سیاهه سنجش اثربخشی یادگیری دانشگاهی(CLEI) ابزاری جدید جهت تعیین متغیرهای فردی تاثیرگذار بر موفقیت تحصیلی دانشجویان است که بر اساس رویکردهای تجربی حول یک مدل مفهومی ساخته شده است. هدف از این پژوهش بررسی روایی و پایایی پرسشنامه یCLEI (کیم،2008) در جامعه ی دانشجویی ایران است. این ابزار بر اساس مدل مفهومی دارای شش مقیاس مستقل ولی مرتبط با هم است. پرسشنامه ها بر روی یک نمونه ی 400 نفری از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول اجرا شدند. شاخص های روانسنجی با روش آماری متناسب با آن تعیین گردید. ضرایب آلفا در مقیاس های ششگانه بین 66/0 و 84/0 محاسبه شد. نتایج تحلیل عامل اکتشافی و تاییدی موید آن است که ساختار پرسشنامه برازش قابل قبولی با داده ها دارد و کلیه ی شاخص های نیکویی برازش، مدل شش مقیاسی را تایید می کنند. با توجه به شاخص های روانسنجی محاسبه شده، این ابزار می تواند توسط مشاوران و راهنمایان تحصیلی برای تعیین نقاط قوت و ضعف یادگیری دانشجویان به کار گرفته شود.
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی در ارتقاء تئوری ذهن و سنجش پایداری اثر حاصل از این آموزش بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانش آموزان دختر و پسر مدارس راهنمایی دولتی و غیرانتفاعی شهر اردبیل در سال تحصیلی 89 بود. برای انجام این پژوهش 600 نفر (300 دختر و 300 پسر) از دانش آموزان دختر و پسر پایه های اول، دوم و سوم راهنمایی از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. با استفاده از مقیاس پرخاشگری گزینش همسالان گریک و گروت پیتر (1995) و نیز آزمون پرخاشگری مبتنی بر ملاک های چهارمین راهنمای تجدیدنظر شده آماری و تشخیصی اختلالات روانی (DSM IV-TR) (2003)، 80 نفر دانش آموز پرخاشگر (36 دختر و 44 پسر) انتخاب شد. تکالیف تئوری ذهن پیشرفته هپی (2003) برای همة دانش آموزان پرخاشگر اجراء شد و سپس از طریق جایگزینی تصادفی، آزمودنی ها به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. برنامه آموزش مهارت های اجتماعی در طی 10 جلسه آموزش هر جلسه 5/1 ساعت برای گروه آزمایش اجرا شد امّا گروه کنترل مبنای مقایسه قرار گرفت و آموزش دریافت نکرد. بعد از اتمام برنامه آموزش، تکالیف تئوری ذهن به عنوان پس آزمون اول برای هر دو گروه اجرا شد و به منظور سنجش پایداری اثر آموزش مهارت های اجتماعی 20 روز بعد از اجرای پس آزمون اول، تکالیف تئوری ذهن به عنوان پس آزمون دوّم اجراء شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس دوطرفه با اندازه گیری مکرر روی یک عامل و تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت نتایج نشان داد که آموزش مهارت های اجتماعی، تئوری ذهن دانش آموزان پرخاشگر گروه آزمایش را به طور معناداری در مقایسه با گروه کنترل ارتقاء داد و نیز این آموزش بعد از 20 روز از پایداری اثر مناسبی برخوردار بود.
هدف اساسی این تحقیق، بررسی ارتباط سبک های هویت و جهت گیری مذهبی با سلامت عمومی دانشجویان بود. گروه نمونه مورد مطالعه ( 325=N ) به روش تصادفی چند مرحله ای و طبقه ای انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه 28 ماده ای سلامت عمومی گلدبرگ، پرسشنامه سبک های هویت برزونسکی و آزمون جهت گیری مذهبی آلپورت بود. تحلیل داده ها نشان داد که بین هویت اطلاعاتی (05/0p<) و جهت گیری مذهبی بیرونی (01/0p<) با نشانه های کژکاری اجتماعی به طور همزمان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. در عین حال، بین هویت هنجاری و نشانه های جسمانی رابطه مثبت و معنادار مشاهده شد (05/0p<). یافته های این مطالعه گویای این است که مذهب و هویت به عنوان دو مؤلفه مهم از زندگی شخصی و اجتماعی می توانند برخی جنبه های زندگی جسمانی و روان شناختی افراد را تحت تأثیر قرار دهند و براساس آن ها می توان سلامت روانی و جسمانی را پیش بینی کرد. بنابراین، توجه به نحوه شکل گیری و رشد آن ها اهمیت فراوانی دارد.
از آن جا که زنان همواره به عنوان مقصد اصلی سیاست های جمعیتی می باشند، این تحقیق به تبیین سبک زندگی امروزی زنان پرداخته و تأثیر آن را در میزان فرزندآوری آن ها بررسی کرده و با توجه به نظرات آنتونی گیدنز که سبک زندگی را طیفی از عملکردها، نگرش ها، رفتارها، بینش ها، سلایق و فعالیت های روزمره می داند و تلفیق آن با تئوری های انگیزش به ویژه انتقال دوم جمعیتی با رویکرد تحلیل سطح فردی به ارائه ی مدل پرداخته است، پژوهش حاضر از نظر هدف، یک تحقیق کاربردی و از نظر شیوه ی جمع آوری اطلاعات، توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق زنان 15 تا 45 سال شهر قزوین هستند و حجم نمونه نیز 400 نفر است که از طریق پرسش نامه محقق ساخته، اطلاعات جمع آوری شده، پایایی پرسش نامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و روایی محتوایی پرسش نامه با استفاده از ضریب لاوشه مورد تأیید قرار گرفت. جهت بررسی فرضیات نیز از روش های همبستگی و رگرسیون استفاده شد. یافته های این تحقیق نشان می دهند که سبک زندگی زنان امروزی در جهت دستیابی به وسایل لازم برای محقق ساختن خویشتن است که این مقصد با کنش فرزندآوری در تعارض است. بنابراین زنان سعی می کنند به طور اصولی، نابرابری های موجود را به میزان دلخواه تغییر دهند. لذا همان گونه که یافته های این تحقیق نشان می دهد، بیشترین تأثیر تمایل کم فرزندآوری در زنان در دو مؤلفه ی گرایش و تغییر وضعیت سیاسی و اجتماعی خود را نشان می دهند. در این زمینه می توان با بهره مند شدن از روش های تغییر بینش، گرایش و رفتار و تلاش در جهت استحکام وضعیت حقوقی و اجتماعی زنان، آنان را با سیاست های جدید جمعیتی کشور همراه ساخت.
پژوهش حاضر در راستای تعیین نقش واسطه ای سبک های خودتنظیمی هیجان ( شامل سبک های پنهان کار، تحمل و سازگار) در رابطه بین بهزیستی مدرسه (شامل شرایط مدرسه، روابط اجتماعی در مدرسه و راه های خودکامروایی) و نشاط ذهنی دانش آموزان انجام گرفته و برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش همبستگی استفاده شده است. شرکت کنندگان پژوهش 284 دانش آموز (138 دختر و 146 پسر) دوره متوسطه اول شهرستان جهرم بودند که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. به منظور سنجش متغیرهای پژوهش، پرسشنامه بهزیستی مدرسه (کانیو و ریمپلا، 2002)، پرسشنامه سبک های عاطفی (هافمن و کاشدان، 2010) و مقیاس نشاط ذهنی (ریان و فردریک، 1997) به کار گرفته شد. داده ها با روش آماری تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار AMOS تجزیه وتحلیل گردید. نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. یافته های حاصل از بررسی فرضیه های پژوهش نشانگر آن بود که روابط اجتماعی در مدرسه ، هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم ( از طریق افزایش سبک سازگار خودتنظیمی هیجان) نشاط ذهن ی دانش آموزان را افزایش می ده د. راه های خودکامروای ی از طریق کاهش سبک پنهان ک ار خودتنظیمی هیجان، منجر به افزایش نشاط ذهنی دانش آموزان می شود. شرایط مدرسه اثر مستقیم و مثبت بر نشاط ذهنی دانش آموزان داشت. به طورکلی، نتایج پژوهش حاضر شواهدی را برای نقش واسطه ای سبک های خودتنظیمی هیجان در رابطه بین بهزیستی مدرسه و نشاط ذهنی دانش آموزان فراهم آورد
گسترش شهرنشینی و شکل گیری نیازهای جدید، برنامه ریزی را از نگاهی فیزیکی- کالبدی به سمت توجه بر جنبه های اجتماعی زندگی شهری معطوف نموده است. تحت تأثیر این نیازها و آگاهی های جدید مفاهیم نوینی در قلمرو برنامه ریزی و توسعه شهری مطرح شده است. سرمایه اجتماعی یکی از موضوعاتی است که ایجاد، حفظ و غنا بخشی به آن از اهداف اصلی توسعه شهری پایدار به شمار می رود. مقاله پیش رو بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و کیفیت محیط شهری در بابلسر را مورد توجه قرار داده است. برای سنجش سرمایه اجتماعی از 6 مؤلفه و 20 گویه و برای کیفیت محیط از 7 مؤلفه و 26 گویه استفاده شده است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی مبتنی بر استفاده از پرسشنامه است. حجم نمونه 310 نفر از سرپرستان خانوارهای شهری است. برای سنجش و ارزیابی متغیرهای مورد مطالعه از نرم افزار SPSS و روش های آماری t تک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که از دید جامعه نمونه، سرمایه اجتماعی در شهر بابلسر از نظر امنیت اجتماعی، تعامل پذیری، هنجارگرایی و مسئولیت پذیری در وضعیت مطلوبی قرار دارد. همچنین رابطه مستقیم و معناداری در سطح 0.01 اطمینان میان دو متغیر سرمایه اجتماعی و کیفیت محیط وجود دارد، به طوری که در حدود 46 درصد از تغییرات مربوط به کیفیت محیط توسط مؤلفه های سرمایه اجتماعی تبیین می شود. افزایش میزان سرمایه اجتماعی به خصوص در شکل بین گروهی آن، با افزایش کیفیت محیط، توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و دیگر پیامدهای مثبت همراه است.
اطلاعات حسابداری با کیفیت، شرط لازم برای کارکرد سالم بازارهای سرمایه و به طور کلی اقتصاد می باشد و اهمیت زیادی برای سرمایه گذاران، شرکت ها و تدوین کنندگان استانداردهای حسابداری دارد. با توجه به این موضوع، در این تحقیق، تأثیر کیفیت افشا بر رابطه ارزشی اقلام صورت های مالی بررسی شده است. به این منظور ابتدا رابطه ارزشی اقلام صورت های مالی و رابطه ارزشی ویژگی های کیفیت افشا با بازده آتی سهام مورد آزمون قرار گرفت. سپس، تأثیر کیفیت افشا بر رابطه بین اقلام صورت های مالی با بازده آتی سهام بررسی شد. جامعه آماری این تحقیق شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1383 تا 1391 می باشد. در روش تحقیق از تحلیل رگرسیون داده های ترکیبی ( مدل اثرات ثابت زمانی و مدل اثرات تصادفی زمانی) و نیز از آزمون والد استفاده شد. نتایج تحقیق حاکی از وجود رابطه معنی دار بین اقلام صورت های مالی (به استثنای سود عملیاتی و نسبت بدهی) و ویژگی های قابلیت اتکا و به موقع بودن اطلاعات مالی با بازده آتی سهام است. همچنین، نتایج نشان می دهد که امتیاز کیفیت افشا و اطلاع رسانی بر رابطه ارزشی اقلام صورت های مالی با بازده آتی سهام تأثیر معنی داری ندارد.
ادبیات، اعم از نثر و نظم همه آنها به صورت منسجم و یکدست نیستند، بلکه برخی در مرتبه عالی، برخی متوسط و بعضی نیز ضعیف اند و همین موضوع اندیشمندان سخن سنج را بر آن داشته است تا به نقد سره و ناسره آن بپردازند و نقد ادبی آن است که به ارزش و اعتبار آثار ادبی پرداخته شود و نیک و بد آن در معرض دید خوانندگان آن آثار قرار گیرد. با این بیان می توان فهمید که یک اثر ادبی، به ویژه شعر، آن است که منتقد با نگرش عمیق و دقیق، عبارات و مضامین آن را ارزیابی کند. در نقد ساختاری، اجزای یک سروده را نباید به صورت کیبعدی بررسی کرد، بلکه باید در مقوله های آوایی، لغوی و نحوی نیز تجزیه و تحلیل نمود و در بررسی آوایی به ساختار وزن، قافیه، ردیف و موسیقی کلام و معنی شعر نیز توجّه ویژه کرد. با این توصیف بررسی ساختار شعر، امکان پذیر نیست جز آنکه در پرتو تصویرهای خیالی انجام گیرد. شعر قیصر امین پور، شاعر دردآشنای پس از انقلاب نیز در همین راستا گام برمی دارد. ویژگی های شعر امین پور عبارتند از: ستایش و عشق، تصویرسازی های زیبا، مذهب اعتراض، غمگنانه بودن، تکرار و بازی با کلمات، به کارگیری تلمیحات، هنجارگریزی دستوری و واژگانی، نارسایی وزن و موسیقی، حشوگویی و سروده های سست و کم ارزش، ادبیات کودکانه، تتبع از شاعران دیگر، استفاده از واژه های عامیانه و بهره گیری از آرایه های شعری از قبیل: تشبیه، استعاره، جناس، پارادوکس یا تناقض نمایی، غلوّ، مراعات نظیر، ساختار آوایی، ترکیبات نو، تضاد، تمثیل و غیره.