاد آنها نقش بسزایی داشته است.
پژوهش حاضر با هدف مطالعه و بررسی آسیب پذیری مکانی زیرساخت های شهر اردبیل از منظر پدافند غیرعامل با رویکردی کاربردی- توسعه ای و روشی توصیفی تحلیلی با استفاده از 18 شاخص تأثیر گذار در قالب 5 مؤلفه «شریان های حیاتی»، «مراکز مدیریت بحران»، «مراکز نظامی و انتظامی»، «تجهیزات شهری» و «مراکز پشتیبانی» با تهدید مبنایی هوایی و موشکی در سه اولویت انهدام راهبردی، روانی و پشتیبانی انجام پذیرفته است. اطلاعات گردآوری شده در نرم افزار SuperDecisio (تحلیل شبکه) وزن دهی، سپس در محیط GIS نقشه سازی شده است. نتایج به دست آمده از بررسی ها الگوهای پراکنش فضایی، پهنه بندی آسیب پذیری و مدل SWOT برای شهر اردبیل نشان می دهدکه توزیع فضایی زیرساخت های شهر اردبیل از نوع خوشه ای است که این الگوی استقرار با مجموع 17 درصد از کل مساحت کاربری های اراضی شهر جزء مناطق با آسیب پذیری بسیار بالا برخلاف اصول و مقررات دفاع غیرعامل بوده و آسیب پذیری بالایی را در برابر تهدیدات ایجاد می کند.
ادبیات داستانی جدید ایران محل ظهور اندیشه های نو و مترقی است؛ ازجمله، عرصه نقش آفرینی زنان، هم در جایگاه نویسنده و هم در مقام قهرمانان تأثیرگذار در خلق رخ دادهاست. در این ادبیات جدید، زنان دستمایه طرح معضلات در بسیاری از داستان ها می شوند. ازجمله این معضلات خشونت علیه زنان است. در این مقاله سعی شده است تا خشونت، انواع، ابزار و عوامل مختلف بروز آن در رمان های برگزیده دهه چهل با نام های سنگ صبور، شوهر آهوخانم، شازده احتجاب، و سووشون بررسی شود تا ازطریق آن، نگرش نویسندگان این آثار به حقوق زنان و مسائل موجود در جامعه نشان داده شود. با تحلیل محتوای آثار پیش گفته، بیشترین خشونت از نوع پنهان و آشکار در رمان شوهر آهوخانم دیده می شود و رمان های سنگ صبور و شازده احتجاب و سووشون به ترتیب در جایگاه های بعدی قرار دارند. عوامل متعددی در بروز این خشونت ها نقش دارند: فرهنگ، عرف و سنت ها، عقاید مذهبی، خانواده و نگرش مردسالارانه و نا آگاهی زنان از حقوق خود و... ازجمله این علل به شمار می روند. طرح موضوع خشونت علیه زنان در رمان ها نشان می دهد که نویسندگان این دوره در جایگاه روشنفکران و مصلحان جامعه نگرش فمینیستی دارند و با اعتراض به سنت های جنسیت زده حاکم و نقد سلطه پدرسالارانه و نمایش وضعیت نامطلوب اجتماعی و موقعیت فرودست زنان، سعی می کنند به دفاع از حقوق آنها بپردازند.
هدف پژوهش حاضر بررسی چالش های آسیب های تربیت دینی با رویکرد دین گریزی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه است. روش پژوهش توصیفی از نوع تحلیل عامل اکتشافی بود. نمونه آماری پژوهش تعداد320 نفر از دانش آموزان دوره دوم متوسطه استان کهگیلویه و بویر احمد هستند که به صورت خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. نتایج حاصل از تحلیل عاملی ، پس از چرخش عامل های استخراج شده به شیوه واریماکس، نشان داد که شش عامل ویژگی های شخصی و عاطفی، ویژگی های فرهنگی، فقدان برنامه ریزی، خانواده و دوستان، بی توجهی به پدیده دین گریزی و ویژگی های اقتصادی، در مجموع 05/91 درصد از واریانس متغیرها را تبیین می نماید. بر این اساس پیشنهاد می شود که مدیران و متصدیان تربیتی نسبت به تهیه و اجرای برنامه ای جامع در جهت توجه بیشتر به پدیده دین گریزی و هدایت دانش آموزان به سوی دین پذیری مشتاقانه، اهتمام بیشتری داشته باشند.
متون داستانی از معدود انواع ادبی است که بیش از انواع دیگر حاوی عناصر فرهنگی و بومی است و این امر جایگاه خاصی در پژوهش های ترجمه از منظر نظریه پردازی و راهکارهای ترجمه یافته است. از جمله متون ادبی، رمان بوف کور یکی از آثار ادبیات معاصر فارسی است که مؤلفه های فرهنگی بسیاری را در جای جای آن می توان دید که در امر ترجمه، مترجم را با چالش های فراوانی روبه رو می کند. این رمان برجسته در سال 1976 میلادی به قلم ابراهیم الدسوقی به زبان عربی ترجمه شد. «ایویر» از جمله نظریه پردازانی است که برای ترجمه عناصر فرهنگی، رویکرد خاص خود را ارائه کرده است که شامل وام گیری، تعریف، ترجمه تحت اللفظی، جایگزینی، واژه سازی، حذف و اضافه کردن می شود. در این پژوهش، قصد داریم با روش توصیفی تحلیلی، شیوه های ترجمه عناصر فرهنگی رمان بوف کور را به زبان عربی با تکیه بر رویکرد ایویر بررسی کنیم. با تحلیل شیوه ترجمه بوف کور مشخص می شود که مترجم در بیشتر موارد فرهنگی ترجیح داده است با شیوه جایگزینی به معادل یابی بپردازد که در برخی موارد با کاستی همراه بوده است و صرفاً زمانی توفیق یافته است که از روش تلفیقی، به ویژه در افزودن به پاورقی بهره جسته است.
حقیقت و ماهیت نفس، روح و بدن و رابطه آنها با یکدیگر از مسائلی است که تأثیر اساسی در آموزه انسان شناسی، معاد و سرنوشت اخروی انسان دارد. در این زمینه دو دیدگاه مطرح است: برخی متکلمان حقیقت انسان را جوهر مجرد متعلق به بدن می دانند؛ برخی متکلمان برآنند که نفس همین هیکل محسوس و مشهود است که روح در منافذ آن حلول کرده است. شیخ مفید از دیدگاه اول طرفداری کرده است و حقیقت انسان را جوهر بسیط و غیر مادی قائم به خود می داند و بدن را فقط وسیله کارکرد در ظاهر می داند، اما شاگرد وی سید مرتضی رویکرد دوم را پذیرفته است و اعتقاد به یگانگی نفس و بدن انسان زنده و مکلف را مجموع این شخص ظاهر و هیکل مشهودی می داند و روح یا به تعبیر وی هوایی لطیف در منافذ آن جاری است.