جلال آل احمد و ابراهیم گلستان هر دو از نسل دوم داستان نویسان ایران به شمار می آیند. رفت و آمد نزدیک و تجربه های مشترک این دو نویسنده در دوران جوانی باعث شده است که بین داستانهای آنان بویژه در دوره اولیه زندگیشان، همانندیهای بسیاری دیده شود. آل احمد اندیشه های خود را از نظر زمانی زودتر از گلستان در داستانهایش مطرح کرده، ولی ابراهیم گلستان همان اندیشه ها را دقیقتر و سنجیده تر در قالب داستان در آورده است. آثار دو نویسنده از دو جنبه 1- محتوا و2- فنون داستانی مورد بررسی قرار گرفته است. از حیث محتوا در آثار این دو نویسنده- بخصوص در دوره اولیه داستان نویسی- شباهتهای بسیاری می توان دید. این همانندیها در نخستین مجموعه داستان دو نویسنده به اندازه ای است که می توان احتمال داد تحت تأثیر اندیشه های حزبی نوشته شده اند. از نظر محتوا جامعه افراد داستانهای نویسنده، شغل و جنس آنان بررسی شده است. از نظر فنون داستانی، آل احمد در آغاز تحت تأثیر نویسندگان قرن نوزده فرانسه و گلستان بیشتر تحت تأثیر نویسندگان امریکایی- همینگوی و تواین و بک- که نویسندگانی تازه شناخته شده بودند، می نوشت. هرچه فاصله فیزیکی واعتقادی آل احمد و گلستان بیشتر شد، تفاوت در داستانهای آنها هم بیشتر شد.
"معلولان به عنوان اعضای جامعه بشری همواره با چالش هایی از نظر کار و حرفه روبرو بوده اند. مشکلات فراروی آن ها لزوما ناشی از شرایط جسمی و ذهنی ایشان نیست بلکه، در اکثر موارد، این طرز تلقی غلط جامعه است که آن ها را از صحنه کار و فعالیت دور نگه می دارد. با وجود تحولاتی که در سطح بین المللی از لحاظ حقوقی و اجتماعی به وقوع پیوسته و دستاورد آن گرایش مثبت برای به کارگیری معلولان است، هنوز هم محدوده دقیق حقوق قانونی این دسته از افراد در ابهام قرار دارد. در این مقاله ضمن بررسی حقوق شغلی و حرفه ای اشخاص معلول در مقررات داخلی و بین المللی به آن چه فی الواقع باید در جهت تأمین حقوق مذکور برای ایشان لحاظ شود، خواهیم پرداخت.
"
برنامهریزی حرکت قطارها به صورت دورهای و تناوبی انجام میشود و از مهمترین مسایل مربوط به بهرهبرداری بهینه از راهآهن است. در این نوع برنامهریزی معمولا به یکی از پارامترهای مربوط از قبیل، زمان، فاصله، هزینه، ظرفیت و ... پرداخته میشود، اما این مساله تابع پارامترهای متعددی است و باید با توجه به روابط بین آنها بررسی شود. لذا در این مقاله ارایه یک مدل چند منظوره به عنوان راه حل اصلی برای این نوع برنامهریزی انتخاب شده است. در این مدل با هدف کمینه کردن هزینه بهرهبرداری و زمان اتلاف وقت مسافر و بار به محاسبه پارامترهای مربوط به برنامهریزی از جمله بسامد سرویس، برنامه توقف قطارها و حداقل تعداد قطارهای مورد نیاز پرداخته شده است. سپس کاربرد مدل در خط تهران- قم- اراک- دورود منجر به این نتیجه شده است که در سال 1400 حداقل به 9 زوج قطارهای مسافری و 18 زوج قطار باری برای سرویس دهی در این خط نیاز است تا سطح خدمات بهینه را از لحاظ هزینه و زمان در آن داشته باشیم
پژوهشگران نظامهای نمایهسازی و بازیابی، بهمنظور بهبود نتایج [جستجو]، همواره از گنجاندن اطلاعات بافتاری بیشتر، پشتیبانی کردهاند. افزایش شمار پایگاههای اطلاعاتی متن کامل و پیشرفتهای به دست آمده در ظرفیت ذخیرهسازی رایانهای، تحلیل متن را با بهرهگیری از دانش زبانشناسی و فرا- زبانشناسی امکانپذیر ساخته است. از میانه دهه 1980، پژوهشگران توجه و گرایش بیشتری به بافتار پیدا کردهاند، و تحلیل گفتمان نقش مهمتری یافته است. هدف پژوهش توصیف شده در این مقاله، بررسی این مسئله است که آیا متغیرهای گفتمان، بر الگوریتمهای نوین بازیابی و ردهبندی اطلاعات اثر میگذارند یا نه. بهمنظور ارزیابی این فرضیه، چارچوبی عملی برای تحلیل اطلاعات در محیطی خودکار پیشنهاد شده است. در این محیط، انـ گرامها[4] (فیلترکردن) و کیـ مینز (میانگین عددkا) و الگوریتمهای ردهبندی و چن با زیرمجموعههایی از مدارک، برپایه متغیرهای گفتمانی «گونه»، «سیاق»، «اصطلاحشناسی حوزه» و «ساختار مدرک» مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج حاصل از مطالعه الگوریتمهای زیرمجموعههای مختلف، با ساختار اطلاعات « سرعنوانهای موضوعی پزشکی» (مِش) مقایسه شد. این نتایج نشان میدهد که انـ گرامها وابستگی واضحی به متغیرهای گفتمان ندارند؛ هرچند که الگوریتم ردهبندی کیـ مینز چنین وابستگی را، البته فقط در «اصطلاحشناسی حوزه» و «ساختار مدرک» نشان میدهد، و سرانجام اینکه «الگوریتم چن» وابستگی مشخصی به همه متغیرهای گفتمان دارد. از این اطلاعات میتوان برای طراحی بهتر الگوریتمهای ردهبندی که باید متغیرهای گفتمان را مورد توجه قرار دهند، استفاده کرد. نتایج فرعی دیگری نیز از این پژوهش حاصل شده است که در مقاله ارائه میگردد.