برای تبیین شاکلههای مفهومی و رویکردهای متفاوتی که دربارة آن وجود دارد به سه مدل اصلی و اساسی برای شاکلة مفهومی یعنی مدل کانتی، مدل کواینی و مدل نوکانتی (دیدگاه ویتگنشتاین) اشاره و ویژگیهای اصلی هر مدل بیان میشود. در این نوشتار با توجه به نزدیکی و مکملیت آرای کواین و تامس کوهن برای ارائة شناخت بهتر از رویکردهای مبتنی بر مدل کواینی، مواضع کوهن بررسی میشود سپس چند مورد از مهمترین نقدهایی که شماری از فیلسوفان معاصر یعنی کارل پوپر، دانلد دیویدسون، هاوارد سنکی و هاروی سیگل مطرح نمودهاند ذکر میگردد.
دیوید انیس استاد فلسفه در دانشگاه بال استیت(Ball State) است. وی در این مقاله درخصوص مناقشة مبناگرا - انسجامگرا گزینهای جدید، یعنی زمینهگرایی contextualism))، را ارائه میکند. این نظریه هم دیدگاه باورهای ذاتاً پایه را در معنای مبناگرایانهاش و هم این نظریه را که انسجام برای توجیه کافی است، رد میکند. او استدلال میکند که توجیه، نسبت به هنجارهای(norms) متنوع کنشهای اجتماعی امری نسبی است.
در پی انتشار کتاب «زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش» که برآمدی نوین از حقوق زن در اسلام است، به علت ناسازگاری اش با رویکردهای علمی، درصدد برآمدیم تا آن را به نقد بکشیم.در این گفتار چشم انداز تاریخی مرنیسی به منع کتابت حدیث، زن در روایات، حکومت و دموکراسی در صدر اسلام مورد تحلیل قرار گرفته است. وی در تحلیل خویش آشکارا بخش مهمی از تاریخ را حذف نموده و با جهت دهی بخش دیگر تاریخ، در تحکیم پیش فرضها و اصول پذیرفته خویش سود برده است. به عنوان نمونه با مطلق انگاشتن منع کتابت حدیث، به حذف راویانی پرداخته که در دوره اختناق با وجود منع شدید، به حفظ و ثبت روایات پرداخته اند.موضوع دیگر این بخش، تحلیل مرنیسی از وضعیت فعلی مسلمانان است. وی با مشاهدة انحطاط کشورهای اسلامی و شبیخون فرهنگ غربی، راهکاری را توصیه میکند که از الینه شدن وی نشأت گرفته شده است. به سبب این بیگانگی نه تنها خواهان فراموشی تمدن اسلامی است، بلکه تمنای عرفی شدن دین را هم دارد، تا برای پیشرفت کشورهای اسلامی، سلام را مبتنی با ساختار و الگوهای غربی بسازد.
هرچند اسلام اساسا در قالب یک جنبش سیاسى نمودار شد و تفکیک حیات سیاسى از حیات دینى در آن تصورناپذیر بود، اما سیاسىتر شدن اسلام در قرن بیستم واکنشى در مقابل گسترش ساخت دولت مطلقه در عصر پهلوى و رشد سکولاریسم بود . این دو عامل، شکاف و چندپارگى فرهنگى میان خردهفرهنگ اسلامى و خرده فرهنگ مدرن را تشدید کرد و کوشش براى استخراج نوعى نظام سیاسى، به عنوان جانشین نظام مستقر، از درون اسلام سرعتبیشترى یافت .
در این مقاله میان اسلامگرایى و مسلمانى تفاوت گذاشته شده و به تاریخچهى دو دهه حاکمیت اسلامگرایى در ایران اشاره شده است . در کنار آن، پارهاى حوادث سیاسى بیستسال گذشته بیان شده و نیز مقایسهاى میان بینش اسلامگرایى و بینش جدید غربى صورت گرفته است .
اسلامگرایى و نه مسلمانى، تفکرى است که کلیه شئون سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى را از اسلام متوقع است و در واقع یک نگرش حداکثرى به دین دارد، و نه حداقلى .
به نظر آقاى ملکیان، دین بر تحول درونى تاکید دارد و آن را منشا تحول بیرونى مىداند . بدفهمىهایى که از دین صورت مىگیرد عبارتاند از: 1 . دیندارى را به معناى مالکیتحقیقتبگیریم; 2 . تعبد; 3 . تلقى صرفا منطقى از بحث توحید; 4 . حجره حجره کردن دین و خلاصه کردن آن در یک یا چند حجره; 5 . مطلوبیت ذاتى قائل شدن براى عبادت و 6 . بىصداقتى . این بدفهمىها منشا رفتارهاى نادرست اجتماعى است .
یکى از روش هاى اساسی آموزش زبان "روش یادگیرى به طو ر طبیعی " است. این روش، با نظریهء نظریه پردانی به نام، کراشن (2- 1981)، ارتباط نزدیک دارد. در نظریهء این دانشمند، دو نوع یادگیری زبان ا+، !ا acquisition،learningبا تفاوت ها و خصوصیات مشخص، بیان شده است. از این دو نوع یادگیرى، نوع دوم یعنى،acquisitionرا، جهت مهارت در بیان، ارتباط شفاهى و به طورکلى مهارت به شکل طبیعی، مؤثرتر مى دانند و براى وصول به آن تمرین شنوایى را عامل بسیار موثرى به حساب مى آورند. در طرح پژوهشی حاضر که با استفاده از فرضیهء کراشن انجام گرفته، دو گروه مشابه، یکى گروه ازمایشى و دیگرى گروه کنترل شرکت داشته اند. هر دو گروهء آزمایش اول و دوم را انجام داده و نمرات آنها به صورت آمارى محاسبه شده است. نتایج این تحقیق حاکى از آن است که تمرین از راه شنوایى تاثیر مثبتى بر مهارت هاى کلى افرایى تحت آزمایش نداشته است. این نتیجه احتمالا به عوامل مختلفى بستگى دارد که باید در مطالعات بعدى مد نظر قرارگیرد
مصدر یکى از عناصر تشکیل دهندهء واژگان زبان و شکل بنیادین فعل در زبان هاى مختلف است. از آن جاکه این فریم کلمه در ساختارهاى نحوى، در گفتار و نوشتار، دیده مى شود، لذا پرداختن به آن از جنبه هاى ساختار واژگانى، ویژگى هاى دستورى، و خصوصیات نحوى جالب تو جه مى نماید. این تحقیق به بررسى ویژگى هاى دستورى- نحوى مصدر زبان روسى و مقایسهء آن با زبان فارسى و یافتن وجوه تشابه و تفاوت آنها پرداخته است. بررسى هاى انجام شده نشان مى دهد که، با توجه به ویژگى هاى نحوى مصدر روسى، باید ان را جزء گروه فعلى دانست، در حالى که خصوصیات نحوی مصدر در زبان فارسى شبیه اسم است و باید آن را جزءگروه اسمى دانست.
تصطلاح رده شناسی کاربردهای متفاوتی در زبان شناسی دارد: رده شناسی برای رده بندی انواع سختاری در میان زبان های مختلف به کار می رود؛ رده شناسی برای بررسی آن دسته از الگوها یا احکام زبان شناختی که در میان زبان های مختلف معتبر است به کار می رود؛ رده شناسی یک رهیافت نظری و روش شناختیس است که با سایر نظریات زیان شناختی فرق دارد. این سه تعریف از رده شناسی بر رده بندی، تعمیم، و توجیه پدیده های دستوری بر یک مبنای تجربی گسترده منطبق است. در مقاله حاضر رده شناسی در مفهوم رده بندی زبان ها مورد نظر است، و رده شناسی ساخت واژی به بحث گذاشته می شود. براساس نوع الگوهای واژه سازی، در زبان شناسی پنج نوع ساخت واژه تشخیص داده می شود: گسسته، پیوندی، آمیخته، چندجوشی،
وقوع حادثه 11 سپتامبر 2001 در آمریکا را باید از جمله رخدادهای بزرگ قرن 21 به شمار آورد که آثار و تبعات آن با توجه به نوع برخورد دولت جرج بوش با آن، تنها منحصر به جامعه آمریکا نیست و شاهد توسعه زمانی و مکانی آن هستیم. به این معنا که 11 سپتامبر معنایی جهانی یافته و در قالب استراتژی مبارزه با تروریسم و دارندگان سلاحهای کشتار جمعی، کل جهان - و به ویژه خاورمیانه - را متاثر میسازد.