این تحقیق مفاهیم سیاسی دعای ندبه را بررسی می کند؛ دعایی که دکترین امامان برای آگاه کردن یاران و پیروان به شمار می رود و مشکلات و مفاسد جامعه را می شمارد تا با این روش، تمام مشکلات اجتماعی و سیاسی را به مردم و آیندگان اعلام کند. این دعا علاوه بر این که سلاحی برای مؤمن است، از منابع نظام سیاسی اسلام به شمار می رود. در این مقاله، بعد سیاسی دعای ندبه در نظر است که از زمان های گذشته شیعیان بدان توجه داشته اند. در واقع، دعای ندبه، حضور اولیای الهی از حضرت آدم تا آخرین حجت را بیان می کند.
این مقاله، علاوه بر این که به مبانی جامعه اسلامی و جامعه سیاسی نامطلوب می پردازد، جامعه سیاسی مطلوب امام زمان را که همه پیغمبران مقدمه ساز آن بوده اند، به تصویر می کشد. بنابراین، می توان گفت که انبیای الهی از آغاز تاریخ بشر آمده اند تا جامعه را قدم به قدم به آن جامعه مطلوب نزدیک تر کنند
آب بعنوان درِگرانبهای برنامه ریزی، محور توسعه محیطی است و می تواند توزیع ساختاری - فضایی توسعه را تحت تأثیر قرار دهد به همین دلیل چگونگی مهار، تنظیم، توزیع و بهره برداری از پتانسیلهای آبی در چارچوب اهداف مکانی - زمانی سلسله مراتبی منطق ای، ملی و محلی نیازمند یک ایدئولوژی جامع و چند منظوره اجرایی است.
قرار گرفتن ایران در منطقه نیمه خشک و توزیع ناهمگون زمانی – مکانی بارش و رواناب در حوضه های آبی، در کنار عواملی چون حفظ محیط زیست، وضعیت خاص اکولوژیکی، حفظ الگوی فعلی پراکنش جمعیت و ایجاد تعادل منطقه ای متناسب با نیازهای توسعه، توزیع متوازن منابع آب و اجرای طرحهای انتقال بین حوضه ای آن را در کشور ضروری ساخته است. در نتیجه انتقال آب از حوضه ای به حوضه دیگر می تواند یکی از راه کارها برای رسیدن به تعادل منطقه ای قلمداد شود.
حوضه زاینده رود به دلیل تأمین آب شرب بخشی از استانهای اصفهان و چهارمحال و بختیاری و یزد، دارا بودن پتانسیلهای بالای کشاورزی، توریستی و نیز در برگرفتن قطبهای بزرگ صنعتی و جمعیتی از اهمیت زیادی برخوردار است. رشد و توسعه عوامل فوق سبب شده است تا نیاز آبی حوضه زایندرود به سرعت افزایش یابد و به دلیل کمبود منابع آبی درون حوضه، بحث انتقال بین حوضه ای آب از مناطق مجاور، بخصوص حوضه آبریز کارون بزرگ موزد توجه قرار گیرد.
این پژوهش سعی دارد تا با روش آماری، توصیفی و اسنادی، ضمن بررسی چالشها و فرصتهای انتقال بین حوضه ای آب چون ملاحظات فنی – اقتصادی – اجتماعی، زیست محیطی و استانداردها و ضوابط قانونی و .... در چهارچوب یک تحلیل سیستمی راهکارهای مناسبی جهت برنامه ریزی بهینه انتقال منابع آب از حوضه کارون یزرگ به حوضه زاینده رود ارایه کند.
نتایج حاصله از این پژوهش نشان می دهد که طولانی بودن مسیر، نیاز به سازه های سنگین، سرمایه گذاریهای کلان، گستردگی مناطق تحت تأثیر، مسایل حقابه بران، مسایل سیاسی – اجتماعی و اقتصادی و مسایل زیست محیطی از مهمترین موارد بحث انگیز طرحهای انتقال آب از حوضه کارون بزرگ به حوضه زاینده رود می باشد که چالشهای مهمی را برای برنامه ریزان و مدیران بوجود آورده است و مهمترین عوامل مؤثر بر تصمیم گیریهای مربوط به انتقال آب از حوضه کارون به حوضه زاینده رود عبارتند از:افزایش جمعیت و شهر نشینی، ارتقای سطح زندگی، توسعه کشاورزی، توسعه صنایع، آلودگی منابع آب، مسایل استراتژیکی و محیط زیست که در اجرا، رهبری و هدایت پروژه مذکور باید لحاظ شوند. در نهایت برنامه ریزی و مدیریت انتقال بین حوضه ای آب از کارون به زاینده رود باید براساس مدیریت توأمان و واقع بینانه عرضه و تقاضا، جامع نگری در کل چرخه آب و اصول توسعه پایدار و آمایش سرزمین باشد.
اشکال مختلف فرسایش و فرآیندهای دامنه ای که تخلیه مواد حاصل از فرسایش دامنه ها را به عهده دارند، یکی از مسایل مهم زیست محیطی ایران است. برای کنترل یا کاهش آثار تخریبی آنها باید عوامل موثر بر این فرآیندها ارزیابی شود. به منظور شناخت این عوامل در این مطالعه، ابتدا با استفاده از عکس های هوایی، نقشه های توپوگرافی و مشاهده های زمینی، اشکال فرسایش و فرآیندهای دامنه ای موجود در منطقه شامل فرسایش شیاری، سولیفلوکسیون، خزش، لغزش، ریزش و فرسایش کنار رودخانه ای شناسایی و تعیین حدود گردید. سپس ویژگی های هر یک از این اشکال و فرآیندها از نظر نوع سازند، توپوگرافی، تراکم زهکشی و عوامل اقلیمی به تفکیک، اندازه گیری و محاسبه شد. جهت تعیین روابط بین اشکال فرسایش مشاهده شده در منطقه و پارامترهای محاسبه شده و همچنین شناخت مهم ترین عوامل موثر در ایجاد آنها، از تحلیل های آماری رگرسیون چند متغیره استفاده گردید. نتایج حاصله، بیانگر آن است که متغیرهای: نوع سازند، ارتفاع، بارش و شیب منطقه، نقش بیشتری در تحول و تنوع اشکال مختلف فرسایش و فرآیندهای دامنه ای داشته اند.
شهر به مثابه مکان زیست جمعی انسان مدرن،بستر فیزیکی زندگی او را شکل می بخشد.حیات شهری متضمن مجموعه روابط رسمی،چندگانه،شبکه وار و چند بعدی است و ساکنان شهر در زندگی روزمره شان با مؤلفه های متعدد این مجموعه در تماس قرار می گیرند.روند شکل گیری شهرها و فرایند دگرگونی شان می تواند رابطه ای متقابل با مراحل تکوین هویت اجتماعی شهرنشینان داشته باشد.هرگاه انسانها در باور جمعی شان به یگانگی و وحدتی در کلیت فرهنگ و هویت شان دست نیابند،نشانه ها و آثار آن را می توان از جمله در بخشهای مختلف زندگی شهری بازشناخت؛نشانه ها و آثاری که خود تقویت کننده تشتت در ساختار فرهنگی زندگی شهری تواند بود.بر این اساس به نظر می رسد آشفتگی و نابسامانی های شهرنشینی در ایران منعکس کننده بن بست معنایی در زندگی ایرانیان است.سرگردانی و ابهام در تعیین جهت گیری های اساسی زندگی (فردی و جمعی)اینک به وضوح در جامعه ایران قابل مشاهده است و صرفنظر از علل کثیره مُوَجد آن،می توان انتظار داشت واجد تاثیراتی در فرآورده های حاصل این زندگی نیز باشد.لذا شگفت آور نخواهد بود که ناهماهنگی،عدم توازن،تنزل مدیریت شهری گاه تا سر حدی نازل تر از معرفت عامیانه( common sense ) و تداخل و پیچیدگی مضاعف و فزاینده مسائل شهری و... همگی به بحرانی در سامانه شهر،حیات شهرنشینان و زندگی شهری منجر شوند.بدین ترتیب، آسیب شناسی مسائل شهری در ایران باید در چارچوب شرایط کلی زندگی ایرانیان مورد بررسی قرار گیرد و لذا پرداختن به سویه های معنایی ـ فلسفی شهرنشینی در ایران، در بستر ابهام و سرگشتگی میان وضعیت سنتخواهی و تجدد باوری می تواند در این راستا مفید واقع شود.