اصل عدم تحقیر مهمترین اصل در روابط اجتماعى است و انسان زمانى مىتواند به این اصل مهم دست یابد که خود را بشناسد و بداند همه در مقابل موجودى که خیر مطلق و خالق همه موجودات است، ضعیف بوده و وابسته به او هستند. در این مقاله با توجه به آیات و روایات به اصل عزتمندى انسان پرداخته شده است؛ و با عنایت به آیه 139 سوره نساء که مىفرماید: همه عزّتها از آن خداست؛ حال، خداوند این عزت را به هر کس که بخواهد ارزانى مىکند؛ چنان که در آیه 8 سوره منافقون افرادى که به خاطر اتصال به منبع الهى داراى عزت شدند را معرفى مىکند و مىفرماید: «لِلّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُوءْمِنِینَ» و اگر کسى به این مرحله رسید داراى ویژگیهایى چون نترسیدن، محدود نبودن، اعتقاد کامل به هدف و براى همیشه زنده بودن مىشود. و در زمان ما حضرت امام خمینى«سلامالله علیه» با رسیدن به این مرحله حقیقةً داراى این ویژگیها شد و منادى عزت مسلمین در عصر حاضر گردید.
جهانىشدن یا در حقیقت جهانىسازى،(2) مفهوم مشهور دهه 1990 به بعد، و اندیشهاى کلیدى است که به کمک آن، جامعه بشرى در هزاره سوم قابل درک خواهد بود. با این وصف، بخش اعظم بحثهاى انجام گرفته درباره جهانى شدن، جنبهاى کاملاً انتزاعى داشته و از شفافیت و وضوح لازم برخوردار نیست، ولى نویسندگان مىکوشند از برخورد انتزاعى و غیر شفاف با مقوله جهانى شدن و جهان سوم بپرهیزند و به پدیدههاى عینىتر در این رابطه بپردازند.
در همه فرهنگها و تمدنها، موضوع اقتصاد به چشم مىخورد که بیانگر اهمیت این امر است.
تأمین معاش، از یک طرف با ساحت معنوى بشر ارتباط دارد و از طرف دیگر با حقوق سایر افراد. به همین جهت، هم مکاتب الهى و هم مکاتب انسانى، به این مسأله پرداختهاند.
در کتابى که خلاصه آن را پیشرو داریم، مقایسهاى بین اقتصاد اسلامى و لیبرالیستى، صورت گرفته است.
تبیین اندیشههاى سیاسى انقلاب اسلامى از مهمترین اصولى است که معرفى این انقلاب در سطح جهان بدان نیازمند است. مقاله حاضر جهت رسیدن به چنین هدفى، آمیختگى سیاست با اسلام و رابطه آن را با نبوت و امامت مورد بحث قرار داده است و سپس نقش مردم را در این اندیشه سیاسى و تفاوت آن را با حکومتهاى استبدادى و دموکراسى به طور مختصر مورد بحث قرار داده است.
روشن است که شکاکیت اگر پُلى باشد براى رسیدن به یقین، حتى ارزشمند هم هست اما اگر همین شک، باعث توقف و ایستایى شود، به ناهنجارىهاى فکرى و عقیدتى و حتى روابط اجتماعى مىشود. این نوشتار اقسام کلى انواع شک را بیان کرده، آن را مورد نقد و بررسى قرار مىدهد.
این پژوهش مختصر، پس از طرح مسأله معاد جسمانى که در معرض شبهات عقلى، علمى و دینى قرار گرفته است، نظر شیخ الرئیس را در این باب نقل و نقد کرده است. آنگاه، بعد از ردّ اجمالى سایر آراى موجود در این زمینه، با بیان اصول بنیادى حکمت صدرایى، حقیقت معاد جسمانى را آنگونه که مقصود کتاب و سنّت است، بررسى و به اثبات مىرساند.
نوشتار حاضر به بررسى دیدگاه علماى اهل سنت در مورد صحابه پیامبر صلى الله علیه و آله مىپردازد و پس از ارائه ادله چهارگانه کتاب، سنت، اجماع و عقل از نگاه آنها در مورد عدالت همه صحابه، با شیوه کاملا علمى و با استفاده از لیست منابع یاد شده، به نقد این دیدگاه مىپردازد . سپس علت ارائه چنین دیدگاه و توجیهاتى را از طرف آنها ناچارى آنها در توجیه رفتارهاى ناشایستبرخى از صحابه مىداند .