در دنیای امروز ، فناوری اطلاعاتی و ارتباطی به صورت روزافزون نقش حیاتی تری در زندگی مردم بازی می کنند . در قلمرو دولت ، برنامه های فناروی های اطلاعاتی و ارتباطی ، امیدبخش بهبود در ارائه خدمات به شهروندان است که این فرایند نه تنها به وسیله بهبود در طرز عمل و مدیریت دولت ، بلکه به وسیله دوباره تعریف کردن مفاهیم بنیادی شهروندی و دموکراسی صورت می گیرد ...
Purpose: The purpose of the present study was to determine the structural relationships between mode metacognition and cyberspace with self-efficacy mediation in gifted students in Ghaemshahr, Babol, and Sari. There is a structure. Methodology: The method was correlation using structural equation modeling. The statistical population of the study consisted of all 1000 gifted female high school students in three grades (first, second and third) of Ghaemshahr, Babol and Sari cities. For each observed variable (18 variables observed in the model), and considering the possibility of incomplete questionnaires, 350 people were selected as the sample size by census method. جعفری & Kalantari (2016) cyberspace questionnaire, Morris (2001) self-efficacy questionnaire and Onil & Abedi (1996) mode metacognition questionnaire were used to collect data. Data were analyzed using SPSS 18 and AMOS 23 software. Findings: The results show that mode metacognition has a direct effect on the tendency of cyberspace in gifted students of Ghaemshahr, Babol and Sari. Conclusions: Therefore, those who have learned poor cognitive adjustment strategies may be more susceptible to using high-risk behaviors as a means of alleviating negative cognition than others.
«الواحد لایصدر عنه الا الواحد» مفاد قاعده ای است که در فلسفه ی اسلامی اهمیت و کاربرد های فراوانی دارد. فلاسفه برجسته مسلمان همچون ابن سینا ، میرداماد و ملاصدرا این قاعده را پذیرفته اند و براهینی را بر اثبات آن اقامه کرده اند؛ از طرف دیگر برخی از متکلمین منکر این قاعده شده اند و با طرح نقض ها و اشکالاتی به دنبال تضعیف این قاعده بوده اند. قاعده الواحد طبق مبانی حکمت متعالیه دارای مفاهیمی است که منشأ بسیاری از اشکالات منکرین این قاعده به توجه نکردن به معنای صحیح همین مفاهیم است. در این نوشتار ابتدا با توضیح و تبیین مفاهیم این قاعده، با رویکردی صدرایی براهین و اشکالات این قاعده مورد تحلیل بررسی قرار گرفته است و اگرچه برخی از برهان مشائین بر این قاعده خالی از اشکال نیست اما طبق مبانی حکمت متعالیه برهان محکم تری بر آن اقامه شده و از نقض ها و اشکالات وارده بر آن پاسخ داده شده است.
هدف پژوهش حاضر، تحلیل تربیت اخلاقی ریچارد رورتی و نقد آن بر مبنای نظریات علامه طباطبایی با استفاده از دو روش تحلیل مفهومی و انتقادی است. یافته های پژوهش بیانگر آن است برخی از ریچارد رورتی به عنوان یک فیلسوف پست مدرن در حوزه اخلاق و تعلیم و تربیت نام می برند مهمترین ویژگی های اساسی اخلاق از منظر رورتی مشتمل بر ضد بنیادگرایی بودن اخلاق، کثرت گرایی، ضد سلطه گرایی، همبستگی اجتماعی، اخلاق بدون اصول، پیشرفت اخلاقی و جایگاه کلیدی ادبیات در اخلاق است. از نظر رورتی، تربیت اخلاقی امری اختصاصی و محلی است و هنجارهای جهان شمول وجود ندارد که بتواند راهنمای عمل جهانیان باشد همچنین تربیت اخلاقی رورتی مبتنی بر گفتمان است که با بکارگیری بازیهای زبانی، میتوانیم به یادگیری اخلاقی کمک نماییم .رورتی مهمترین اهداف تربیت اخلاقی را تهذیب یا پالایش، خودسازی و عاملیت انسان، عدم تمایز میان امر واقع و ارزش در تربیت اخلاقی و همگرایی و ادراک متقابل ذکر می کند. در آراء تربیت اخلاقی ریچارد رورتی ، نقطه ضعف ها و اشکال هایی دیده می شود که می توان بر مبنای دیدگاه علامه طباطبایی (ره) به عنوان اندیشمند مسلمان و صاحب نظر در حوزه تربیت اخلاقی مورد نقد و بررسی قرار داد که از جمله میتوان، نفی فطرت در دیدگاه رورتی، نفی فرا روایت ها ، رویکرد تکثر گرایانه و ضد اقتدار گرایانه بودن رورتی در تربیت اخلاقی را اشاره نمود.