مقالة حاضر حول محور پرسشی شکل گرفته که از دیرباز برای علوم اجتماعی و بویژه جامعه شناسی مسأله زا بوده است، یعنی سوال در خصوص ماهیت انباشتگی دانش جامعه شناسی. آیا در انبوه مطالب نظری و تجربی تولید شده توسط جامعه شناسان در طول بیش از یک قرن فعالیت آکادمیک، می توان الگوهایی از تغییر را نشان داد که حاکی از پیشرفت باشد؟ در این راستا، مجموعه ای از دیدگاه های متفاوت و حتی متعارضِ جامعه شناسان مورد واکاوی تحلیلی قرار گرفته است. سپس، دو رویکرد اصلی در بررسی پیشرفت علمی یعنی، مبناگرایی در برابر برساخت گرایی مورد بحث و تجزیه تحلیل قرار گرفته و دلالت های هر یک از این دو رویکرد برای وارسی پیشرفت در جامعه شناسی تشریح گردیده است. در پایان، استدلال گردید که با توجه به ماهیت چندپارادایمی جامعه شناسی، درست نیست که متعلَقِ پیشرفت را کلِ جامعه شناسی قرار دهیم؛ بلکه مسألة ارزیابی پیشرفت در جامعه شناسی را بایستی معطوف به زیررشته ها و حوزه های خاص مطالعاتی در درون رشتة جامعه شناسی نماییم. بر همین اساس، استدلال های معطوف به ارزیابی پیشرفت علمی در جامعه شناسی بر پایة حوزة خاص «مطالعة انقلاب ها» استوار گردید؛ و بر اساس دو دیدگاه مبناگرایی و برساخت گرایی نشان داده شد که مطالعة جامعه شناختی در خصوص انقلاب ها منجر به پیشرفت منظم و انباشت دانش در این حوزة مضمونی شده است.
منطق فهم دین ، قواعد روشمندی است که رعایت آن قواعد ، ذهن مفسّر دینی ، از خطا در فهم مصون شود. ضرورت چنین منطقی بر اهل اندیشه پوشیده نیست. ابن سینا یکی از صاحب نظران در این خصوص است. مسئله این مطالعه « ابن سینا و منطق فهم دین» است. این مطالعه بنیادی ، تاریخی ، تحلیلی و مسئله محور است به روش کتابخانه ای از منابع معتبر است. یافته های این مطالعه ، عدم همخوانی دریافت های علمی فلسفی ابن سینا با متون دینی است که سبب شده تا او ناهماهنگی بین گزاره های عقلانی و گزاره های وحیانی را تشخیص دهد. پیامبر، انسانِ منحصر به فرد در حدس ، خیال و عقل بوده است و بخش زیادی از دریافت های او از حقایق ، با سطح فهم عمومی هماهنگ نبوده است. ارائه عریان یافته ها هم ، نه ممکن و نه مفید بوده است و از همین رو ، او آن را به زبان رمز ، تشبیه و تمثیل در اختیار مردم قرار داد تا با حداقلی از سعادت عقلانی و انسانی آشنا شوند. به نظر این سینا فهم حقیقت معنای متون تنها با وجودشناسی ممکن است. وجودشناسی ، مفسّر را قادر می سازد تا با مؤلف متن و مقصود مؤلف از متن آشنا شود و بتواند متن را رمزگشایی کند. او خود چنین کرده و همین سبب نقدهای جدّی به او شده است.
در برداشت نخست، جامعه چینی بسیار پیشرفته تر از جامعه هندی به نظر می رسد. چنین برداشتی ممکن است به کمک چندین شاخص اقتصادی در کنار سرعت بالای توسعه شهری چین نسبت به هند صحیح باشد. این نوشتار تلاش می کند با نگاهی ژرف اندیشانه صحت مسئله را کند و کاو نماید. هدف از این تحقیق، بیان دلایل کیفی و کمی است که موجب می شود پرجمعیت ترین کشور جهان با وجود بر خورداری از رشد شتابان اقتصادی و نظامی در مقایسه با جامعه هندی، جامعه ای به مراتب ناپایدارتر محسوب شود. به نظر می رسد در آینده ای نه چندان دور، با ادامه روند کنونی شاهد افول و حتی از هم گسستگی جامعه به ظاهر مقتدر چین و در مقابل، با ظهور قدرت جدیدی به نام هند روبرو خواهیم شد. بررسی و ریشه یابی دلایل می تواند مبنای مناسبی جهت برنامه ریزی های استراتژیک و کلان در طولانی مدت برای سایر کشورهای جهان به ویژه کشورمان ایران باشد. رویکرد توسعه گرایانه جامعه هندی با وجود سرعت پایین، همه جانبه و متوازن است. در چنین رویکردی این جامعه به دنبال ارتقای سطح کیفیت زندگی بطن جامعه از منظر فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی است؛ ضمن اینکه سایر ابعاد توسعه پایدار همچون توسعه سیاسی و محیط زیستی نیز نادیده گرفته نشده است. جامعه هندی به دنبال کاستن از قشر بسیار فقیر جامعه و تبدیل آن به قشری متوسط اما در مقیاس بالا ست. در مقابل، رویکرد توسعه چینی به دنبال توسعه شتابان و تبلیغاتی است؛ به گونه ای که بسیاری از واقعیات زندگی میلیون ها چینی در پس ویترینی از توسعه ظاهری و سطحی مخفی شده است. اتخاذ چنین رویکرد ناهمگونی در مسیر توسعه، در کنار ویژگی های جمعیتی، اجتماعی و سیاسی چین معاصر، زمینه های لازم برای افول ابر قدرت اقتصادی دنیای امروز را در آینده فراهم آورده است.
گرم شدن هوای کره ی زمین و تغییرات اب و هوایی از اصلی ترین معضلات امروزه همه بشر می باشد. ۷۰٪ شهرها در حال دست و پنجه نرم کردن و مواجهه با این معضل هستند و تقریباً همه ی آن ها در خطرند. کلان شهرها بیش از ۷۰٪ گاز کربن منوکسید جهان را تولید و ۳/۲ انرژی جهان را مصرف می کنند؛ بنابراین تمرکز روی راه حل هایی برای کنترل گرمایش جهانی به شدت وابسته رفتار آینده شهرهای بزرگ است. بیشتر شهرها معضل گرم شدن دمای هوا را احساس کرده اند. به عنوان واکنشی برای این معضل معماران تلاش کرده اند تا نمای سبز را با ساختمان های جدید و حتی سازه های قدیمی وفق دهند و از سیستم سبز عمودی برای بهتر شدن اوضاع هوای اطراف محیط ساختمان استفاده شود. در این مقاله به طور خلاصه به معرفی انواع دیوار سبز و فواید آن برای انسان و محیط پیرامون پرداخته شده است. روش تحقیق در این مقاله به صورت بررسی نمونه های موردی ساخته شده و مقایسه آن با سازه های معمولی و نظرسنجی از ساکنین این ساختمان ها بوده است. میزان گرمایش زمین و سرعت تغییرات اقلیمی بشر را وادار کرده است تا به دنبال راه هایی برای مقابله با آن باشد و با توجه به اینکه سطوح بتنی و معمولی نه تنها به صورت طولی و عرضی بلکه به صورت عمودی نیز توسعه یافته اند، فضای مناسبی برای ایجاد یک سبزی هرچند کوچک در جهت مقابله با تغییرات اقلیمی به وجود آورده است و تأثیرات بسزایی در معماری پایدار و زندگی ساکنین ساختمان دارد.
اکثر کشورهای برآمده از امپراتوری عثمانی، از جمله سوریه، با ضعف در روند دولت ملت سازی مواجه بوده و همین امر باعث شکنندگی آن ها در یک قرن گذشته شده است. در عین حال، موقعیت ژئوپلیتیک، سوریه را همواره مرکز توجه قدرت های بزرگ قرار داده است. متن حاضر با تمرکز بر ضعف دولت ملت سازی در سوریه، نشان می دهد ضعف دولت ملت سازی در سوریه چه تأثیری بر وقوع جنگ داخلی در این کشور داشته است. اگرچه از ابتدای استقلال سوریه، گروه های قومی و مذهبی مختلف در کنار یکدیگر می زیسته اند و احزاب و ایدئولوژی های مختلف فعال بوده اند، به دلایل مختلف نهادها و ساختارهای فرهنگی و سیاسی متزلزل باقی ماندند و همبستگی ملی نیز محقق نشد. نتیجه این شکنندگی ناشی از تعدد و تراکم طولانی مدت بحران را می توان به روشنی در وضعیت پنج سال گذشته دید؛ ضعف روند دولت ملت سازی در سوریه عامل اصلی بروز جنگ داخلی در این کشور بوده است و بسیاری از مشکلات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی از آن نشئت می گیرند. چالش های پیش روی سوریه در روند دولت ملت سازی، این کشور را به پرتگاه جنگ داخلی کشانده است. در ابتدای بحران اخیر (2011)، اصلاحات جدی و عمیق سیاسی و اقتصادی به صورت یک خواست عمومی درآمد، به ویژه آنکه اصلاحات مورد نظر بشار اسد که در سال 2000 به قدرت رسید، ظرف مدت کوتاهی به خاطر کارشکنی های حزب بعث و ارتش ناکام و متوقف شد. با این حال، برخورد قهرآمیز نیروهای نظامی و امنیتی با اعتراضات مردمی، در کنار دخالت تدریجی و فزاینده قدرت های خارجی سبب شد توانایی دولت سوریه در تأمین ثبات با تردید مواجه شود و مشکل قدیمی ضعف روند دولت ملت سازی اثر خود را به عنوان یکی از عوامل ریشه ای جنگ داخلی این کشور نشان دهد.
در پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین عضویت در شبکه های اجتماعی و رضایت زناشویی پرداخته شده است . هدف پژوهش ، تعیین رابطه بین عضویت در شبکه های اجتماعی و رضایت زناشویی در بین زنان و مردان متاهل شهرستان بافق می باشد . روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است . جامعه آماری شامل کلیه افراد عضو و غیرعضو در شبکه های اجتماعی است که با توجه به گستردگی جامعه آماری ، با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تک مرحله ای ، از هر محله شهرستان ، 20 نفر به طور تصادفی انتخاب که در مجموع 100 نفر (53نفر غیر عضو ، 47 نفر عضو. 62 نفر زن و 38 نفر مرد) از زوجین 25 تا 40 ساله در این پژوهش شرکت نموده اند . در این پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته ی شبکه های مجازی و رضایت زناشویی انریچ (1986) استفاده شده است . جهت آزمون فرضیات تحقیق از روش همبستگی و آزمون t ؛ و جهت تعیین کفایت متغیر عضویت در شبکه های اجتماعی جهت پیش بینی رضایت شغلی از شاخص ضریب تعیین استفاده شده است ؛ نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که میزان رضایت زناشویی افراد عضو در شبکه های اجتماعی از افراد غیرعضو در این شبکه ها کمتر و عضویت در شبکه های اجتماعی باعث کاهش رضایت زناشویی در درازمدت می گردد . بنابراین فرضیات تحقیق مورد تایید قرار می گیرد .
هدف پژوهش حاضر استفاده از راهبرد آموزشی 7 مرحله ای <strong>(</strong>crdomlaer<strong>)</strong> برای پرورش تفکر انتقادی در محیط های یادگیری الکترونیکی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر ر ا کلیه دانشجویان رشته آموزش الکترونیکی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی در سیستم الکترونیکی تشکیل می دهند که در سال تحصیلی 92-91 در مقطع کارشناسی ارشد مشغول به تحصیل بودند. برای نمونه پژوهش حاضر به صورت تصادفی ساده 47 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش 34 ) نفر (و گروه کنترل) 24 نفر (تقسیم گردیدند. برای آموزش گروه آزمایش از روش مداخله ای 7 مرحله ای <strong>(</strong>crdomlaer<strong>) </strong>شامل (چالش، بازنمایی، ایجاد فرصت، ایجاد انگیزش، تحلیل منطقی، تشویق، مسئولیت و تعهد (استفاده گردید و برای آموزش گروه کنترل از روش سخنرانی استفاده گردید. دو گروه در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون به پرسشنامه تفکر انتقادی واتسون و گلیزر جواب دادند و نتایج با استفاده از تحلیل کوواریانس تجزیه وتحلیل گردید. نتایج تفاوت معنادار بین نمرات گروه آزمایش و گواه در تفکر انتقادی دانشجویان در مؤلفه های) استنباط، شناسایی مفروضات، استنتاج، تعبیر و تفسیر و ارزشیابی استدلال منطقی) در سطح 001/0 را نشان می دهد.
زنان، در طول تاریخ از موقعیت مطلوب و شان بالایی برخوردار نبوده و غالبا مورد بی مهری و ظلم و ستم واقع می شدند، اما با رشد روز افزون آگاهی های بشر و پیشرفت سریع علوم انسانی و اجتماعی، این پرسش مطرح شد که جایگاه واقعی زنان در جامعه و خانواده کدام است. در عصر حاضر شناخت شخصیت زن از دیدگاه اسلام، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. زن در جامعه ی اسلامی و در نتیجه ی تربیت مکتب والای اسلام، ضمن بازیافتن مقام والای خویش در کانون گرم خانواده به تربیت و پرورش انسان های متدین و تلاشگر می پردازد. در این راستا تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش فرهنگ اسلامی بر توسعه یافتگی شخصیت زن و خانواده انجام شده است. تحقیق حاضر در شمار مطالعات کاربردی قرار دارد. روش مطالعه حاضر توصیفی از نوع پیمایشی است. زنان در طول تاریخ در عرصه های مختلف با شایستگی ، ارزش خویش را به اثبات رسانده و ثابت کرده است. معارف و الگوهای حیات بخش اسلام اگر چه در مسیر احیای شخصیت و جایگاه زنان تاثیرات زیادی داشته و دارد، ولی بسیاری از حقایق در پس ابرهای جهل و خرافه پنهان مانده و جامعه زنان هنوز نتوانسته اند آن چنان که باید از فرهنگ اسلامی بهره مند گردند. یافته های تحقیق حاضر نشان داد که فرهنگ اسلامی تا حدود زیادی برتوسعه یافتگی شخصیت زن و خانواده تاثیر داشته است.
حوزه انقلابی را می توان معتقد به اسلام سیاسی و نظام سیاسیِ مبتنی بر ولایت فقیه جامع الشرایط، ملهم از اندیشه های فقهی و کلامی امام خمینی دانست که پس از صدر اسلام، برای نخستین بار توانست الگویی مبتنی بر اسلام ناب و برگرفته از قرآن و احادیث را در جامعه تحقق بخشد و با ابتنا بر آن، به تدریج فرهنگی خلق کند و آن را بسط دهد. یکی از عوامل حفظ و پویایی یک اندیشه و نیز الگوی سیاسی اجتماعیِ برگرفته از آن، صدور و فراگیر کردن آن در فراتر از مرزهای جغرافیایی است. حوزه انقلابی با دارا بودن ظرفیت های اثرگذاری چون مرجعیت، کثرت طلاب و مبلّغان و نقش شبکه ای آنها در کشورهای مختلف، مساجد، حسینیه ها و هیئت های مذهبی، این امکان را دارد که فرهنگ انقلاب اسلامی را به عنوان الگوی جایگزین فرهنگ لیبرالیستی و نیز فرهنگ اسلام غیرانقلابی در جوامع مسلمان طرح کند و آن را نهادینه سازد.
استدلال های اخلاقی، از دیرباز نقش مهمی در اخلاق ایفاء می کردند. به همین دلیل، همة نظریات اخلاقی، به نوعی درگیر با این موضوع بودند. با ورود فلسفه های مضاف به عرصه علم اخلاق، یکی از علم هایی که به غنی تر شدن این علم کمک کرد، روان شناسی اخلاق بود. روان شناسی اخلاق، مسائل مهم اخلاق، از جمله مفهوم استدلال اخلاقی و جایگاه آن را در قضاوت های اخلاقی توسعه بخشید. این علم، با کمک مطالعات ژنتیکی و در نهایت، در سال های اخیر با مطالعات عصب شناسی، استدلال اخلاقی را توسعه داد. مدل شهودگرایی اجتماعی جاناتان هید، از نتایج تحقیقات عصب شناسی قرن بیستم و دارای پس زمینه های قوی فرهنگی است که تفاوت هایی با مدل کاری پیاژه و کلبرگ دارد. این مقاله، با رویکرد تحلیلی و نظری در پی تبیین و تحلیل این نظریه و ارائة پیشنهادهایی برای چگونگی نقد این دیدگاه می باشد.
پژوهش حاضر با پذیرش تنوع و کثرت قومی جامعه ی ایرانی به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه ایجاد دولت مدرن پهلوی اول و سیاست های مبتنی بر مدرنیزاسیون موجب تشدید قوم گرایی در ایران شد. منش تحقیرآمیز و گرایش های خشن همگن سازی قومی نه تنها منجر به ساخت جامعه ی مدنی و انسجام ملی در ایران نگردید بلکه موجبات نارضایتی اقوام ایرانی را فراهم آورد. دولت پهلوی اول، نخستین دولتی بود که بر اساس اندیشه های ناسیونالیستی به دنبال ایجاد هویت ملی واحد برآمد و نه تنها نتوانست هویت ملی منسجمی ایجاد کند، بلکه با تلقی ناصحیح از ناسیونالیسم و مدرنیزاسیون روندی معکوس را پیمود و بذر تنش های قومی را در ادوار و بغرنج های سیاسی فراهم ساخت.
حکومت صفویان، از دوره های شاخص تاریخی ایران بود که علم و دانش رونق بسیار داشت. این عصر، از اهمیت زیادی برخوردار است؛ زیرا با تشکیل این حکومت و رسمیت یافتن مذهب تشیع، نظام آموزشی امامیه شکوفا شد. شاه اسماعیل اول، مؤسس سلسله صفوی، برای مشروعیت بخشی به نظام سیاسی خود، مقدمات تأسیس نهادهای آموزشی را فراهم کرد. اساتید این نظام آموزشی با فعالیت و تلاش خود، پیشرفت هایی در زمینه های مختلف علمی داشته اند. در این دوره، تحت تأثیر رشد همه جانبه فرهنگ و تمدن ایرانی، نظام آموزشی تحولات قابل توجهی را تجربه کرد. نظام آموزش امامیه، علی رغم محاسن زیاد، کاستی ها و معایبی نیز، داشت. بنابراین، ضرورت دارد در این پژوهش، به این پرسش اساسی پاسخ داده شود که نظام آموزش امامیه در عصر صفوی چه محاسن و معایبی داشت؟ روش و تمرکز در این پژوهش، برای رسیدن به نتیجه مطلوب، توصیفی
مقدمه: اندازه گیری مبتنی بر عملکرد کارکردهای اجرایی با محدودیت های متعددی مواجه است، مقیاس های درجه بندی به عنوان جایگزین های مناسب پیشنهاد می شوند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس درجه بندی رفتاری کارکردهای اجرایی-ویراست دوم در کودکان 6 تا 12 سال انجام شد. روش کار: مطالعه حاضر در قالب یک طرح همبستگی انجام شد. نمونه آماری پژوهش شامل 470 نفر از والدین، دانش آموزان 6 تا 12 سال (9/48 درصد دختر و 1/51 درصد پسر) در مدارس ابتدایی شهر تهران بود. تجزیه و تحلیل یافته ها با استفاده از روش های آماری آلفای کرونباخ، همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تاییدی و تحلیل واریانس چند متغیری، از طریق نرم افزار هایSPSS-25 و AMOS-24 انجام شد. یافته ها:تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که ساختار سه عاملی (شاخص های رفتاری، هیجانی و شناختی) با 9 خرده مقیاس (بازداری، خود پایشی، جابجایی، کنترل هیجانی، آغازگری، حافظه کاری، برنامه ریزی/سازمان دهی، پایش تکلیف و سازمان دهی مواد) مقیاس درجه بندی رفتاری کارکردهای اجرایی - ویراست دوم برای کودکان ایرانی از برازش لازم برخوردار است. همسانی درونی این مقیاس با استفاده از آلفای کرونباخ برای شاخص ها بین 91/0 تا 93/0 و برای خرده مقیاس ها نیز بین 87/0 تا 92/0 به دست آمد. همچنین پایایی بازآزمایی این مقیاس 89/0 به دست آمد. روایی همگرا با مقیاس کارکردهای اجرایی Coolidge و روایی تشخیصی بین گروه عادی و بالینی نیز خوب گزارش شد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده می توان عنوان کرد که نسخه فارسی مقیاس درجه بندی رفتاری کارکردهای اجرایی-ویراست دوم، جهت سنجش کارکردهای اجرایی کودکان دبستانی در ایران از ویژگی های روان سنجی مناسبی برخوردار است و می تواند ابزار قابل اعتمادی در موقعیت های بالینی و پژوهشی باشد.