بررسی کارایی بخشهای مختلف اقتصادی به خصوص بخش صنعت از مهمترین مباحث اقتصادی است. روشهای مختلفی برای اندازه گیری کارایی به کار می رود. یکی از این روشها، برنامه ریزی خطی است که خود به دو دسته تحلیل مرزی معین (DFA) و تحلیل پوششی داده ها (DEA) تقسیم می شود. در روش (DEA)، ابتدا مرزی به عنوان مرز کارایی تولید در نظر گرفته شده، عملکرد بالاتر از مرز به عنوان عملکرد کارا و عملکرد پایین تر از مرز به عنوان ناکارایی تلقی می شود. این مقاله، عملکرد نسبی واحدهای بخش صنعت را در ایران با استفاده از روش تحلیل پوشش داده ها مورد بررسی قرار می دهد. کارایی تکنیکی کل، خالص کارایی تکنیکی و نیز کارایی مقیاس برای زیر بخشهای صنعت در سال 1380 محاسبه شده است. رشد بهره وری مجموع عوامل با استفاده از «شاخص بهره وری مالم کوئیست» برای زیر بخشهای مزبور در دوره زمانی 1380-1376 محاسبه گردیده است. همچنین عوامل موثر بر بهره وری با روش پانل دیتا مطالعه و تحلیل شده است.
مطالعه حاضر به منظور بررسی ویژگی های روانسجی نسخه فارسی پرسشنامه تجدیدنظر شده شخصیت آیزنک – فرم کوتاه (EPQ-RS) انجام گرفت. EPQ-RS یک پرسشنامه خودسنجی 48 سوالی است که برای سنجش ابعاد نوروزگرایی (N)، برونگرایی (E)، و پسیکوزگرایی (P) به کار می رود. پرسشنامه، علاوه بر این، یک مقیاس دروغ سنج (L) را شامل می شود. EPQ-RS به همراه پرسشنامه تجدیدنظر شده شخصیتی نوروزگرایی – برونگرایی – انعطاف پذیری – فرم کوتاه (NEO-FFI-R) از سوی 343 دانشجوی دانشگاه تبریز (175 زن، 168 مرد) که در دامنه سنی 18 تا 35 سال با میانگین سنی 23 سال قرار می گرفتند، تکمیل شدند. پایایی از طریق روش همسانی درونی (آلفای کرونباخ) و بازآزمایی (با فاصله یک هفته) و همچنین میانگین همبستگی بین سوالی برای مقیاس های N، E، P و L برآورد شد؛ ضرایب پایایی برای مقیاس های E، N، و L رضایت بخش و برای مقیاس P پایین بود. روایی آزمون از طریق همبستگی مقیاس های EPQ-RS با NEO-FFI-R و نیز تحلیل عامل اکتشافی (EFA) و تحلیل عاملی تاییدی (CFA) برآورد شد. ابعاد E و N همبستگی های بالایی داشتند و این میزان برای مقیاس P چندان رضایت بخش نبود. تحلیل عاملی اکتشافی صحت ساختار چهار عاملی آیزنک را تایید کرد اما در تحلیل عاملی تاییدی شاخص های برازش چندان رضایت بخش نبود.
اطلاعات جامع، دقیق و کافی در مورد تأمین مالی سیستم بهداشت، زیربنای اساسی و لازم برای طرح ریزی خردمندانه سیاستهای اصلاحات در سیستم بهداشت است. اولین گام در تحلیل مسائل تأمین مالی مراقبتهای بهداشتی، محاسبه درست و منطقی هزینه های ملی سلامت است. کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، حسابهای ملی سلامت موفقی را طرح ریزی کرده اند که امکان مقایسه بین کشورها از طریق تعاریف استاندارد منابع تأمین مالی و مصارف بهداشتی (بخشها و برنامه هایی که منابع مالی در آنها هزینه شده است) را فراهم ساخته است. ایالات متحد نیز رویکرد بسیار دقیقی برای محاسبه هزینه های بهداشتی فراهم ساخته است که «حسابهای ملی سلامت» نامیده می شود. در کشورهای در حال توسعه، علی رغم توصیه های مکرر سازمانهای بین المللی مانند سازمان جهانی بهداشت و بانک جهانی تحلیل هزینه های بهداشتی بسیار نامنظم انجام گرفته است.کشورهای در حال توسعه از جمله ایران ساختار تأمین مالی چندگانه و متفرق دارد. از این رو روش ماتریس «منابع – مصارف» برای تحلیل هزینه های بهداشتی این کشورها ارائه شده است. روش ماتریس منابع – مصارف، شکل بهبودیافته حسابهای ملی سلامت در کشور امریکاست. این روش به این دلیل ارائه شده است که سیستم بهداشتی کشورهای در حال توسعه به لحاظ تأمین مالی بسیار شبیه سیستم بهداشتی امریکاست، که در آن منابع مالی از منابع و بخشهای مختلف تأمین می شود. تجارب گذشته نشان می دهد امکان محاسبه دقیق و کامل هزینه های بهداشتی از طریق این روش امکان پذیر است. برای درک بیشتر تأثیر حسابهای ملی سلامت بر سیاستهای بهداشتی و کاربرد عملی آن مثالهایی از اجرای حسابهای ملی سلامت در کشورهای مصر و هند ارائه شده است.
در دهه های اخیر در کشور ما ایران، به دلیل افزایش جمعیت و نرخ رو به رشد آن و از سوی دیگر مهاجرت های غیر قابل کنترل جمعیت روستانشین به سوی مراکز شهری، ساختارهای زیر بنایی و تشکیلاتی نیز به صورت تصاعدی به سمت حوزه های شهری واقع در نواحی خشک و نیمه خشک متمرکز شده است. لیکن در روند توسعه فیزیکی مناطق شهری، به مسایل مربوط به زیر ساخت های طبیعی، مبانی هیدرولوژیکی و ویژگی های اقلیمی توجه کافی نشده است. در اقالیم خشک میزان بارش کم، نامنظم و پراکنده است. علی رغم کمی بارش، بخش قابل توجهی از بارندگی ها تند، ناگهانی و کوتاه مدت بوده و سیلاب های با دبی نسبتا زیاد ایجاد می کند. با توجه به این که یکی از واحدهای ژئومورفولوژیکی در مناطق خشک مخروط افکنه ها است، جریان سیلاب روی آنها در بخش پایین دست به صورت کانال های شریانی و پخشی بوده، که در مواقع سیلاب های شدید به شدت ناپایداراند. متاسفانه در سال های اخیر با توسعه روزافزون جمعیت شهرها، ساخت و سازهای شهری به سمت مخروط افکنه ها گسترش یافته و احتمال خطرات ناشی از سیلاب های ناگهانی همواره تهدیدزاست. شهر بیرجند، به عنوان مهمترین و بزرگترین مرکز شهری واقع در شرق کشور، یکی از شهرهایی است که بارها در معرض سیلاب های مخرب قرار گرفته است. نوشتار حاضر، با تحلیل ویژگی های اقلیمی، فیزیوگرافی و هیدرولوژیکی مسیل های شمالی و جنوبی شهر بیرجند و بررسی احتمال سیل آنها، به پیشنهاد اقدامات حفاظتی مناسب برای حفاظت شهر بیرجند در مقابل سیلاب ها می پردازد.