نفرین زمین اثر جلال آل احمد می تواند در آن واحد، یک تک نگاری روستایی و زندگینامه نویسنده اش انگاشته شود. می توان آن را یک جامعه نگاری ساده و یا یک سفرنامه اجتماعی - نشان دهنده چگونگی های یک جامعه- در دوره معینی از هستی آن دانست. با این وجود آدمهای چنین جامعه ای آدمهای الگویی هستند و نه معمولی. زبانی را که آل احمد برای داستانهای خود برگزیده است، در این داستان به نهایت پختگی می رسد. در این اثر هیچگونه برداشـت احساساتی، ملودرماتیک و تخیلی به چشم نمی خورد. نگاه نویسنده به جنبه های خشن و نرمش ناپذیرجهان روستایی، سختی زندگی اینان در پیوند با ابزار کار، محیط زندگی و پیوندهای رویاروی خشک و غیراحساساتی می افتد و از این جهان ایستا تصویرهای زنده و جانداری می گیرد. این داستان که حدوداً شش سال پس از اصلاحات ارضی چاپ شد، به راستی نخستین داوری هنری، در این باره است. این نخستین اثر ادبی است که پیوندهای بنیادی جامعه روستایی آن زمان را پیش روی خواننده می نهد. آل احمد به خوبی جامعه روستایی ایران، شیوه زندگی، پیوندهای رویاروی این جامعه، خرافات و بسیاری از جنبه های دیگر آن را می شناسد. از این دیدگاه و نیز از بسیاری دیدگاه های دیگر، نفرین زمین داستانی است سودمند برای پژوهشهای جامعه شناختی روستایی و تاریخی.
قوم نگاری ارتباط، کاربرد زبان را دربافت اجتماعی فرهنگی آن مورد تجزیه وتحلیل قرار می دهد. قوم نگاری ارتباط درواقع نحوه ارتباط مردم در گروه یا جامعة ویژه را با همدیگر و نحوه اثرگذاری روابط اجتماعی ظریف بین انسانها را درنوع زبان مورد کاربرد مورد بررسی قرار می دهد. اصولا صورتها ونقش های زبانی با توجه به بافت اجتماعی فرهنگی باید مورد تجزیه و تحلیل قرارگیرند. بدین ترتیب، قوم نگاری ارتباط، تعریف کلیه عواملی است که درقالب ریزی و قالب شکنی ارتباط کلامی مؤثر می باشند. دراین مقاله، بعد از مقدمه ای کوتاه، این عوامل را مورد بررسی قرارداده و تأکید کرده ایم که تنها داشتن معلومات کافی دستوری و توانایی تولید جملات دستوری و خوش ساخت به معنای توفیق در فرایند پیچیده ارتباط زبانی با دیگران نمی باشد. بدین ترتیب، برخلاف نظریه های دستور ساختاری و دستور گشتاری، قوم نگاری ارتباط براین پایه و اصل استواراست که معانی گفته ها با توجه به بعد اجتماعی و فرهنگی جامعه زبانی و در رابطه با رخدادهای ارتباطــی روشن می شوند و این معانــی بسیار فراتر از معانی کلمات و جملات صـــرف می باشند که معمولا مورد کاربرد سخنگویان جامعه زبانی ویژه قرار می گیرند.
بررسی ناپایداری دامنه ای و تعیین مناطق مستعد حرکات دامنه ای توسط GIS در سال های اخیر مورد عنایت پژوهشگران بوده است، اما به رو ش های مورد استفاده در GIS توجه کافی نشده است. این مقاله در مطالعه ناپایداری دامنه ای در شهرستان سنندج، روش تحلیل ماتریسی (سلولی 1) را به کار گرفته است و مدلی مناسب در خصوص تعیین مناطق مستعد به دست آورده است . روش تحلیل سلولی، ضمن آزمون مدل، توانسته است عوامل مؤثر در ناپایداری دامنه ای را ارزیابی نماید و تغییرات اصلاحی در وزن ها و ضرایب ایجاد نماید.
امروزه همگرایی منطقه ای باتوجه به عامل جغرافیا مورد توجه اکثریت کشورهای جهان قرار گرفته است. با توجه به طرح موضوع جهانی شدن اقتصاد و ضرورت همگرایی بیشتر سیاسی و اقتصادی بین کشورهای یک منطقه جغرافیایی، کمترکشوری را در دنیا می توان یافت که برای توسعه خود به همگرایی منطقه ای توجه نداشته باشد . کشورها اگر در یک گروه منطقه ای قرار گیرند بهتر می توانند منافع منطقه و کشورهای خود را تامین کند و ضعف ها و نقصان های خود را برطرف نمایند . منطقه گرایی در حوزه جغرافیایی اروپا، الگوی نسبتا موفقی را به جهانیان ارائه نمود که به دنبال آن مناطق دیگر کره خاکی از این الگو پیروی کردند. نفتا در آمریکای شمالی ، مرکوسور در آمریکای لاتین، آسه آن در جنوب شرق آسیا، سارک در جنوب آسیا و چندین سازمان منطقه ای دیگر همه نشان از علاقه کشورهای یک منطقه برای همگرایی بیشتر دارد . هر چند در منطقه ای که کشور ما قرار گرفته سازمانی به نام اکو تشکیل شده است ولی از آنجایی که اشتراکات لازم برای یک همگرایی منطقه ای فعلاً در بین اعضا وجود ندارد، در طول بیش از یک دهه فعالیت موفقیتی برای این سازمان به دست نیامده است. با توجه به تحولات یکی دو سال اخیر در منطقه خلیج فارس و اشتراکاتی که بین کشورهای این منطقه به ویژه در زمینه انرژی وجود دارد به نظر می رسد به دور از تنش های گذشته، می بایستی در جهت هر چه بیشتری همگرایی سیاسی و اقتصادی قدم های مثبتی برداشت تا به توان با همکاری با دیگر مناطق دنیا و سازمان های بین المللی مثل سازمان تجارت جهانی به اهداف مورد نظر دست یافت.
شهر لار به عنوان بزرگترین مرکز سکونتی لارستان (در جنوب استان فارس) با ارتفاع متوسط 915 متر در سیستم زاگرس چین خورده و در دشت لار قرار دارد. شهر قدیم یا شهر تاریخی و باستانی لار در شمال غرب دشت و شهر جدید لار پس از رخداد زلزله سال 1339 و به دنبال ویرانی شهر قدیم بر روی مخروط افکنه تنگ اسد در جنوب دشت لار به وجود آمد . تا سال 1335 حتی یک خانه مسکونی در روی این مخروط افکنه ساخته نشده بود. در حال حاضر نه فقط مخروط افکنه تنگ اسد به طور کامل بر اثر تاسیسات شهری اشغال شده است بلکه آپارتمان سازی در داخل دره تنگ اسد به طرف کوهستان که عرض دره بسیار محدود است و مورد تهدید سیل واقع می شود نیز ادامه پیدا کرده است. از طرف دیگر این دو شهر در جهت شمالی و جنوبی به سمت یکدیگر توسعه می یابد و در آینده به طور کامل به یکدیگر متصل خواهند شد. از عوامل محدودکننده توسعه شهر لار در دراز مدت، مناطق کوهستانی شمال و جنوب دشت لار است به گونه ای که عرض متوسط این دشت حدود 6 کیلومتر می باشد. پدیده زلزله از نظر پتانسیل و بالفعل، ساخت و ساز اصولی و مقاوم در برابر زلزله را می طلبد. شرایط آب و هوایی گرم و خشک ، تابستان های طاقت فرسا و کمبود منابع آب به ویژه آب شرب از دیرباز مشکل اصلی شهر لار بوده است . خشکسالی های چند سال اخیر، نیز مساله را شدت بخشیده است . افزون بر آن، آب های سطحی و زیرزمینی به دلیل وجود سازندهای میشان، گچساران و مارن های میوسن حاوی گچ و نمک و نیز به دلیل وجود گنبدهای نمکی اینفراکامبرین اطراف لار، عمدتاً شور، قلیایی و سنگین هستند . در مقابل تنگناهای طبیعی، فرهنگ بالای شهرنشینی و به ویژه مشارکت عمومی و کمک های چشم گیر مردمی برای توسعه در این شهر را باید در نظر گرفت . در این مقاله با بهره گیری از روش های معمول و خاص پژوهش های جغرافیایی و به ویژه با انجام سفرهای مکرر و متعدد به لارستان (شهر لار ) تنگناهای طبیعی مذکور از نزدیک بررسی شده است. برنامه ریزان شهری باید به حقایق محیط شهر لار و یا به عبارتی لارستان توجه نمایند و مسیر توسعه ای را دنبال نمایند که فرصت های برابر برای همه اهالی شهر فراهم شود و در برخورد با محیط زیست بوم – مداری 1 را مقدم بر انسان محوری 2 دانسته و توسعه پایدار را ملاک عمل خود قرار دهند.
یکی از اصول توسعه درون زا یعنی توسعه برخاسته از نیازها، امکانات و شرایط ملی و محلی هر کشور، اصل هویت فرهنگی است که بر پایه پذیرش تنوع فرهنگی استوار است . در فرایند شهرنشینی و توسعه شهری درون زا می توان به وجود بستر فرهنگی مناسب برای گفتمان بین فرهنگ ها و ملل اندیشید در غیر این صورت شهرها به کانون هایی منفک و مجرد از هویت و حیات فرهنگی از یک طرف و مقتضیات فرهنگی و جغرافیایی جهان کنونی از سوی دیگر تبدیل می شوند. در این نوشتار، این فرض مورد تاکید و ارزیابی است که وجود یک ساختار متعادل، همگون و درون نگر شهری و شهروندی می تواند روابط انسانی- فرهنگی به ویژه گفتمان میان فرهنگ های مختلف را تحت تاثیر قرار دهد.