ایمنی و امنیت شهری از دیرباز تاکنون در برنامه ریزی سکونتگاه های شهری مورد توجه بوده و برنامه ریزان همواره در ساخت و طراحی مناطق شهری به این امر مهم توجه می کردند. همچنین کاهش میزان آسیب پذیری کاربری های شهری با بهره گیری از رویکردهای جدید مدیریت بحران از قبیل پدافند غیرعامل می تواند در ایجاد محیطی ایمن در شهرها و کاهش میزان خسارات مؤثر واقع شود و امروزه یکی از مهم ترین اهدافی است که مدیران شهری درصدد اجرای آن می باشند. شهر یاسوج در سلسله جبال زاگرس و در زون زاگرس چین خورده واقع شده و به علت قرار گرفتن در اطراف چین خوردگی ها، گسل های فعال و لرزه خیز ازجمله سه گسل مهم زاگرس، دنا و قطر- کازرون، در معرض وقوع مخاطرات متعدد ناشی از گسل های فعال (گسلش سطحی، زمین لغزش و سنگ ریزش، روان گرایی) قرار دارد. هدف پژوهش حاضر تحلیل مکانی خطرپذیری زیرساخت های حیاتی در شهر یاسوج می باشد که به لحاظ هدف؛ کاربردی- نظری بوده و بررسی در آن به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است. در آنالیز تحقیق پس از تعیین کاربری های منتخب و پیاده سازی مدل مکانی و ترکیبی ( FAHP-GIS )، وزن نهایی شاخص ها به دست آمده و سپس با استفاده از ابزار Distance حریم هم جواری هرکدام از لایه ها مشخص شد. در ادامه با استفاده از Fuzzy Overlay هم پوشانی لایه ها با Gamma 0.9 انجام گرفت. نتایج حاصل نشان می دهد که 11 کاربری یعنی 45.83 درصد زیرساخت ها در طیف خطرپذیری بالا قرار دارند، 6 کاربری یعنی 25 درصد زیرساخت ها در طیف نسبتاً خطرپذیر قرار دارند، 5 زیرساخت یعنی 20.83 درصد زیرساخت ها در طیف خطرپذیری متوسط قرار دارند، 2 زیرساخت یعنی 8.33 درصد زیرساخت ها در طیف خطرپذیری کم قرار دارند و در طیف خطر پذیری خیلی کم هیچ کاربری قرار ندارد. از نظر خطرپذیری نواحی، ناحیه دو شهر یاسوج با 66.66 درصد دارای بیشترین خطرپذیری می باشد.
از آن جا که جنگ در عصر میانه ایران اغلب با پشتوانه ساخت ایلی روی می دهد، ازاین رو توجه به ماهیت اجتماعی جنگ و نقش آن در سازوکار اجتماعی می تواند افق جدیدی در درک روابط سیاسی و اجتماعی این دوره ممکن سازد. بر این اساس در این پژوهش سعی در پاسخ به این امر خواهد شد که جنگ در قرون میانه ایران (5- 7 هجری) چه نسبتی با امر اجتماعی داشته و چه تاثیری در سازوکار سیاسی و اجتماعی ایفا کرده است. به همین منظور نیاز به الگویی نظری احساس می شود تا بتوان جایگاه جنگ نزد حاکمان این عصر را صورتبندی کند. بنابراین بررسی امر جنگ در این عصر بر اساس روش تحلیلی- تبیینی انجام گرفته و بر این اساس به نظر می رسد امر جنگ به عنوان ابزار بیان قدرت در این دوره وجه پیشا تاریخی خود را از دست داده و تبدیل به امری تاریخی و اجتماعی می شود که وظیفه برقراری نظم و حمایت از آبادانی را برعهده دارد.
Purpose: This research aims to investigate the quadruplet role of modern media (education, informing, making social participation, and culturing) on the development of Zurkhaneh sport. Method: This research is applicable in terms of objectives and is descriptive research in terms of data gathering methods. The statistical society of this research includes the athletes, experts, and activists of sports media in the context of the Zurkhaneh sport. Because the exact number of this society was not clear, the number of 384 persons were selected by random sampling. Its measuring tool was the researcher-made questionnaire that 12 professors and experts approved its content validity and its reliability was calculated using the compound reliability (Dillon – Goldstein) and was about 0.82. In addition, the SPSS software was used to analyze the data and PLS software was used to preset the model. Results: The results show that the “informing” factor had the maximum role in developing the Zurkhaneh sport with the factor loading of about 0.93. The other factor that had many roles in developing the Zurkhaneh sport was the “social participation” with the factor loading of about 0.91. The “education” factor with the factor loading of about 0.90 was in third place and the last factor was the “culturing” with the factor loading of about 0.90. Conclusions: According to the results of this research, it could be stated that modern media have obtained such power in the communication era that could affect public opinion. Therefore, the potentials of the modern media and their infinite capacity can be used by proper and correct operational planning to make great movements in developing various aspects of Zurkhaneh sport inside and outside of the country.
این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل حمکرانی خوب در فدراسیون دو و میدانی جمهوری اسلامی ایران انجام شد. روش پژوهش ترکیبی از روش های کمّی و کیفی بود و با توجه به جمع آوری داده ها به شیوه کیفی در مرحله اول و اعتبارسنجی آن در مرحله بعد، از نوع آمیخته اکتشافی بود. جامعه آماری در بخش کیفی همه خبرگان امر چه در سطح اجرایی و چه دانشگاهی بودند و در بخش کمّی تمامی ذی نفعان فدراسیون دو و میدانی (750 نفر) بودند. در بخش کیفی از نمونه گیری قضاوتی و گلوله برفی استفاده شد که با مصاحبه با 23 نفر از نمونه های مدنظر اشباع نظری به دست آمد. روش نمونه گیری در بخش کمّی به صورت طبقه ای و در دسترس بود. ابزار گردآوری داده ها در مرحله اول مصاحبه بود و بعد از کدگذاری و شناسایی مضمون ها و شاخص ها، پرسشنامه تدوین شد و برای اعتباربخشی مدل استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها در قسمت کیفی با استفاده از تحلیل مضمون صورت گرفت و در قسمت کمّی، تحلیل عاملی تأییدی مرتبه سوم با استفاده از نرم افزارهای اس.پی.اس.اس. نسخه 22 و اسمارت پی.ال.اس. نسخه 3 انجام شد. نتایج حاصل از تحلیل مضمون نشان داد که مدل حکمرانی مطلوب شامل پنج مضمون اصلی حاوی نقش و حاکمیت قانون، مشارکت (اجماع)، شفافیت و پاسخگویی، کنترل و نظارت و سلامت سیستم بود. نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی نیز برازش مناسب مدل را در این پژوهش نشان داد.
از تمهیدات مهم قراردادهای سرمایه گذاری تعیین قانون یا منابع حاکم بر قرارداد است. با تعیین قانون حاکم- با توافق طرفین یا با اعمال قواعد حل تعارض- محل ارجاع، تفسیر، تحلیل و استنتاج در موضوعات مختلف قرارداد مشخص می گردد. در قراردادهای بین المللی این توافق منشاء اثر بوده و نهاد رسیدگی کننده باید بر اساس منابع منتخب، اختلافات راجع به قرارداد را تحلیل و رأی صادر کند. با این حال در این قراردادها، به ویژه دعاوی سرمایه گذاری، مراجع داوری تمایلی به استفاده انحصاری از قانون یا منابع منتخب ندارند و به صورت رایج و به انحاء مختلف از منابع غیر منتخب -به رغم عدم صدور مجوز از ناحیه طرفین قرارداد- نیز استفاده می نمایند. حدود اختیارات داوران در ارجاع و استفاده از منابع غیر منتخب و میزان تأثیرگذاری این منابع در سرنوشت نهایی دعاوی بین المللی موضوع اصلی مقاله پیش رو خواهد بود.
تجدید حیات ماهواره های کوچک، به ویژه ماهواره های مکعبی، طی چند سال اخیر شرکت های خصوصی و استارت آپ های فضایی متعددی را به صنعت نوین فضا وارد کرده است. پرتاب این ماهواره های ارزان و محبوب مانند هر فعالیت فضایی دیگری پرخطر محسوب می شود و ممکن است در سطح زمین، در هوا و به هواپیمای در حال پرواز، یا در فضای ماورای جو ّ خساراتی وارد کند. با توجه به افزایش پرتاب ماهواره های کوچک توسط شرکت های خصوصی و استارت آپ ها، در این نوشتار سعی شده است با بررسی معاهده فضای ماورای جو ّ، کنوانسیون مسئولیت، رویه برخی کشورهایی که انجام پروژه های خصوصی ماهواره های کوچک در آن ها افزایش یافته است، و مقررات جمهوری اسلامی ایران چگونگی انطباق مسئولیت در قبال خسارات ناشی از پرتاب ماهواره های کوچک توسط بخش خصوصی با الزامات معاهدات فضایی مشخص شود.
پژوهش درباره توانش قالب های غیرمثنوی در قصه گویی عرفانی، معمولاً به دلیل انبوه روایت های مثنوی مورد غفلت قرار گرفته است. غزل، یکی از قالب های شعری، که در بیان عواطف و احساسات درونی به کار گرفته می شود، به دلیل برخورداری از زبانی غیرارجاعی، شرح رخدادهای رمزی و روایت دیدار با معشوق در فضایی نمادین را به خوبی بازنمایی می کند. شعرای عرفانی از این ظرفیت غزل برای بازنمایی تجارب عرفانی خود بهره گرفته اند و فرم غزل روایی در نتیجه توجه به این ظرفیت غزل در ادبیات فارسی شکل گرفته است. این مقاله با رویکرد توصیفی تحلیلی، به جایگاه عراقی و کمیت و کیفیت غزل روایی او در بین سایر شعرای عارف زبان فارسی می پردازد و نشان می دهد عراقی (متوفی 688ق) از این لحاظ (سرایش غزل روایی؛ ۸۸/۶ درصد نسبت به کل غزلیاتش) پس از عطار (۱۱/۷ درصد) در جایگاه دوم و پیش از مولانا (۸۴/۲ درصد) و سنایی (۱۸/۳ درصد) قرار دارد. و در 21 غزل از 305 غزل دیوانش، شرح تجارب شهودی خود را به شکلی نمادین ارائه کرده است که در آن ها عناصر غزل و روایت در نگاهی ساختارمند به بیان کلیت تجربه عرفانی او می پردازند. شخصیت های اصلی این غزل ها عاشق (عارف)، معشوق (معبود)، پیر و راهنما و در مواردی اهل خرابات هستند. با توجه به بیان مشاهدات از زبان عارف، بیشتر روایت این غزل ها به شیوه اول شخص، دو غزل با شیوه دوم شخص و سه غزل دیگر به طریق سوم شخص بیان شده است. این غزلیات روایی در بیشتر موارد مبتنی بر کنش هستند و تنها در نُه غزل، گفت وگو بین شخصیت ها رخ داده است.
پژوهش حاضر با هدف ارتباط بین سلامت خانواده و صفات شخصیت با نگرش به رفتارهای بزهکارانه در نمونه ای از دانش-آموزان شهرستان رشت انجام شد. پژوهش از نوع توصیفی- مقطعی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر شهرستان رشت در فاصله سنی 15 تا 18 سال در سال 1395 بودند. نمونه ای به حجم 375 نفر از دانش آموزان بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1970) در سال تحصیلی 95-1394 به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از مقیاس پنج عاملی نئو (NEO-FFI-R)، مقیاس خانواده اصلی و پرسشنامه نگرش به رفتارهای بزهکارانه (1389) استفاده شد. به منظور تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS-18 استفاده شد و نتایج در قالب آمار توصیفی و استنباطی گزارش شد. یافته ها نشان داد که نگرش به رفتارهای بزهکارانه با سلامت خانواده (01/0 P<)، برون-گرایی (01/0 P<)، توافق پذیری (01/0 P<)، انعطاف پذیری (05/0 P<) و وجدانی بودن (01/0 P<) همبستگی منفی و معنادار دارد. در مقابل نگرش به رفتارهای بزهکارانه با متغیر روان رنجورخویی همبستگی مثبت دارد (01/0 P<). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که متغیرهای پیش بین در دو گام رگرسیون 27/۰ از واریانس نگرش به رفتارهای بزهکارانه در دانش آموزان را به طور معنادار در سطح معناداری(01/0 P<) پیش بینی می کنند.
تعریف و مصادیق حق حریم خصوصی مورد اختلاف نظر است و این مسئله در مورد حق حریم خصوصی زنان قدری پیچیده تر نیز می باشد. در غرب، بر مبنای فردگرایی افراطی و تقدم حقوق و آزادی های فردی، حریم خصوصی افراد با نگاهی مادی گرایانه پیوند خورده و در نتیجه نقش های خانوادگی مانند مادری تنزل یافته است. در حالی که در مبانی اسلامی برمبنای نیازمندی زن و مرد یه یکدیگر، خانواده و مصالح آن در اولویت قرار می گیرد و اخلاقیات محوراصلی شکل گیری روابط درون خانواده می گردد. لذا حریم زنان به گونه ای تعریف می شود که علیرغم حفظ شأن انسانی و حریت وی، با مصالح عالیه خانواده در تعارض نباشد. در دهه های اخیر مباحث مهمی مانند ارتباط نقش های خانوادگی با حریم خصوصی زنان و یا حق تصمیم گیری زنان در امور مرتبط با خانواده از جمله باروری، در حوزه عمل و نظر، بسیار بوده اند. با توجه به آموزه های اسلامی و نقد سایر مکاتب، این مقاله به تبیین این مسئله مهم خواهد پرداخت که حریم خصوصی زنان در قلمرو خانواده و متناسب با کارکردهای آن چگونه تعریف و تعدیل می شود و حق تصمیم گیری ایشان در ضمن ایفای نقش های خانوادگی همچون مادری و همسری محترم شمرده خواهد شد.
بررسی انسجام متن ابزاری زبان شناختی برای درک ساختار آثار ادبی فارسی مبتنی بر توصیفات عینی و دقیق و بر مبنای الگویی واحد است. در این مقاله ابیاتی از حدیقه سنایی با استفاده از نظریه انسجام متن هلیدی و حسن در زبان شناسی ساختگرا بررسی و نتایج آن به صورت نمودارهای کمّی ارائه شده است. از این دیدگاه، انسجام عوامل دستوری، واژگانی و پیوندی دارد و هرکدام از این عوامل دربردارنده عوامل جزئی تر هستند. هدف این مقاله بررسی هریک از این عوامل انسجام در حدیقه سنایی است. روش پژوهش توصیفی است و هرکدام از عوامل انسجام با ذکر نمونه بیت و بسامد تکرار تحت بررسی قرار می گیرد. نتیجه نشان می دهد که در میان گونه های متنوع انسجام، انسجام واژگانی، به خصوص تضاد، و انسجام پیوندی، به ویژه ارتباط سببی یا علّی، بیشترین تأثیر را در پیوستگی و یک پارچگی بیت های حدیقه به خود اختصاص داده است.
منزوی در غزل پردازی و سخن پیرایی، به منظور آفرینش صور خیال و گسترش دایره معنا و مضامین سروده هایش، از میراث ادب غنایی، حماسی و تصاویر شاعرانه، داستان واره ها، تلمیحات و اشارات دینی بهره برده است. دیوان حافظ یکی از سرچشمه های آشکار شعر منزوی در صورت، معنا و انسجام موسیقایی است. منزوی از وام گرفتن ترکیبات، وزن غزل های حافظ و تضمین مصراع ها و ابیات حافظ دریغ نکرده است. مفهوم عشق و دشواری های طریق عشق، عهد امانت، شادخواری و مسائل اجتماعی از مفاهیم غزل های منزوی است که تأثیر حافظ در آفرینش آنها آشکار است. شیوه تصویرآفرینی منزوی در زمینه عشق و اطوار آن همانندی هایی با شعر حافظ دارد. در این جستار، تأثیرپذیری منزوی را از حافظ، به شیوه توصیفی و تحلیلی، در صورت شعر، وزن، معانی، عشق، سیمای معشوق و صور خیال بررسی کرده ایم. یافته ها نشان داد که منزوی در حدود دویست بار از مفردات، اوزان و مفاهیم اشعار حافظ بهره برده است.
سرمایه ای تلقی کردن هزینه های تحقیق و توسعه کاربردهای متعدد برای حسابرسان دارد. همانطور که ادبیات تحقیق مبتنی بر ارزش پیشنهاد می دهد، انتخاب هزینه های تحقیق و توسعه به عنوان اقلام سرمایه ای می تواند نشان دهنده این موضوع باشد که مدیران گرایش به دستکاری سود دارند، اما همچنین این احتمال وجود دارد که مدیران از این رویکرد برای انتقال باور خود درباره منافع آتی بالقوه ناشی از فعالیت های تحقیق و توسعه استفاده کرده یا از این روش برای انعکاس شرایط اقتصادی شرکت مطابق چیزی استفاده کنند. پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی است. علاوه بر این از آنجاییکه در این مطالعه رابطه همبستگی بین متغیرها بررسی میشود، پژوهش حاضر از نوع پژوهشهای شبه تجربی و روششناسی آن از نوع پس رویدادی است. هدف این پژوهش بررسی اثر سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه بر حقالزحمهی حسابرسی درشرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است، به منظور دستیابی به این هدف چهار فرضیه تدوین شد. جهت آزمون این فرضیهها با استفاده از روش حذف سیستماتیک، نمونهای متشکل از 51 شرکت از بین شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1390 تا 1397 انتخاب گردید و مدل رگرسیونی چند متغیره به روش دادههای ترکیبی بکار برده شد. نتایج حاصل از فرضیههای پژوهش نشان میدهد که بین بیش سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه و حق الزحمهی حسابرسی ارتباط وجود ندارد، علاوه بر این نتایج پژوهش حاکی از آن است که بین کم سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه و حق الزحمهی حسابرسی ارتباط وجود دارد.
بازاریابی سیاسی به عنوان یکی از علوم اجتماعی، ترکیبی از علوم بازاریابی ، علم سیاست وعلوم اجتماعی است . با توجه به این موضوع که بازاریابی سیاسی از رفتارهای موجود در واقعیت امور سیاسی به دانشگاه ها آمده است، و در دانشکده های علوم سیاسی تئوری سازی شده است، بنابراین تئوری های موجود معمولا تنها تبیین کننده واقعیت ها هستند و معمولا لایه های پنهان و عمیق تر این علم در این تئوری ها کمتر مورد توجه قرار گرفته دارد. محقق در این پژوهش ابتدا تئوری های موجود بازاریابی سیاسی را از منظر و دیدگاه خود نقد و سپس اقدام به ارائه یک مدل عصب پایه بازاریابی سیاسی که بر اساس پژوهش بدست آمده است می نماید.نگاه نویسنده در نقد مدلهای بازاریابی بین الملل بر اساس نگاه بازاریابی بوده و بر اساس این نگاه مدلها بررسی شده اند.در نهایت محقق مدل بازاریابی عصب پایه را به عنوان یک مدل کاربردی که بر اساس عملکرد عصب ها و روش کارکرد مغز انسانها شکل گرفته است ارائه می نماید. امدل به دست آمده در این پژوهش در سه سطح ارایه شده است: سطح یک سطح رای دهندگان و رای گیرندگان ،سطح دوم سطح محیط نزدیک داخل کشور که شامل رسانه داخلی و قوانیین داخلی است، می باشد و سطح سوم سطح محیط سیاسی خارج کشورکه شامل رسانه های بین المللی و نهاد های سیاسی بین الملل می باشد.در تدوین مدل از روش دلفی استفاده شده است و البته با توجه به اینکه مدل باید آزمون گردد محقق با استفاده از ابزار pls اقدام به آزمون مدل با 384 نفر پاسخگو و به روش پرسشنامه در بخش رای دهندگان نموده است.سایر قسمتهای مدل این پژوهش از روش دلفی مورد آزمون قرار گرفته است.
هجو یکی از گونه های پویای ادبی است که در شعر برخی از شاعران عصر اندلس فراوان دیده شده است. پس از ظهور اسلام شعر هجو از حوزه فردی و قبیلگی خارج و در عرصه دین و سیاست داخل شد.گاه شاعران اندلس در هجویه های خود از ابزار طنز برای بیان اغراض و اهداف خود استفاده کرده اند و بدین وسیله در مقام منتقد اجتماعی و سیاسی در برابر قدرت های سیاسی ایستاده اند. آنچه در این مقاله مورد پژوهش قرار گرفته، آشکار کردن مضامین سیاسی در هجویه های شاعران اندلس است، بدین معنا که آنها در هجوهایشان از چه مضامین سیاسی بهره برده اند. از جمله این مضامین، می توان به ریاکار، گرگ صفت، ناپاک، فاسد، رشوه گیر، ستمکار و ظالم، بدرفتار و بی اصالت بودن اشاره کرد، که این مضامین را به امیران، فرماندهان جنگی، قاضیان و فقیهان نسبت داده اند. این شاعران در بسیاری از این مضامین با صراحت بیان و بدون ترس و جانبداری به مخالفت و انتقاد از این طبقات سیاسی پرداخته اند. کاربرد برخی صور بلاغی مانند تشبیه و استعاره و همچنین برخی محسنات لفظی در هجویه های سیاسی سبب زیبایی هجویه ها و جلب مخاطبان شده است.
زمینه و هدف: هر چند امروزه دانشگاه ها یکی از عوامل مؤثر در تربیت دانش آموختگانی باصلاحیت و فرهیخته هستند ولی باید پذیرفت که این امر مهم بیشتر بر عهده اساتید مجرب و اعضای هیئت علمی دانشگاه هاست. هدف این تحقیق طراحی الگوی ارتقای بهره وری اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم انتظامی امین بوده است. روش: پژوهش حاضر ازنظر هدف توسعه ای، از نظر داده ها اکتشافی و از روش اجرا ترکیبی بوده است. جامعه مشارکت کننده برای مصاحبه متخصصان حوزه مدیریت آن دانشگاه بودند که تعداد 20 نفر به شرط تحقق اشباع نظری به عنوان نمونه آماری و البته به صورت هدفمند تعیین گردیدند. جامعه آماری بخش کمی تعداد 85 نفر از اعضای دانشگاه مذکور بودند که از بین آن ها 65 نفر به عنوان نمونه و به روش طبقه ای تصادفی انتخاب گردیدند. پرسشنامه محقق ساخته از نوع طیف لیکرت 7 گزینه ای که از مبانی نظری و تحلیل مصاحبه های جامعه کیفی مشتمل بر 87 گویه تهیه گردیده بود، بین نمونه کمّی توزیع و داده ها جمع آوری و با آزمون های تحلیل عاملی تأییدی و آزمون بار عاملی تجزیه وتحلیل و رتبه بندی گردیدند. یافته ها: ضمن مطالعه 22 الگوی ملی و جهانی و بهره مندی از مصاحبه با خبرگان بالاخره الگوی استخراجی برای این تحقیق شامل چهار بعد، ده مؤلفه و 87 شاخص بود. نتیجه گیری: الگوی مستخرجِ به عنوان یک الگوی جامع و با لحاظ نمودن همه نقاط قوت الگوهای قبلی و در نظر داشتن شرایط خاص دانشگاه امین است. هم چنین در بین ابعاد آن، بُعدهای آموزش و پژوهش و در بین مولفه ها، مؤلفه وِیژگی های حرفه ای اعضای هیئت علمی حائز اولویت اول شدند و در نهایت این یافته ها از جهاتی با دانشگاه مورد مطالعه تناسب لازم را دارند و نقطه قوت محسوب می گردند.
عرفی شدن در دنیای جدید همه جوامع را درنوردیده است و به این معناست که دین در تحولات و ارزش های جوامع نقش کمرنگی دارد. در این بین عواملی متعددی در شدت این پدیده نقش دارند که یکی از آنها فردگرایی دوران مدرن است. این تحقیق با روش پیمایش به دنبال بررسی رابطه تجربی بین فردگرایی و عرفی شدن دانشجویان دانشگاه یزد بود. جامعه آماری این تحقیق دانشجویان تحصیلات تکمیلی (ارشد و دکتری) دانشگاه یزد در سال 1398 بود که با روش طبقه ای ساده 380 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. همچنین از ابزار پرسشنامه برای سنجش متغیرها استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که بین جنسیت و عرفی شدن (عینی و ذهنی) رابطه ای وجود نداشت ولی بین وضعیت تاهل و عرفی شدن عینی و شاخص کلی عرفی شدن رابطه وجود داشت. بین میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی و عرفی شدن رابطه معنی دار و مثبت وجود داشت. بین فردگرایی عمودی با عرفی شدن ذهنی، عینی و شاخص کلی فردگرایی رابطه وجود داشت ولی فردگرایی افقی تنها با بعد عرفی شدن عینی رابطه داشت. نتایج رگرسیون نشان داد که فردگرایی عمودی و استفاده از رسانه بیش از 16 درصد از واریانس متغیر عرفی شدن را تبیین کرد.
یکی از محورهای پژوهش در معرفت شناسی غربی و دینی در دهه های گذشته، ارزیابی نقش فضایل اعم از اخلاقی و فکری بر معرفت است و نظریه پردازان زیادی، از نوع و میزان اثرگذاری فضایل فکری و اخلاقی بر معرفت سخن گفته اند. از مبانی وجودشناسانه و رهیافت های نوین ملاصدرا و پیروان او به سه مقوله: علم (چیستی، منابع و موانع)، نفس و فضایل می توان پاسخ های جدیدی به این مسأله اصطیاد کرد. صدراییان با تعیین معیار برای چیستی فضایل، از کم و کیف نقش کلیدی فضایل و رذایل اخلاقی و فکری در فرآیند معرفت سخن گفته اند. البته سیاق و گاه تصریح سخنان نشان می دهد ایشان اغلب معرفت حقیقی و والا یا همان معرفت به امور متعالی را در گرو آراستگی به فضایل اخلاقی می دانند؛ اما فضایل فکری را پیش نیاز غالب معرفت ها می شمارند. این پژوهش با مروری بر فضیلت گرایی معرفتی معاصر، در پی کشف سویه های چنین نگرشی در معرفت شناسی صدرایی است. گذار از تعریف رایج ارسطویی از فضیلت، اشاره به مصادیق جدیدی از فضایل فکری و همچنین ترسیم دقیق فرآیند اثرگذاری فضایل بر معرفت، از ویژگی های این سنت فلسفی است.
امروزه افزایش پیچیدگی، عدم اطمینان و مشکلات زیستمحیطی، اهداف استراتژیک بسیاری از بنگاهها را از اصطلاح «تلاش برای سودآوری» به «تلاش برای تابآوری» تغییر داده است. دراینبین بلایای طبیعی، بیماری همهگیر، حملات تروریستی، رکود اقتصادی، خرابی تجهیزات، خطاهای انسانی و شرایط تجارت جهانی چالشهایی را بهویژه برای کسبوکارهای نوپا ایجاد کرده است. در راستای سازگاری فعال با بحرانهای فراگیر، این تحقیق به دنبال ارائه مدلی برای خلق تابآوری پویا در کسبوکارهای نوپا برابر بحران کرونا است. استراتژی پژوهش حاضر کیفی و ازنظر هدف بنیادی و از نگاه ماهیت و روش توصیفی– تحلیلی است. در این پژوهش از روش فراترکیب برای غربالگری منابع استفادهشده است و مقالات مرتبط با موضوع پژوهش بین سالهای 2010 تا 2020 موردبررسی قرارگرفته است. پس از تجزیهوتحلیل یافتههای تحقیق با روش داده بنیاد گلیزری، 85 واقعه در 17 مفهوم، 5 مقوله فرعی و 2 مقوله اصلی برچسبگذاری شد. یافتههای تحقیق نشان میدهد با «ظرفیتسازی چندگانه» از طریق «توانمندسازی پایدار»، «نوآوری باز» و «همافزایی» در کنار ابزارهایی مانند «وب 2.0» و «استراتژیهای تعاملی» و همچنین «خلق ارزش مشترک» با درگیر نمودن «سرمایه اجتماعی» و «سازگاری فراگیر» تابآوری کسبوکارهای نوپا در برابر بحرانهای زیستمحیطی فراگیری مانند ویروس کرونا تقویت خواهد شد.
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه کفایت هیجانی و انعطاف پذیری روانشناختی با ادراک شایستگی در دانش آموزان دبیرستان بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی و از نظر روش همبستگی بود. برای رسیدن به این هدف جامعه آماری آن تمامی دانش آموزان دبیرستانی دختر منطقه 5 تهران بود. حجم نمونه با توجه به هدف پژوهش و با استفاده از جدول مورگان و کرجسی و شیوه نمونه گیری خوشه ایی، 250 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش پرسشنامه کفایت هیجانی براسور و همکاران (2013)، پرسش نامه انعطاف پذیری روان شناختی دنیس و وندروال(2010) و مقیاس ادراک شایستگی هارتر (1982) بر روی گروه نمونه اجرا شد. در این پژوهش تحلیل داده ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت. در آمار توصیفی از میانگین، انحراف معیار، جداول و نمودارها استفاده شد و در آمار استنباطی از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین ادراک شایستگی کل با متغیرهای کفایت هیجانی کل و انعطاف پذیری روان شناختی کل رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین متغیر ادراک شایستگی با خرده مقیاس های کفایت هیجانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. ادراک شایستگی با خرده مقیاس های انعطاف پذیری روانشناختی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. بنابراین، ادراک شایستگی کل در دانش آموزان دختر از روی متغیرهای کفایت هیجانی کل و انعطاف پذیری روان شناختی کل قابل پیش بینی است.