تا حدود سال های 1300 خورشیدی مهر بجای امضای امروزی بکار می رفت و هر کس مهر شخصی خود را بر گردن می آویخت که قانونا زدن آن مهر پای هر کاغذی، سند رسمی به حساب می آمد. یکی از رایج ترین مهرها در روستاها، مهر خرمن بود. استفاده از مهر خرمن برای دست نیافتن دیگران به خرمن روستا متداول بوده. بدین صورت که هنگام برداشت خرمن و آماده شدن گندم شمش (گندم آماده) نماینده مالک یا ارباب به سر یکایک خرمن های روستا حاضرشده و با یک مهر چوبی خرمن ها را مهر می کرد که کسی شبانه به خرمن دست درازی نکند. مهرخرمن در ضمانت استحکام خود از پشتوانه قدرت نظام زمین داری برخوردار بود. در اینجا یک قانون نانوشته و به دفتر نیامده، عرف و سنت روایی یافته و در وجود شیئی متمرکز و متبلور شده بود. چنین بود که مهر بی آنکه چشم و گوش داشته باشد نگهبان بود و علاوه بر پشتوانه نظام حاکم، پشتوانه ایمانی جامعه را نیز با خود داشت. نقش ها و واژه های مقدس و متبرک بر روی انواع مهرها و بر روی مهرهای خرمن چنین کارکردی داشته اند. ساختمان مهر قطعه چوبی بود که بنا بر دلخواه مالک یا ارباب نام و یا شکلی به روی آن نقش می بست که این نام بایستی از چپ به راست نوشته می شد که هنگام مهر زدن از راست به چپ خوانده شود. من بسیار کوشیدم که انواعی از این مهرها را به دست آورم اما نتوانستم بیش از 5 مورد از این مهر را از نقاط گوناگون ایران بیابم. نکته قابل توجه این است که هر مالک به سلیقه خود سعی می کرد مهر زیبایی را برای روستای خود تهیه کند. در این مقاله از روش مردم نگاری استفاده شده است و علاوه بر مصاحبه با دو تن از مطلعان محلی و دانشگاهی از کتاب هایی که هرچند اندک به این موضوع پرداخته اند نیز استفاده شده است. واژگان کلیدی: مهرخرمن-اصلاحات ارضی-روستا-برکت-نظام ارباب رعیتی
مسأله شر از جمله مسائل مهم فلسفی است که همواره در میان اهل ادیان برای پاسخ به تعارض میان توحید مبدا صدور اشیاء، و وجود شرور در نظام وجود مطرح بوده است. از طرفی منکرین خداوند نیز برای مقابله با اهل ادیان از این مساله به عنوان دلیلی علیه وجود خداوند استفاده می کردند. بنابر این پاسخ به مساله شر ذهن هر متفکری را به خود مشغول کرده است. فلاسفه نیز در طول تاریخ پاسخ گویی به این مساله را از دغدغه های فکری خود دانسته اند و هر یک با توجه به دستگاه فکری خود در صدد حل آن بر آمده اند. یکی از دیدگاههای مطرح شده در این باره عدمی بودن شر است که فیلسوفان معانی مختلفی را از آن اراده کرده اند. از جمله افرادی که قائل به عدمی بودن شر شده اند ابن عربی در عرفان نظری و ملاصدرا در حکمت متعالیه هستند. همچنین اسپینوزا نیز به عنوان یکی از فیلسوفان یهودی قائل به عدمی بودن شر است، که هریک تلقی متفاوتی از عدمی بودن شر دارند. در این مقاله به بررسی و مقایسه دیدگاه این متفکران خواهیم پرداخت و تحلیلی در باب توانایی، یا عدم توانایی هر یک نسبت به حل مساله شر ارائه خواهیم کرد.
اختلاف میان دو بنگاه کشاورزی در تولید واقعی و تولید بالقوه. در تفاوت ظرفیت استفاده از دانش فنی نوین نهفته است. بر این اساس در مقاله حاضر اثر تغیراتت فنی و نهادی، به عنوان عناصری از دانش فنی، روی رشد تولید کشاورزی بررسی شده است. تغییر فنی موجب تغییر در چگونگی فوریت و فرصت های ممکن برای خانوارهای روستایی می شود.آثار تغیر فنی در خانوارهای روستایی متفاوت است و حتی امکان دارد باعث تحلیل رفتن اساس بقای زندگی تولید کننده کشاورزی شود. با استفاده از رویکرد تجربی مرز تصادفی"فن"، آثار ناشی از افزایش نهاده های فیزیکی و تغییرات فنی و نهادی روی رشد تولید کشاورزی محاسبه شده است. متوسط رشد سالانه تولید کشاورزی در ایران طی دوره 1338-76 برابر 4 درصد بوده است که نزدیک به 80 درصد آن به رشد عوامل فیزیکی و 20 درصد دیگر به رشد تغییرات فنی مربوط می شود که می تواند روی مالکیت عوامل و چگونگی بقای فعالیت های کشاورزی و فعالیت های مرتبط با آن تاثیر گذارد. این نتایج در مقایسه با چین (60 به 40) نشان می دهد که برای بالا بردن تولید قاعدتا سهم دانش فنی باید در کشاورزی افزایش یابد، چرا که افزایش بهره وری، وابسته به آن است.