هدف ازاین پژوهش ،بررسی نگرش صاحب نظران ،پژوهشگران ومدیران حوزه ی ورزش پیرامون ساختار وتشکیلات جدید ورزش دانش آموزی بوده است. بدین منظور پرسشنامه ی دست سازی تهیه وبین 235 نفر از استادان دانشگاه دررشته ی تربیت بدنی ،مدیران بخش های مختلف حوزه ی ورزش ،مدیران ستادی وزارت آموزش وپرورش توزیع شد که 187 نفر آنها‹69 نفر خانم و118 نفرآقا› آن راتکمیل وبه پژوهشگر بازگرداندند. با استفاده از روش های آماری توصیفی واستنباطی ،اطلاعات به دست آمده از پرسشنامه بررسی گردید ونتایج زیر حاصل شد: - سه ساختار تشکیلاتی پیشنهادی برای حوزه ی ستادی تربیت بدنی وزارت آموزش پرورش عبارتند از :الف) معاون ورزش دانش آموزی با زیر مجموعه ی سه اداره ی کل ورزش مدارس ابتدایی ،راهنمایی ومتوسطه وپیش دانشگاهی، ب) معاون ورزش دانش آموزی با زیر مجموعه ی دو اداره ی کل ورزش دانش آموزی دختر وپسر،ج) سازمان ورزش دانش آموزی ؛- زنان پاسخ دهنده براین باورند که تفکیک اداره ی کل تربیت بدنی پیشین به دو اداره ی کل تربیت بدنی پسران ودختران موجب دخالت بیشتر واعمال نظرگسترده تر معاونین پرورشی در همه ی سطوح بربرنامه های ورزشی می شود؛- بیشتر آقایان معتقدند تفکیک مذکور به سود ورزش دانش آموزی ودر نهایت به سود ورزش کشور تمام نخواهد شد.
شبکه های اجتماعی مجازی ازجمله امور نوپدیدی است که بر ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی افراد در سطح بین الملل تأثیرگذار بوده و در آینده نقش به مراتب مهم تری خواهد داشت. از یکسو با استناد به ادله حرمت استفاده از کتب ضالّه، حرمت اشاعه فحشا و کذب، حرمت افساد فی الارض، قاعده نفی سبیل و قاعده وجوب دفع ضرر محتمل می توان به حرمت استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی حکم کرد؛ اما در مقابل با رد ادله حرمت و استناد به ادله دال بر ضرورت اهتمام به امور مسلمین، ضرورت امربه معروف و نهی ازمنکر و قاعده نفی عسروحرج، به حلیت و جواز استفاده از شبکه های اجتماعی می شود حکم کرد. در این پژوهش با تحلیل دقیق ادله و سیر در منابع فقهی دانسته شد که فضای مجازی در واقع ابزار و بستری است با قابلیت استفاده سودمند و زیانبار که امکان استفاده زیانبار از آن موجب ممنوعیت استفاده از آن به طورکلی نیست. همچنین استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی فی نفسه مجاز است، خصوصاً بر کسانی که توانایی استفاده صحیح از این ابزار کارآمد را دارند، واجب است که از این بستر برای تحکیم، تبلیغ و ترویج معارف دینی و ارزش های انقلاب اسلامی استفاده نمایند؛ ولیکن اگر استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی موجب اضلال، اشاعه فحشا و کذب، القای در مفسده یا تقویت دشمنان اسلام گردد، استفاده از آن جایز نبوده و حکومت اسلامی موظف به رصد و فیلتر کردن هدفمند آنهاست.
اضطراب امتحان نوعی اضطراب موقعیتی(هراس خاص) است که می تواند تاثیر منفی بر روند کیفیت زندگی فرد بگذارد. هدف از این پژوهش بررسی مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و هیپنوتیزم درمانی شناختی رفتاری بر کاهش علایم اضطراب و بهبود کیفیت زندگی دانش آموزان دارای اضطراب امتحان بود. یعنی یک مطالعه تجربی(آزمایشی کامل) از نوع پیش آزمون، پس آزمون و دوره پیگیری سه ماهه به کار رفته که از بین دانش آموزان دوره متوسطه اول بخش چنارشاهیجان از توابع استان فارس50 نفر دارای اختلال اضطراب امتحان به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی قرار گرفته و ابزار جمع آوری داده ها، یکی پرسشنامه اضطراب امتحان فریدمن و جاکوب(1997) و دیگری پرسشنامه فرم کوتاه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی [1] (2000)بود. پروتکول درمانی در یکی از گروه ها استفاده از تکنیک های درمان شناختی رفتاری و در گروه دیگر همان تکنیک ها در حالت خلسه هیپنوتیزمی در مدت10 جلسه یک و نیم ساعته هفتگی بود. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و آزمون های تعقیبی مربوطه از طریق نرم افزار کامپیوتری(Spss22) تجزیه و تحلیل گشته است. نتایج یافته ها نشان داد که هر دو مداخله روان شناختی در پس آزمون و پیگیری منجر به کاهش علایم اضطراب امتحان دانش آموزان در سه بعد تحقیر اجتماعی، خطای شناختی و تنیدگی گشته و کیفیت زندگی آنها را بهبود بخشیده است. بنابراین هرچند هر دو شیوه شناختی رفتاری و هیپنوتراپی شناختی رفتاری می توانند مداخله ای موثر در کاهش اضطراب امتحان و افزایش کیفیت زندگی دانش آموزان باشند. اما روش هیپنوتیزم درمانی شناختی رفتاری بسیار کاراتر از روش شناختی رفتاری بوده و در مقایسه باعث تغییرات معنادارتری( 0001/ p< ) در پس آزمون و پیگیری هر دو متغیر گردیده است. لذا این روش می تواند در آینده بخشی از درمان اضطراب بوده و در ارتقاء کیفیت زندگی چنین افرادی نیز موثر باشد.<br /> <br clear="all" /><br /> <br /> 3. World Health Organization (WHO)