تفکر قوه ای از استعدادهای ذاتی بشر است که به وی توانایی می دهد پیرامون مسائل گوناگون بیندیشد و، با یاری آن، حقایق را تا حدودی که برایش مقدور است کشف کند. فرد متفکر می تواند، درباره هر موضوعی، منطقی بیندیشد و بینایی درونی را چراغ هدایت خویش قرار دهد. بنابراین ضرورت تفکر برای بینایی بخشیدن به انسان ها امری مشهود است و تفکر برای کودکان نابینا فرایندی بیناست که به سوی دست یابی به دنیایی شفاف تر و روشن تر و شناخت بهتر، دقیق تر، و عقلانی تر تعریف شدنی است.
هدف از نگارش مقاله حاضر تقویت تصویرسازی ذهنی، تحقق پرورش تفکر، و رسیدن به فرایند تأمل محوری در کودکان نابیناست که برای دست یابی به آن اجرای برنامه فلسفه برای کودکان در مدارس نابینایان مد نظر است. این برنامه طرحی برای آموزش درست اندیشیدن، استدلال کردن، و مهارت تفکر به کودکان است و شامل چند عنصر اساسی (حلقه کندوکاو، کتاب های درسی داستانی، و معلمان تغییرنقش داده) است. در این رویکرد، نیازی به تعریف برنامه فلسفی جدیدی نیست، بلکه اجرای آن نیازمند تغییراتی متناسب با ویژگی های خاص این کودکان است.
مدیریت منابع انسانی، شاخه ای از علم مدیریت است که ضمن ایجاد روابط با کارکنان، بین همه سیاست ها، تصمیم ها و فعالیت های سازمان ارتباط برقرار می کند. محور روابط بین کارکنان و کارفرمایان، توجه به جبران خدمات آنها است که نقش اصلی را در سازمان دارد. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی عوامل سازمانی مؤثر بر جبران خدمات پزشکان متخصص شاغل در بیمارستان های دولتی شهر تهران بود. جبران خدمات پزشکان، بر اساس نظریه های انگیزشی و هزینه زندگی و سایر ادبیات مرتبط با مؤلفه های سازمانی مورد سنجش قرار گرفت. روش اجرای پژوهش حاضر، توصیفی- پیمایشی و جامعه آماری آن، بیمارستان های دولتی شهر تهران بود. برای گردآوری داده ها و سنجش مؤلفه های جبران خدمات، پرسشنامه ای با قابلیت اعتماد 4/91 درصد ساخته شد. به منظور اندازه گیری روایی آن از معادلات ساختاری استفاده گردید. شاخص تناسب الگو، بیانگر مناسب بودن الگوی اندازه گیری مؤلفه های سازمانی جبران خدمات و چارچوب کلی سنجش آن، معنی دار و پذیرفتنی است. بر اساس نتایج پژوهش، بُعد سازمانی شناسایی شده، با جبران خدمات پزشکان رابطه مستقیم دارد. همچنین بر نقش مؤلفه های بُعد «سازمانی» به ویژه خط مشی های سازمان تأکید شده است. بر اساس یافته های پژوهش پیشنهاد گردید که مدیران و سیاست گذاران هنگام تصمیم گیری درباره جبران خدمات پزشکان، مؤلفه های مربوط به بُعد سازمانی را مورد توجه قرار دهند.
چکیده ناصرخسرو ازجمله شاعرانی است که به سبب نگاه ویژه و ایدئولوژی متفاوتش همواره مورد توجه دوستداران شعر کلاسیک فارسی بوده است. نگارندگان بر این باور هستند که آشنایی با نگرش ناصرخسرو و شناخت جهان شعری او از دریچه تحلیل زبانی آثار وی میسر است، ازاین رو در این گفتار به تحلیل دستوری سبکی افعال سی قصیدة آغازین دیوان ناصرخسرو پرداخته اند. پرسش هایی که این مقاله درصدد پاسخ دادن بدان هاست عبارت است از: افعال به کار رفته در قصاید ناصرخسرو دارای چه ویژگی های دستوری است؛ بسامد ویژگی های افعال در قصاید ناصرخسرو چه ارتباطی با دیدگاه و سبک وی دارد و تکرار این ویژگی ها نشان دهندة چیست. برای پاسخگویی به این پرسش ها افعال سی قصیدة نخست دیوان ناصرخسرو استخراج و ویژگی های دستوری آن ها توصیف شد؛ سپس اطلاعات به دست آمده به شیوه توصیفی تحلیلی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد بیشترین شخص به کاررفته در افعال قصاید، دوم شخص مفرد است که برخاسته از ماهیت تبلیغی شعر ناصرخسرو است. از نظر زمان، پرتکرارترین افعال فعل های زمان مضارع اخباری است که پیوند مستقیم شاعر با موضوع کلام را نشان می دهد. وجه غالب افعال قصاید، اخباری با صدای دستوری فعّال است که برخاسته از ماهیت تبلیغی و متعهد شعر ناصرخسرو است.