در طی 5 سال، بیش از 200 میلیون نفر کامپیوترهای شان را به سریع ترین تکنولوژی ارتباطی جدید شبکه اینترنت متصل نموده اند. چگونه این اتفاق افتاده است؟ در یک حالت، می توانید به اینترنت به عنوان نقطه اوج دریافت تمامی اطلاعاتی که از سال 1950 ایجاد شده اند، بنگرید.
یکی از موضوعهای مهمی که در بررسی سیاستهای مالی (هزینههای عمرانی دولت)مورد بحث میباشد، اثر آن بر سرمایهگذاری بخش خصوصی است. مباحث متفاوت و گاهیمتضاد درباره این اثر وجود دارد. برخی میگویند رابطه منفی وجود دارد، زیرا هزینههای دولترقیب بخش خصوصی در جذب منابع محدود و کمیاب جامعه است. برخی برآنند کههزینههای دولت بازدهی سرمایهگذاری خصوصی را (از طریق کاهش هزینهها و افزایشدرآمدها) بالا برده و منجر به افزایش آن میشود. در این مقاله با استفاده از یک مدل مناسب کهناظر بر عوامل مؤثر در سرمایهگذاری خصوصی کشورهای در حال توسعه است، این رابطه را درایران برای تأثیر هزینههای عمرانی (بودجه عمرانی) بر سرمایهگذاری خصوصی بررسیمینماییم. این بررسی نشان میدهد که بودجه عمرانی دولت که در این مقاله در برخی موارد ازآن به عنوان سرمایهگذاری عمومی، هزینههای عمرانی یاد میشود، اثر مثبت معنادار برسرمایهگذاری خصوصی دارد.
در حال حاضر،درس زبان انگلیسی برای اهداف ویژه (ESP) در دانشگاههای کشور ما-اعم از دانشگاههای دولتی و آزاد- در بسیاری موارد توسط مدرس متخصص در همان رشته تدریس میشود و نه معلم زبان.این در حالی است که بسیاری از زبانشناسان کاربردی اظهار میدارند که بهطور کلی آموزش زبان انگلیسی-عمومی و تخصصی-را میتوان«زبان را برای اهداف ویژه» (ESP) نامید زیرا هدف نهایی،ارتقاء تواناییهای زبانی است و نه افزایش اطلاعات تخصصی(آلن دیویس 1990).به عبارت دیگر هدف نهایی در کلاسهای انگلیسی برای اهداف ویژه آموزش زبان انگلیسی از طریق متون تخصصی و نیمه تخصصی میباشد تا موجب تسهیل در فهم مطلب شود و از سوی دیگر انگیزه لازم جهت استمرار مطالعه زبان در فراگیر ایجاد گردد.بدین جهت یکی از دلایل رجحان معلم زبان به معلم تخصصی درس،آشنایی وی به مسایل زبانشاسی و تأثیر آن بر آموزش و همچنین تسلط به روشهای تدریس و آگاهی از نظریههای تدریس زبان است.
نکته دیگر این که لغات تخصصی موجود در متن علمی درصد بسیار کمی را به خود اختصاص میدهند که به دلیل تکرار زیاد خودبهخود از بار معناییشان در متن کاسته میشود.و نتیجه آنکه این لغات تخصصی تأثیر منفی در روند آموزش زبان ایجاد نمیکنند. هدف از این مقاله بررسی بافتی و ساختاری متون انگلیسی عمومی و تخصصی و تعیین شباهتها و تفاوتهای میان آنها نیست بلکه هدف کلی دستیابی به یک قضاوت علمی است که چه کسی شایستگی تدریس انگلیسی برای اهداف ویژه را دارد:«معلم تخصصی درس یا معلم زبان؟»
همگام با تغییرات بنیانی در بازرگانی ملی و رشد پایدار تولید محصولات کشاورزی که با تمایل به توسعه صادرات غیرنفتی شکوفا شده لازم است که پدیده ذخیره سازی و انبارداری محصولات زراعی به عنوان یک ابزار اقتصادی مهم، جایگاه خود را در زنجیره گسترش در خدمات بازرگانی خارجی و توسعه صادرات غیرنفتی باز یابد. ذخیره سازی، فعالیتی است که با ایجاد سود زمانی مفید و پیوند دادن فواصل میان تولید و صادرات، ارزش افزوده جدیدی را برای کالاها پدید می آورد و با ایجاد انتظارات پایدار و کنترل عرضه و تقاضا در بازارهای خارجی، ریسک فعالیتهای صادراتی را به حداقل میرساند و توسعه بازار با ثبات در قیمت و درآمدهای صادراتی را ممکن میسازد. از این رو، ذخیره سازی از جمله پایه های اصلی تجارت به شمار میرود و بدون تجهیزات ذخیره سازی به ویژه در شرایطی که سایر خدمات مترتب بر آن مانند تسهیلات حمل و نقل محدود باشد، توسعه صادرات اگر غیرممکن باشد، حداقل مشکل آفرین است و در بلندمدت، موجبات از دست دادن بازارهای صادراتی را فراهم می آورد. درکشور ما، به رغم سوابق دیرینه ذخیره سازی سنتی و کوشش پی گیر سازمانهای مسئول و ناظر بر توسعه اینگونه تأسیسات، متاسفانه هنوز آهنگ این فعالیتها متناسب با نیازهای واقعی کشور نیست. مقاله حاضر سعی دارد ضمن آزمون ضرایب همبستگی میان ظرفیتهای ذخیره سازی، تولید و صادرات محصولات فاسدپذیر زراعی، ظرفیت مطلوب و ذخیره سازی متناسب با امکانات تولید و صادرات این محصولات و مکان یابی آنها را با استفاده از روش های کمی برآورد نماید.