پژوهش حاضر با هدف بررسی روایی عاملی و پایایی فهرست استرس دوران دانشجویی (SLSI) (گادزلا، 1991) در یک نمونه از دانشجویان ایرانی اجرا شد. نسخه فارسی فهرست استرس دوران دانشجویی بر روی 419 دانشجو (166 پسر و 253 دختر) اجرا شد. در این پژوهش، به منظور تعیین روایی عاملی SLSI از تحلیل عامل تاییدی و به منظور بررسی همسانی درونی SLSI از ضرایب آلفای کرونباخ استفاده شد. همسو با نتایج مطالعه گادزلا و بالگلو (2001) نتایج تحلیل های عاملی تاییدی نشان داد که الگوی سلسله مراتبی SLSI برازش قابل قبولی با داده ها دارد. نتایج تحلیل های عاملی تاییدی منجر به تقویت این ایده گردید که SLSI یک ابزار اندازه گیری روا برای تعیین عوامل استرس زای دوران دانشجویی، واکنش دانشجویان نسبت به این عوامل و شاخص کلی استرس آنان است. به عبارت دیگر، تمام شاخص های نیکویی برازش، مدل اول، دوم و عامل کلی SLSI را تایید کردند.
چالش مستمر علما با رضاخان که در برهههایی چون غائله جمهوریخواهی، تا مرز یک «جنگ سرنوشت» پیش رفت قلب دیکتاتور نو ظهور را از کینه نسبت به آن جماعت (و کلا اسلام و دینداران) پرساخته بود و لذا به میزانی که پایههای قدرت دیکتاتور در کشور محکمتر میشد، عرصه بر «تکاپو»، بلکه «تنفس» روحانیت دشوارتر میگردید. در قم، رضاخان در پاییز 1306 تجمع باشکوهی را که از علمای بلاد به رهبری حاج آقا نورالله تشکیل شده بود با مسموم ساختن رهبر قیام، از هم فرو پاشاند.
هدف مطالعه حاضر بررسی عوامل موثر در اعتماد سیاسی دانشجویان و چگونگی تاثیر عواملی چون دینداری، عام گرایی، مشارکت در انجمن های دولتی، میزان ارزش های مادی و غیرمادی، میزان استفاده از رسانه ها و دینداری بر اعتماد سیاسی دانشجویان بوده است. در همین راستا یافته های تحقیق نشان می دهد 37 درصد دانشجویان دارای اعتماد سیاسی بوده اند. همچنین نتایج نشان می دهد متغیرهای دینداری، ارزش های مادی و فرامادی، استفاده از رسانه ها و دینداری، رابطه معنی داری با اعتماد سیاسی دانشجویان داشته اند.
سیدمحمدرضا میرزاده عشقی فرزند حاج سیدابوالقاسم کردستانی در 1273 شمسی در همدان به دنیا آمد. سالهای کودکی را در مکتبخانه گذراند و از 7 سالگی در مدارس الفت و آلیانس به تحصیل فرانسه و فارسی اشتغال داشت و پیش از آن که گواهینامه دریافت کند به تجارتخانه یک فرانسوی مراجعه و به شغل مترجمی پرداخت و در اندک مدتی به این زبان تسلط یافت.
بعد از جنگ جهانی دوم، یکی از مهم ترین معضلات کشورهای در حال توسعه رشد شتابان و ناهمگون شهرنشینی است. این مساله، برآیند مهاجرت های مداوم داخلی، یعنی روستا به شهر است که یکی از بازتاب های آن، رشد حاشیه نشینی است. حاشیه نشینان، اگرچه در پیرامون شهر زندگی می کنند و از اقتصاد شهر زندگی می گذرانند ولی جذب اقتصاد و فرهنگ شهری نشده اند. این پژوهش عوامل اقتصادی - اجتماعی موثر بر تفاوت فرهنگ حاشینه نشین و غیرحاشیه نشین را در میان جوانان 18 تا 30 ساله منطقه حاشیه نشین و غیرحاشیه نشین شهر شیراز مورد بررسی قرار داده است. نظریه های مورد استفاده ترکیبی از نظریه اسکارلوئیز، پارک و برگس، راجرز و کلود گرون است. نحوه همسرگزینی، خانواده گرایی، مردسالاری و دین محوری چهار شاخص فرهنگی هستند که تفاوت های آنان به عنوان تفاوت های فرهنگی بین حاشیه نشینان و غیرحاشیه نشینان مورد بررسی قرار گرفته است. روش پژوهش، پیمایش براساس طرح مقطعی است و اطلاعات موردنیاز به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، از بین 405 نفر از جوانان شهر شیراز جمع آوری شده است. نتایج تحلیل رگرسیونی چند متغیره نشان می دهد که متغیرهای شغل مادر، شغل پدر، استفاده از رسانه، تحصیلات فرد، درآمد و بعد خانوار برای گروه حاشیه نشین و متغیرهای استفاده از رسانه، شغل پدر، بعد خانوار و تحصیلات فرد برای کل نمونه، مهم ترین متغیرهایی هستند که تغییرات فرهنگ را در این پژوهش تبیین می کنند. این متغیرها برای گروه غیرحاشیه نشین 70 درصد، برای گروه حاشیه نشین 61 درصد و برای کل نمونه 78 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین کرده اند.
آقای شاپور والیپور از عناصر حزب توده و مسئول حزب در دو شهر یزد و اصفهان در سالهای منتهی به کودتای 1332 بوده که با مشاهده فساد، جنایت و خیانتهای حاکم بر حزب، از آن جدا شد. از آنجا که او از نزدیک و بیواسطه شاهد وقایع عجیبی در حزب بوده که بعضا بسیار تکاندهنده و عبرتآموز است، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران در زمان حیات وی گفتگویی را با او ترتیب داد که گزیده آن را میخوانید