مقدمه: با عنایت به اینکه پزشکان برای انجام پژوهش و فعالیت های وابسته به حوزه پزشکی نیاز به اطلاعات روزآمد دارند، بنابراین وجود کتابخانه هایی که منابع مختلف را درقالب های گوناگون دارا باشند، یک امر ضروری است. از سوی دیگر شناخت جامعه پزشکی از اینگونه منابع برای رسیدن به هدف اصلی شان، امری انکارناپذیر می باشد، زیرا نتیجه غایی دسترسی سریع و آسان به اطلاعات، تضمین سلامت افراد جامعه می باشد. هدف این پژوهش تعیین آگاهی و استفاده پزشکان از منابع اطلاعاتی الکترونیکی بود.
روش بررسی: روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بوده است. جامعه آماری شامل کل پزشکان متخصص و فوق تخصص بیمارستان های آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به تعداد 350 نفر بوده که حجم نمونه آنها براساس فرمول کرجسی و مورگان 180 نفر برگزیده شد و روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی می باشد. روایی ابزار توسط متخصصان کتابداری و پایایی آن با مقدار آلفای کرونباخ 95 درصد در زمان تحقیق تایید گردید. نوع آمار توصیفی و نرم افزار مورد استفاده SPSSویرایش 13 بوده است.
یافته ها: در بررسی میزان نیاز پزشکان به اطلاعات در موارد مختلف؛ انجام تحقیق در زمینه فعالیت آنها با 9/91 درصد بیشترین نیاز و انجام امور روزمره با 6/60 درصد به عنوان کمترین نیاز اعلام شد. پزشکان برای رفع نیازهای اطلاعاتی خود استفاده از منابع اطلاعاتی و منابع الکترونیکی را با 4/65 درصد بیشترین محل رجوع و استفاده از کمک و راهنمایی متخصصین خارجی را با 5/15 درصد به عنوان کمترین مورد نام بردند. در خصوص آگاهی پزشکان از انواع پایگاه های اطلاعاتی الکترونیکی بیشترین آگاهی مربوط به Medline با 5/86 درصد و برای Blackwell با 3/16 درصد کمترین درصد، و در رابطه با تعیین میزان آگاهی پزشکان از منابع اطلاعاتی الکترونیکی، بیشترین آگاهی مربوط به E-journal با میزان 3/43 درصد و کمترین آگاهی مربوط به منابع اطلاعاتی Offline با 8/13 درصد بود. همچنین در تعیین میزان استفاده پزشکان از انواع منابع اطلاعاتی الکترونیکی، E-journal با 36 درصد بیشترین و بانک های اطلاعاتی Offline با 2/12 درصد کمترین استفاده را به خود اختصاص داده اند. مهمترین عامل در بین عوامل موثر بر استفاده پزشکان از منابع اطلاعاتی الکترونیکی، 5/61 درصد یعنی بیش از نیمی از موارد مربوط به مشغله کاری و کمبود وقت می باشد و کمترین عامل یعنی تنها در یک مورد مفید نبودن محتوای منابع بوده است.
نتیجه گیری: یافته ها نشان داد نیاز به اطلاعات در پزشکان به ترتیب فراوانی عبارتند از: انجام پژوهش، تهیه مقالات، کسب اطلاعات جدید و روزآمد، مدیریت درمان بیماران، تدریس و نهایتاً انجام امور روزمره. با توجه به اهمیت منابع اطلاعاتی الکترونیکی برای جامعه مورد بررسی و با توجه به اینکه آگاهی جامع و کاملی از اینگونه منابع وجود ندارد و نتیجتاً استفاده کمتر آن را دربرخواهد داشت، لازم است برنامه ریزی صحیحی از سوی متولیان امر به منظور معرفی امکانات و قابلیت های کامل منابع مذکور و شیوه های بازیابی اطلاعات از درگاه های مربوطه به جامعه اطلاعاتی دانشگاه و بالاخص جامعه مورد بررسی این پژوهش صورت گیرد.
یکی از اصول اساسی که در برنامه ریزی شهری باید در نظر گرفته شود، چگونگی توزیع فضایی جمعیت نسبت به عوامل و زمینه های حادثه ساز برای جمعیت شهری است. زلزله از جمله مخاطراتی است که وقوع آن خسارات جبران ناپذیری را در پی دارد. با توجه به اینکه ساختار گسلی یک منطقه رابطه مستقیمی با زلزله خیزی آن دارد، شناخت ساختار گسلی و تکتونیکی می تواند باعث توزیع مناسب مراکز جمعیتی نسبت به این ساختارها شود؛ زیرا نواحی ای که در فاصلهکمتر از پنج کیلومتر از گسل قرار دارند، نقاط بحرانی تلقی شده و هنگام وقوع زلزله بیشترین خطر تخریب در این نقاط وجود دارد. شهر کرمان به دلیل قرارگیری در یک منطقه لرزه خیز، همواره مورد تهدید زلزله است. این پژوهش سعی دارد توزیع فضایی مراکز جمعیتی شهر کرمان را نسبت به ساختار گسلی این شهر به روش توصیفی – تحلیلی بررسی نماید. بدین منظور ابتدا داده های تحقیق از سرشماری نفوس و مسکن سال 1390 شهر کرمان تهیه شد. سپس انواع گسل ها تا محدوده 30 کیلومتری شهر کرمان شناسایی شد و در نهایت توزیع نقاط جمعیتی در ارتباط با گسل های معکوس، امتداد لغز، عادی و فرعی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان می دهد که 669 مرکز از مراکز جاذب جمعیت در فاصله 20 کیلومتری و 407 مرکز در فاصله 30 کیلومتری از گسل معکوس، 274 مرکز در فاصله 20 کیلومتری و 775 مرکز در فاصله 30 کیلومتری از گسل امتداد لغز قرار دارند. همچنین 794 مرکز از مراکز جاذب جمعیت در فاصله 20 کیلومتری و 282 مرکز در فاصله 30 کیلومتری گسل نرمال، 699 مرکز در فاصله 20 کیلومتری و 377 مرکز در فاصله 30 کیلومتری از گسل اصلی قرار دارند. از طرفی 381 مرکز در فاصله 4 کیلومتری و 500 مرکز در فاصله 6 کیلومتری از گسل فرعی قرار دارند. همچنین 3 مرکز تجاری، یک مرکز بهداشتی- درمانی و 3 مرکز آموزشی فقط در فاصله 800 متری از این نوع گسل قرار دارند. به طورکلی در منطقه مورد مطالعه مراکز تجاری و آموزشی کمترین فاصله را با انواع مختلف گسل ها داشته و مراکز ورزشی کمترین توزیع را در حداقل فاصله از انواع گسل دارند. با توجه به توزیع نامناسب مراکز جاذب جمعیت در منطقه مورد مطالعه لزوم برنامه ریزی مناسب و کارآمد جهت جلوگیری از خسارت های احتمالی در این منطقه بسیار ضروری است.
مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر هوش سیاسی مروجان کشاورزی در مورد اصلاح سازمانی جهاد کشاورزی در بخش توسعه روستایی صورت گرفت. جامعه آماری شامل 109 کارشناس ترویج جهاد کشاورزی استان گیلان بود که به دو گروه تقسیم شدند، گروهی که بر ضرورت اصلاح ساختار فعلی برای توسعه روستایی تأکید داشتند و گروهی که چنین ضرورتی را متصور نبودند. طی پژوهشی توصیفی زمینه یاب، ارتباط معنی دار متغیرها در پنج بُعد شامل بازی اجتماعی، پویایی قدرت، شخصیت سیاسی، مدیریت استرس، و دانش عملی با نگرش نسبت به اصلاح سازمانی بخش توسعه روستایی سنجیده شد و با روش رگرسیون لجستیک، تبیین متغیرهای متمایزکننده دو گروه پاسخ دهنده صورت گرفت. نتایج نشان داد که 72 درصد پاسخ دهندگان اصلاح سازمانی بخش توسعه روستایی را ضروری تشخیص می دهند و آن را در افزایش بهره وری مدیریت روستایی مؤثر می دانند. همچنین، بر پایه دیگر نتایج پژوهش، نُه متغیر هوش سیاسی شامل همکاری سازمانی، ظاهر صادقانه مدیر، ارتباط با مقام بالادستی، آگاهی از پایگاه های قدرت، ترغیب، کنترل درونی، کانون تمرکز، باور در به کارگیری منابع، و دانش ضمنی در پیش بینی اصلاح سازمانی بخش توسعه روستایی نقش داشتند؛ و در نهایت، افراد با درک مثبت از مدیر و واحد کاری از سازگاری فردی بهتر با تغییر در سازمان برخوردار بودند.
امروزه توسعه پایدار در تمام ابعاد اجتماع مورد توجه است. همچنین مقوله پایداری به ویژه در زمینه مسائل اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی از جمله مهم ترین مباحث قرن بیستم و قرن حاضر بوده است. برای رسیدن به توسعه پایدار به ویژه پایداری شهری، راهکارهایی باید اتخاذ شود که از آن جمله می توان به توسعه در سطح محله و محیط های مسکونی اشاره کرد. که با توجه به این که مسکن یکی از مسائل حاد کشورهای در حال توسعه است، توجه به مجتمع های مسکونی که از خصوصیات پایداری برخوردار باشند ضروری است. در این مقاله همه جنبه های پایداری اعم از زیست محیطی، کالبدی، اقتصادی و اجتماعی در مجتمع مسکونی رضوان شیراز مورد سنجش قرار گرفته است. روش این تحقیق توصیفی و تحلیلی است و جمع آوری داده ها از طریق پر کردن پرسشنامه و یا مصاحبه با ساکنان است. جامعه آماری پژوهش را ساکنان محدوده مورد مطالعه تشکیل می دهند که بر اساس فرمول نمونه گیری کوکران 70 نفر از آن ها به عنوان نمونه انتخاب شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد مجتمع مسکونی رضوان یک مجتمع مسکونی نیمه پایدار است که شاخص های پایداری نظیر تعلق خاطر مکانی و مشارکت در سطح پایینی قرار دارند و شاخص های هویت، سرزندگی، آلودگی زیست محیطی، ارزش ملک و تنوع در حد متوسطی ارزیابی شده اند که همین عوامل تهدید کننده پایداری این مجتمع ها و چه بسا مجتمع های دیگری در سطح شهرها خواهند بود، که باید به عنوان اصولی مهم در پایداری محیط های مسکونی مورد توجه قرار گیرند.