امروزه، انتظارات و توقعات اکثر مردم از سازمان ها، قدم به خواسته های اجتماعی گذارده است؛ همین امر، سازمان ها را در راستای پاسخگویی به انتظارات اجتماعی، حرکت می دهد و بسیاری از پژوهشگران و صاحب نظران اجتماعی، بر اهمیت یادگیری در سازمان تأکید کرده ا ند. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر یادگیری سازمانی بر پاسخگویی اجتماعی مناطق شهرداری تهران می باشد. جامعه آماری مورد مطالعه، مناطق شهرداری 1، 6، 8 ، 19 و22 و نمونه آماری، 255 نفر از مدیران عالی و میانی (صف و ستاد) این سازمان می باشد. پایایی ابزار جمع آوری داده ها، با استفاده از روش آلفای کرونباخ، ارزیابی شد که میزان آن برابر با 98/0 برآورد گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون کلموگروف- اسمیرنوف، ضریب همبستگی پیرسون، آزمونF و آماره T از نرم افزار SPSS و لیزرل، استفاده شده است. از تحلیل عاملی تأییدی، برای بررسی روایی سازه پرسشنامه و از مدل سازی معادلات ساختاری برای آزمون فرضیه ها و برازش مدل مفهومی استفاده شد. براساس نتایج به دست آمده، بین یادگیری سازمانی و پاسخگویی اجتماعی، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و همچنین مقدار ضریب تعیین چندگانه (R2) نشان می دهد که متغیر یادگیری سازمانی، 69/0درصد از تغییرات متغیر مسئولیت اجتماعی (پاسخگویی اجتماعی) را پیش بینی کرده است.
همه ما در یک «محیط اطلاعاتی» زندگی میکنیم. از بُعد جغرافیایی این محیط شامل محیط اطلاعاتی جامعه عرب میباشد. مطالعه نشان میدهد که هیچ نظام مشخص و مدون اطلاعاتی در این محیط دیده نمیشود؛ از اطلاعات تولید شده، میزان آن، کیفیت و شکل آن ، اطلاعات کامل و صحیحی در دست نیست؛ پژوهشگران حوزههای مختلف شناسائی نشدهاند؛ موضوعات اساسی که باید برروی آنها پژوهش صورت پذیرد اولویتبندی نشده و زیرساختهای لازم برای تبادل اطلاعات فراهم نشدهاند. سیاستهای کلان ملی، منطقهای و بینالمللی در ارتباط با نظامهای اطلاعرسانی طراحی و طرحریزی نشدهاند و شبکة مناسبی برای ثبت و ضبط و تبادل اطلاعات به وجود نیامده است. در این مطالعه سعی شده است شمای کلی این محیط تحت مقولات فناوری، نیرویانسانی آموزشدیده و متخصص، زیرساختهای ارتباطی، مسایل مربوط به فرهنگ و توسعة فرهنگی، عوامل درون محیطی و برون محیطی، مسایل مربوط به بومیکردن و درونیکردن شبکهها، ارتباط دانشگاه با جامعه، آموزش و نظامهای اطلاعرسانی ترسیم شود.