در پژوهش حاضر ابعاد مساله «عدم برجستگی هویت فرهنگی جمعی» و برجستگی هویتهای فرهنگی دینی، ملی، قومی درونمرزی و قومی فرامرزی در زمان حال، با استفاده از روش پیمایش در میان مردم عرب خوزستان مورد بررسی قرار گرفته و سپس با استفاده از روش شبیهسازی و ساختن مدل کامپیوتری جامعه واقعی، به پیشبینی تاثیر آزادیهای مدنی، جهانیسازی، ارتباطات درونملی، ارتباطات فراملی- فرصت یکسان، ارتباطات فراملی- فرصت متفاوت و نیز تاثیر تعاملی ارتباطات درونملی و آزادیهای مدنی بر روی وضعیت پدیده «عدم برجستگی هویت فرهنگی» و برجستگی هویتهای فرهنگی مختلف، در آینده مردم مذکور پرداخته شده است. نتایج بهدست آمده حکایت از تاثیر معنیدار متغیرهای مستقل ذکر شده، بر روی آینده هویتهای فرهنگی دارد. مدل کامپیوتری ساخته شده و چهارچوب نظری به کار رفته بر مبنای تئوریهای سازهگرایی اجتماعی میباشند.
"آنچه از بررسی کلی مبحث الهام ادبی در ادبیات کلاسیک ایران بر می آید این است که اعم نویسندگان و شعرای این سرزمین، برجسته ترین عامل تاثیر گذار را بر گرفته از منابع فرا طبیعی فرض کرده اند. اما، در این بین، هستند ادبایی که صرف نظر از این ماخذ، سر چشمه های دیگری را نیز مد نظر قرار داده و بدان ها اشاره کرده اند. از زمره این نویسندگان می توان به نظامی گنجوی اشاره کرد. او در آثارش، به صراحت بر این نکته تاکید می ورزد که به سبب بر گرفتن الگو از پیشینیانش و همچنین استناد به رخدادهایی که بر زندگی شخصی اش، به نحوی مستقیم، تاثیر گذاشته است از ادبای پیشین متمایز است. این امر می تواند بیان گر این نکته باشد که خوانشی که از متن نظامی به عمل می آید می تواند خوانشی مدرن و مبتنی بر نظریه های نقد نو باشد.
در این مقاله تلاش می کنیم که با استناد به نظریه های خوانش ادبیات مدرن به مقوله منابع و سرچشمه های الهام ادبی در آثار این نویسنده بزرگ بپردازیم."
در جستجوی زمان از دست رفته- اثر شگفت انگیز مارسل پروست- شرح شکوفایی استعدادی خدا دادی است. مارسل، قهرمان داستان، از ایام کودکی ذوق و قریحه نویسندگی را در وجودش احساس می کند واین امید را در دل می پروراند که روزی به نگارش رمانی شامل مفاهیم ژرف فلسفی توفیق یابد. اما یاس و تردید، دلسردی و ناامیدی و نیز وسوسه های گوناگون جوانی اورا از مسیر اصلی زندگی اش منحرف می کنند و تشویق و دلگرمی دوستان و آشنایان هنرمند و هنر پرورش، راه را به جایی نمی برند. با این همه آخرین بخش رمان بیانگر آن است که آرزوی دیرین او به تحقق خواهد رسید. مارسل سرانجام به این اطمینان دست می یابد که نگارش اثر میسر است و رخدادها و فراز ونشیب های زندگی اش می توانند دستمایه اصلی رمان او قرار گیرند.