از آن جایی که در عصر حاضر فیلم های سینمایی نقشی بسیار فراتر از سرگرمی ایفا کرده و جایگاه مهمی در فرهنگ سازی، هدایت افکار عمومی و دیپلماسی عمومی دارند، دولت ها با توجه به ساختار حقوقی و هنجارهای موجود در جامعه خود انواع مختلفی از نظارت را بر این گونه تولیدات اعمال می کنند. این موضوع در نظام حقوقی ایران، از آن جهت بیشتر حائز اهمیت است که برای تولید یک اثر سینمایی، در تمامی مراحل از نگارش فیلمنامه که مرحله اول است تا ورود به شبکه نمایش خانگی که مرحله آخر است، دولت نقشی بسیار پررنگ ایفا می کند. نقشی که با عنوان نظارت شناخته می شود و نظارتی مختلط از نوع نظارت پیشینی و پسینی است که در تمامی مراحل تولید و عرضه یک فیلم اعمال می شود. هدف دولت از اعمال چنین نظارتی حفظ هنجارهای اجتماعی، امنیت ملی و ارتقاء سطح فرهنگ عمومی است. لیکن فعالین این حوزه در موارد زیادی چنین نظارتی را برخلاف آزادی بیان، آزادی هنر و هنرمند و مخالف منافع اقتصادی صنعت سینما می دانند. به عقیده اینان قوانین و مقررات موجود در امر نظارت دارای ایرادات فراوانی بوده و مشکلات زیادی را به وجود می آورد. این نوشتار به دنبال تعیین و تجزیه و تحلیل نظارت دولت بر تولیدات سینمایی از جنبه منافع اقتصادی دست اندرکاران این حوزه است و به این نتیجه دست می یابد که مقررات فعلی ناکارآمد و در موارد متعددی با سلیقه شخصی مجریان آمیخته است، به نحوی که امنیت سرمایه گذاری را مختل می کند.
بخش مسکن به عنوان موتور محرک اقتصاد به شمار می رود و بیش از 120 صنعت به طور مستقیم و غیر مستقیم با آن در ارتباط می باشد. تقویت مالی این بخش، رونق سایر حوزه های مرتبط را به دنبال دارد و هرگونه ایجاد اختلال در آن، افزون بر ایجاد بحران مالی و به دنبال آن بحران اقتصادی و اجتماعی در جامعه، دستیابی به اهداف 20 ساله کشور در افق 1404 را ناممکن خواهد کرد. به همین دلیل تأمین مالی بخش مسکن به ویژه در شرایط تنگناهای اعتباری، یکی از دغدغه های اصلی نهادهای سیاست گذار و اجرایی کشور بوده است. در کشور ما بازارهای مالی مسکن هنوز بسیار ضعیف و سنتی هستند و غالباً توسط بانک مسکن، تأمین مالی و تجهیز می شوند. این مقاله با رویکرد کاربردی و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و روش توصیفی−تحلیلی به دنبال تبیین و بررسی تطابق اوراق سلف موازی استاندارد مسکن با معیارهای مالی و اقتصادی است. یافته های تحقیق نشان می دهد با توجه به ترکیب قراردادهای سلف موازی استاندارد و حواله، اوراق سلف مسکن طبق مهم ترین معیارهای اقتصاد خرد شامل تطابق با اهداف و انگیزه های مشتریان ، تناسب با روحیات و سلایق سرمایه گذاران، میزان نقدشوندگی اوراق و درجه کارایی، همچنین از جهت مهم ترین معیارهای اقتصاد کلان شامل اثرگذاری بر روی رشد و توسعه اقتصادی، عدالت توزیعی و قابلیت برای اجرای سیاست های پولی و مالی می تواند به عنوان ابزار مالی مناسب در بازار سرمایه کشور، جهت تأمین مالی بخش مسکن به کار گرفته شود.
مدیریت مشارکتی از مباحثی است که جای آن در مطالعات اسلامی خالی است. پژوهش حاضر با توجه به اهمیت مدیریت مشارکتی در نظام آموزشی، به مطالعه مؤلفه های مدیریت مشارکتی از دیدگاه علم مدیریت و از دیدگاه اسلام می پردازد. روش مقاله، توصیفی تحلیلی است و نویسنده نتیجه می گیرد که تفاوت عمده ای بین مدیریت مشارکتی از دیدگاه اسلام و مدیریت مشارکتی از دیدگاه علم مدیریت وجود دارد. این تفاوت ها به ویژه در مبانی و جهت گیری مشورت و مفاهیم تمرکززدایی و تفویض اختیار دیده می شود. در مدیریت مشارکتی بر مبنای اسلام، مشورت در اموری که برای آن حکم مشخصی وجود دارد و تکلیف روشن است، جایز نمی باشد؛ زیرا حکم اسلام را باید اجرا کرد. همچنین مشورت باید در جهت اصلاح امور باشد. به علاوه علی رغم این که علم مدیریت در غرب تأکید زیادی بر تمرکززدایی دارد، در اسلام بر تمرکز در رهبری به عنوان عامل وحدت تأکید می شود و در مواردی که تفویض اختیار صورت می گیرد، این اختیار، امانتی در دست فرد محسوب می گردد.
توسل به معنای واسطه قرار دادن شیءای، عملی و یا شخصی در پیشگاه خداوند، با هدف تقرّب به حضرت حق، دارای اقسامی است. ابن تیمیه ضمن پذیرش برخی از اقسام آن، توسل به ارواح اولیا را بدعت، شرک و غیرمشروع دانسته، و متوسلین به ارواح را محدورالدم معرفی می کند. ایشان، چون از یک سو در حوزه کشف معارف دین، نقل گرای افراطی، و در حوزه معنی شناسی، ظاهرگرا هستند، و برای صحابه، تابعین و تابعین تابعین مرجعیت علمی قائلند، و از سوی دیگر برداشت نادرستی از مفهوم «توحید، شرک و عبادت» دارند، و به پیش فرض های سایر مسلمان ها توجه ندارند، از این رو برخلاف اکثریت مسلمان ها توسل به ارواح را غیرمشروع می دانند. در مقاله پیش رو با استفاده از روش اسنادی، تحلیلی به بررسی دیدگاه ایشان پرداخته شده، و براساس کاوش های صورت گرفته در منابع معتبر اهل سنت و شیعه مشروعیت توسل به ارواح اولیا ثابت شده است.
طلاق عامل از هم گسیختگی ساختار بنیادی ترین بخش جامعه، یعنی خانواده و یکی از فقدان های عمده زندگی خانوادگی است . تجربه طلاق سازگاری زوجین در تمام ابعاد (روانشناختی، جسمانی، اجتماعی و هیجانی ) را تحت تاثیر قرار می دهد . افرادی که طلاق را تجربه می کنند با کشمکش های متعدد فردی و بین فردی مواجه هستند. هدف پژوهش حاضر مقایسه رضایت جنسی و بهزیستی روانشناختی در زنان متقاضی طلاق و عادی بود . روش این پژوهش از نوع علی - مقایسه ای و جامعه آماری تحقیق کلیه زنان متقاضی طلاق و عادی شهرستان فامنین در سال 96-95 بود. از این جامعه، 60 نفر زن (30 زن متقاضی طلاق و 30 زن عادی) با روش نمونه گیری تصادفی در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه رضایت جنسی و بهزیستی روانشناختی استفاده شد. اطلاعات بدست آمده، با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت . تایج نشان داد که زنان عادی از بعد هیجانی جنسی، پذیرش خود، زندگی هدفمند و رشد فردی بیشتری نسبت به زنان متقاضی طلاق برخوردارند، اما زنان متقاضی طلاق از خودمختاری بیشتری برخوردار بودند و در رضایت فیزیکی جنسی، روابط مثبت با دیگران و تسلط بر محیط تفاوت معناداری مشاهده نشد. عملکرد جنسی به طور مستقیم و معنی دار با رضایت جنسی افراد در ارتباط است لذا پیشنهاد می شود که آموزش های لازم در زمینه روابط جنسی برای زوجین ارائه شود و با تقویت بهزیستی روانشناختی زوجین زمینه بهبود و ارتقای رضایت و پیشگیری از مشکلات زناشویی و پیامد های آن را فراهم نمود
وجود نارسایی های عملکرد حافظه در اختلال استرس پس از سانحه و ارتباط این نارسایی ها با شدت علائم اختلال، لزوم به کارگیری راهکارهای نوین بهبود حافظه را در این بیماران می طلبد. لذا، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش حافظه کاری هیجانی در حافظه نوجوانان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه بود. برای این هدف، 4 نوجوان (2 دختر و2 پسر) با روش نمونه گیری در دسترس و با استفاده از 2 ابزار تشخیصی (مصاحبه بالینی ساختاریافته و پرسشنامه تأثیر حوادث) انتخاب گردیدند. سپس نمونه موردنظر به صورت انفرادی به مدت 20 جلسه تحت برنامه آموزش حافظه کاری هیجانی قرار گرفت. همه آزمودنی ها در سه مرحله (پیش از آموزش، پس از آموزش و 2 ماه پیگیری) با استفاده از پاره تست فراخنای ارقام مستقیم و معکوس آزمون هوش وکسلر کودکان مورد ارزیابی قرار گرفتند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از شاخص های تغییر روند، شیب، بازبینی نمودارها و برای تعیین معناداری بالینی از درصد بهبودی و اندازه اثر استفاده شد. نتایج بیانگر آن بود که آموزش حافظه کاری هیجانی منجر به افزایش توانایی حافظه افراد مبتلابه اختلال استرس پس از سانحه از مرحله پیش از آموزش تا پیگیری شده است. با توجه به نتایج به دست آمده، می توان ادعا نمود که آموزش حافظه کاری هیجانی می تواند گزینه مناسبی برای بهبود حافظه نوجوانان مبتلابه اختلال استرس پس از سانحه باشد.
سرودهای ملّی کشورهای مختلف جهان، نشات گرفته از باورها و اعتقادات و پیشینه تاریخی و اساطیری آنها است؛ لذا با دقت در این سرودها و حتی موسیقی آنها می توان تا حدّ زیادی به روحیه، فرهنگ و تمدن آن ملل پی برد. در این مقاله، سرود جمهوری اسلامی ایران با سرود ملّی ایالات متحده امریکا از سه جهت: 1- قالب شعری (وزن و قافیه) سرود ها 2- موسیقی سرودها 3- محتوا و مفهوم سرودها، با هم مقایسه شده است. در این مقایسه فقط به مواردی از افتراقات دو سرود اشاره شده است و آگاهانه به اشتراکات آنها پرداخته نشده است. به طور خلاصه در این مقایسه، سرود امریکا از نظر قالب (وزن و قافیه) از سرود ملّی جمهوری اسلامی ایران، ادبی تر و قوی تر است. از نظر موسیقی سرود ملّی جمهوری اسلامی ایران ملایم تر از سرود ملّی امریکا است و از نظر مفهوم و محتوا سرود ملّی ایران بیان کننده صلح و دوستی و در نهایت، دفاع مقدّس و مشروع است؛ در حالی که سرود امریکا بیان کننده روحیه جنگ طلبانه آنان است.
«وحشی» از جمله مفاهیم کلیدی است که در آثار تاریخ نگارانه، به کرات استعمال شده است؛ لیکن تا کنون درباره آن تفکر و تعمق نشده است. این مفهوم آن چنان نزد عقل سلیم انسانها بدیهی انگاشته شده است که توان اندیشیدن به آن را از مورخان سلب کرده است. از این رو بازاندیشی در خصوص چنین مفاهیمی، ضروری به نظر می رسد. لذا مقاله حاضر با اتخاذ روش پدیدارشناسی هوسرلی درصدد است تا پیرامون این اصطلاح به تفکر بپردازد. در ابتدا، با تعلیق و اپوخه وحشی تصورات ماتقدم متعارف کسانی چون کریستنسن، باسورث، گروسه، مورگان و ... رها شد و متعاقب آن شناسایی نوئم و نوئز آغاز شد. حال این مفهوم وحشی معطوف به چه معنا و دلالت هایی است که باید با اپوخه کردن(تعلیق کردن) آن، به سوی ماهیت اصیل آن ره پیدا کنیم؟ با مطالعه و بررسی جوامع به اصطلاح «وحشی» در مطالعات تاریخ نگارانه، این نتیجه حاصل شد که نوئم آنان در زمره صحراگردان بوده اند و متمدنان به عنوان نوئز وحشی را برساخته اند. مقاله حاضر به چگونگی برساخته شدن مفهوم وحشی می پردازد و سعی دارد تا از ماهیت پدیدار وحشی پرده بردارد.
تحقیق حاضر درباره ی نقش زنان و چالش های مشارکت آن ها در سازمان های مردم نهاد (NGO) می باشد. با وجود برخی موانع فرهنگی و قانونی، برخی گزینه ها و بسترهای فرهنگی همواره مشوق و مقوم حضور تأثیر گذار آن ها بوده است. روش گرد آوری داده ها به صورت پیمایشی از طریق پرسش نامه انجام گرفته، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 333 نفر از زنان عضو در سازمان های مردم نهاد استان لرستان مورد پرسش قرار گرفتند. با استفاده از نرم افزار AMOS ، معیارهای برازندگی مدل معادلات ساختاری برآورد و تأیید فرضیه ها بررسی شده است. بر طبق نتایج، بین فعالیت در سازمان مردم نهاد و نزدیکی نظام و زیست جهان، رابطه ی معنی داری وجود دارد. فعالیت در سازمان های مردم نهاد با حضور داوطلبانه گره خورده است و حضور داوطلبانه یعنی انعطاف پذیری در پذیرش نقش ها و فعالیت ها که به کل زندگی اعضا تسری پیدا می کند. برآیند نظریه های به کار گرفته شده در این تحقیق از جمله نظریه ی هابرماس، نشان می دهد، انسان قادر است با رویکرد انتخاب گرانه، همواره در جهان زندگی گام بردارد، اگر چه ظاهراَ نظام اقتصادی-اجتماعی به طرق گوناگون در قالب نقش های اجتماعی از بدو تولد تا پایان زندگی، خلق چنین ارتباط و کنشی را سلب می کند.
هدف از پژوهش پیش رو آن است که یکی از پربسامدترین پسوندهای اشتقاقی زبان فارسی، یعنی «-ی» واکاوی و سویه های گوناگون ساختاری و معنایی/ کارکردی آن بررسی شود. این پژوهش رویکردی ساخت بنیاد دارد و در چهارچوب نظری ساختواژه ساختی است که می کوشد به روش توصیفی- تحلیلی الگوهای واژه سازی را بر پایه مفهوم «ساخت» و «طرح واره های ساختی» تبیین نماید و روابط پایگانی و شبکه ای میان طرح واره ها و زیرطرح واره ها را به گونه ای سامانمند نشان دهد. داده های این پژوهش برگرفته از پیکره ساختواژه خود نگارندگان است که بیش از 8000 واژه مشتق و مرکب فارسی را در برمی گیرد. در کنار آن، از کتاب فرهنگ بزرگ سخنانوری (1381) نیز استفاده شده است. یافته های پژوهش گویای آن است که پسوند «-ی» دارای 38 معنا/ کارکرد گوناگون است؛ بنابراین این پسوند قابلیت چندمعنایی بسیار بالایی دارد و همواره معنا/ کارکردهای تازه ای را نیز می پذیرد. چندمعنایی که در اینجا با آن رو به رو هستیم، نه در سطح واژه های عینی، بلکه در سطح طرح واره های انتزاعی قابل تبیین است و از این رو آن را چندمعنایی ساختی می نامند. به سخن دیگر، نظریه ساختواژه ساختی ما را به برداشت و مفهوم تازه ای از چندمعنایی می رساند که همانا چندمعنایی پایگانی (سلسله مراتبی) و چندمرحله ای در سطح ساخت های انتزاعی زبان است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی طراحی و تبیین الگوی بومی بازاریابی دیجیتال در سطح صنعت بانکداریبه منظور ارتقاو توسعه بانکداری دیجیتال انجام گردید. تحلیل داده های به دست آمده در این پژوهش به صورت کیفی و تئوری داده بنیاد با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی و ملزومات انجام هر یک از این مراحل بعد از تجزیه وتحلیل در نهایت به نظریه ای برای بازاریابی دیجیتال در صنعت بانکداری منجر خواهد شد. یافته ها و دستاورد نهایی پژوهش حاضر، الگویی نسبتاً جامع و کامل بر اساس الزامات و ویژگی های بانک های ایرانی است و از سایر الگوهای ارائه شده توسط صاحب نظران با توجه به این که برای جوامعی غیرمالی تدوین شده اند، از نظر ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های به دست آمده جامعیت بیشتری را نشان می دهد و مناسب تر است. این پژوهش با برخی از پژوهش های داخلی و خارجی مقایسه شده است و ضمن برخورداری الگوی پژوهش حاضر از اکثر مؤلفه ها و شاخص های آن ها، تعدادی مؤلفه و شاخص جدید و بومی شناسایی و احصاء شده است که نقطه قوتی برای آن می باشد و دستاورد اصلی پژوهش جامعیت الگو و بومی بودن آن برای سیستم بانکی بر اساس ویژگی های فعلی نظام اقتصادی حاکم بر کشور است.
مقدمه این ویژه نامه هوش مصنوعی را مورد بحث قرار می دهد که معمولاً به عنوان «توانایی یک سیستم برای پردازش صحیح داده های خارجی، یادگیری از همان داده ها و استفاده از آن دانش از طریق سازگاری و انعطاف پذیری برای دستیابی به اهداف و وظایف خاص» تعریف می شود. این مقاله هفت پژوهش منتشر شده در این ویژه نامه از چندین متخصص برجسته جهان که دیدگاه های متنوعی در مورد هوش مصنوعی ارائه می کنند را خلاصه می کند و با ارائه یک چشم انداز جامع در مورد آینده هوش مصنوعی و با ترسیم چشم اندازهای خرد و کلان به پایان می رسد.
تئوری منظر «برنارد لاسوس» از پژوهشی عمیق در باب وضوح (نور، رنگ، جلوه)-آغاز شده و به مبحث باغ، به مثابه نهایت منظر، منتهی می شود؛ آنجاکه زیرساخت ها، که در اعماق ریشه دارند، در روند سریع جهانی شدن در مقیاس محلی ظاهر می شوند.
منظر در میدان دید «محدود» و به واسطه نظر، که عامل تجربه سامان بخشی فضاهای مستقر بر تخیلی ازلی است، «قابل درک» می شود؛ تجربه ای که در عین حال تئوری است. این تجربه در یک تبادل درونی مرتباً میان نظر و عمل به یکدیگر ارجاع داده می شود. این فعل وارد فضا شده و حضور اشیا و ارتباطات شان را که سازنده هویت منظر است، ثبت می کند تا تصویر واحد، هویت مند و عمیق آنها را به دست دهد. اینها ویژگی هایی هستند که باید آنها را درنظر گرفت تا آینده تحقق پیدا کند.
رابطه میان اُبژه (عین) و منظر، پیچیده، دوپهلو و ویرانگر است. کاربرد عمومی واژه «منظر» و پژوهش مدام برای تعریف آن، بر دشواری بیان ارتباط و پیوند میان اشیا و اُبژه ها صحه می گذارد.
توجه به این روابط در بطن تجربه منظر است که بر یک نگاه استوار است. این نگاه تنها بخشی از فضای متراکم را در مقیاس دید می سازد. در این مقیاس عناصر در وحدتی قرار دارند که اغلب به صورت بخشی نیز قابل مشاهده هستند. بنابراین منظر، فرضیه ای بصری در ارتباط با مکان و محیط اطراف ماست. منظر، نادیدنی ها را بیش از دیدنی ها پوشش می دهد؛ یک بازی دایمی میان پیدا و پنهان، حقیقی و خیالی؛ بازی تخیل با روشی خاص و ابزاری برای پرده برداری از منظر و نه تعریف آن. هیچ تجربه ای بدون مبنای نظری پدید نمی آید و بالعکس : ساماندهی مکان ها با درنظر گرفتن مرز میان واقعیت و صورت روشی آشکار در پروژه های برنارد لاسوس است؛ او روشی را پدید آورده که منظر را در حسی واقعیت گرا به گونه ای خاص تجربه و پیش بینی می کند. این مقاله به بررسی روند نظری وی می پردازد.
هدف اصلی این مقاله بررسی اعتبار نظام های ارزی اتخاذ شده در دو دسته از کشورهای با نظام پولی لنگرگاه ارزی و هدف گذاری تورمی طی سال های 2010-1999 می باشد. برای این منظور دو نظام ارزی تثبیت شده و شناور به عنوان نظام های ارزی مشترک در دو گروه از کشورها در نظر گرفته شده و با بهره گیری از مدل های دوره ای، احتمال بقا و ریسک هر یک از نظام های ارزی محاسبه شده است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که نظام ارزی شناور در مقایسه با نظام ارزی تثبیت شده در هر دو گروه از کشورهای مورد مطالعه، ریسک کم تر و احتمال بقای بیش تری بوده و میزان احتمال بقا برای نظام ارزی شناور در کشورهای گروه دوم (کشورهای با نظام پولی هدف گذاری تورمی) نسبت به کشورهای با نظام پولی لنگرگاه ارزی بیشتر می باشد.
ﻫﺪف این مقاله بررسی رابطه علی بین انتشار سرانه دی اکسید کربن، سرانه مصرف انرژی، سرانه تولید ناخالص داخلی، آزاد سازی تجاری، توسعه مالی و جمعیت شهری در ایران برای دوره (1355-1394) است. از این رو با استفاده از آزمون هم انباشگی کرانه ها به بررسی رابطه ﺑﻠﻨﺪﻣﺪت بین متغیرهای فوق ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺷﺪه است. ﻧﺘﺎﯾﺞ نشان می دهد که کشش انتشار سرانه دی اکسید کربن نسبت به سرانه تولید خالص داخلی، آزاد سازی تجاری، سرانه مصرف انرژی و جمعیت شهری مثبت و نسبت به شاخص توسعه مالی منفی است. به علاوه، در این مقاله رابطه علی بین متغیرها مدل را با استفاده از الگوی تصحیح خطای برداری بر اساس آزمون علیت گرنجر بررسی شده است. نتایج آزمون علی نشان می دهد که یک رابطه علی دو طرفه از سرانه تولید ناخالص داخلی و توسعه مالی و رابطه علی یک طرفه از آزاد سازی تجاری، سرانه مصرف انرژی، شهر نشینی به انتشار سرانه دی اکسیدکربن وجود دارد.