پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش درس ریاضی به روش حل مسأله بر پیشرفت تحصیلی در درس ریاضی دانشآموزان کلاس چهارم ابتدایی انجام گرفت. جامعهی آماری این پژوهش شامل 1101دانشآموز دختر و پسر کلاس چهارم ابتدایی شهر بروجن بود. نمونههای مورد مطالعه شامل 48دانش آموز دختر و 52دانشآموز پسر از میان دانشآموزان پایه چهارم ابتدایی بود که با روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند و به روش تصادفی در گروههای آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. فرضیههای این پژوهش عبارتند از: (1روش تدریس حل مسأله، نمرات ریاضی گروه آزمایش را نسبت به گروه کنترل، در مرحلهی پس آزمون افزایش میدهد. (2روش تدریس حل مسأله، نمرات ریاضی پسران را نسبت به دختران، در مرحلهی پس آزمون افزایش میدهد. این پژوهش نیمه تجربی بوده و برای آن از طرح آزمون مقدماتی و نهایی با گروه کنترل استفاده شده است. ابزار مورد استفاده پیش آزمون و پس آزمون بودند. گروه آزمایش حدود 5هفته درس ریاضی را به روش حل مسأله آموزش دیدند ولی گروه کنترل به روش سنتی تحت آموزش قرار گرفتند. پس از خاتمه دوره، پس آزمون اجرا شد. نتایج به دست آمده نشان داد که بین میزان پیشرفت تحصیلی در درس ریاضی دانشآموزانی که به روش حل مسأله آموزش دیدند با دانشآموزانی که به روش سنتی این درس را گذراندند تفاوت معنادار وجود دارد. ) P=0 /00و ( F=436/172و بین دانشآموزان دختر و پسر در میزان پیشرفت تحصیلی در درس ریاضی تفاوت معنادار مشاهده (p 0/0 .2 ) .شد
اختلال های رفتاری آشکار برونی سازی شده و رفتارهای ناآشکار درونی سازی شده در دوران کودکی، خطر نتایج ضعیف در ابعاد تحصیلی و اجتماعی در زندگی آتی کودکان را افزایش می دهند، به همین جهت شناسایی این مشکلات رفتاری امری است بسیار مهم، از این رو مطالعه حاضر با هدف بررسی این سؤال انجام شده است که آیا رفتار های آشکار (رفتار های پرخاشگرایانه و قانون شکنانه) و رفتارهای ناآشکار (نشانه های افسردگی) در میان دانش آموزان با اختلال یادگیری اختصاصی همراه با نقص در خواندن در مقایسه با دانش آموزان عادی مقطع ابتدایی متفاوت است. پژوهش حاضر از نوع علی مقایسه ای بود، که به روش نمونه گیری دردسترس بر روی یک نمونه 140 نفری از دانش آموزان با اختلال یادگیری خواندن و دانش آموزان عادی انجام گرفت. جهت گردآوری اطلاعات از فهرست رفتاری کودکان (1991) استفاده شد. جهت تحلیل نتایج از آزمون تی نمونه های مستقل استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از وجود تفاوت معناداری (05/0 P< ) در رفتار های پرخاشگرایانه و قانون شکنانه دانش آموزان با اختلال یادگیری خواندن نسبت به دانش آموزان عادی بود، بدین معنا که دانش آموزان با اختلال یادگیری در مقایسه با کودکان عادی، رفتار های پرخاشگرایانه و قانون شکنانه بیشتری را نشان می دهند. از دیگرسو بین دانش آموزان عادی و دانش آموزان با اختلال یادگیری خواندن به لحاظ متغیر مربوط به افسردگی تفاوت معناداری (0/05 P< ) وجود داشت، به صورتی که دانش آموزان با اختلال یادگیری خواندن از افسردگی بالاتری نسبت به دانش آموزان عادی برخوردار بودند. بنابراین به نظر می رسد دانش آموزان با اختلال یادگیری خواندن در مقایسه با دانش آموزان عادی مشکلات رفتاری بیشتری را تجربه کرده و به همان میزان مشکلات هیجانی بالاتری را نیز گزارش می کنند.
یکی از خط مشی های مهم در برنامه ریزی و توسعه سکونتگاه های روستایی‘ سیاست سکونتگاه های مرکزی است که در آن تقویت سکونتگاه های مرکزی و مراکز روستایی و تجهیز سلسله مراتبی آنها مورد تأکید می باشد. این خط مشی در چند دهه گذشته بعنوان خط مشی غالب‘ در کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه بکار گرفته شده است. از آنجایی که در این خط مشی تنوع زیادی از لحاظ تعداد‘ اندازه‘ عملکرد و سلسله مراتب سکونتگاه های مرکزی وجود دارد‘ استفاده از آن در شرایط متفاوت جغرافیایی‘ اقتصادی و اجتماعی – فرهنگی امکان پذیر است. در مجموع این خط مشی بعنوان سیاست مفید در برنامه ریزی و توسعه سکونتگاه های روستایی قلمداد می شود.
حدیث در تاریخ خویش، آفات متعددی را تجربه کرده که مهم ترین آن ها پدیده شوم وضع است. محدثان درباره سرآغاز این حرکت پلید، نظریات متفاوتی ارائه کرده اند که در این بین، تاریخ گذاری دهه چهارم هجری به عنوان مقطع زمانی شروع وضع حدیث، در قالب دو نظریه، موردتأکید اغلب محدثان اهل سنت قرار گرفته است؛ بدین صورت که گروهی نیمه دوم خلافت عثمان و گروهی نیز سال 40 یا 41 هجری را به عنوان سرآغاز جعل حدیث معرفی کرده اند. بررسی ادله این نظریات، گویای این مطلب است که علاوه بر اشکالاتی که بر هر نظریه به صورت جداگانه وارد است، هیچ یک از این نظریات، قابلیت نفی وجود جعل حدیث در زمان قبل از دهه چهارم را نداشته و حتی روایات متعددی در کتب فریقین وجود دارد که دالّ بر وجود جعل حدیث در زمان پیامبر2 و نهی ایشان از این پدیده شوم هستند. درنتیجه به نظر می رسد که آغاز جعل حدیث در زمان حیات پیامبر2 اتفاق افتاده است؛ هرچند که ظهور و بروز این پدیده، متأخر از این زمان است.
هزاره سوم میلادی هزاره شهرنشینی است. این پدیده علی رغم دستاوردهای بزرگ برای بشر، مسائل و مشکلاتی از جمله افت شدید کیفیت زندگی را برای شهروندان به دنبال داشته است. کیفیت زندگی مقوله ای چندبعدی و پیچیده است و این مفهوم برای افراد و گروه های مختلف و متناسب با شرایط زمانی و مکانی، معانی متفاوتی دارد. در پژوهش توصیفی-تحلیلی حاضر، کیفیت زندگی ساکنان محله سیروس تهران برمبنای سطح رضایتمندی آن ها از 7 شاخص (حمل و نقل، امکانات و خدمات، واحد مسکونی، امنیت، هویت و تعلق خاطر، زیبایی، تنوع و خوانایی، کیفیت محیط زیست و آلودگی) و رضایت کلی آن ها از زندگی ارزیابی شد. برای نمونه گیری، 5 درصد از خانوارها انتخاب شدند و جمع آوری داده ها با پرسشنامه و مصاحبه صورت گرفت. تحلیل داده ها نیز با استفاده از آنالیز واریانس و آزمون t تک نمونه ای صورت گرفت. براساس نتایج این پژوهش، هرچند کیفیت زندگی در این محله، متوسط به پایین (97/2)، و رضایت ساکنان از کیفیت زندگی پایین تر از حد متوسط است، میزان رضایتمندی آن ها از عناصر اصلی سازنده کیفیت زندگی شهری در محدوده مورد مطالعه و زیرمعیارهای آن (زیست محیطی، اجتماعی-روانی و کالبدی) نتایج متفاوتی را به دنبال دارد؛ به طوری که کمترین میزان رضایت (بیشترین آزردگی) علی رغم اجرای پروژه های نوسازی در محله سیروس، به شاخص های هویت و تعلق خاطر (روانی-اجتماعی) با میانگین 64/2 (پایین تر از حد میانگین) مربوط است. در این میان، تأکید صرف به اهداف کالبدی و بی توجهی به اهداف اجتماعی در قالب پروژه نوسازی (ناشی از رویکرد سنتی برنامه ریزی) چهره کنونی حقایق جاری را نمایان کرد. به علاوه در میزان رضایتمندی یا آزردگی ساکنان، مدت اقامت، سن و نوع شغل تأثیرگذار بود.