از جمله دغدغه های مهم، حمل ایمن سلاح و مهمات در سطح ناجا است؛ زیرا کم ترین بی توجهی به آن عواقب بسیار خطرناک به دنبال دارد. به همین منظور توجه به حمل این اقلام ضروری است تا اطمینان حاصل شود که ایمنی انسان ها و حفظ سلامت آنها و اقلام، تأمین می گردد. مهم ترین وظیفه به هنگام حمل اقلام تسلیحاتی، حفظ سلامتی کارکنان است. هرگونه سهل انگاری در این وظیفه خطیر باعث از بین رفتن سرمایه های انسانی سازمان می گردد که جبران آن هزینه های مادی و معنوی بسیاری را در بر خواهد داشت. ایمن ساختن حمل ونقل و جابه جایی این اقلام همواره ذهن مدیران و فرماندهان را مشغول ساخته است و مدیران در تلاش بوده اند تا با توجه به حساسیت فوق العاده موضوع، ایمن ترین وسیله حمل ونقل را انتخاب نمایند. هدف از این پژوهش، تعیین معیارهای مؤثر در ایمنی خودرو های حمل سلاح و مهمات ناجا است. این پژوهش با استفاده از استانداردهای مرکز دفاعی ایران و نیز با استفاده از نظرات کارشناسان سلاح و مهمات ناجا به صورت مصاحبه حضوری هدفمند تهیه شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که چهار معیار فاکتور های محیطی، بسته بندی، وسیله نقلیه و فاکتور های انسانی در ارتقای ایمنی نقش دارند.
هدف از انجامِ این پژوهش، بررسی و نقدِ آرایِ پیشین در پیوند با تمایزِ میانِ زبان و گویش و بررسیِ وضعیتِ گونه گیلکی از دو دیدگاه زبان شناختی و غیرِ زبان شناختی است. داده های این پژوهشِ کیفی، بر پایه شمِّ زبانیِ نگارنده و در صورتِ لزوم، با مراجعه به سخن گویان بیشتر و منابعِ مکتوبِ گیلکی گردآوری شده اند. نخست، نشان دادیم که هیچ گونه اجماعی بین زبان شناسان در مورد معیارهایی که بتوان بر اساس آن ها وضعیت گونه های زبانی را تعیین کرد وجود ندارد و معیارهای پیشینِ مطرح شده دچار اشکال های اساسی هستند. سپس، استدلال کردیم که با توجه به شرایط حاکم زبانی، اجتماعی، سیاسی و با توجه به کارکرد گیلکی در جامعه زبانی ایران، این گونه زبانی از منظر غیر زبان شناختی گویش محسوب می شود؛ اما از منظر زبانشناختی، گیلگی زبان است، زیرا تفاوت های متعدد آوایی، صرفی، نحوی و معنی شناختی/ کاربردشناختی بین گیلکی اشکورات و فارسی معیار و حتی در مواردی بین گونه های مختلف گیلکی وجود دارد و این تفاوت ها سبب می گردد که فارسی زبانان قادر به فهم سخنگویان گیلکی اشکورات نباشند. بنابراین، یافته های حاصل از بررسی وضعیت یک گونه زبانی از منظرهای متفاوت ضروتاً یک دیگر را تأیید نمی کنند و می توانند در تعارض با یک دیگر باشند.
مسأله اسماء و صفات خدا یکی از بنیادی ترین مسایل مطرح در متون مقدس ادیان آسمانی، حکماء و متکلمان الاهی بوده است. قرآن کریم و روایات اسلامی نیز فراوان این مساله و مسائل مرتبط با آن را مطرح کرده است. در میان مکاتب مختلف کلام اسلامی، معتزله و شیعه، سهم به سزایی را در بسط معنایی و مفهومی اسماء و صفات الاهی ایفا نموده اند. قدرت الاهی به همراه شش صفت علم، اراده، حیات، سمع، بصر و کلام، از برجسته ترین صفات خداوند به شمار آمده و از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است. سوال تحقیق این است که: که قدرت الاهی یعنی چه و دلایل اثبات کدامند؟ و قلمرو آن تا کجاست؟ پژوهش حاضر در صدد است با اتکا به منابع اصیل کلامی و فلسفی و با روش توصیفی-تحلیلی، به این پرسش پاسخ دهد. به نظر می رسد قدرت الاهی به معنای علم، اختیار و اراده خدا برای آفریدن و یا نیافریدن است و در این مقاله این موضوع با استناد به برخی آیات قرآن کریم و هم چنین دلایل عقلی کلامی مانند حدوث جهان توسط خدا، اتقان صنع و فطرت اثبات شده است.
هدف این پژوهش، پیش بینی ابعاد خودکارآمدی (تحصیلی، اجتماعی و عاطفی) دانش آموزان بر اساس سرمایه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خانواده است. بدین منظور، 398 نفر از دانش آموزان مقطع متوسطه شهر شیراز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار سنجش ابعاد خودکارآمدی ، مقیاس خودکارآمدی موریس و ابزار سنجش سرمایه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، مقیاس های محقق ساخته است. برای تعیین روایی همه ابزار ها از روایی سازه و روش آماری تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شده و پایایی آن ها با استفاده از ضرایب آلفا ی کرونباخ و کودر ریچاردسون محاسبه شده است. در این پژوهش که از نوع همبستگی است، داده ها با استفاده از روش آماری رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان تجزیه و تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد کالای فرهنگی، خودکارآمدی تحصیلی را و رفتارهای فرهنگی، خودکارآمدی اجتماعی را به طور مثبت و معناداری می توانند پیش بینی کنند. و کالای فرهنگی و رفتارهای فرهنگی به طور مثبت و معنادار و اعتماد به صورت منفی و معناداری می توانند خودکارآمدی عاطفی را پیش بینی کنند. نتیجه گیری اساسی پژوهش حاضر این است که والدین و مدرسه ها با افزایش میزان کالای فرهنگی به عنوان بعدی از سرمایه فرهنگی، خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان را می توانند افزایش دهند. خانواده ها و مدارس با تشویق رفتارهای فرهنگی، به خودکارآمدی اجتماعی دانش آموزان می توانند کمک کنند و با افزایش دسترسی دانش آموزان به کالاهای فرهنگی و تشویق آنان به انجام رفتارهای فرهنگی، خودکارآمدی عاطفی آنان را می توانند ارتقاء بخشند.
دیوارنگاره ها نوعی گرافیک محیطی منظرساز هستند که علاوه بر زیباسازی و تلطیف محیط، نقش مؤثری در شکل دهی هویت بصری شهر دارند و به دلیل ویژگی های ساختاری به طور گسترده در محیط ایستگاه های مترو استفاده می شوند. محیط مترو یکی از پرترددترین محیط ها در زندگی مدرن شهری است که تأثیر به سزایی در تغییرات فرهنگی و هویتی جامعه ایفا می کند. ارزیابی نقش و جایگاه گرافیک محیطی به عنوان رسانه ای قدرتمند در شکل دهی و اثرگذاری بر هویت بصری شهر و همچنین بررسی نقش آن در احیای فرهنگ، هنر و هویت ملی و بومی با تجزیه و تحلیل بخشی از آثار گرافیک محیطی مترو تهران شامل تعدادی از دیوارنگاره های ایستگاه ها، ازجمله اهداف اصلی پژوهش حاضر به شمار می رود. تجزیه و تحلیل کمّی هفتاد دیوارنگاره از منظر ابعاد مختلف هویت ملی و ارزیابی این آثار ازنظر چگونگی بازنمایی ارکان تشکیل دهنده بعد فرهنگی هویت ملی و درنهایت تجزیه و تحلیل کمّی و کیفی این آثار ازنظر محتوایی و ساختاری، شیوه های پژوهشی مقاله حاضر محسوب می شوند. اطلاعات بخش نظری تحقیق به روش کتابخانه ای و با استفاده از مدارک و اطلاعات موجود و داده های بخش تحلیلی پژوهش به روش میدانی و با استفاده از ابزار مشاهده، گردآوری شده است.