اهانت به مقدسات اسلام یکی از عناوین مجرمانه است که در ماده 513 قانون مجازات اسلامی به عنوان یک جرم عمومی پیش بینی شده است و می توان آن را جزء جرایم دینی و مذهبی دانست زیرا در فصلی بیان شده که عموما چهره دینی جرم مورد توجه بوده است (فصل دوم از کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی) امروزه پرونده های کیفری فراوانی در دادگاه های انقلاب و مراجع قضائی به خصوص دادگاه هایی که به جرایم سیاسی و مطبوعاتی و جرایم ارتکابی روحانیون رسیدگی می کنند مطرح می گردند که متهمان آن با همین عنوان مجرمانه تحت تعقیب قرار میگیرند اما ابهامات زیادر که در خصوص احکام این جرم وجود دارد کار را بر دادرسان دشوار نموده و نیاز جدی به تحقیق پیرامون جوانب مختلف آن را مبرهن می سازد در این قماله سعی شده است با تکیه بر روایات و نوشته های فقهی جوانب مختلف جرم اهانت به مقدسات اسلام مورد تحقیق و برسی قرارگیرد مسائلی مانند اینکه آیا مقدسات اسلام شامل مقدسات مذاهب مختلف اسلامی است یا اختصاص به مقدسات مذهب شیعه دارد یا فقط به مقدساتی اطلاق می شود که همه مسلمانان آنها را مقدس می دانند رابطه جرم اهانت به مقدسات اسلام و جرایمی همچون سب و دشنام به پیامبروائمه معصومین و ارتداد چیست آیا جهل به قانون و شبهات موضوعیه تاثیری در مسئولیت کیفری دارد یا خیر و در این زمینه از وضعیت قوانین و مقرارت موضوعه نیز غافل نخواهیم ماند.
با توجه به پیشرفت فناوری و افزایش رفاه عمومی مردم جهان صنعت جهانگردی روزبه روز گسترش می یابد. کشورهای جهان از راه جذب جهانگردی درآمد فراوانی به دست می آورند ولی در کشور ما این صنعت هنوز نتوانسته است جایگاه واقعی خود را به دست آورد حال آن که جاذبه های جهانگردی فراوانی در کشور ما وجود دارد. دلایلی را که باعث این امر شده است می توان چنین بر شمرد : جنگ ایران و عراق – احساس ناامنی در ایران کمبود امکانات و تسهیلات و ضعف سامانه حمل و نقل در ایران این عوامل باعث می شود جهانگردان تمایلی برای سفر به ایران از خود نشان ندهند. در این مقاله سعی شده است تا موانع و مشکلات موجود بر سر راه توسعه صنعت جهانگردی شناخته شده و رابطه بین وضعیت سیاسی ایران کمبود تبلیغات کمبود امکانات مشارکت ندادن بخش خصوصی با عقب افتادگی صنعت جهانگردی هیچ رابطه ای وجود ندارد. بیش ترین دلیل ضعف جهانگردی در ایران به کمبود تبلیغات و شناخت کم نسبت به جاذبه های جهانگردی در کشو بر می گردد. با تبلیغات و نشان دادن جاذبه های ایران به مردم دنیا می توان بر این مشکل غلبه پیدا کرد و صنعت جهانگردی را رونق داد.
مقوله آرامشبخشی به عنوان یکی از کارکردهای فرعی اما بسیار مهم رسانه از چندی پیش به عنوان یک سیاست کلی در دستور کار بخشهای گوناگون سازمان صدا و سیما قرار گرفت و از همان زمان نیز انجام پژوهشی جامع در باب مفهوم، شاخصها، ساز و کارها و روشهای آرامشبخشی در برنامههای این رسانه ملی ضروری تلقی گردید.
مقالة پیش رو، گزارش پژوهشی است که به منظور شناخت مؤلفههای آرامشبخشی در برنامههای صدا و سیما انجام گرفته است. در مرحله اول این پژوهش مؤلفههای آرامشبخشی با مطالعه مبانی نظری و ادبیات تحقیق و با تأکید بر سه رویکرد دینی، ارتباطی و روانشناسی اجتماعی، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.
در مرحله دوم، به منظور بررسی نقش صدا و سیما در ایجاد آرامش در بینندگان، 842 نفر از زنان و مردان 18 سال به بالای شهر تهران با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. پرسشنامه محقق ساختة «نقش صدا و سیما در آرامشبخشی مخاطبان» در شهریور ماه 1379 به صورت انفرادی توسط پرسشگران آموزش دیده روی پاسخگویان اجرا شد که پس از جمعآوری دادهها و تجزیه و تحلیل آنها با نرمافزار رایانهای SPSS به نتایج بسیار جالبی دست یافت.
در مرحله سوم و پایانی پژوهش نیز با توجه به دستاوردهای مطالعات و تحقیقات مراحل اول و دوم، راهکارها و پیشنهادهایی برای افزایش آرامشبخشی در برنامههای صدا و سیما ارائه گردید.
یکی از زمینههای مورد مطالعة روانشناسی بهرهوری، روانشناسی مصرفکننده است. بخشی از فعالیتهای روزانة ما، صرف خرید یا فروش کالاها و خدمات میشود. آشنایی با رفتار ما به عنوان مشتری، صاحبان صنایع و مدیران شرکتهای تولیدی و خدماتی را یاری میدهد تا به درستی تصمیم بگیرند و کالاها و خدمات خود را با توجه به قوانین رفتار آدمی در هنگام خرید، در معرض فروش قرار دهند. بخشی از مطالعات مربوط به رفتار مصرفکننده که وسعتی بیش از خرید یک کالا و خدمت دارد، برای پاسخ به این سؤال طراحی و اجراء میشود که چگونه داشتن (یا نداشتن) اشیاء بر زندگی ما مؤثر واقع میشود و چگونه دارایی و ثروت ما بر نحوة احساسمان دربارة خود و دربارة یکدیگر؛ و به عبارت دیگر در حالتِ بودن، اثر میگذارد. در مقالة حاضر، قصد ما این است که این زمینة کمتر شناخته شده از روانشناسی بهرهوری را به خوانندگان علاقهمند، معرفی کنیم. در این مقاله، رفتار مصرفکننده تنها از دو دیدگاه، یعنی ادراک و انگیزه مورد توجه قرار گرفته و زمینههای دیگر به طور فهرستوار معرفی شده است.
اگر «تبلیغات تجاری» (Advertising) بتواند پیام ارتباطی خود را به درستی انتخاب و آن را به مخاطبان به گونهای عرضه کند که مخاطبان پیش از بیرون رفتن برای خرید کالای مورد نظر پیام را دریافت کنند، مطمئناً توانسته است «حس»ِ (Sense) یافت و «دریافت» (Perception) یا «ادراک»ِ آنها را تحت تأثیر قرار دهد. تبلیغ تجاریِ «موفق» باید توجه مخاطب را جلب کند و تأثیری خاطرهانگیز داشته باشد. تبلیغ تجاری «مُفید» باید معنایی قابل دریافت راعرضه کند؛ تبلیغ تجاریِ «اثربخش» باید کُنشِ خرید مخاطبان را تحریک کند و بالاخره تبلیغ تجاری «مطلوب» باید دریافت حسیِ مخاطبان را بیدار کند. هدف بنیادیِ تألیف این مقاله، ارائة دیدگاهی جدید از تبلیغات تجاری با تأکید بر اثرات آسیبشناسیِ دریافت مخاطبان است. در این اثر، برای بررسی عملکردهای آسیبشناسیِ دریافت مخاطبان از تبلیغات تجاری، نخست پس از نقلِ دو گزارش و طرح مسئله ـ تعاریفی مبسوط از «حس یافت و دریافت مخاطبان» ارائه میشود؛ سپس با طبقهبندیِ کاربردیِ انواع دریافت و نسبتِ علّی آن با تبلیغات تجاری سعی خواهد شد «توهم» (Hallucination) و وجوه مختلف آن در مورد مخاطبان تجزیه و تحلیل شود تا نشان داده شود که چطور تبلیغات تجاری بیاثر میتواند این گونه بر دریافت مخاطبان اثر بگذارد. در پایان این نوشتار، نویسنده با توجه به رویکردهای نظری مُتقَن به این نتیجه میرسد که عاملِ اصلی «محرومیت حسیِ» (Deprivation – Sensory) مخاطبانِ تبلیغات تجاری همانا «تصویرسازی نابههنجار» (Abnormal Imagery) است که امروزه حوزة وسیعِ آسیبشناسی دریافت مخاطبان تبلیغات تجاری را پدید آورده است.
مبحث اقتصاد نهادگرایی جدید را با یک اعتراف (اقرار)، یک ادعا و یک توصیه آغاز میکنیم. اعتراف به این که ما هنوز درباره نهادها بسیار کم میدانیم. ادعا این که ربع آخر قرن گذشته شاهد پیشرفتهای متعدد در مطالعه نهادها بوده است. (و درنهایت) اگر به دنبال نظریه واحدی هستیم ، توصیه من این است که پلورالیزم را بپذیریم. پیچیدگی خیلی زیاد نهادها علت عمده جهل و فقدان دانش کافی ماست. از عوامل دخیل دیگر کنار گذاشتن نهادها توسط نئوکلاسیک بود واین که تئوریهای سازمان فاقد وجه علمی بودند. پیشرفتهای انجام شده در خصوص نهادها قسمت عمده مباحث این مقاله را شامل میشود. نسخهها و دستورالعملهای بسیاری با زاویه دیدهای متفاوف برای مطالعه و بررسی نهادهای پیچیده وجود دارد و "پلورالیسم" وعدهای مستحکم برای غلبه براین جهل است. من با این نظر جون الستر (1994،ص. 75) موافقم که میگوید “ما در این مرحله توسعه روی مکانیزمهای جزئی به جای تئوریهای عمومی کار میکنیم.” با وجود این در تفکیک و طبقهبندی خطاها و اشتباهات که لرد اکتون به آن اشاره میکند ما نیازمند تمیز دادن گوسفندها از بزها هستیم. این کار ما طرح این پرسش که آیا نظریه پیش از این که در مصاف دادهها قرار گیرد قابلیت ابطال دارد، قابل انجام است. ماتیوس (1986،ص.903) در سخنرانیش برای انجمن سلطنتی اقتصاد، اعلام کرد که “اقتصاد نهادها یکی از زندهترین مباحث رشته ما گردیده است.” این چنین اظهار رسمی موجب شگفتی بیشتر اهل حرفه گردید. آیا اقتصاد نهادگرایی در دوران طولانی قبل از آن به تاریخ تفکر اقتصادی سپرده شده بود؟ جایگاه زمانی اشاره ماتیوس به حساسیت موضوع چه بوده است؟ پاسخ ماتیوس (1986،ص.903) این بود که اقتصاد نهادگرایی جدید، NIE ، به دو قضیه بر میگردد. اول این که “نهادها بسیار مهم هستند” و دوم، “عوامل تعیینکننده و سازههای نهادها به وسیله ابزار نظریه اقتصادی قابل تحلیلاند”. مورد دوم اقتصاد نهادگرایی جدید را از سایر دیدگاههای نهادی متمایز میسازد و البته تمامی اقتصاددانان نهادگرایی جدید و قدیم در این ایده که “نهادها با اهمیتند” توافق دارند. درحقیقت، گرچه هر دو سبک قدیم و جدید اقتصاد نهادگرایی نظریههای خوب بسیاری را به طور مشترک به این عرصه از علم افزودهاند، اما یک برنامه تحقیقاتی پیشرو نیازمند نظریات بیشتری است. کنث ارو (1987، ص. 734) به شکل