این پژوهش به بررسی تأثیر هموارسازی سود بر ریسک غیر سیستماتیک در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. برای شناسایی شرکت های هموارساز سود، از الگوی ایکل (1981) استفاده شد. بدین ترتیب، در فرضیه اول این پژوهش، با استفاده از آزمون رگرسیون خطی ساده، به بررسی و شناسایی اثر هموارسازی سود بر ریسک غیرسیستماتیک شرکت ها پرداخته شد. در ادامه، رابطه بین عوامل مؤثر بر رفتار هموارسازی سود بر ریسک غیر سیستماتیک شرکت ها با آزمون رگرسیون چندگانه خطی بررسی شد. همچنین، در فرضیه های دوم تا ششم، اندازه شرکت، نسبت نقدینگی، نسبت بدهی، تغییرپذیری سود و نوع صنعت، به عنوان متغیرهای مستقل و ریسک غیر سیستماتیک به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد. در این پژوهش، تعداد مشاهدات مورد استفاده برای یک دوره زمانی 10 ساله (1390-1381)، به 650 سال شرکت رسید. نتایج پژوهش بیانگر این بود که هموارسازی سود باعث کاهش ریسک غیرسیستماتیک شرکت ها می شود و اندازه شرکت، نسبت نقدینگی، نسبت بدهی، تغییرپذیری سود، نوع صنعت با ریسک غیر سیستماتیک رابطه معناداری دارند.
تا کنون چندین تصحیح از دیوان منوچهری دامغانی در ایران و خارج از ایران انجام گرفته است. از میان این تصحیحات، تصحیح دکتر محمد دبیرسیاقی شناخته شده ترین و معتبرترین تصحیح از دیوان منوچهری است. اما این تصحیح نیز دچار اشکالات فراوانی است. نوشتة پیش رو، چنانکه از عنوان آن نیز برمی آید، نقدی است بر روشی که مصحح در تصحیح دیوان منوچهری دامغانی در پیش گرفته است. در این نقد، به 4 مقوله پرداخته شده است؛ 1. نحوه گزینش، معرفی و به کارگیریِ نسخ؛ 2. روش تصحیح متن؛ 3. ویرایش هایی که در چاپ های بعدی انجام گرفته است؛ و 4. چگونگی گزینش بیت های اصلی و الحاقیِ منوچهری. هم زمان با بررسی این 4 مقوله، بیت هایی از دیوان نیز تصحیح مجدد شده است. در این تصحیحات، معمولاً جز دستنویس های این چاپ، از دستنویس های دیگری نیز استفاده شده که بعضی، به لحاظ قدمت، کهن تر از دستنویس های استفاده شده در چاپ دکتر دبیرسیاقی هستند و بعضی دیگر نیز معتبرتر.
مطالعه نظریه هکشر- اوهلین برای کشورهایی که به دنبال مزیت های نسبی هستند، مهم است. ایران در راه توسعه روابط تجاری با کشور آلمان، نیازمند الگویی مناسب برای تولید و صادرات کالاها و نیز واردات مواد و کالاهای موردنیاز است. بدین منظور، تأثیر وفور نسبی نیروی کار و سرمایه بر صادرات دو کشور ایران و آلمان، در قالب یک مدل تعادل عمومی قابل محاسبه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد در بین بخش های کشاورزی، صنعت و معدن، خدمات و نفت و گاز که بیانگر بخش های صادرات نفتی و غیرنفتی در اقتصاد ایران و آلمان می باشند؛ صادرات بخش های خدمات و صنعت و معدن، به ترتیب بیشترین تأثیر را بر رشد اقتصادی دو کشور دارد.بر این اساس، برای تسریع رشد اقتصادی دو کشور باید صادرات غیرنفتی (صنعتی و خدماتی) مورد توجه سیاست گذاران قرار گیرد.
هدف از پژوهش حاضر مقایسه محیط آموزشی-یادگیری و منبع کنترل تحصیلی در دانش آموزان مدارس تیزهوشان، نمونه دولتی و شاهد بود. این پژوهش از نوع مطالعات همبستگی بود که در یک نمونه 506 نفری که به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند، انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های اندازه گیری محیط آموزشی-یادگیری و منبع کنترل تحصیلی جمع آوری و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک راهه و تی مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که فقط در بعد ادراک دانش آموز از یادگیری بین دانش آموزان تیزهوشان و شاهد (به نفع مدارس شاهد) تفاوت معنی دار وجود داشت و در مابقی ابعاد محیط آموزشی-یادگیری و همچنین منبع کنترل تحصیلی هیچ تفاوتی بین این سه مدرسه وجود نداشت. بر اساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت که مدارس تیزهوشانهیچ تفاوتی نتوانسته است در محیط آموزشی-یادگیری و منبع کنترل تحصیلی دانش آموزان ایجاد کند.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی چگونگی فرهنگ روابط معلمان با همکاران، والدین و دانش آموزان در مدارس روستایی و چندپایه استان لرستان انجام گرفت. روش پژوهش، کیفی و از نوع توصیفی- قوم نگاری بوده است؛ نمونه بررسی شده معلمان ابتدایی مدارس چندپایه استان لرستان است که با روش نمونه گیری هدفمند و براساس اشباع نظری داده ها، 14 معلم انتخاب شد و با ابزارهای مشاهده مشارکتی و مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته داده ها جمع آوری شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها تحلیل محتوا انجام گرفت. یافته ها نشان داد معلمان دارای فرهنگ ارتباط مثبت و انتقادشده در ارتباط با همکاران، والدین و دانش آموزان بودند. فرهنگ ارتباط و مشارکت معلمان در ارتباط با همکاران، والدین و دانش آموزان باتوجه به شرایط محیط، سطح سواد و توقع همکاران، والدین و دانش آموزان متفاوت بود. از روابط مثبت می توان به به کارگرفتن اصول روابطکلامی و روابط غیرکلامی برای انتقال مفهوم درسی به دانش آموزان، اجرای جلسه های توجیهی برای والدین، ارتباط همراه با ادب و احترام، از روابط فرهنگی انتقادشده، می توان به بدخواهی و بدبینی معلمان نسبت به یکدیگر، حس رقابت منفی، بی تفاوتی و استفاده نکردن از فکر و ایده های یکدیگر در بین معلمان هم پایه، اهمیت دانش آموزان بعد از مواد درسی، گوش ندادن به صدای دانش آموزان، توقعات نابه جا والدین و بخشنامه ای بودن ارتباطات نام برد. نتایج مطالعه حاضر برای شناسایی تفاوت های فرهنگی و اقدامات لازم با توجه به شرایط کلاس های چندپایه در نظام آموزشی مفید و کارآمد است.