نوربرت الیاس با تأکید بر ضرورت توجه به نسبی بودن تأثیر عوامل مختلف در صورتبندیها و فرایندهای اجتماعی و نیز توجه به صیرورت تاریخی آنها، پایههای "جامعهشناسی آرایشی" یا به تعبیری دیگر از خود او، "جامعهشناسی فرایند" را مستحکم ساخته است. در واقع هنر اصلی الیاس ایجاد سنتز یا ترکیبی مناسب از آثار کنت، دورکیم و وبر است. او بر آن است که آدمیان را باید در تعامل و وابستگی متقابل به یکدیگر مورد شناسایی قرار داد. زندگی انسانها وابسته به آرایشهای مختلفی است که روابط آنها با یکدیگر، آن را شکل میدهد. این آرایشها مدام در حال تغییرند و در جریان این تغییر، با شیوههای متنوعی نظم پیدا میکنند. بنابراین، برای شناخت صحیح و دقیق رویدادهای اجتماعی باید فرایند و ماهیت آرایشهای موجود را به خوبی درک کنیم او زندگی اجتماعی را به یک بازی تشبیه میکند که هر یک از حرکتهای بازیکنان فقط با شناخت آرایش تیمی و حرکتهای قبلی امکانپذیر خواهد بود. پس مفهوم آرایش ناظر بر شبکههای متداخل و به هم پیوستهای است که کنش افراد را به یکدیگر میپیوندد و آنان را هم به انجام کارهایی قادر میسازد و هم از انجام کارهایی باز میدارد. حتی گروههای متخاصم نیز با یکدیگر روابط و در نتیجه بر یکدیگر تأثیرات متقابلی دارند. محور این آرایشهای متغیر، نوعی تعادل قدرت متحرک است که گاه به این سو و گاه به آن سو میرود. قدرت عامل توانایی بخش و در عین حال، محدود کنندهای است که بر روابط انسانی حاکم است. بهنظر میرسد که آشنایی با مبانی، ساختار و ساز و کارهای جامعهشناسی آرایشی گذشته از جنبه نظری آن، میتواند ما را در شناخت ماهیت آرایشهای اجتماعی موجود و تحولات گوناگون و پرشتاب پس از پیروزی انقلاب اسلامی و به ویژه سالهای اخیر بهعنوان یکی از عوامل زمینهساز آینده، مدد دهد.
تحقیق حاضر با هدف مقایسه روش های مختلف تعیین آستانه بی هوازی به اجرا در آمد بدین منظور 15 نفر(با میانگین + انحراف معیار سنی 32/1+ 21 سال قد 5/2 + 178 سانتی متر و وزن 78/6+ 2/64 کیلوگرم بعنوان آزمودنی های تحقیق انختخاب شدند برای تعیین نقطه انحراف ضربان قلب HRDP از پروتکل هافنمن استفاده شد ضربان های قلب فعالیت آزمودنی ها لحظه به لحظه بااستفاده از تله متری ثبت شد همزمان در 5 مرحله مختلف با استفاده از انژوکت نمونه خون از سیاهرگ دست چپ آزمودنی ها جمع آوری و میزان اسید لاکتیک آن ها به طور آنزیماتیک اندازه گیری شد در تعیین آستانه بی هوازی با استفاده از HRDP و منحی عملکرد ضربان قبل HRPC روش های بلک بورن 70 در صد ضربان قلب بیشینه روش 90 در صد ضربان قلب بیشینه معادله ناریتا مدل بلند بیشترین فاصله L.Dmax و مدل کوتاه بیشترین فاصله S.Dmax با روش سنجش لاکتات روش مبنا مورد مقایسه قرار گرفتند نتایج نشان داد که روش S.Dmax در برآورد ساتانه بی هوازی روش دقیقی است و تفاوت معنی داری بین این روش و روش مبنا وجود ندارد 83/8+ 167 در برابر 17/8+ 168 و 85/0=p از طرف دیگر مقایسه نتایج روش بلک بورن روش 90 در صد ضربان قلب بیشینه معادله ناریتا و مدل L.Dmax با روش مبنا نشان دهنده اختلاف معنی دارد در برآورد آستانه بی هوازی با استفاده از HRDP بود با توجه به نتایج به دست آمده می توان نتیتجه گیری کرد که روش S.Dmax می تواند جایگزین مطمئن روش سنتی پر هزینه و وقت گیر خون گیری متعدد ( سنجش لاکتات ) شود بر همین اساس مربیان و ورزشکاران برای تعیین آستانه بی هوازی و کنترل شدت برنامه تمرینات خود می توانند از این روش استفاده کنند
اندیشه عمومی بر آن است که فعالیت های ورزشی منجر به سلامتی و افزایش طول عمر می شود تحقیقات و یافته های دانش بشری امروزه بیانگر افزایش طول عمر با شرکت در فعالیت های ورزشی است اندیشمندان بر این باورند که ورزش عامل مهمی در ارتقای سلامتی و طول عمر می باشد اما آیا ورزش قهرمانی که در آن ورزشکاران نیازمند فعالیت مضاعف و طاقت فرسا می باشند نیز همین تاثیر را بر عمر طبیعی دارد و ورزشکاران نخبه که طی سالیان متمادی تحت فشارهای شدید جسمانی و روانی قرار دارند همانند سایرین از طول عمر طبیعی بهره مندند؟ هدف از اجرای این تحقیق شناسایی متوسط طول عمر طبیعی قهرمانان مرد ایرانی و مقایسه آن با متوسط طول عمر جامعه است بدین منظور با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه مهمترین عوامل موثر بر زندگی طبیعی 42 تن از قهرمانان رشته های ورزشی تیم های ملی که در ده سال گذشته با مرگ طبیعی از دنیا رفته اند جمع آوری شد با استفاده از آزمون های مناسب آماری ( کولموگروف و اسمیرئوف و اسپیرمن و تی) با 95 در صد اطمینان یافته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت نتایج حاکی از آن بود که متوسط عمر قهرمانان 5/63 صال تفاوت معنی داری با متوسطه طول عمر افراد عادی جامعه دارد (5/68) این شاخص در میان ورزشکاران رشته ای گروهی و انفرادی تفاوت معنی داری را نشان نمی داد از این رو می توان اظهار داشت قهرمانان مرد ایرانی از طول عمر کمتری نسبت به افراد عادی جامعه برخوردارند
هدف از اجرای این تحقیق بررسی تاثیر تمرینات هیپوکسی اینتروال بر هموگلوبین ، هماتوگریت ، رتیکولوسیت ، و سلول های قرمز خون در هنرجویان پسر تربیت بدنی می باشد .